پی ام اپلود

مطالب دسته بندی : سبک زندگی

یکی از نکاتی که باید در زندگی مد نظر قرار گیرد این است که زن و شوهر اطلاعات دقیقی از وضعیت جسمی و روحی یکدیگر داشته تا بتوانند به درک متقابلی از یکدیگر برسند. هر چقدر دانش و اطلاعات زوجین گسترش یابد، این مسأله به راحتی میسر خواهد شد. لذا باید خانواده های گرامی به این نکته توجه داشته باشند برای اینکه آرامش بیشتری در محیط خانه مستولی و حاکم باشد: باید به این اصول اساسی گردن نهاد تا بتوان به تحکیم نهاد خانواده کمک کرد. روابط سالم و صحیح زوجین زمانی میسر می شود که زوجین در امر مبادله ی اطلاعات و احساسات، مسایل خاصی را رعایت کنند.

۵ اصل طلایی زندگی مشترک

 

در این بخش، به این مسایل اشاره می شود:

اصل اول: درک متقابل یا همدلی دوطرفه
یکی از رایج ترین اشتباهات ارتباطی که همه ما مرتکب آن می شویم این است که گمان می کنیم وقتی کسی را می شناسیم، هر برداشتی که از اعمال، رفتار و گفتار او داشته باشیم صحیح و درست است.
در این مواقع بیشتر تصور می کنیم که می دانیم طرف مقابل چه می گوید و چه منظوری دارد، حال آنکه اغلب معنا و مقصود صحیح طرف مقابل را درک نکرده و دچار نتیجه گیری شتاب زده و قضاوت اشتباه شده ایم.
این نتیجه گیری های شتاب زده و قضاوت های اشتباه همان فرضیه های خانمان براندازی هستند که به راحتی مهر و عشق میان زن و شوهر را از بین می برند و سبب ایجاد سوءتفاهم و تنش های عاطف می شوند.
خوشبختانه یا متاسفانه باید گفت که ارتباط حقیقی و موثر جز با درک کردن دیگران و فهمیدن احساس آنها ممکن نیست و رسیدن به این حد خود نیازمند درک واقعیت های دیگری است؛ واقعیت هایی همچون :
_ آنچه در ظاهر می بینیم همیشه با واقعیت ها همخوانی ندارد.
_ رفتار، اعمال و گفتاری که از طرف مقابل می بینیم بیانگر همه وجوه واقعی احساس او نیستند و می بایست به دنبال احساسات واقعی او در پس رفتار، اعمال و گفتارش باشیم.
_ آنچه پرسیدنش برای ما ساده است ممکن است برای طرف مقابل بسیار دشوار باشد.
_ آنچه شنیدنش برای ما ساده است ممکن است برای طرف مقابل دردناک باشد.
_ آنچه ما گمان می کنیم برای طرف مقابل مفید است ممکن است به نفع او نباشد.
_ افراد به شیوه های مختلف احساسات خود را بروز می دهند.
_ هر آنچه ما فکر می کنیم صددرصد درست نیست و هر آنچه دیگران می گویند صددرصد نادرست نیست.
داوری کردن و قضاوت های منفی، به راحتی می توانند مناسبات و روابط زناشویی ما را مختل کنند و تا زمانی که ما نتوانیم قضاوت های میان افراد را به رسمیت بشناسیم ادامه پیدا می کنند
اصل دوم : درک صحیح تفاوت ها و احترام به آنها
همه ما کم و بیش از متفاوت ظاهرشدن می ترسیم. شاید به این دلیل که نگرانیم مبادا مضحکه دیگران شویم و یا موجبات شکست و ناکامی خود را فراهم آوریم. در حالی که تفاوت ها جادویی هستند و می توانند جذب کننده همه موهبت هایی باشند که خواهان آن هستیم.
در روابط میان زن و مرد، تفاوت های موجود میان این دو جنس در واقع مکمل آنان بوده و به هر کدام از طرفین این فرصت را می دهد که به تعادل و کمال برسند. به بیان ساده تر، از آنجا که هرکدام از ما گاهی جذب کسانی می شویم که به طور کامل با ما تفاوت دارند می توانیم نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنیم و با کمک یکدیگر با مسایل خود کنار بیاییم.
بعد دیگر جادوی تفاوت، تقویت عشق و روابط مهرانگیز میان زن و شوهر است؛ چراکه وقتی تفاوت ها را می پذیریم کم کم متوجه اشتباهات و قضاوت های ناعادلانه خود می شویم و رنجش کمتری از طرف مقابل به دل می گیریم و تنها در چنین حالتی است که عشق اصیل نمود پیدا می کند، در حالتی که ما طرف مقابلمان را با تمام تفاوت ها و شباهت هایی که با ما دارد می پذیریم و دوست داریم.
اصل سوم : داوری نکردن
ما تنها وقتی می توانیم از شر داوری منفی و نادرست خلاص شویم که تفاوت های میان خود و همسرمان را درک کنیم و احساسات، افکار و امیال خود را به طور صحیح و با موفقیت به طرف مقابل منتقل کنیم.
داوری کردن و قضاوت های منفی، به راحتی می توانند مناسبات و روابط زناشویی ما را مختل کنند و تا زمانی که ما نتوانیم قضاوت های میان افراد را به رسمیت بشناسیم ادامه پیدا می کنند.
در حقیقت ما باید دوست بداریم، بپذیریم، قدرشناسی کنیم و احترام بگذاریم تا بتوانیم داوری کردن را کنار بگذاریم و خود و دیگران را همان گونه که هستیم و هستند دوست بداریم.
آنچه اهمیت دارد توجه به این نکته است که قضاوت منفی ما درباره دیگران نشان دهنده این است که ما از خودمان راضی نیستیم. چراکه اغلب داوری های منفی نشانه فرافکنی عقایدی است که در خفا درباره خود داریم و آنها را به دیگران تعمیم می دهیم.
اصل چهارم: قبول مسوولیت برابر برای حفظ یک رابطه
اگر ندانید که شما و همسرتان هر دو به یک اندازه در قبال یکدیگر مسئولید، ادامه رابطه تا حدودی غیرممکن می شود. همه ما گاه گاهی احساس می کنیم که مدام صحبت می کنیم، ایثار می کنیم، زحمت می کشیم و رسیدگی می کنیم اما در مقابل چیزی عایدمان نمی شود.
این رویه قربانی هاست و نشانه آن است که به یک اندازه قبول مسوولیت نکرده و نمی کنیم. قربانی ها احساس می کنند که توان تغییردادن شرایط را ندارند. چنین افرادی نمی دانند و یا اعتقاد ندارند که می توانند روابط زناشویی خود را کنترل و اداره کنند و آن را تغییر دهند.
آنها هرگز باور نمی کنند که اگر به شکل دیگری برخورد کرده بودند نتایج بهتری به دست می آوردند. قربانی ها نمی خواهند بپذیرند که خود در چگونگی ایجاد مسایل پیش آمده، نقش داشته اند.
نتیجه احساس قربانی بودن، احساس رنجش و سرزنش است و سرکوب کردن رنجش نه تنها موجب داروی منفی می شود بلکه یکی از زمینه های بالقوه به هم خوردن روابط عاطفی است.

اگر مردی با چوب بر سر زنش بکوبد و بر اثر این ضربه از سر زن خون جاری شود، مرد به راحتی مسوولیت کارش را می پذیرد. اما بیشتر مردان مسوولیت کم کاری خود در یک رابطه عاطفی را نمی پذیرند چون از چگونگی عملکرد خود بی اطلاعند.
به همین دلیل شاید بتوان گفت مهم ترین وظیفه زن برای ایجاد مسوولیت برابر طرفین در یک رابطه این است که احساسات، عواطف و دلخوری های خود را بدون پیش داوری و قضاوت و بی آنکه رنجشی به دل داشته باشد محترمانه با مرد در میان بگذارد و به جای سرکوب کردن رنجش و تجربه قربانی بودن، مرد را آگاه کند که کدام رفتار او باعث واکنش تند زنش شده است.
اصل پنجم: تمرین بخشش
ابراز مهر و عشق نیازمند هیچ کوشش فرساینده ای نیست و اگر ما برای محبت کردن و مهرورزیدن به تلاش و کوشش بسیار نیاز داریم به این معناست که خود را فریفته ایم و رنجشی را در خود سرکوب کرده ایم.
بنابراین ما در برابر ایجاد حس رنجش تنها دو راه پیش رو داریم: یا به راستی ببخشیم، یا اینکه به جای رنجیدن، مسوولیت خود را در قبال آنچه بر سر رابطه مان آمده است بپذیریم. باید واقع بین باشیم، همه ما قدرت آن را داریم که شرایط را تغییر دهیم. کافی است بدانیم و درک کنیم که چگونه با رفتار و گفتار خود واکنش های موردنظر را در رفتار طرف مقابل ایجاد کنیم.
اگر احساس قربانی بودن را کنار بگذاریم و از احساسات و رنجش های خود با طرف مقابل سخن بگوییم، اگر داوری نکنیم و هیچ کس جز خود را مقصر ردیف اول ندانیم و اگر بدانیم که این رفتار و گفتار و اعمال خود ماست که رفتار و گفتار و اعمال خود ماست که رفتار و گفتار و اعمال طرف مقابل ما را رقم می زند، اگر فراموش نکنیم که سرکوب کردن رنجش ها و پاگذاشتن بر روی دلخوری ها، خواسته یا ناخواسته تاثیر سوء خود را در طرف مقابل می گذارد و در یک چشم برهم زدن اساس رابطه ما را از بیخ و بن نابود می کند، می توانیم یک زندگی زناشویی موفق داشته باشیم.

ادامه مطلب / دانلود

گاهی از این طرف بام می‌افتید و گاهی از آن طرف. گاهی می‌گذارید که همسرتان شما را در بند خود بکند و گاهی هم از ترس زندانی شدن، کیلومتر‌ها از او فاصله می‌گیرید. گاهی عشق و دلبستگی را با وابستگی اشتباه می‌گیرید و گاهی هم جای استقلال را با فاصله گرفتن و دور شدن عوض می‌کنید. به شما حق می‌دهیم که در آغاز راه یکسری اصول را ندانید اما اگر بخواهید خوشبخت ادامه دهید و خوشبخت بمانید، باید خیلی زود نقطه تعادل زندگی‌تان را پیدا کنید. شما باید بدانید که کجای این رابطه قرار دارید و همسرتان هم کجا نشسته است. زندگی مشترک، نه میدان جنگ است و نه جای مسابقه.  پس نه سعی کنید که خودتان را مثل یک قربانی شکست‌خورده ببینید و نه اینکه از او در ذهنتان چنین حریفی بسازید.

همسر عزیزم به من نچسـب!

 

 

می‌ترسید بگذارد  و برود؟

دوست دارید او را به خودتان زنجیر کنید. فکر می‌کنید اگر مدام مراقبش باشید تا ابد با شما می‌ماند. بزرگ‌ترین ترس زندگی‌تان این است که روزی چشمش جای دیگری بیفتد و دیگر شما را نبیند و نخواهد. ترس از اینکه از دستش بدهید. ترس از اینکه تنها شوید و دیگر هیچ‌کس شما را نخواهد. همین ترس‌ها باعث می‌شود تا بخواهید او را از ساده‌ترین آزادی‌هایش محروم کنید. دوست دارید در مهمانی‌ها به او بچسبید و از اینکه بدون شما بخواهد پایش را بیرون از خانه بگذارد کلافه می‌شوید. آنقدر دوست دارید که او فقط و فقط برای شما باشد که دلتان می‌خواهد در خانه حبسش کنید و نگذارید آفتاب و مهتاب ببیند.

این نشانه‌ها را دارید؟

اگر شما به بهانه عشق یا ترس از تنهایی، محدودیت‌های عجیب و غریبی برای شریک زندگی‌تان وضع می‌کنید و همیشه از اینکه او را از دست بدهید می‌ترسید، باید بگوییم که به جای عاشق بودن، شما درگیر وابستگی شده‌اید؛ وابستگی‌ای که می‌تواند زندگی‌تان را از هم بپاشد.

بگذارید زندگی‌اش را بکند

از کنار او بودن لذت ببرید اما بدانید مثل هر آدمی، به لحظاتی احتیاج دارد که در آنها بدون حضور شما وقت بگذراند. لحظات بودن با دوستان، فوتبال دیدن، گپ زدن در مهمانی و زمان های دیگری که مثل روزهای قبل از ازدواج، بدون شما آنها را تجربه می‌کند.  حتی گاهی نیاز دارد تنها در خیابان قدم بزند و حتی بدون مزاحمت، چرت بزند!

۲ دقیقه یک‌بار با او تماس می‌گیرید؟

دوست دارید در هر دقیقه هزار بار بگویید که دوستش دارید. اصلا این حس دوست داشتن آنقدر در وجودتان شعله‌ور است که نمی‌توانید حتی برای یک روز هم که شده، آن را تنها در عملتان بروز دهید و به زبان نیاورید. برای نشان دادن این حس، هر نیم‌ساعت یک‌بار برایش چند پیام می‌فرستید و ۶-۵ باری هم در ساعات کاری، تلفنی حالش را می‌پرسید تا او را مطمئن کنید که عاشقش هستید. محال است که هر هفته یک کادو از شما دریافت نکند یا دسته‌دسته گل از شما تحویل نگیرد. روز تولدش را به یک روز خارق‌العاده بدل می‌کنید و سرتاپای خانه را گل می‌ریزید تا بداند که برای شما یک آدم خاص است.

این نشانه‌ها را دارید؟

اگر نمی‌توانید هیجان عشق‌تان را مهار کنید و در عین عاشق بودن و رمانتیک بودن، مثل یک آدم عادی زندگی کنید، پس وابستگی را با عشق اشتباه گرفته‌اید. در به کار بردن این ترفند‌ها اغراق نکنید و آنها را هم به نوعی روزمرگی که دیر یا زود کسالت‌آور می‌شود تبدیل نکنید.

به اندازه لازم و کافی عاشق باشید

همه می‌دانند که عاشقش هستید. برای تولدش از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی می‌کنید و گاهی بی‌بهانه با یک هدیه کوچک وارد خانه می‌شوید.

او شریک واقعی زندگی شماست؛ در شادی و غم، در آرامش و سختی، در سلامت و بیماری. گاهی با کمی هیجان به وجدش می‌آورید اما در کنارش، آرامش یک زندگی کاملا عادی را هم دارید.

دنیای او دنیای شماست؟

حریم خصوصی در زندگی مشترک برایتان معنایی ندارد. از همان لحظه‌ای که پیمان مشترک‌تان را بستید،‌ گمان می‌کنید که باید همه چیز مثل بلور شفاف باشد و او حتی در افکارش هم شما را راه دهد. رمز‌های کاربری‌اش را گاهی با مهربانی و اگر لازم شود با قهر، بحث و خشونت می‌گیرید و هر‌از‌گاهی به حساب‌های کاربری‌اش سرک می‌کشید تا مطمئن شوید که شهر در امن و امان است. با آمدن هر پیامک به سمت تلفن همراهش می‌دوید و اگر کوچک‌ترین مقاومتی کند، بدترین فکرها به ذهن‌تان راه پیدا می‌کند. گاهی سر زده به محیط کارش می‌روید و گاهی سری به کیف و وسایل شخصی‌اش می‌زنید.

این نشانه‌ها را دارید؟

اگر فکر می‌کنید تنها با نظارت شماست که این زندگی دوام پیدا می‌کند، باید در مورد تفکرات‌تان‌ جدی تجدید نظر کنید. شما می‌گویید که باید نگرانی‌هایتان را درک کند اما او حس می‌کند که در این زندگی، حریم خصوصی‌اش و هویتش را از دست داده ‌است.

عشق، فاصله و زندگی

برای اینکه یک عاشق واقعی باشید، نیازی به چنین توهماتی ندارید. در زندگی مشترک شما، اصل بر صداقت است و این پیش‌فرض را دارید که اگر روزی این اصل خدشه‌دار شد، واکنش مناسب را نشان خواهم داد. خوب می‌دانید که حق ندارید قبل از آنکه چیزی ببینید، با گرفتن حریم خصوصی همسرتان، او را نسبت به خود بدبین و پرکینه کنید.

می‌ترسید پررو شود؟

وقتی که خسته از کار برمی‌گردد، به پیشوازش نمی‌روید. فکر می‌کنید آدم‌ها به همین سادگی پررو می‌شوند و البته گمان می‌کنید که آنقدر جای پای عشق‌تان محکم است ‌که دیگر نیازی به این تشریفات ندارید. به خودتان می‌گویید مگر من کارگر اختصاصی او هستم که غذای امشب را بار بگذارم و دلیلی ندارد که از خواب نیم‌روزی‌ام صرف‌نظر کنم و قبل از آمدنش چای درست کنم. تنها چیزی که به آن فکر می‌کنید، روشن کردن چنین تکلیف‌هایی است و گمان می‌کنید که او نه‌تنها باید کارهای مربوط به خودش را انجام دهد، بلکه باید جور شما را هم بکشد و فقط از این راه است که نمی‌گذارید «دور بردارد!»

این نشانه‌ها را دارید؟

در یک زندگی متعادل، آدم‌ها پابه‌پای هم پیش می‌روند و اگر قدمی برمی‌دارند، آن را با لذت به زندگی مشترک‌شان تقدیم می‌کنند. در چنین زندگی‌ای افراد گمان نمی‌کنند که همیشه در معرض سوء‌استفاده هستند و با جان و دل به عشق‌شان و زندگی‌شان رسیدگی می‌کنند.

حسابرس خوبی باشید

می‌دانید زندگی حساب و کتاب دارد و تمام بار آن را روی دوش خودتان نمی‌اندازید اما در عین حال، سهم او را هم از این زندگی نادیده نمی‌گیرید. می‌دانید که او هم مثل شما می‌تواند گاهی خسته، بی‌حوصله یا بیمار باشد. انتظاراتی از او دارید که خودتان هم از عهده برآورده کردنشان برمی‌آیید و هیچ‌وقت برای کوبیدن میختان باری بیشتر از توانش روی دوشش نمی‌گذارید.

فکر می‌کنید کیف پول شماست؟

به ازدواج به عنوان ابزاری برای ارتقای سطح زندگی‌تان نگاه می‌کنید. گمان می‌کنید هرکه طاووس می‌خواهد باید جور هندوستان را هم بکشد و فکر می‌کنید حالا که لطف کرده‌اید و بله را گفته‌اید، نباید حسرت چیز دیگری به دلتان بماند. وقتی به شکست مالی می‌رسد،  ناامید می‌شوید و در ذهن‌تان فکر می‌کنید که چرا با چنین انتخابی، خودتان را به دردسر انداخته‌اید. گمان می‌کنید هیچ مسئولیتی در قبال حساب و کتاب زندگی ندارید و اگر هم چند ریالی پول به دست‌تان برسد،  به عنوان دارایی شخصی‌تان روی آن حساب می‌کنید. از نظر شما آنچه او دارد متعلق به شماست و آنچه شما دارید هم متعلق به خودتان است.

این نشانه‌ها را دارید؟

اگر بخواهید در زندگی مشترک‌تان مدام حق و وظیفه تعریف کنید و تنها از طرف مقابل‌تان انتظار داشته باشید به جایی نمی‌رسید. اگر یکسری مسئولیت‌ها را تنها به او واگذار می‌کنید، باید این واقعیت را بپذیرید که برخی مسئولیت‌ها هم تنها برعهده شماست.

جیب و مسئولیت‌های مشترک

محدوده خودتان را می‌دانید و او هم می‌داند که تا کجا باید از شما و خودش انتظار داشته باشد. بدون آنکه او را در عمل انجام شده قراردهید، قبل از ازدواج تعیین کرده‌اید که مسئولیت‌های مالی و سایر مسئولیت‌ها بر عهده کدام‌تان است، اما در عین این مرزبندی‌ها، هدف اصلی شما منافع مشترک‌تان است و همانطور که به فکر منافع او هستید، به فکر خودتان هستید.

 

اجازه می‌دهید به جای شما  فکر‌کند؟

فکر می‌کنید حالا که وارد یک وادی مشترک شده‌اید، باید خودتان را فراموش کنید و عنان زندگی را به دست کسی بسپارید که از شما قدرتمندتر یا باهوش‌تر است. گمان می‌کنید که او مرد خانه است و می‌تواند شما را مدیریت کند. او برایتان تصمیم می‌گیرد که کار کنید یا درس بخوانید. او تصمیم می‌گیرد که موهایتان را چه مدلی بزنید یا لباس چه رنگی بخرید. او بر تمام زندگی شما تسلط دارد و شما از بیشتر کردن قدرتش لذت می‌برید و آرامش می‌گیرید. از نظر شما اقتدار او باعث آرامش بیشترتان می‌شود و از اینکه مسئولیتی در قبال او و زندگی‌تان نداشته باشید، لذت می‌برید.

این نشانه‌ها را دارید؟

شاید با هیجانی که در آغاز زندگی دارید، بتوانید این وضعیت را تحمل کنید اما به مرور دلتان برای خودتان و استقلال‌تان تنگ می‌شود. اگر می‌خواهید خوشبختی‌تان ادامه پیدا کند،‌ خودتان و استقلال‌تان را فراموش نکنید و جایگاه‌تان را به عنوان یک فرد مستقل نادیده نگیرید.

خودتان هستید؟

خودرای  نیستید و نظر او را در همه ابعاد مورد توجه قرار می‌دهید اما  عقاید‌تان هم برایتان با ارزش است و به‌خاطر دیگران اصولتان را کنار نمی‌گذارید. می‌دانید که باید استقلال مالی، عقیدتی و شخصیتی داشته باشید. شما این استقلال را با زور به دست نمی‌آورید بلکه در جریان زندگی آن را به یک اصل تبدیل می‌کنید.

ادامه مطلب / دانلود
اخیرا ً چندین نفر از من پرسیده اند که آیا این شلوارها خیلی روشن هستند ؟ آیا پس از روز کاری می توانم شلوار جین سفید رنگ بپوشم ؟ این سوالها بر مبنای رسوماتی است که در همه جا رواج دارد اما خیلی به سرعت اعتبار و تاریخ مصرف خود را از دست می دهد .
در این مطلب به ارائه ۳ قانونی می پردازیم که حالا بی آنکه نگران فشن پلیس (Fasion Police : یک برنامه تلویزیونی آمریکایی است که از شبکه Entertainment پخش می شود ) باشید می توان شکسته شود .
۱ – شما نمی توانید لباسهای جین را با هم بپوشید
به عنوان کودکی متعلق به دهه ۱۹۸۰ نمی توانستم بیشتر از این هیجان زده شوم که پیراهن های و کت های جین دوباره مد شوند . در حال حاضر با وجود جین های رنگارنگ ترکیب  و ست کردن رنگهای لباسهای جین با هم بسیار آسان است. به عنوان مثال یک شلوار جین پرتقالی رنگ را با یک کت جین آبی رنگ ست نمود . اگر می خواهید که جرات بیشتری به خرج دهید می توانید هر دو تکه را از طیف های مختلف آبی انتخاب نمایید .

۳ قانون مد برای پاییز امسال

2 – در پاییز هم از لباسهای جین سفید استفاده کنید  
من عاشق پوشیدن لباسهای سفید در سر تا سر سال هستم  چرا که انسان را با طراوت نشان می دهد . برای اینکه حالت فصلی به آن بدهید یک جفت پوتین قهوه ای رنگ بپوشید  . در صورتی که می خواهید برای تماشای فوتبال به استادیوم بروید یک کت بپوشید  و برای شرکت در جلسه یک کت بلیزر سفارشی بپوشید .  برای خرید هر نوع لباس خواه جین یا پشمی به انتخاب رنگ سفید به عنوان یک رنگ تیره و بی حالت فکر کنید .
درسی را که از مادربزرگتان آموخته اید و نمی خواهید فراموش کنید نحوه تمیز نگه داشتن و کثیف نشدن لباسهای سفید رنگ می باشد .

۳ قانون مد برای پاییز امسال

۳ –از رنگ ها و ست های روشن خاص استفاده کنید

از رنگ سرخ آتشی ، زرشکی روشن ، مغز پسته ای یا زرد روشن اجتناب نکنید بلکه راحت باشید و این رنگ ها را با یک رنگ مات دیگر ست نمایید . به عنوان مثال اگر یک دامن صورتی رنگ را به جای اینکه با یک بلوز نارنجی بپوشید با یک بلوز به رنگ سفید عاجی ست نمایید خیلی زیبا خواهد شد. اگر نمی توانید خودتان را راضی  کنید که از رنگ آبی خیلی روشن استفاده نمایید می توانید از رنگهای چرکتر طیف آبی شروع کرده و وقتی که عادت کردید از رنگهای روشن تر استفاده نمایید .
۳ قانون مد برای پاییز امسال
ادامه مطلب / دانلود

دختر و پسری که برای رفتن زیر یک سقف روزشماری می کنند آمال و آرزوهای مختلفی دارند. عروسی بگیرند، بچه‌دار شوند، خانه‌شان را بزرگ‌تر کنند، ماشین دلخواهشان را بخرند، به سفرهای مختلف بروند و … خب در بهترین حالت، این شادیها با خاطراتی خوش می آیند و برای زوجین به‌یادماندنی می شوند.
اغلب همسرانی که با این خاطرات زندگی می کنند همیشه شریک غم و شادی هم بوده و در تمام دوران زندگی متعهد و وفادار به یکدیگرند، اما در مقابل زوج‌هایی هم هستند که با وجود خاطراتی شاد و ماندگار، به دلیل برخی فشارها، مشکلات و کمبودهای زندگی یا به دلیل عقاید سست و متزلزل در برهه‌ای از زندگی مشترک راه خود را گم کرده و دچار خیانت به همسر می شوند.

چرا همسرم به من خیانت می کند؟

پای نفر سومی در میان است …

خیانت منفورترین واژه‌ای است که حتی شنیدن نام آن هم دلهره‌آور است. خیانت زمانی رخ می دهد که هیچ‌گونه پیوند عاطفی بین زوجین نباشد. خیانت اعتماد و اطمینان بین همسران را از بین برده و ادامه زندگی را برای یکی از طرفین دشوار می کند.
در بیشتر مواقع همسری که مورد بی وفایی یا خیانت قرار گرفته بشدت سرخورده می شود و حتی با تصمیمی عجولانه ممکن است میدان را برای نفر سوم خالی کند.
بنا به گفته آسیب‌شناسان شایع‌ترین خیانت‌هایی که در جامعه کنونی ما رواج دارد. خیانت عاطفی، خیانت جنسی و خیانت اینترنتی است.
در خیانت عاطفی، یکی از زوجین از نظر احساسی به شخص دیگری غیر از همسر خود علاقه‌مند می شود. فرد از صحبت‌کردن با شخص دوم لذت می برد و تمایل دارد که اوقات فراغت خود را هم با او بگذراند. اغلب این افراد فرار از خانه و خانواده را به علت کمبود محبت‌های عاطفی، نق‌زدن‌های دائمی یا نزاع و مجادله‌های همسر خود می دانند.
اما در خیانت جنسی، هیچ‌گونه احساس و عاطفه‌ای میان فرد با طرف مقابلش وجود ندارد و تنها روابط جنسی و هیجانی موجب برقراری این رفتار ناپسند می شود. در واقع اغلب این افراد توانایی نه گفتن در روابط جنسی را ندارند و حتی ممکن است شرایطی برای آنها پیش آید که نتوانند در مقابلش بایستند. از سوی دیگر بیشتر این افراد مایلند بدانند که از نظر دیگران تا چه میزان جالب و جذابند. همین حس برتریجویی باعث گرایش آنها به روابط نامشروع می شود.
در خیانت اینترنتی هم فرد متاهل با فردی که همسر قانونی او نیست گفت‌ و‌ گو کرده و تصاویر، مشخصات یا مسائل خصوصی دو طرف رد و بدل می شود.
اما چرا برخی از همسران خیانت میکنند؟
علل و عوامل گرایش به خیانت
۱ – به گفته روان‌شناسان و محققان صاحب‌نظر، یکی از عوامل خیانت فرد متاهل، گذشته اوست. فردی که در یک خانواده بی بند و بار پرورش‌ یافته و بزرگ‌ شده به نوعی با تربیت سالم بیگانه است. یعنی نمی داند که روابط سالم حاکم بر خانواده چیست و چگونه است. این‌گونه افراد ارتباط بی قید و شرط، برقراری روابط نامشروع و ابراز تمایلات احساسی نابجا به جنس مخالف را جزئی از زندگی خود می دانند و حتی پس از ازدواج نیز این روابط را حفظ کرده و به آن ادامه م یدهند.
۲ – تنهایی و بیکاری نیز یکی دیگر از عوامل گرایش به خیانت است. این‌گونه افراد در زمان‌های فراغت با جنس مخالف ارتباط برقرار کرده و به نوعی وقت خود را پر می کنند.
۳ – از سوی دیگر وقتی در جامعه‌ای روابط ناشایست رواج یابد و علنی شود، روابط برخی از زنان و مردان آزادانه شده و قبح و زشتی آن کمرنگ و در نهایت عادی می شود. در این زمان احتمال دارد برخی از همسران جذب وسوسه دنیای پرزرق و برق شده و بخواهند این‌گونه روابط را تجربه کنند.
۴ – برخی افراد نیز به علت آن‌ که دوران مجردی محدودی داشته‌اند، این‌گونه می پندارند که ازدواج باعث محدودیت و مانع خوشگذرانی آنها شده است. بنابراین شرکت در پارتیها، ارتباط زیاد با جنس مخالف و… در آنها انگیزه‌ای برای خیانت به شریک زندگی می شود.
۵ – مشکلات مالی و اقتصادی را هم نباید نادیده گرفت. تمایل به داشتن زندگیهای پرزرق‌ و‌ برق، مجلل و مدگرایی از دیگر عوامل بروز خیانت محسوب میشود.
۶ – در ضمن دستیابی به موقعیت‌های اجتماعی بالاتر، تنوع در به دست آوردن جذابیت‌های جنسی، شناخت نداشتن کامل زوجین از نیازهای یکدیگر، نبود ارتباط عاطفی و صمیمانه، ضعف مبانی اخلاقی، ازدواج‌های ناهمگون و اجباری، ازدواج‌هایی که بر اساس احساسات و بدون آگاهی سر گرفته‌اند، ارضانشدن سالم نیازهای جنسی در نهاد خانواده، نبود جذابیت در همسران، انتقام از رفتار خیانتکارانه همسر، مشکلات شخصیتی یا روانی یکی از زوجین و انتقام تلافیجویانه در برابر شک و گمان‌های افراطی و نابجای همسران از دیگر عوامل خیانت زوجین محسوب می شود.
خوب است بدانیم برقراری روابط نامشروع، ریسک ابتلا به بیماریهای خطرناک، رسوایی، متارکه، طلاق، رفتارهای باجگیرانه یا رشوه‌خواهی، تهدید، تولد فرزندانی بیهویت و… را افزایش خواهد داد.

ادامه مطلب / دانلود

پدیده سیگار کشیدن در بین نوجوانان و جوانان یکی از مشکلات بزرگ در بسیاری از جوامع امروز است. بسیاری از کار‌شناسان سیگار کشیدن را آغاز راهی می‌دانند که در انتها باعث اعتیاد جوانان به مواد مخدر می‌شود. در این مطلب قصد داریم تا شما را با تعدادی از دلایل جوانان برای گرایش به سیگار آشنا کنیم.

۶ دلیل که نوجوان شما سیگاری می شود

دوستان ناباب
این واژه برای بسیاری از ما آشنا است. و در حقیقت باید اعتراف کرد که این یک حقیقت است و دوستان افراد نوجوان در شکل گیری شخصیت و رفتار و آن‌ها بسیار مهم هستند. نکته مهم در اینجا این است که زمانی که فرد نوجوان در یک گروه همسال قرار می‌گیرد سعی در تقلید از رفتار سایرین می‌کند و در صورتی که یک یا چند فرد سیگاری در این گروه حضور داشته باشند احتمال آلوده شدن فرد بالا است.
والدین سیگاری
در جهان غرب ضرب المثلی وجود دارد که می‌گوید: والدین سیگاری هرگز نمی‌توانند فرزندان خود را از سیگار کشیدن منع کنند. این یکی دیگر از مسائل مهم در زمینه سیگاری شدن نوجوانان است. بر اساس حجم زیادی از تحقیقاتی که صورت گرفته است مشخص شده است که حجم زیادی از سیگاری‌های دنیا فرزندان افراد سیگاری هستند. کودکان قبل از هر شخص دیگر با والدین خود آشنا می‌شوند و مسلما از آنان الگوبرداری می‌کنند. در صورتی که پدر و مادری سیگاری باشند نمی‌توانند فرزندانشان را از دخانیات دور کنند.
تجربه یک حس خوب
متاسفانه بسیاری از نوجوانان و جوانان از مضرات واقعی سیگار آگاه نیستند و از چند دوست ناباب می‌شوند که سیگار می‌تواند به آن‌ها احساس خوبی بدهد. یک نخ سیگار بکش و درد‌هایت را فراموش کن. این گونه جملات بسیاری از جوانان را که به خاطر شرایط خاص دوران بلوغ تحت فشار هستند جذب می‌کند و آنان را به طرف سیگار جلب می‌کند.
اعتیاد آوری سیگار
شاید برای عده‌ای این تصور که سیگار اعتیاد آور باشد خنده آور بیاید. اما حقیقت این است که ماده نیکوتین موجود در سیگار بسیار اعتیاد آور بوده و در صورتی که پس از مدتی مصرف منظم دسترسی شخص به سیگار قطع شود مشکلاتی بروز می‌کند. بر خلاف مواد مخدر، اعتیاد به سیگار بیشتر دارای علائم روانی است. شخص سیگاری که به سیگار دسترسی ندارد به نوعی بی‌قرار بوده و احساس می‌کند چیزی را کم دارد.
فرهنگ عمومی جامعه
نوع فرهنگ حاکم بر یک خانواده، شهر و جامعه در این مسئله بسیار مهم است. برای نمونه در جامعی که ورزش کردن و تحرک داشتن به عنوان یک ارزش کلی مطرح باشد شما شاهد تعداد کمتری از افراد سیگاری هستید. اما در صورتی که در خانواده و یا محل زندگی شخص فرهنگ غالب بر استفاده از مواد دخانی باشد مطمئناء احتمال سیگاری شدن افراد بسیار بالا‌تر است.
الگوگیری از شخصیت‌های مشهور

تاثیر رسانه‌های جمعی بر تربیت و رفتار افراد مختلف در جامعه غیر قابل انکار است. امروزه بسیاری از ستاره‌های دنیا هنر و موسیقی و یا حتی تعدادی از ورزشکاران را نیز دخانیات مصرف می‌کنند. این مسئله می‌تواند در جذب بسیاری از نوجوانان و جوانان به سمت سیگار موثر باشد.

ادامه مطلب / دانلود
ادامه مطلب / دانلود

مردي جوان كه به همراه همسرش براي ارائه دادخواست طلاق توافقي به دادگاه خانواده مراجعه كرده بود به رييس دادگاه گفت: همسرم بسيار صبور و فداكار است و در طول سال‌هايي كه متوجه اعتياد من شده هيچ‌ رفتار بدي نسبت به من نداشته است. همين صبور بودن او باعث شد تا از او بخواهم از يكديگر جدا شويم تا باقي زندگي‌اش را در كنار من خراب نكند.

اعتياد مرد مهربان به زندگي مشترك پايان داد

به گزارش ايسنا، زن جوان نيز خطاب به قاضي گفت: شش سال از زندگي مشتركمان مي‌گذرد و من حدود چهار سال است كه متوجه اعتياد همسرم شده‌ام اما نتوانسته‌ام براي او كاري انجام دهم.

وي ادامه داد: در طول اين چهار سال كه متوجه شدم همسرم به كراك و شيشه اعتياد دارد، بارها او را به مراكز ترك اعتياد بردم تا بتواند ترك كند اما موفق به ترك نشد.

زن جوان گفت: شوهرم نمي‌تواند مواد را كنار بگذارد. بارها خودش تلاش كرده و حتي چندين بار خودش از من خواسته كه او را به مراكز ترك اعتياد ببرم اما سه هفته تا يك ماه بعد از حضور در اين مراكز، مجددا به مواد مخدر روي مي‌آورد.

وي افزود: قصد اذيت كردن يكديگر را نداريم و من هيچ‌گونه ادعاي مالي نسبت به شوهرم ندارم. فقط خواهان جدايي هستم.

در ادامه جلسه دادگاه، مرد جوان اظهار كرد: در طول اين چهار سال تمام هزينه‌هاي زندگي‌مان را همسرم تامين كرده است و به دليل علاقه‌ي زيادي كه به من داشته هيچ شكايتي نكرده است. از او مي‌خواهم مرا حلال كند چون او را بسيار اذيت كردم.

به گزارش ايسنا، رييس دادگاه بعد از شنيدن اظهارات اين زوج جوان حكم طلاق توافقي آنان را صادر كرد.

ادامه مطلب / دانلود

مردي جوان كه به همراه همسرش براي ارائه دادخواست طلاق توافقي به دادگاه خانواده مراجعه كرده بود به رييس دادگاه گفت: همسرم بسيار صبور و فداكار است و در طول سال‌هايي كه متوجه اعتياد من شده هيچ‌ رفتار بدي نسبت به من نداشته است. همين صبور بودن او باعث شد تا از او بخواهم از يكديگر جدا شويم تا باقي زندگي‌اش را در كنار من خراب نكند.

اعتیاد مرد مهربان به زندگی مشترک پایان داد

به گزارش ايسنا، زن جوان نيز خطاب به قاضي گفت: شش سال از زندگي مشتركمان مي‌گذرد و من حدود چهار سال است كه متوجه اعتياد همسرم شده‌ام اما نتوانسته‌ام براي او كاري انجام دهم.

وي ادامه داد: در طول اين چهار سال كه متوجه شدم همسرم به كراك و شيشه اعتياد دارد، بارها او را به مراكز ترك اعتياد بردم تا بتواند ترك كند اما موفق به ترك نشد.

زن جوان گفت: شوهرم نمي‌تواند مواد را كنار بگذارد. بارها خودش تلاش كرده و حتي چندين بار خودش از من خواسته كه او را به مراكز ترك اعتياد ببرم اما سه هفته تا يك ماه بعد از حضور در اين مراكز، مجددا به مواد مخدر روي مي‌آورد.

وي افزود: قصد اذيت كردن يكديگر را نداريم و من هيچ‌گونه ادعاي مالي نسبت به شوهرم ندارم. فقط خواهان جدايي هستم.

در ادامه جلسه دادگاه، مرد جوان اظهار كرد: در طول اين چهار سال تمام هزينه‌هاي زندگي‌مان را همسرم تامين كرده است و به دليل علاقه‌ي زيادي كه به من داشته هيچ شكايتي نكرده است. از او مي‌خواهم مرا حلال كند چون او را بسيار اذيت كردم.

به گزارش ايسنا، رييس دادگاه بعد از شنيدن اظهارات اين زوج جوان حكم طلاق توافقي آنان را صادر كرد.

ادامه مطلب / دانلود

ترفندهای زیرکانه در آرایش زنانه / زیباتر از قبل شوید

اغلب آرایشگرها با اسرار زیباتر جلوه دادن چهره ها، به خوبی آشنا هستند. ترفندهایی ظریف که هر فرد با رعایت آنها می تواند زیبایی های چهره خود را آشکارتر سازد.

در ادامه مطلب با برخی ترفندهای زیرکانه و غیر معمول آرایش صورت، که توسط مشهورترین گریمورهای دنیا جمع آوری شده، آشنا شوید.

مات و یک دست کردن پوست های چرب و براق
برای مات و یکدست نمودن توام با حفظ درخشندگی پوست، آرایشگران از پدهای مات کننده استفاده می کنند؛ اما یکی از ترفندهای غیر معمول و مورد استفاده مدیر هنری Gucci Westman، آغشته کردن نوک انگشت با مقدار کمی دئودورانت و سپس آغشته کردن قسمتهای چرب و براق صورت مانند پیشانی، بینی و چانه با ضربات آرام انگشت است. به گفته وی، با استفاده از مقدار کمی دئودورانت در زیر چشمها و نقاط براق صورت، جلوه مات و زیبایی به چهره داده می شود.

استفاده از خط چشمهای رنگی برای درشت نشان دادن چشم ها
به گفته Tina Turnbow (گریمور مشهور بازیگرانی مانند ناتالی پورتمن و جولیان مور)، با کشیدن خط چشم های رنگی می توانید جلوه بیشتری به چشم های خود دهید. خط چشم سیاه به دلیل تیره بودن سبب محدود کردن ناحیه چشم شده و چشم ها را ریزتر نشان می دهد. رنگهای زیتونی، نیلی و قهوه ای گزینه های مناسبی برای درشت تر نشان دادن چشمها هستند.

استفاده از آلوورا
برای زیرسازی و آماده ساختن پوست صورت خود برای آرایش، از آلوورا استفاده کنید. به سفارش Brett Freedman، قبل از آرایش، پوست صورت خود را با مقداری از عصاره آلوورا آغشته کنید، تا از نرم و براق شدن پوست خود شگفت زده شوید.

استفاده از سایه ابرو
Doug Howell ترفند ساده ای را برای درشت تر جلوه دادن چشم پیشنهاد می دهد. به گفته وی استفاده از سایه ابرو (متناسب با رنگ ابروها) برای مشخص تر نمودن محدوده ی ابروها روش مناسبی است. اما باید به قوس ابرو توجه زیادی شود و آن را از بین نبرد، زیرا هرچه این قوس بیشتر باشد و ابرو بالاتر از چشم نشان داده شود، چشم ها درشت تر بنظر خواهند آمد.

از ریمل استفاده کنید
به گفته Victor Cembellin هیچ چیز جذاب تر از مژه هایی بلند و فر خورده نیست. برای داشتن مژه هایی بلندتر، دوبار از ریمل استفاده کنید. پس از یک مرتبه استفاده از ریمل، مدت کوتاهی را برای خشک شدن آن صبر نموده و مرتبه دوم را آغاز نمایید.

رژ لب
برای جلوگیری از کج کشیدن رژ لب بر روی لب ها، ابتدا دور تا دور لب را با رژ لب کشیده، سپس داخل محدوده کشیده شده را آغشته نمایید.

ادامه مطلب / دانلود

در زندگی هر کسی ممکن است یک بار شکست عشقی رخ دهد یا شخصی عشقش را به کسی نگفته باشد و شاهد از دست دادن آن باشد یا بعد از مدتی ناچار به جدایی از عشق خود شود. اگر شما هم درگیر چنین مسئله‌ای هستید ما به کمک‌تان آمده‌ایم.

چگونه غم و اندوه ضربه عشقی را فراموش کنیم ؟

 

عشق زیباست اما زندگی زیباتراست حتی بدون عشق…

ایجاد ارتباط عاطفی خیلی آسان است، اما بیرون آمدن از آن رابطه و التیام یافتن در آن خیلی سخت است. به نظر می‌رسد به هر جا که نگاه می‌کنید، ازدواج‌های بسیار بـادوامــی را می‌بینید که در حال فروپاشی است. در واقع می‌توان گفت قطع رابطه کردن به راستی یکی از کارهای دشوار و دردناک است. هر اندازه هم که به عقیده شما صـحـیح و روا باشد، باز سخت است به خصوص اگر به او دلبستگی عاطفی پیدا کرده‌اید، شاید حتی بتوان گفت چنین کاری یعنی دل‌کندن از کسی که دوستش دارید سخت‌ترین کار دنیاست، اما کار نشد ندارد، اگر در چنین مرحله‌ای هستید شاید توصیه‌های ما به کارتان بیاید.

 

۱-  همه چیز را به خاطر بیاورید

به همه چیز کامل فکر کنید البته نه خیلی با وسواس. اولین روزهای آشنایی و ازدواج‌تان را به یاد بیاورید و تمام ناآرامی‌ها و تنش‌هایی که برایتان به وجود می‌آورد را به خاطر بیاورید. سعی کنید بفهمید چرا شما ۲ نفر مجبور شدید که ازدواج‌تان را قطع کنید، علت‌ها را پیدا کرده، با خود فکر کنید درست است که با هم خاطرات خوش فراوانی داشتید اما در نهایت دیر یا زود این جدایی اتفاق می‌افتاد. وقتی روی دلایل جدایی تمرکز کنید می‌توانید اشتباه‌های خود و همسرتان را متوجه شوید تا در آینده و در رابطه‌های دیگر، چنین مشکلاتی پیش نیاید.

۲-وقتی تمام شد تمام شده

دائم به تصمیمی که گرفته‌اید فکر نکنید، اگر تصمیم به قطع این ازدواج یا نامزدی گرفته‌اید به یاد داشته ‌باشید که فکر کردن به خاطرات خوب می‌تواند تمام دلایل منطقی را از ذهن شما پاک کند و در نتیجه دوباره به همان رابطه مسموم بازگردید. خیلی طبیعی است که مغزتان شروع به خیالبافی کند و شما را قانع کند که این رابطه آنقدرها هم که فکر می‌کردید بد نبوده ‌است یا حتی خیالاتی به ذهن‌تان بیاید که زندگی بدون نامزد قبلی‌تان ممکن نخواهد بود اما باید به مغزتان فرمان توقف بدهید، حتی هستند کسانی که درصدد برمی‌آیند احساسات خود را با نامزدشان در میان بگذارند تا شاید او را تحت تاثیر قرار داده و مجبور به بازگشت کنند، اما این راهش نیست، موقعیت را بپذیرید و سعی کنید  به سمت آینده حرکت کنید نه گذشته.

۳- به این مکان‌ها نروید

از تمام محیط‌هایی که ممکن است شما را به یاد نامزدتان بیندازند پرهیز کنید. حتی اگر دوستان مشترکی داشتید برای مدتی از آنها دوری کنید، به هیچ وجه به اعضای خانواده او نزدیک نشوید حتی سعی کنید با ای‌میل یا تلفن هم با او تماس نگیرید و برایش پیامک نفرستید، به هیچ وجه به محیط‌هایی که احتمال حضور او وجود دارد، نروید. اگر او تلاش می‌کند که با شما صحبت کند قبل از صحبت با او به نتیجه این صحبت خوب فکر کنید. اگر برای برگرداندن کادوها یا امانت‌ها مجبورید همدیگر را ببینید در فضای کاملا رسمی و کوتاه همه چیز را تمام کنید. در این روزها باید بیش از هر زمان روی خودتان کار کنید.

۴- مسئولیت تصمیم خود را بپذیرید

سعی کنید با درد ناشی از جدایی کنار بیایید، طبیعی است که بعد از جدایی احساس خلأ و گیجی کنید اما باید مسئولیت تصمیم و اشتباه‌ خود را بپذیرید و امید داشته ‌باشید که تندرستی به زودی به شما بازخواهد گشت. از طرف دیگر فراموش نکنید که شما در این  ازدواج نهایت تلاش خود را کردید و تنها کسی نبوده‌اید که در این ازدواج مرتکب اشتباه شده‌است. البته حواستان باشد که مرحله انکار بعد از همه قطع رابطه‌ها حتما پیش می‌آید و تنها راه پذیرش موقعیت فعلی و استقامت روی تصمیمی است که گرفته‌اید.

۵- نگذارید نفرت جای عشق بنشیند

بعد از مدت کوتاهی وارد مرحله نفرت می‌شوید و فقط دوست دارید فریاد بزنید تا احساسات خود را خالی کنید، به شدت از همه چیز خشمگین هستید و هرقدر فرایند جدایی بیشتر طول بکشد این خشم بیشتر خواهد شد. هم از خودتان عصبانی هستید هم از نامزد قبلی‌تان اما بعد از مدتی به این نتیجه خواهید رسید که این جدایی اجتناب‌ناپذیر بوده ‌است. در واقع این خشم و غلیان احساسات خیلی طولانی نخواهد بود، سعی کنید کارهای مثبت انجام دهیدتا از آنها انرژی بگیرید، سعی نکنید نفرت را جایگزین عشق به نامزد قبلی‌تان کنید، چون خود همین نفرت در شما احساسات متناقضی را به وجود می‌آورد که می‌تواند برایتان دردسر ساز شود.

۶- یک شبکه بسازید

بعد از یک جدایی سخت شما به کسانی نیاز دارید که دوست‌تان داشته‌ باشند و شما را درک کنند، چنین افرادی می‌توانند به شما احساسات خوبی تزریق کنند. سعی کنید بیشتر در جمع دوستان و اقوام دلسوزتان باشید، آنها به شما کمک می‌کنند خود را یک فرد ارزشمند بدانید و بتوانید زودتر خودتان را پیدا کنید و روی پای خود بایستید، یک شبکه آرام‌بخش از دوستان بیش از هر چیز می‌تواند از دردها و آلام شما کم کند.

۷- شما می‌توانید نویسنده شوید

سعی کنید آنچه درون‌تان وجود دارد را روی کاغذ پیاده کنید، البته حواستان باشد که باید کاملا با خود صادق باشید و خودتان را سانسور نکنید. یکی از مهم‌ترین فواید نوشتن این است که شما وقتی قلم به دست بگیرید ناگهان احساساتی روی کاغذ می‌آید که خودتان از دیدن آنها شگفت‌زده شده و در نتیجه به یک بینش و شناخت عمیق‌تر از خود می‌رسید و همین شناخت عمیق باعث می‌شود که رابطه‌های بعدی خود را بهتر مدیریت کنید تا دیگر مجبور به جدایی نشوید. علاوه بر همه اینها نوشتن از بار غم‌ها کم می‌کند و دیگر احساس خفگی نخواهید کرد چون احساس می‌کنید مغزتان خالی شده‌است.

۸- تابلوهای یادآور نصب کنید

یکی از بهترین راه‌ها برای فراموش کردن نامزد قبلی‌تان این است که فهرستی از تمام دلایلی تهیه کنید که می‌گویند چرا او برای شما فرد مناسبی نبوده ‌است. ظالم و صریح تمام دلایل را بنویسید، اینجا جایی نیست که بخواهید چیزی را ببخشید. از تمام وقایعی بدی که بین شما اتفاق افتاده احتمالا نشانه‌ای دارید، آن نشانه را به همراه احساسی که در آن لحظه داشتید کنار هم بگذارید و زیر آن یادداشت کنید که دیگر نمی‌خواهید آن احساسات را تجربه کنید، حالا این تصاویر و یادداشت‌ها را در جایی بچسبانید که هر روز بتوانید ببینید. به خصوص اگر زمانی دلتان هوای نامزد قبلی را کرد سراغ این یادآوری‌کننده‌ها بروید و با خود بگویید حقیقت ماجرای ما چنین بود، چرا من می‌خواهم به عقب برگردم و دوباره خود را شکنجه کنم؟! اگر هم جزو کسانی هستید که اعتمادبه‌نفس کمی دارید و گمان می‌کنید همه چیز تقصیر خودتان است، خودتان را جای یکی از دوستانتان بگذارید و به خود بگویید: از این رابطه دور باش، زیرا نمی‌تواند برای تو خوب باشد.

۹- چیزهای جدید پیدا کنید

یک جدایی می‌تواند شروع یک زندگی دوباره باشد، به همین دلیل پیشنهاد می‌کنیم دکور اتاقتان را تغییر دهید، وسایل شخصی‌تان را دوباره سامان دهید و کمی جا برای چیزهای نو باز کنید؛ حتی سعی کنید احساسات‌تان را هم تازه کنید. آشفتگی و کهنگی می‌تواند شما را افسرده کند و فقط استرس‌ها و اضطراب‌های شما را افزایش دهد. وقتی سعی کنید همه چیز را دوباره سامان دهید و مرتب کنید، مغزتان  این آمادگی را پیدا می‌کند که خود را از درد جدا کند، کارهایی انجام دهید که ذهنتان را مشغول می‌کنند و به شما انرژی می‌دهند. اتاقتان را تمیز کنید، چند تا پوستر جدید به دیوارها بزنید، فایل‌های اضافه کامپیوترتان را پاک کنید، حتی موسیقی‌های آرامش‌بخش را هم جایگزین آهنگ‌های غمگین قبلی کنید.

۱۰- چیزهایی که باید دور بریزید

تمام چیزهایی که ممکن است شما را به یاد نامزد یا همسر قبلی‌تان بیندازد را دور بریزید، مثل‌ آهنگ‌ها، بوها، صداها، وسیله‌ها و… در این زمان که درگیر قطع رابطه عاطفی هستید باید از هر چیزی که برایتان یادآور خاطره‌ای است دوری کنید، حتی چیزهایی وجود دارند که به طور ناخودآگاه وقایع گذشته را به شما یادآوری می‌کنند، باید حواستان به آنها هم باشد. یک جعبه دستتان بگیرید و در اتاق بچرخید و هر چه را احتمال می‌دهید شما را به یاد او بیندازد در آن بگذارید حتی اگر خیلی کوچک باشد. بعد این جعبه را تا جایی که می‌توانید از خود دور کنید، بهترین راه این است که آن را دور بیندازید اما اگر چیزهایی دارید که نمی‌خواهید بیرون ریخته شوند، پیشنهاد می‌کنیم در انباری خانه یا در جایی قرار دهید که به راحتی در دسترس نباشد.

۱۱- خوشبختی را در جاهای دیگر پیدا کنید

شاد و خوشبخت بودن را تجربه کنید یعنی سعی کنید همراه با دوستان و اقوام‌تان زمان بیشتری به تفریح بپردازید، حتما در کلاس‌های آموزشی که همیشه آرزوی رفتن به آنها را داشتید ثبت‌نام کنید یا اینکه یک کتاب داستان خیلی خوب بگیرید. با خود فکر کنید که رابطه تنها یک بخش از زندگی شما بوده‌است و اگر تنها باشید زندگی باز هم جنبه‌های زیادی برای لذت بردن دارد  و شما می‌توانید به تنهایی برای خود تفریحات لذتبخش پیدا کنید. تا جایی که می‌توانید در شاد بودن افراط کنید. یادتان باشد بهترین انتقامی که می‌توانید از نامزد قبلی خود بگیرید این است که خوب زندگی کنید.

۱۲- تا می‌توانید ورزش کنید

تا جایی که می‌توانید سراغ ورزش و فعالیت‌های بدنی بروید چرا که حال شما را عوض می‌کند و افسردگی را از بین می‌برد. علاوه بر اینها ورزش ذهن شما را از موقعیت فعلی‌تان دور می‌کند، صبح‌ها پیاده‌‌روی کنید، به باشگاه ورزشی بروید یا حتی با دوست خود پیاده‌روی کنید. با خود قرار بگذارید که با هر قدم احساسات بد را دور بریزید. ورزش کردن را واقعا جدی بگیرید چون در این حالت جسمتان نیز به کمک ذهنتان می‌آید تا بتوانید بر درد‌های خود غلبه کنید و دوباره به زندگی سالم بازگردید.

۱۳- این بار حق دارید به منفی‌ها فکر کنید

به هر صورت فردی که شما از او بریده‌‌اید خصوصیات منفی‌ هم داشته  که ازدواج یا نامزدی شما را خراب کرده‌است؛ وقتی به یاد او افتادید ویژگی‌های منفی‌اش را نیز به یاد بیاورید مثلا اینکه دلنشینی کافی نداشته‌است یا اخلاقش تند بوده‌است یا غرور زیادی داشته‌است. وقتی او به یادتان می‌آید به جای اینکه سعی کنید از او احساس نفرت کنید ویژگی‌های بدش را به یاد بیاورید.

۱۴- این منفی‌ها را دور بریزید

باید بدانید که احساسات بد و افسوس هیچ دردی را دوا نمی‌کند، اینکه در وجودتان احساس حسرت و نفرت کنید هیچ سودی ندارد. به یاد داشته ‌باشید که این روزها طی می‌شوند، اگر رابطه شما با نامزد قبلی‌تان خیلی ویژه بوده‌است ولی باید قبول کنید که همه چیز تمام شده‌است. شما باید به خود تبریک بگویید که این شجاعت را داشتید که رابطه را قطع و بر احساسات خود غلبه کنید، به قلب خود گوشزد کنید که هرچند ممکن است هنوز عشقی وجود داشته‌ باشد اما در این زمان دیگر عشق نمی‌تواند مشکلات را حل کند  و آینده را تغییر دهد.

 

نظر شما چیست ؟

ادامه مطلب / دانلود

غیبت آسیب‌رسان و بسیار مخرب است. غیبت، چه عمدی و چه سهوی، آسیب‌های فراوانی به دنبال دارد. به جای اینکه درمورد آدمها و پشت سر آنها حرف بزنیم، باید با خود آنها حرف زده و مشوقشان باشیم. امروز ۵ راه برای ترک عادت غیبت کردن به شما پیشنهاد می‌کنیم.

۵ راه برای ترک غیبت و سخن چینی

وقتی اول از مغزتان و بعد زبانتان استفاده کنید، از غیبت دور خواهید شد

از آنجاکه غیبت کردن معمولاً از یک گپ کوتاه شروع می‌شود، قبل از اینکه بفهمیم داریم غیبت می‌کنیم در آن گرفتار خواهیم شد. خیلی از آدمها از اینکه بقیه بفهمند آنها پشت سر کسی غیبت می‌کنند، واهمه دارند. بیشتر اوقات واقعاً منظور نداریم که پشت کسی حرف بزنیم اما اینکار را می‌کنیم چون از فکرمان استفاده نمی‌کنیم. اولین قدم برای ترک یک عادت بد از زندگیتان آگاه شدن از آن است. همین امروز، آگاهانه و بادقت به کلمات خودتان دقت کنید. سعی کنید قبل از اینکه کلمه‌ای بد درمورد کسی به زبان آورید، فکر کنید.

می‌توانید برای خودتان سیاست تحمل صفر اجرا کنید

اگر در یک صنعت یا تجارتی هستید، در نظر داشته باشید که در جلسه بعدی کاری درمورد موضوع غیبت کردن بحث کنید. وقتی کارمندانتان را وادار کنید که در مورد آسیب‌ها و ضررهای ناشی از غیبت کردن فکر کنند، از مشکلات و مسائل آتی جلوگیری خواهید کرد.

در غیبت شرکت نکنید

«فقط بگویید نه!» شعاری بود که بانو نانسی ریگان برای کاهش مصرف موادمخدر درمیان جوانان پیشنهاد داد. درمورد غیبت هم کاربرد دارد: فقط انجامش ندهید!
غیبت کردن به حداقل دو نفر نیاز دارد. یکی حرف می‌زند و دیگری تایید می‌کند. اگر قبول نکنید که یکی از طرفین این مکالمه باشید، این مکالمه انجام نخواهد شد.

ماشین غیبت را روی دور کند بیندازید

این ایده مطمئناً کار می‌کند. به سمت منبع بروید. مستقیماً با فرد موردنظر یا هدف غیبت حرف بزنید. وقتی کسی شروع به حرف زدن درمورد کسی دیگر می‌کند، پیشنهاد بدهید که با آن فرد تماس بگیرید و حرف‌هایتان را با او درمیان بگذارید. احتمالاً ۹۰ درصد کسانیکه قصد غیبت کردن از این پیشنهاد خواهند ترسید.
کسانیکه درمورد دیگران حرف می‌زنند دوست دارند ناشناس بمانند. اینها کسانی هستند که یادداشت‌ها و نامه‌های ناشناس درمورد شکایت از یک همکار برای رئیس می‌فرستند. آنها نظراتشان را با «به کسی نگو من این را به تو گفتم» شروع می‌کنند و شدیداً انکار می‌کنند که منبع شایعه‌پراکنی هستند. تنها چیزی که نمی‌خواهند این است که شناخته شوند. شما باید پیشنهاد دهید که اسم آنها را بخاطر حرفی که می‌زنند پیش کسان دیگر به زبان آورید و مطمئن باشید که سریع دست می‌کشند.

غیبت را با خوبی جایگزین کنید

همانطور که غیبت‌کننده‌ها دوست دارند ناشناس بمانند، خیلی‌ها هم عاشق موج اخبار بد و وحشت‌آور هستند. خیلی از افراد پرمشغله  به دلایلی با اخبار خوب به اندازه اخبار بد هیجان‌زده نمی‌شوند.

شما می‌توانید از نظرات خوب، کلمات تشویق‌آمیز یا تحسین و تمجید برای خنثی کردن غیبت استفاده کنید. مثلاً وقتی مریم شروع به صحبت درمورد سارا می‌کند، شما بگویید، «میدونی واقعاً دوست ندارم این رو بشنوم. سارا واقعاً دختر خوبی است و دوست خیلی خوب من است.» یا غیبت را به طور کل نادیده بگیرید و بگویید، «میدونی چیه؟ من سارا رو دیدم، اون خیلی دختر خوب و مهربانیه!» از کلمات خوب بعنوان سپری درمقابل بدی استفاده کنید.

این نیازمند این است که به دنبال چیزهای خوب برای حرف زدن باشید. می‌دانید که نقاط خوب و مثبت در همه آدمها وجود دارد. حتی هیتلر هم عاشق حیوانات و هنر بود! اینکار عوارض جانبی مثبت و خوبی هم به دنبال دارد. وقتی روزتان را با خوب به جای بد شروع می‌کنید، زندگیتان را روشن‌تر می‌کنید. خوبی‌های زیادی در دنیا وجود دارد، فقط باید به دنبال آن باشید و درمورد آن حرف بزنید.

قانون طلایی را اعمال کنید

بعضی از خوانندگان ما افراد مذهبی نیستند. و خیلی از کسانیکه این مطلب را برایشان بفرستید هم ممکن است مذهبی نباشید. درواقع این مقاله اصلاً مقاله مذهبی نیست که غیبت را از دید مذهب بررسی کنید. اما قوانین اسلام و ادیان دیگر هم در این زمینه قابل اجرا است.

از دیدگاه دین، غیبت کردن گناهی مخرب است. درست مثل تاریکی که روشنی آن را از بین می‌برد، غیبت هم با مهربانی و ملاحظه از بین می‌رود.

سعی کنید محبت و مهربانی را در خانه و محل‌کارتان پراکنده کنید. اگر دوست داشتید این مقاله را برای کسانیکه که می‌دانید در دام غیبت گرفتار هستند، بفرستید تا به آنها برای از بین بردن این عادت ناپسند کمک کنید.

شما هم در دام غیبت افتاده‌اید؟ آیا موفق به ترک آن شدید؟ چطور؟ ما را با نظرات و پیشنهادات خود خوشحال کنید.

ادامه مطلب / دانلود

تستوسترون از مهمترین هورمون های موجود در بدن انسان است که در بیضه مردان و تخمدان زنان تولید می شود. در مردان، بسیاری از نشانه های بلوغ جسمی، جنسی و حتی عملکردهای روانی، وابسته به این هورمون است. سطح پایین این هورمون، از نشانه های بیماری هیپوگنادیسم در مردان است.

تاثیر هورمون تستوسترون بر سلامتی آقایان

در سال های اخیر تحقیقات بسیاری در رابطه با مزایای این هورمون در بدن انجام شده که نتایج کلی آن نشان می دهد این هورمون می تواند اثرات ناشی از پیری را کاهش دهد. هر چند که تحقیقات بیشتری در رابطه با خصوصیات و تاثیرات تستوسترون نیاز است. در اینجا به برخی تاثیرات این هورمون بر سلامت مردان اشاره شده است.

تراکم استخوانی
بر اساس مقاله ای که در مجله Therapeutics and Clinical Risk Management، منتشر شده، تستوسترون در تراکم ساختار استخوان ها نقش موثری ایفا می کند. بر اساس این یافته ها، مردهای مبتلا به هیپوگنادیسم در سنین بالاتر به مراتب بیشتر از مردان سالم از شکستگی استخوان ها رنج می برند. مطالعات متعددی در این زمینه بر روی مردان مبتلا به هیپوگنادیسم انجام شده که به واسطه درمان با کمک تستوسترون تا حدود زیادی بهبود یافته اند.

خلق و خوی بهتر
از دیگر نشانه های مردان مبتلا به هیپوگنادیسم، افسردگی و کاهش عملکرد ذهنی است. طبق گفته انجمن پزشکان خانواده در آمریکا، مطالعات نشان داده اند که حافظه کلامی و و عملکرد ذهنی بیماران مبتلا، با درمان به کمک تستوسترون، بهبود چشمگیری داشته است. همچنین درمان های انجام شده باعث توقف روند افسردگی در این بیماران شده است.

تاثیر در روابط جنسی
مشکلات جنسی مانند اختلال در نعوذ و کاهش میل، در مردان مبتلا به هیپوگنادیسم بسیار شایع هستند. نتایج تحقیقات نشان می دهد که تستوسترون از مهمترین عوامل افزایش میل جنسی و کاهش اختلالات مرتبط است. در عین حال، مطالعات انجام شده تاثیر تستوسترون در رضایت از رابطه جنسی را بی نتیجه نشان داده است. البته تا کنون نتیجه ای قطعی در خصوص تاثیر این هورمون بر بهبود میل جنسی در مردان مسن تر، یافت نشده است.

کنترل وزن
تستوسترون عاملی موثر در کنترل سطح چربی بدن است. به گزارش MayoClinic، کاهش سطح تستوسترون عاملی جهت افزایش تمایل بدن در جذب و ذخیره چربی و کاهش توده های عضلانی بدن است. البته این هورمون به تنهایی وظیفه تنظیم چربی بدن را ندارد، بلکه مصرف الکل و رژیم های غذایی با چربی بالا، خودشان از عوامل موثر بر افزایش وزن و البته کاهش تستوسترون بدن هستند.

تاثیر در رشد ماهیچه ها و توان جسمی
مطالعات انجام شده در رابطه با تاثیر این هورمون بر حجم عضلات و قدرت افراد نتایج متفاوتی در بر داشته است. نتیجه برخی بررسی ها، از رشد توده های عضلانی در مردان مسن تر در ازای دریافت تستوسترون حکایت کرده است. در مقابل نتیجه برخی تحقیقات این رشد عضلانی را بدون افزایش قدرت متناسب گزارش کرده است. هر چند که این علائم در بسیاری از مردان مورد مطالعه منجر به افزایش انرژی و انگیزه شده اند. به هر شکل، هنوز تحقیقات بیشتری برای دریافت تاثیر مستقیم تستوسترون بر روی حجم عضلانی و توان فیزیکی مردان لازم است.

ادامه مطلب / دانلود

اگر گذرتان به ترکیه و شهر استانبول افتاد و از ایستگاه‌های بزرگ اتوبوس و قطار رد شدید، نگاهی به دور و بر خود بیندازید. به احتمال زیاد در بین دستفروش‌های زیادی که غذاهای خیابانی تهیه و عرضه می‌کنند، قابلمه‌های کوچکی را می‌بینید که منمن در آن پخته شده و حاضر و آماده به شما چشمک می‌زند. خوردن این غذا که مناسب ذائقه ایرانی بوده و همه مواد آن در دسترس است به علاقه‌مندان غذاهای سلامت و تا حد امکان گیاهی توصیه می‌شود.

راگوى فلفل و گوجه‌ فرنگى

مواد لازم برای۴نفر:

  •  روغن مایع: ۴ قاشق غذاخوری
  •  پیاز متوسط: ۲ عدد، خلالی‌شده
  •  فلفل دلمه‌ای سبز یا قرمز: یک عدد، خلالی‌شده
  •  سیر: ۲ حبه، ساطوری‌شده
  •  پاپریکا: ۲ قاشق مرباخوری
  •  کنسرو گوجه‌فرنگی: یک عدد، خرد شده
  •  شکر: یک قاشق چای‌خوری
  •  تخم‌مرغ: ۴ عدد
  •  نمک و فلفل سیاه: به میزان لازم

روش تهیه:

مرحله اول :  روغن را روی شعله متوسط داغ کنید و پیاز، فلفل دلمه و سیر را به همراه پاپریکا۵ تا۶ دقیقه تفت دهید تا نرم شود.

مرحله دوم :  گوجه‌فرنگی و شکر را اضافه کرده و مخلوط کنید. پس از ۱۰ دقیقه یا زمانی که آب آن تبخیر و غذا غلیظ شد، نمک و فلفل آن را اندازه کنید.

مرحله سوم :  وسط غذا را چال کرده و تخم‌مرغ‌ها را در آن بشکنید و نمک بزنید. در قابلمه را ببندید تا تخم‌مرغ‌ها ببندد. با نان، ماست و سبزی خوردن سرو کنید.

نکات:

۱ – می‌توانید تخم‌مرغ را با مایه سبزیجات مخلوط کنید تا مانند میرزاقاسمی در غذا مخلوط شود.

۲ – اضافه کردن بادمجان سرخ شده، مزه خوبی به آن می‌دهد، اما غذای دیگری خواهد شد.

ادامه مطلب / دانلود

یشتر مردم نمی‌دانند که نوع شغل افراد تا چه میزان می‌تواند بر سلامت زندگی خانوادگی و دوام یک ازدواج تأثیرگذار باشد. در همین زمینه، پژوهشهای زیادی با نتایج گوناگون در جوامع، انجام شده است.

پژوهشگران دانشگاه «رادفورد» آمریکا نیز اخیرا دست به تحقیقی در این باره زده‌اند و تأثیر مشاغل بر افزایش نرخ طلاق زوجین را در این کشور مورد بررسی قرار داده‌اند.

طبق یافته‌های تحقیق محققان در آمریکا، مستخدمان، پرستاران، هنرمندان و مجریان در صدر فهرست مشاغلی قرار دارند که احتمال طلاق در میان آنها بالاترست و کمترین میزان طلاق نیز در بین فعالان مذهبی، پزشکان، متخصصان چشم‌پزشکی و مهندسان دیده می‌شود.

شناسایی شغل هایی که طلاق می آورند

دوام ازدواج در گرو تحصیلات مناسب

براساس مطالعات صورت گرفته، مشاغلی که دارای نیروی کار تحصیل‌کرده‌تری هستند، از نرخ پایین‌تر طلاق برخوردارند و در این بین میزان درآمد مرتبط با شغل نیز نقش مهمی ایفا می‌کند.

پروفسور «مایکل آموت» سرپرست تیم تحقیقاتی دانشگاه رادفورد تأکید می‌کند: لزوما خود شغل به تنهایی نمی‌تواند در پیشگیری از طلاق موثر باشد و ویژگی مورد نیاز این مشاغل و سطح درآمدی آن نقش بسزایی در کاهش یا افزایش احتمال بروز طلاق دارد.

حس نوع‌دوستی، عامل درک بهتر اعضای خانواده

مشاغلی که در ارتباط مداوم با مردم هستند و به نوعی حس همدردی و همراهی نیاز دارند، باعث تحکیم روابط خانوادگی و درک بهتر زوجین می‌شوند.

افرادی مانند مربیان، اعضای گروه‌های بشردوستان، پرسنل پزشکی و کشیشان و مبلغان مذهبی بدلیل استفاده درست از قدرت کلام و مهارت در شنیدن، می‌توانند در بهبود روابط اجتماعی و درک متقابل افراد، هم در جامعه و هم در بین اعضای خانواده نقش موثری ایفا کنند.

نتایج این مطالعه در مجله Police and Criminal Psychology منتشر شده است.

ادامه مطلب / دانلود

بعد از تفاهم و توافق های اولیه ای که برای ازدواج انجام می شود، طرفین دوران نامزدی یعنی دوران عقد تا عروسی را آغاز می کنند. دورانی برای شناخت بیشتر و شروع یک زندگی بهتر.

آثار و برکات دوران نامزدی

۱٫ زمینه سازی جهت استقلال دختر و پسر و تدریجی نمودن جدا شدن دختر و پسر از خانواده ای که سال های متمادی در آن زندگی کرده و انس گرفته و عادت کرده اند. این دوره (نامزدی) باعث می شود پدر و مادر و نیز سایر اعضای خانواده خود را برای پذیرش و تحمل جدایی آماده سازند.

دوران نامزدی، چرا و چگونه؟

۲٫ ایجاد انس و همدلی بین زوجین یکی دیگر از آثار دوران نامزدی است. چرا که این دوران ایام و لحظات شیرین و خاطر انگیزی را در مقایسه با ایام گذشته و حتی آینده برای زوجین رقم می زند. دوران نامزدی دوران گذشت و ایثار و محبت و نادیده گرفتن ناملایمات و ناهماهنگی است. دوران معشوق محور و خروج از خود خواهی است.

۳٫آمادگی والدین، از برکات بسیار مهم دوران نامزدی است. برپایی مراسم عروسی دختر و پسر نیاز به پیش شرط ها و لوازمی دارد که دوران نامزدی بهترین فرصت برای تامین آن نیازمندی هاست.

۴٫ بدست آوردن شناخت بیشتر و بهتر از یکدیگر. این دوره را گاهی دوره شناخت عمیق تر و دقیق ترنامیده اند. در این دوره موقعیت ها و فرصت های بسیار مهمی بوجود آمده و زمینه های شناخت بیشتر را فراهم می سازد. ماهیت و شخصیت واقعی فرد در یک فرآیند ارتباطی غیررسمی شناخته می شود. دوره نامزدی این فضا و فرصت طلایی را بوجود می آورد. رفت و آمدها، خلوت ها، و تعاملات بیشتر، آن هم در بین فامیل ها، دوستان و آشنایان و لایه های پنهان شخصیت فرد را بیش از بیش نمایان می سازد. در این دوره تعارفات و احیاناً ظاهرسازی های و نقش بازی کردن ها، رنگ باخته و گاهی انتقاد ها و اعتراض ها بیشتر می شود. انتقادها باعث شناخت بیشتر و اعتراض ها موجب افشاگرهای بیشترمی شود.

زوجین جوان و خانواده هایشان، نباید تصور کنند که بعد از تقد دیگر کاری از کار گذشته و راه بازگشتی نیست وعروس باید با لباس سفید به خانه بخت برود و با لباس سفید(کفن) خارج شود.

دوره نامزدی را می بایست دوره شناخت عمیق تر یکدیگر بدانند و اگر موانع عمده ای در جهت ادامه زندگی بوجود آمده و چهره واقعی نامزد (دخترو پسر) نمایان شد. بدون کمترین تردید (البته با مشورت مشاور راهگشا و توانا) مسیر بازگشت را همورا می سازند. چرا که بعد از عروسی و احیاناً بچه دار شدن، مسیر بازگشت ناهموار و بسیار دشوار خواهد شد. ضمناً نباید این مهم مورد غفلت فراگیرد که طول زمان دوران عقد باید دختر در حدی باشد که طرفین فرصت شناخت دقیق را بدست آورند. کم نیستند خانواده هایی که با عجله و شتاب بعد از نامزدی مراسم عروسی را دایر نموده و فضا و فرصتی برای تحقیق و آشنایی بیشتر برای طرفین فراهم نمی سازند. گاهی شتاب برای تدارک دوران سرنوشت ساز نامزدی را به دوران تهیه جهیزیه، گرفتن وام و تدارک تالار و لوازم عروسی و… تبدیل و محدود می کندد. این امر مشغله ذهنی و فکری طرفین را محدود به لوازم سخت افزاری عروسی نموده وآنان را از شناخت بیشتر یکدیگر محروم می سازد. لذا رفتار و گفتار والدین دو طرف باید به گونه ای باشد که فرزندان فقط به شناخت و نتیجه آن بیندیشند نه چیز دیگر.

۵٫عدم توجه به کاستی ها و ضعف ها، به امید اصلاح آن ها در آینده یکی دیگر از موانع و آسیب های عمده فرآیند شناخت در دوران نامزدی است. کم نیستند کسانی که ضعف ها و ناهنجاری های خاصی را در طرف مقابل و خانواده اش می بیند اما بنا را بر اصلاح آنان در آینده می گذارند. به این گروه هشدار می دهیم به وعده ها و وعیدها اعتنا نکنید و امید به رفع آسیب ها را در دل نپرورانید هر آنچه که هست را ببینید و همان را به رسمیت بشناسید. ریسک و احتمال را دفن کنید.

۶٫ در فراز و فرود دوران نامزدی، مشاور را فراموش نکنید. از همین دوره حضور مشاوری دانا و توانا و با تجربه را در زندگی خود جدی بگیرید. هر آنچه ذهن و فکر شما را مشغول نموده و نگران می کند می بایست با مشاور درمیان گذارد و بر اساس توصیه های او عمل کنید.

۷٫ در بسیاری موارد و وابستگی و دلبستگی عاطفی و احساسی مانع شناخت صحیح شده و حتی در موارد زیادی مانع پشیمانی و بازگشت (به رغم قطعی شدن آسیب ها و آفت های فکری و فرهنگی و اخلاقی طرف مقابل).

خانومی جوان می گفت من از همان روزهای اول بعد از نامزدی متوجه اعتیاد نامزدم شدم اما به دلیل علاقه و عشق شدیدی که به او داشتم و نیز به جهت ترس از آبرو و… به این معضل بی اعتنایی نمودم اما بعد از ۹ سال زندگی مشترک و داشتن فرزند ۷ ساله، امروز از هم جدا شده و زندگی سیاهی را برای خود و فرزندم رقم زدم. ای کاش در همان دوران نامزدی جدا می شدم.!

۸٫فراموش نکنید در صورت هموار شدن مسیر زندگی مشترک و نبود موانع عمده ادامه زندگی دوران نامزدی بهترین و شیرین ترین دوران برای ابراز و تعمیق و گسترش عشق و محبت است. خاطرات این دوران دا دست کم نگیرید و اوراق و صحنه های زیبایی را در این دوران برای خود ثبت و ضبط کنید.

در این دوران دل و دیده مهیای پذیرش گفتنی ها و دیدنی های مهم و عاشقانه است. از این فرصت برای پیدایی و تکوین و تکامل عشق و محبت بهره بگیرید.

خاطره نویسی به ثبت رساندن نگاه و نظر طرفین برای آینده زندگی بسیار مفید و سازنده خواهد بود. دیدگاه های نقطه نظرهاست. دغدغه ها و اندیشه ها را در قالب تصاویر، فیلم ها و نامه ها ترسیم و بایگانی کنید.

۹٫رابطه جنسی و رعایت عرفیات : اگرچه در این دوره زوجین می توانند رابطه زناشویی و جنسی داشته باشند اما به جهت رعایت عرفیات و نیز طی کردن دوره شناخت بهترو بیشتر لازم است بشدت مراقب رفتار جنسی خود باشند. چه بسا با انعقاد نطفه در این دوره مشکلات حاد و غیر قابل تحملی برای طرفین بوجود آید که گاهی متاسفانه برای حل آن حتی به سقط جنین اقدام نموده و زندگی را با استرس و اضطراب و ناراحتی و گناه آغاز می کنند.

ادامه مطلب / دانلود

« او نمی‌گوید دوستت دارم! اصلا شاید دوستم ندارد. شاید تنها به زندگی با من عادت کرده و اگر هر زن دیگری هم جای من بود، با او همین رفتار را می‌داشت. شاید در جوانی‌اش یک شکست عشقی عمیق خورده و دیگر نمی‌تواند مرا دوست داشته باشد. شاید به اصرار خانواده‌اش به این ازدواج تن داده و دلش می‌خواهد دوباره به روزهای مجردی‌اش برگردد. شاید … »

  ۱۰ نشانه مردانه برای ابراز عشق

اینها حرف‌هایی است که بسیاری از زن‌های ایرانی در دل دارند. زن‌هایی که همسران‌شان میان سنت و مدرنیته گیر افتاده‌اند و با وجود تمام عشق و احترامی که برای آنها قائل هستند، از عهده گفتن یک جمله ساده برنمی‌آیند: « دوستت دارم! » این مردها میانه‌ای با گل و هدیه ندارند، جمله عاشقانه بلد نیستند و بعد از بحث به‌جای عذرخواهی می‌خواهند با عادی رفتار کردن، موضوع را به فراموشی بسپارند. اگر شما هم یکی از زن‌هایی هستید که زیر یک سقف با چنین مردی زندگی می‌کند،‌ بهتر است قبل از قضاوت کردن با این ۱۰ نشانه‌ مردانه ابراز عشق آشنا شوید.
۱ – مرد عمل است
همسر شما یک مرد سنتی است که فکر می‌کند ابراز احساسات یک کار زنانه است؟ اگر این‌طور است شما حداقل تا‌مدتی باید به دنبال نشانه دیگری بگردید و عشقش را از روی آن حدس بزنید. چنین مردهایی دوست دارند به زبان بی‌زبانی حرف بزنند و شما می‌توانید از هزار و یک موقعیت این زبان را رمزگشایی کنید. همسر شما ممکن است « دوستت دارم » را با درست کردن وسایل خانه و کارهای تعمیراتی نشان دهد یا اینکه به‌ جایش حمام را بشوید یا آشغال‌ها را بیرون ببرد.
این دسته از مرد‌ها دوست ندارند برای ابراز عشقشان کار هیجان انگیز و بزرگی انجام دهند. آنها بیشتر از آنکه بخواهند شما را متوجه حس خودشان کنند،‌ دوست دارند برایتان یک زندگی آرام بسازند.
در اوج ترافیک دنبال‌تان بیایند تا راحت به خانه برگردید، بیشتر کار کنند تا در رفاه باشید یا وقتی یک فرد فضول فتنه‌ای علیه شما به‌ پا می‌کند، بی‌تفاوت از کنارش بگذرد و نشان دهد به شما اطمینان دارد. این دسته از مرد‌ها تمام تلاششان را می‌کنند تا دنیا جای بهتری برای شما باشد و البته تمام تلاششان را هم می‌کنند که شما از این موضوع بویی نبرید.
۲ – شما را اول صف می‌گذارد
یک مرد سنتی، اگر عاشق همسرش باشد، بیشتر از آنچه فکرش را کنید، برای زندگی‌اش وقت و انرژی می‌گذارد. تقویم او از روی برنامه‌های همسرش ورق می‌خورد و تمام تلاشش را می‌کند که کوچک‌ترین زمان خالی‌اش را، برای زندگی مشترکش صرف کند. او با یک دسته‌گل به خانه نمی‌آید اما تمام سعی‌اش را می‌کند که در سریع‌ترین زمان ممکن به خانه برگردد. وقتی که از محل کارش برمی‌گردد نمی‌گوید: « دلم برایت خیلی تنگ شده بود » اما با روی باز به‌ خانه می‌آید و اگر شما تمام روز را تنها در خانه گذرانده باشید،‌ با تمام خستگی‌اش سعی می‌کند برنامه‌ای برای بعدازظهر شما بریزد. او دوست دارد یک‌ تنه تنهایی شما را پر کند و اگر هم به خاطر مشغله‌هایش از پس این‌کار برنیاید، با استقبال از برنامه‌های دیگری که در سر‌دارید، شما را در رسیدن به آرامش بیشتر همراهی می‌کند. او را بشناسید!
۳ – از شما کمک می‌گیرد
مهم نیست شما مهارت و توانایی انجام آن کار را دارید و مهم هم نیست که او به تنهایی از پس آن کار برمی‌آید یا نه؛ اگر همسرتان از شما برای انجام کاری کمک می‌خواهد، با دل و جان همراهی‌اش کنید. برای مردهایی که اهل گفتن دوستت دارم نیستند، چنین مشارکت‌هایی نماد دوست داشتن هستند. آنها می‌خواهند ساده‌ترین کارها را هم با کمک شما انجام دهند و به شما نشان دهند که در تمام ابعاد این زندگی، نقش موثری دارید. برای مرد‌هایی که اهل ابراز علاقه به شیوه مدرن نیستند، کمک خواستن یعنی نشان دادن تمامی احساس. آنها با این خواسته می‌گویند:
« دوست دارم حتی در ساده‌ ترین بخش‌های این زندگی هم همراهم باشی »، پس این همراهی را از او نگیرید و ساده از کنارش نگذرید.
۴ – باورهایش را بازنگری می‌کند
مردهای ایرانی، با یکسری اصول به‌دنیا می‌آیند و رشد می‌کنند اما اگر همسرتان واقعا عاشق‌تان باشد، به خاطر شما از اصول قدیمی‌اش دست برمی‌دارد. برای هر فردی قضاوت دیگران و اصولی که با آنها بزرگ شده اهمیت دارد، اما یک مرد عاشق،‌ کمی انعطاف‌پذیرتر است و می‌تواند خط و مرزهایش را برای شما جا‌به‌جا کند. او شما را همین‌طور که هستید می‌پذیرد و به خاطر راضی نگه‌داشتن دیگران، برای شما شرط تغییر کردن را تعیین نمی‌کند. اولویت او نظر و خواسته شماست و به همین دلیل، سعی می‌کند دیگران را مجاب به تغییر و پذیرفتن شما کند.
۵ – خودش را تغییر می‌دهد
برای همه ما تغییر کردن کار ساده‌ای نیست؛ حتی اگر همسرتان عاشق‌ترین همسر روی زمین باشد، نباید انتظار داشته باشید سریع و آسان ویژگی‌هایی که دوست ندارید را کنار بگذارد. اما اگر دوست‌تان داشته باشد، تمام تلاشش را برای تغییر می‌کند. به‌خاطر شما صبورتر می‌شود و روی موضوعاتی که هیچ وقت برایش اهمیتی نداشته تمرکز می‌کند. اگر از ظاهرش انتقاد کرده‌اید، سعی می‌کند به دلخواه شما لباس بپوشد. اگر برخی حرف‌ها یا برخورد‌هایش را دوست ندارید، آنها را به خاطر شما تغییر می‌دهد. اما گمان نکنید این تغییرات یک‌‌شبه اتفاق می‌افتد. شاید او هیچ وقت موفق به تغییر‌دادن خودش نشود اما همین که برای تغییر کردن تلاش می‌کند، معنای جمله « دوستت دارم» را می‌دهد.
۶ – رویاهایش را بدون شما نمی‌سازد
یک همسر عاشق، گوشه گوشه زندگی‌اش را در کنار شما می‌بیند. برای او هیچ رؤیایی بدون شما امکان‌پذیر نیست. اگر نامزد‌تان باشد، تمام تلاشش را می‌کند که هرچه زودتر با هم ازدواج کنید و اگر همسرتان باشد، برای رسیدن به یک ثبات مالی بیشتر از همیشه قدم برمی‌دارد. او دوست دارد در کنار شما یک خانواده کامل داشته باشد. از شنیدن خبر حضور یک بچه در زندگی‌تان، هیجان‌زده می‌شود. او هر بعد این زندگی که حضور شما در آن باشد را عاشقانه دوست دارد و از هر اتفاق تازه‌ای در زندگی‌تان را استقبال می‌کند. برای او حضور شما در زندگی کافی است و دیگران تنها زمانی اهمیت دارند که بتوانند به بهتر شدن احساس و زندگی شما کمک کنند.

۷ – راز‌ هایش را برای شما فاش می‌کند
بعضی مردها دوست دارند دنیایشان را در بسته برای خودشان نگه دارند. برای یک مرد، گفتن رازهایی که سال‌هاست از همه پنهان‌شان کرده آسان نیست. در دنیای آنها این اتفاق تنها بعد از یک عشق و اعتماد جدی می‌افتد و اگر این اعتماد ذره‌ای خدشه‌دار شود، بازهم در دنیای راز‌هایشان بسته می‌شود و تا ابد پنهان می‌ماند. پس گمان نکنید حرف‌هایی که گفتن آنها برای شما آسان است برای همسرتان هم به راحتی قابل بیان است. وقتی زبان باز می‌کند برایش شنونده خوبی باشید و به او اطمینان دهید هرگز شخص دیگری از حرف‌هایی که میان شما رد و بدل شده، باخبر نمی‌شود. برای یک مرد، گفتن حرف‌های نگفته، نیازمند رسیدن به یک عشق بی‌اندازه است و اگر همسرتان شما را برای درد دل‌هایش انتخاب کرده‌است، بدانید که بیش از هر کسی عاشق شماست. در این مواقع نه راهکاری به او ارائه دهید و نه با بی‌توجهی‌تان دلسردش کنید. تنها گوش کنید و نشان دهید با تمام وجود حرف‌هایش را می‌فهمید.
۸ – پا به‌ پای‌تان پیش می‌رود
اگر شما را دوست داشته باشد، با تمام وجود دلش می‌خواهد راضی و خوشحال نگه‌تان دارد. شاید او برای یک آخر هفته رمانتیک و پر از گل و هدیه برنامه ریزی نکند، اما با دل و جان حرف‌های شما را می‌شنود و تا حل شدن نگرانی‌هایتان، شما را همراهی می‌کند. برای او فرقی نمی‌کند که شما به خاطر یک مسئله کاری، خانوادگی یا شخصی نگران هستید. او فقط شادی شما را می‌خواهد و همیشه به دنبال راه‌حلی برای از میان‌بردن دغدغه‌هایتان است. او با هموار کردن راه شما در رسیدن به آروزهایتان عشقش را نشان می‌دهد. اگر قصد ادامه تحصیل دارید، اگر به دنبال هنر هستید و اگر دوست دارید برای بزرگ‌کردن بچه‌ها وقت بگذارید، همسر عاشق‌تان شما را همراهی می‌کند تا با سختی کمتری از این مسیرها بگذرید.
۹ – شما را همانطور که هستید، می‌پذیرد
نمی‌توانید بگویید هیچ ایرادی ندارید. از ظاهر‌تان گرفته تا سبک لباس پوشیدن، حرف‌زدن، وضعیت خانوادگی یا حتی خصوصیت‌های اخلاقی، قطعا مواردی وجود دارد که همسرتان در دلش با آنها میانه‌ای نداشته باشد. پس گمان نکنید که « دوستت دارم » نگفتن او، غیرقابل بخشش است. زیرا او با گذشتن از ایراد‌های شما یا بخشیدن اشتباهات‌تان به شما عشقش را ابراز می‌کند. برای او شما همین‌طور که هستید قابل ستایشید و نمی‌گذارد که به خاطر ایرادهای احتمالی، دیگران به شما خرده‌ای بگیرند. یک همسر عاشق، همیشه پشتیبان شما می‌ماند و در شادی و غم، بیماری و سلامت و … برخوردی یکسان با شما دارد.
۱۰ – شما را سیبل نمی‌ کند
از همان روز خواستگاری تا زمانی که بچه‌ها بزرگ می‌شوند و سر زندگی‌شان می‌روند، زندگی مشترک شما با مشکلات ریز و درشتی روبه‌رو خواهد بود. اما همسری که عاشقانه شما را دوست دارد، هرگز از شما به‌عنوان حلال مشکلات استفاده نمی‌کند. اگر سوءتفاهم یا تفاوت عقیده‌ای میان اطرافیانش و شما فاصله انداخته باشد، شما را به میانه بحران هل نمی‌دهد و با درایت خودش مشکلات را حل می‌کند. اگر دوست‌تان داشته باشد،‌ تلاش می‌کند رابطه گرم و مثبتی میان شما و اطرافیانش حاکم باشد و البته مسئولیت ساختن چنین ارتباطی را تنها به دوش شما نمی‌اندازد.
ادامه مطلب / دانلود
صفحه 150 از 151«...120130140 قبلی 149150151 بعدی