فیلم زندانی ها

نتايج جستجو مطالب برچسب : سبک زندگی

 

چرا مردها حلقه ازدواج دست نمی کنند؟!

آیا تا به حال شده‌است از همسرتان به خاطر به دست نکردن حلقه ازدواج‌تان دلخور شوید؟آیا خودتان جز کسانی هستید که فراموش می‌کنند حلقه‌شان را به دست کنند یا آنکه امکان ندارد حلقه ازدواج‌تان از انگشتتان جدا شود.اصلا این حلقه چیست که اینقدر مهم‌است و چرا اینقدر زوج‌های جوان به آن اهمیت می‌دهند؟آیا واقعا در خوشبختی یک زوج نقشی هم دارد؟اصلا چه شد که حلقه تبدیل به نماد عشق و تعهد شد؟ چرا زن‌ها بیشتر از مردها به این حلقه اهمیت می‌دهند؟همه اینها سؤالاتی است که شاید در ذهن خیلی از ما وجود داشته‌باشد، در اینجا می‌خواهیم به همه آنها پاسخ بدهیم.

 سابقه تاریخی زنان

استفاده مردان از حلقه نسبتا جدید است. تا میانه قرن 20 بیشتر زنان بودند که حلقه در دست می‌کردند که این شاید یادآور روزهایی بود که زنان جزئی از املاک و دارایی‌های همسرشان بودند. بعد از جنگ جهانی دوم، بسیاری از مردان با جدایی‌های طولانی‌مدت از همسران خود مواجه شدند و از آن زمان آنها نیز شروع به استفاده از حلقه به عنوان نشانه‌ای از تاهل خود کردند که آنچه موجب می‌شود همواره به یاد همسران خود باشند.

چرا باید حلقه در انگشت چهارم باشد؟

شاید برای بسیاری این سؤال پیش بیاید که چرا حلقه ازدواج را در انگشت چهارم دست چپ می‌اندازند؟ تحقیقات نشان داده است یونانیان قدیم عقیده داشتند رگ مخصوصی از این انگشت می‌گذرد و مستقیما به قلب وارد می‌شود و برخی‌ها نیز به این معتقدند که چون این انگشت را کمتر از سایر انگشتان دست خود مورد استفاده قرار می‌دهیم حلقه در آن قرار می‌گیرد و به طور کلی برای به دست کردن یک وسیله زینتی مناسب‌تر از سایر انگشتان دست است.

 اولین مردمی که حلقه به دست کردند

اولین مردمی که در تاریخ، حلقه ازدواج را به کار بردند مصریان بوده‌اند. گویا در نوشته‌های هیروگلیف که نوشته‌های تصویری مصریان است حلقه، علامت ابدیت بود، یعنی حلقه ازدواج به انگشت زوجین کردن به نوعی رمز زناشویی پایدار و ابدی بوده است و پس از مصریان، مسیحیان نیز حدود سال ۹۰۰ میلادی شروع به دست کردن و استفاده انگشتر و حلقه در مراسم ازدواج خود کردند.

به خاطر بچه‌هایتان حلقه ازدواج را فراموش نکنید

یک حلقه شما را یاد چه می‌اندازد؟ ازدواج، عشق و شاید بشود گفت وفاداری. امروزه در اکثر کشورهای دنیا این حلقه- البته اگر در انگشت دست چپ باشد- نماد ازدواج و به دست داشتن آن نشانی از دوام این رابطه است. اما برخی از متاهل‌ها به دلایل مختلف این نماد را همیشه همراه ندارند. اگر قبلا فقط همسرتان حق داشت از شما بخواهد حلقه‌تان را دست کنید، حالا یک دلیل محکم وجود دارد که شما به خاطر بچه‌هایتان باید این حلقه را به انگشت بیندازید! یک روانشناس اجتماعی از دانشگاه آلبرتای کانادا، ادعا می‌کند کسانی که حلقه ازدواجشان را به دست نمی‌کنند در مقایسه با کسانی که آن را همیشه به دست می‌کنند، بیشتر بچه‌هایشان را فراموش می‌کنند. دکتر اندرو هارل همچنین می‌گوید: «افرادی که این عادت را دارند، فراموشکارترین والدین برای فرزندانشان هستند.»

چرا بعضی مردان حلقه به دست نمی‌کنند؟

‫شغل‌های پرخطر دارند‬

بسیاری از آقایان در مشاغل سخت و پرخطر فعالیت می‌کنند که نمی‌توانند کارشان را با به همراه داشتن جواهر و زینت‌آلات به خوبی انجام دهند. مکانیک‌های اتومبیل، کارگران ساختمانی یا خلبانان نظامی از جمله کسانی هستند که همراه داشتن حلقه ازدواج برایشان میسر نیست.

‫حساسیت دارند

مردان بسیاری به مواد سازنده حلقه حساسیت دارند به طوری که با دست کردن آن احساس آرامش ندارند. یکی دیگر از دلایل اجتناب از دست کردن حلقه، ورم روماتیسمی مفاصل است که در این بیماری،‌ مفاصل انگشتان دچار ورم می‌شود و استفاده از حلقه انگشتری را بسیار دشوار می‌کند.

‫یادشان می‌رود‬

بسیاری از آقایان هم اصلا به دلیل فراموشکاری به یاد نمی‌آورند که باید حلقه خود را به دست کنند یا حتی هراس دارند که جایی مجبور شوند آن را از دست خارج کنند، آن وقت ممکن است آن را گم کنند. بسیاری از آنها هم به دلیل قیمت بالای حلقه‌ها از گم شدن آن هراس دارند.

زیورآلات دوست ندارند

شاید این دلیل هم چندان موجه به نظر نرسد‌ اما بعضی از مردها اصلا با زیور‌آلات مختلف مثل انگشتر و گردنبند و… راحت نیستند و برخی مشخصا با انگشتر در انگشت‌شان احساس خوب و راحتی ندارند.

از سر بی‌لطفی

بعضی از مردان هم از کم‌لطفی حلقه‌شان را دست نمی‌کنند هرچند بدون تردید همسران خود را دوست دارند اما خیلی دوست ندارند که همه متوجه متاهل بودنشان شوند.

 

ادامه مطلب / دانلود

شما بیشتر وقت زمان بیداری‌تان را در کنار کسانی می‌گذرانید که با آنها کار می‌کنید، به همین دلیل درگیر شدن در زندگی همدیگر غیرقابل اجتناب است. طبیعی است که دوستی‌هایی بین شما ایجاد شود و در برخی موارد حتی عشق و عاشقی رخ دهد. سوال این است که چه زمان ایجاد ارتباطی عمیق‌تر با یکی از همکارانتان قابل قبول است؟ وقتی به زندگی همکارانتان نزدیک‌تر می‌شوید، احتیاطات بیشتری را باید پیش بگیرید. باید همیشه به خاطر داشته باشید که تا زمانیکه در آن محیط کار می‌کنید باید این آدمها را ببینید و به همین علت باید با احتیاط پیش بروید.

توصیه های مهم برای روابط عاشقانه در محیط کار

درمورد دوستی‌های درون محیط‌کار، مراقب کسی که به او اعتماد می‌کنید باشید. وارد کردن دوستان کاری به زندگی خصوصی‌تان کاری پرخطر است که مرز بسیار ظریفی دارد. یادتان باشد  که برای کار کردن در آن محیط هستید و دخالت در زندگی خصوصی همدیگر وضعیت کار را برایتان دشوار می‌کند. قبل از اینکه داستان زندگیتان را برای همکارانتان تعریف کنید، مطمئن شوید که نیت آنها برای شما خیر است. آرام آرام در ارتباطاتتان پیش روید و مراقب باشید اطلاعاتی که برای استخدامتان در آن شرکت اهمیت دارد را با افراد نامناسب درمیان نگذارید.

وقتی دوستی‌ها عمیق‌تر می‌شوند چه اتفاقی می‌افتد؟

شما هر روز همدیگر را می‌بینید و هیجان اولیه خیلی زود از بین می‌رود. قبل از اینکه از روی احساس رفتار کنید، موقعیت را ارزیابی کرده و تصمیم بگیرید که این عشق ارزش عواقب آن را دارد. اول اینکه، ضروری است از مقررات و قوانین مربوط به روابط میان‌فردی در شرکت مطلع شوید. بسیاری از شرکت‌ها قوانین سفت و سختی درمورد روابط عاشقانه بین پرسنل خود دارند زیرا تصور می‌کنند این روابط بر بازده شرکت اثر منفی دارد. اگر احساس می‌کنید قوانین شرکت را زیر پا گذاشته‌اید، پیشنهاد ما این است که در موقع مناسب نزد رئیستان بروید و او را از این مسئله باخبر کنید. صداقت همیشه بهترین سیاست است.

از ابراز احساسات در ملاء‌عام خودداری کنید. این نوع رفتار مشکل‌ساز خواهد بود. نشان ندادن چنین رفتارهایی باعث می‌شود شکست رابطه، عواقب منفی بر کار شما نداشته باشد.

اهداف طولانی‌مدت خود با شرکت را ارزیابی کنید. تازمانیکه در آن شرکت جا نیفتاده‌اید و شخصیتتان را ثابت نکرده‌اید، با کسی رابطه نزدیک ایجاد نکنید. سعی کنید همیشه مرزی مشخص بین کار و زندگی‌ شخصی‌تان داشته باشید.

چرا عاقلانه است که با رئیستان وارد رابطه عاشقانه نشوید

یکی از بدترین کارهایی که می‌توانید در محل‌کارتان انجام دهید این است که با رئیستان ارتباط نزدیک و عاشقانه پیدا کنید. بااینکه زمان‌هایی هست که این روابط خوب نتیجه می‌دهند اما در اکثر مواقع فاجعه‌آمیز به پایان می‌رسند. بنابراین چرا عاقلانه است که با رئیستان رابطه عاشقانه پیدا نکنید؟ این دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد که در زیر به آنها اشاره می‌کنیم.

ممکن است رئیستان را در موقعیت بدی قرار دهید.

رئیستان حتماً باید به شخصی دیگر پاسخگو باشد و اگر آن یک نفر شایعاتی درمورد ارتباط شما شنیده باشد، ممکن است رئیستان بخاطر قوانین شرکت در معرض برکناری قرار گیرد. حتی اگر اخراج نشده یا برکنار نشود، باز هم برایشان بد خواهد بود و ارزش حرفه‌ای آنها را پایین خواهد آورد.

ممکن است خودتان را در موقعیت بدی قرار دهید.

در بیشتر مواقع خودتان را در وضعیت بدی در شرکت قرار خواهید داد که مطمئناً دوست نخواهید داشت. احتمالاً مورد حسادت دیگران قرار می‌گیرید و همچنین باید تحمل شنیدن شایعات و غیبت‌هایی که هیچ پایه و اساسی ندارند را داشته باشید. اگر باوجود همه این مسائل تصمیم می‌گیرید که پیش بروید، باید برای دفاع از رابطه‌تان همیشه آماده باشید.

رئیستان به طرفداری از شما متهم خواهد شد.

اگر قرار باشد یک پروژه خاص به شما داده شود یا ترفیع بگیرید یا حقوقتان افزایش یابد، ممکن اتس رئیستان به جانبداری کردن از شما متهم شود، حتی اگر واقعیت نداشته باشد. حتی ممکن است منجر به شکایت رسمی شود که شما و رئیس را فقط بخاطر ارتباط عاشقانه‌تان در وضعیت بدی قرار خواهد داد.

اگر قرار باشد دعوا داشته باشید

این آتش غیبت‌های درون شرکت را تندتر خواهد کرد. اگر با هم کنار نیایید، کار کردن با همدیگر خیلی سخت خواهد شد. خودتان را آماده کنید که همه اجازه نظر دادن درمورد زندگی عشقی شما را به خود بدهند.

اگر قرار باشد رابطه را تمام کنید

اگر این اتفاق بیفتد، از هر اتفاقی بدتر خواهد بود. کنار هم ماندن برای کار برایتان غیرقابل‌تحمل خواهد شد.

با در نظر داشتن همه اینها، می‌توانید ببینید که برقرار نکردن رابطه عاشقانه با رئیستان بهترین کار خواهد بود، اگر هر دوی شما مجذوب هم شده‌اید و دوست دارید واقعاً یک رابطه را با هم شروع کنید، بهتر است یکی از شما اول یک کار دیگر برای خود پیدا کند. اگر امکان این وجود نداشت، تنها کار دیگری که می‌توانید انجام دهید این است که ارتباطتان را از همه مخفی کنید و امیدوار باشید که هیچ کس از این رابطه بویی نبرد.

ادامه مطلب / دانلود
صفحه 90 از 90«...607080 قبلی 888990