فونت جو

مطالب دسته بندی : مذهبی

سوره هایی از قرآن که قرائت آن بیشترین ثواب را دارد

قرائت و تلاوت تمام سوره های قرآن آثار دنیوی و اخروی بی شماری دارد و برای هر کدام از سوره های قرآن فضائل زیادی بیان شده است.

به این نکته باید توجه داشت که قرآن برنامه ی زندگی و کتاب عمل است و تلاوت آن سرآغازی است برای تفکر و ایمان و وسیله ای است برای عمل کردن به محتوای قرآن و همه پاداشهای عظیم نیکو کاران نیز از همین جا و با همین شرایط تحقق می یابد.

نکته دیگری که قابل تذکر است این است که ما نباید به خواندن قرآن به عنوان یک کار تجاری نگاه کنیم و دنبال این باشیم که کدام سوره از همه ثواب بیشتری دارد و تنها با خواندن همیشگی آن سوره از برکت سوره های دیگر محروم بمانیم. قرآن مجموعه ای است که باید همه ی آن در کنار هم باشد و انسان با بهره گیری از همه ی آن است که می تواند به خودسازی بپردازد.

البته در روایات فضیلت ها و برکات خاصی برای هر کدام از سوره ها و حتی بعضی از آیات قرآن بیان شده است. که از باب نمونه به ذکر برخی از این فضائل می پردازیم:
فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم»

در روایات اسلامی به قدری به این آیه اهمیت داده شده که آن را چیزی هم ردیف اسم اعظم الهی معرفی می کند. چنانکه از امام صادق (علیه السلام) نقل شده: “«بسم الله الرحمن الرحیم» به اسم اعظم خدا نزدیک تر است از مردمک چشم به سفیدی آن”.[ تفسیر برهان، ج ۱، ص ۴۱] روایات بسیاری به همین مضمون در فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم» به ما رسیده است.

فضیلت سوره حمد

در باب فضیلت سوره های قرآن هم در روایات برای هر سوره ای فضیلتی ذکر شده مثلاً درباره ی سوره ی حمد (فاتحه الکتاب) از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل شده است که حضرت فرمودند: “هر کس سوره فاتحه الکتاب را بخواند به او آن چنان پاداشی می دهند که گویی دو ثلث قرآن را خوانده و بر هر مۆمن صدقه داده است.”[ تفسیر المجمع البیان، ج ۱، ص ۱۴ و ۱۵]

می خواهی دو سوره به دو تعلیم کنم که برترین سوره های قرآن هستند؟ عرض کرد: آری ای رسول خدا حضرت معوذتین (سوره ی فلق و سوره ی ناس) را به او تعلیم کردند. سپس آن دو را در نماز صبح قرائت نمودند و فرمودند هر گاه بر می خیزی و می خوابی این دو سوره را بخوان

در روایت دیگری وارد شده که:” هر کس این سوره(حمد) را بخواند هر چه از خدا بخواهد به او می دهد.” یا سوره ی حمد را شفای برای هر درد و بیماری معرفی کرده اند. به هر حال روایات بسیاری در اهمیت این سوره وارد شده است و قرائت آن ثواب بسیار زیادی دارد.

فضیلت سوره توحید

درباره ی سوره ی توحید هم فضائل زیادی ذکر شده از جمله اینکه سوره توحید را ثلث قرآن می دانند و در تشییع جنازه خواننده سوره ی توحید هفتاد هزار ملک می آیند پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) فرمودند کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد خواندن سوره ی توحید بعد از هر نماز ترک نکند چرا که هر کس آن را بخواند خداوند خیر و دنیا آخرت را برای او جمع می کند و خودش و والدین او و فرزندان او را می آمرزد.[ تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۴۲۹]

توصیه به قرائت سوره توحید

در باب فضیلت این سوره آیت الله وحید خراسانی نکته ای را به جوانان بیان می کنند:

به دیگران هم سفارش کنید، نماز صبح را که خواندید، یازده بار سوره (قل هو الله احد) را بخوانید، وقت خواب هم یازده بار این سوره را بخوانید، بین روز هم که بیکارید، راه می روید، این سوره را بخوانید، شما جوانها از حالا شروع کنید، بعد روحتان می شود اکسیر احمر، یک روز می بینی شب شده، صد تا سوره (قل هو الله احد) خواندی، آن وقت این صد تا سوره چه می کند؟

به حکم روایات متعدده هم از طرق عامه، هم از طرق خاصه، قرائت یک سوره (قل هو الله احد) ثلث تورات، ثلث انجیل، ثلث زبور، ثلث قرآن، حساب می شود، آن وقت سه سوره که خواندی، خدا به رحمت واسعه اش اجر تورات و انجیل و زبور و قرآن را به تو می دهد، این سوره را بخوانید، شروع کنید از امروز، همه را هم هدیه به امام زمان کنید، آن هدیه به امام زمان اثرش این است، که این سوره دیگر رد نمی شود.

فضلیت آیت الکرسی در سوره بقره

درباره ی سوره ی بقره از پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) سۆال شد که کدام سوره افضل سوره ها می باشد حضرت فرمودند:” سوره بقره و در آن آیه الکرسی.”

ثواب آیه الکرسی آنقدر زیاد است که شیعه و سنی نقل کرده اند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: هر گاه مۆمنی آیه الکرسی بخواند و ثواب آن را به اهل قبور اهدا کند خداوند به ازاء هر حرفی برای او فرشته ای قرار می دهد که تا روز قیامت برای او تسبیح کنند.

پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) فرمودند کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد خواندن سوره ی توحید بعد از هر نماز ترک نکند چرا که هر کس آن را بخواند خداوند خیر و دنیا آخرت را برای او جمع می کند و خودش و والدین او و فرزندان اون را می آمرزد

دو سوره از برترین سوره ها

همچنین در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل شده که به یکی از یارانش فرمود: می خواهی دو سوره به تو تعلیم کنم که برترین سوره های قرآن هستند؟ عرض کرد: آری ای رسول خدا. حضرت معوذتین (سوره فلق و سوره ناس) را به او تعلیم کردند. سپس آن دو را در نماز صبح قرائت نمودند و فرمودند هر گاه بر می خیزی و می خوابی این دو سوره را بخوان[ تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۴۵۴]

توصیه به قرائت قرآن و سوره یس

سعی کنید هر روز بدون استثناء یک قسمت از قرآن را بخوانید، حداقل پنجاه آیه، اگر بخوانید، ده برکت در دنیا و آخرت نصیبتان می شود. از امروز شروع کنید. هر روز یک سوره یس بخوانید چون ایام، ایام امام زمان است، آن سوره یس را که هر روز می خوانید، هدیه کنید به خود امام زمان. ان شاء الله با این برنامه هم سعادت دنیاتان تأمین می شود و هم سعادت آخرتتان. (بیانات آیت الله وحید خراسانی)

خلاصه هر سوره ای از قرآن خاصیتی دارد پس به راحتی نمی شود قضاوت کنیم کدام سوره ثواب بیشتری دارد. بلکه باید همه قرآن را قرائت کرد و از همه ی فضائل قرآن بهرمند شد.

منابع:

 بیانات آیت الله وحید خراسانی

 سایت حوزه

 اندیشه قم

 بیانات آیت الله مظاهری

ادامه مطلب / دانلود

 

چرا مردگان را به خاک می سپاریم؟!

 

میهن فال: روایت شده که بعد از اینکه قابیل، برادر خود، هابیل را کشت، ندانست که با جنازه‌ی هابیل چه کار کند. در همین هنگام دو کلاغ را دید که در حال نزاع کردن هستند. یکی از کلاغ‌ها کلاغ دیگر را کشت و سپس با منقار خود گودالی در زمین حفر کرد و کلاغ مرده را در آن گذاشت و روی آن خاک ریخت. قابیل با دیدن این صحنه تصمیم گرفت که هابیل را در زیر خاک پنهان کند تا کسی او را نبیند و متوجه جرمش شود. از این‌جا بود که انسان متوجه شد که باید مرده را به خاک بسپارد.

به خاکسپاری مردگان علاوه بر دلایل مستقیم و عملی آن دارای مفاهیمی نمادین است که شاید این مفاهیم مهمتر از دلایل ظاهری آن باشد. به طور کلی رفتار مردم ملل مختلف با مردگان خود دارای مفهومی عمیق بوده و پیام‌های متعددی را با خود حمل می‌کند.

انسان، جسم مرده‌ هم نوع خود را به خاک می‌سپارد اما چرا با جسم زنده‌ی هم نوع خود چنین کاری نمی‌کند؟ زیرا این عمل نمادین یک اعتراف شهودی و ناخود اگاه است به اینکه حقیقت انسان روح است و جسم انسان صرفاً برای این روح است. وقتی که کسی می‌میرد ما او را به خاک می‌سپاریم، در حالی که این جسم مرده تفاوت زیادی با جسمی که در حال خواب است ندارد. پس چرا شخص که خواب است را به خاک نمی‌سپاریم؟

با این کار ما اعتراف می‌کنیم که این جسم تا وقتی موجود زنده محسوب می‌شد که دارای روح باشد حالا که دارای روح نیست بنابراین مرده تلقّی می‌شود و بهتر است با او مثل مردگان رفتار شود. جالب اینکه حتی کسانی هم که ظاهراً منکر وجود و جاودانگی روح هستند، همین کار را می‌کنند و با همین کار خود، ناخواسته، به اصل حقیقی وجود انسان که روح اوست اشاره دارند. بسیاری از آیین‌ها و سنت‌ها ریشه در شهودات و یافته‌هایی بسیار عمیق و تاریخی دارد که با تجزیه و تحلیل آن‌ها می‌توانیم درس‌های معنی‌دار فراوانی بیاموزیم.

خردمندان هندو می‌گویند ما جسم مرده را آتش می‌زنیم تا روح او وابستگی به جسم را از دست داده و دیگر هرگز به جسم رجعت نکند بلکه به حیات آسمانی خود ادامه دهد. و بعضی از آن‌ها معتقدند که با به آتش کشیدن جسم در واقع جسم را به انرژی صاحب خود که همان روح است می‌شناسد و دوباره به او ملحق می‌شود.

در مصر و چین، ایران و بسیاری از کشورهای دیگر، باستان شناسان با قبرهایی برخورد کردند که شبیه به یک اتاق با تمام تجهیزات ضروری زندگی بود در این قبرها، در کنار جسد مردگان انواع وسایل زندگی یافت می‌شد(و می‌شود) حتی پول و زیورآلات و جواهرات در بعضی از آن‌ها علاوه بر وسایل زندگی غذا هم وجود دارد. ظروف عسل، روغن زیتون و گندم و از جمله این غذاها بوده است. یکی از مقبره‌هایی که در چین کشف شد شامل شخص امپراطور و سربازان و خادمین بوده و آن‌ها بر این اعتقاد بودند که مرگ پایان زندگی نیست بلکه نوعی جابه جایی از این جهان به جهان دیگر است.همه این رفتارها اعتراف و شهودی عملی است درباره وجود روح و جاودانگی آن درباره واقعیت‌های زندگی در جهان دیگر.

یکی از بنیادی‌ترین اصول و مبانی کلیه روش‌های درمانی باطن گرا، اعتقاد به وجود و جاودانگی روح است، به عبارتی بیشتر روش‌های درمانی باطن گرا، اعتقاد به وجود و جاودانگی روح است. به عبارتی بیشتر روش‌های درمانی نامتعارف به اصل وجود بقاء روح پایه‌گذاری شده‌اند. بنابراین برای درک واقعی این گونه روش‌ها و یا برقراری ارتباط مؤثر با آن‌‌ها لازم است که این مسأله را برای خود حل کنید که آیا روح واقعاً هست یا خیر؟

حل این مسأله و اعتراف همه جانبه برای اصالت روح می‌تواند حلال بسیاری از مسایل و مشکلات انسان باشد. حتّی بعضی از مکتب‌های باطنی بر این اعتقادند که با درک این راه حل می‌تواند به همه مسایل پایان داد که البته تا حدی افراطی به نظر می‌رسد.

اینک آیاتی از قرآن کریم که کلام خداوند است بر اصالت و استلال روح شاهد آورده می‌شود که می‌فرماید: قُل یَتَوفـ̍اکُم مَلَکُ المَوتِ الّذی و کُلﱠ بِکُم ثُمﱠ اِلیَ رﱠبکُم تُرجَعونَ به آن‌ها بگو، فرشته مرگ که مأمور قبض روح شماست جان شما راخواهد گرفت و پس از مرگ به سوی خدای خود باز می‌گردید.

این آیه مبارک پاسخی است به سخنان کفّار که می‌گفتند چگونه موقعی که ما در روی زمین گم شدیم و اجزای بدن ما خاک و پراکنده شد. باز زنده می شویم و زندگی دیگری شروع کنیم که در آیه قبل از این آیه، خداوند از قول آن‌ها حکایت می‌کند. در این آیه مورد بحث خداوند می‌فرماید: اگرچه با مرگ، بدن شما متلاشی و خاک می‌گردد، ولی حقیقت شما که روح شما است، باقی است گم نمی‌شود.

ادامه مطلب / دانلود

چرا نوشیدن شراب حرام است؟!

علاوه بر آیات و روایات امروزه از نظر علمى نیز مضرات مصرف مواد الکلى به اثبات رسیده است. دانشمندان به این واقعیت اعتراف داشته‏اند که از جمله آثار زیان بخش شراب، پیامد سویى است که روى مغز و عقل مى‏گذارد و آن را از کار مى‏اندازد. روشن است که با از بین رفتن عقل، پرده شرم و حیا دریده مى‏شود. در نتیجه میدان به دست غرایز حیوانى مى‏افتد. انسان به صورت حیوانى وحشى و لجام گسیخته درمى‏آید.

نوشابه‏ هاى الکلى پس از استفاده سریعاً جذب خون مى‏شود . خون در مسیر خود مغز را بى نصیب نمى‏گذارد، در نتیجه عمل سلسله اعصاب رو به ضعف مى‏رود و خویشتن دارى که ارادى و منشأ شرم و حیا در انسان و مانع از بروز کارهاى زشت است، از دست مى‏رود.

همانطور که امام رضا علیه السلام فرمودند: خدا شراب را بدان جهت حرام کرد که مایه فساد و بازداشتن عقل از درک حقایق و از بین بردن شرم و حیا است.

مشروبات الکلى به پنج دلیل از محرّمات شمرده مى شود:

دلیل اول – کتاب (قرآن)

در قرآن کریم آیات فراوانى وجود دارد که حرمت مشروبات الکلى را به زبان کنایه و یا موردى بیان مى کند، ولى ما به صریح ترین آنها مى پردازیم:

1ـ «انّما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون؛ (مائده (5) آیه 90)
تحقیقاً شراب و انواع قمار و بت پرستى و یا سنگ هایى که براى قربانى نصب شده و چوبه هاى قرعه (براى کشف امور غیبى)، پلیدى از کارهاى شیطان است، از آن دورى گزینید، شاید رستگار شوید.»
2ـ «انما یرید الشّیطان ان یوقع بینکم العداوه و البغضاء فى الخمر و المیسر…؛ (مائده (5) آیه 91) شیطان مى خواهد کینه توزى و دشمنى را از طریق شراب و قمار در میان شما بیفکند و تضادهاى داخلى را تشدید نماید و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد، آیا باز هم دست از آن بر نمى دارید.»

3ـ «یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما؛ (بقره (2) آیه 219)
تو را از شراب و قمار مى پرسند، بگو: در آن دو گناهى بزرگ است و سودهایى براى مردم و گناهشان از سودشان بیشتر است.»

به اجماع فقهاى شیعه و سنّى، شراب، نجس و حرمت آن محرز است. اکثر عالمان دینى مشروبات را حتى به نام دارو نیز تجویز نمى کنند، چرا که خداوند متعال شفایى در حرام قرار نداده است. تمام فقیهان اسلامى براى شراب خوار اجراى حد شرعى (هشتاد ضربه شلاق) را واجب نموده اند

دلیل دوم – احادیث نبوى و علوى (سنت)

در مجامع شیعه و سنّى، این حدیث معروف است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ده گروه را لعنت کرده است که به گونه مستقیم یا غیر مستقیم در شراب سازى دخالت دارند: 1 – کسى که درخت انگور را به نیت شراب غرس کند؛ 2 – آن که بدین قصد از درخت تاک پاسدارى نماید؛ 3 – خریدار مشروبات؛ 4 – فروشنده آن؛ 5 – کسى که مى نوشد؛ 6 – کاسبى که از شراب فروشى پولى به دست مى آورد؛ 7 – فشار دهنده انگور به انگیزه ساختن شراب؛ 8 – افرادى که مشروبات را حمل و نقل مى کنند؛ 9 – تحویل گیرنده آن؛ 10 – ساقى یا کسى که شراب براى دیگرى مى برد. ( فروع کافى، چاپ جدید، ج 6، ص 430 – 429)

در اسلام هیچ گناهى تا این حد نکوهیده نشده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به حضرت على (علیه السلام) فرمود: «اگر همه گناهان را در خانه اى جمع کنند، کلید آن شراب است.» ( وسائل الشیعه، ج 17، ص 271)
امام على (علیه السلام) مى فرماید: «خداوند شراب و مى گسارى را براى سلامت عقل حرام کرده است.» ( نهج البلاغه، حکمت 252)

امام صادق (علیه السلام) نیز فرمود: «اگر کسى دخترش را به شراب خوار بدهد مانند این است که او را در آتش انداخته است.» (وسائل الشیعه، ج 17، ص 249)
نوشاب‏ه هاى الکلى پس از استفاده سریعاً جذب خون مى‏شود . خون در مسیر خود مغز را بى نصیب نمى‏ گذارد، در نتیجه عمل سلسله اعصاب رو به ضعف مى ‏رود و خویشتن دارى که ارادى و منشأ شرم و حیا در انسان و مانع از بروز کارهاى زشت است، از دست مى‏ رود

دلیل سوم – عقل

برخى از عقلاى جهان به خصوص پزشکان متعهد بر اساس موازین عقلى و علمى و بلکه مشاهدات حسى معتقدند الکلِ مسکِر انسان را از حالت عادى خارج مى سازد و براى مدت زمانى او را در مستى و بى خبرى نگه مى دارد و در این حالت هرگونه عمل خطرناک و یا شرم آورى از وى امکان صدور مى یابد.

دلیل چهارم – اجماع

به اجماع فقهاى شیعه و سنّى، شراب، نجس و حرمت آن محرز است. اکثر عالمان دینى مشروبات را حتى به نام دارو نیز تجویز نمى کنند، چرا که خداوند متعال شفایى در حرام قرار نداده است. تمام فقیهان اسلامى براى شراب خوار اجراى حد شرعى (هشتاد ضربه شلاق) را واجب نموده اند.

دلیل پنجم – علوم طبیعى (علم پزشکى)

(منظور از علوم طبیعى، استنتاجاتى است که متفکران از آن دارند. هنگامى که علم خطرات و مضرّات شراب را کشف مى کند، عقل حرمت آن را اعلام مى دارد.)
از نظر علم پزشکى نیز حرمت شراب، محرز است، زیرا کتاب هاى متعددى درباره زیان هاى آن از سوى پزشکان دل سوز نوشته شده است.

ادامه مطلب / دانلود

دعاهای مخصوص نیمه شعبان

نیمه شعبان روزی است که منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) به دنیا آمده اند. این روز فضیلت های بسیاری دارد که در روایات بسیاری آمده است.

بنا به فرموده پیامبر اکرم (ص) به نقل از حضرت جبرئیل : خداوند در این روز زمان های مرگ را تعیین می کند و روزی های یکسال را تقسیم می کند. هرکس در این روز با تسبیح ، تکبیر ، اسغفار، تهلیل، تطوع شب را صبح کند، جایگاه و منزل او در بهشت خواهد بود.

پس در این روز دعای زیر را بخوانیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا [هذِهِ] وَ مَوْلُودِها

خدایا به حق این شبى که ما در آنیم و به حق آنکس که در آن به دنیا آمده

وَ حُجَّتِکَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتى قَرَنْتَ اِلى فَضْلِها فَضْلاً فَتَمَّتْ کَلِمَتُکَ

و حجتت و موعود آن که همراه کردى به فضیلت این شب فضیلت دیگرى و بدین سبب تمام شد کلمه تو

صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِکَ وَ لا مُعَقِّبَ لاِیاتِکَ نُورُکَ الْمُتَاَلِّقُ

براستى و عدالت تغییر دهنده اى براى کلمات تو نیست و پس زننده اى براى آیات تو نیست آن نور درخشانت

وَ ضِیاَّؤُکَ الْمُشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فى طَخْیاَّءِ الدَّیْجُورِ الْغائِبُ

و آن روشنى فروزانت و آن نشانه نورانى در شب تاریک ظلمانى آن پنهان

الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ کَرُمَ مَحْتِدُهُ وَالْمَلاَّئِکَهُ شُهَّدُهُ وَاللّهُ ناصِرُهُ

غایب از انظار که ولادتش بزرگ و کریم الاصل بود و فرشتگان گواهان اویند و خدا یاور

وَ مُؤَیِّدُهُ اِذا آنَ میعادُهُ وَ الْمَلاَّئِکَهُ اَمْدادُهُ سَیْفُ اللّهِ الَّذى لا یَنْبوُ

و کمک کار او است در آن هنگام که وعده اش برسد و فرشتگان مددکارش باشند آن شمشیر برنده خدا که کُند نشود

وَ نُورُهُ الَّذى لا یَخْبوُ وَ ذوُالْحِلْمِ الَّذى لا یَصْبوُا مَدارُ الَّدهْرِ

و نور او که خاموش نگردد و بردبارى که کار بى رویه انجام ندهد چرخ روزگار بخاطر او گردش کند

وَ نَوامیسُ الْعَصْرِ وَ وُلاهُ الاْمْرِ وَ الْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ ما یَتَنَزَّلُ فى لَیْلَهِ

و او و پدران معصومش نوامیس هر عصر و والیان امر خدایند در شب قدر آنچه نازل شود بر ایشان نازل گردد

الْقَدْرِ وَ اَصْحابُ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ تَراجِمَهُ وَحْیِهِ وَ وُلاهُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ

و آنهایند صاحبان حشر و نشر و مفسران وحى خدا و سرپرستان امر و نهى او

اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى خاتِمِهْم وَ قآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوالِمِهِمْ

خدایا پس درود فرست بر خاتم ایشان و قائمشان که در پس پرده است از عوالم آنها

اَللّهُمَّ وَ اَدْرِکَ بِنا اءَیّامَهُ وَ ظُهُورَهُ وَ قِیامَهُ وَ اجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ وَ اقْرِنْ ثارَنا

خدایا ما را به روزگار او و زمان ظهور و قیامش برسان و از جمله یارانش قرارمان ده و خونخواهى ما را

بِثارِهِ وَ اکْتُبْنا فى اَعْوانِهِ وَ خُلَصاَّئِهِ وَ اَحْیِنا فى دَوْلَتِهِ ناعِمینَ

به خونخواهى او مقرون گردان و نام ما را در زمره یاران و مخصوصانش ثبت فرما و ما را در دولتش شادکام

وَ بِصُحْبَتِهِ غانِمینَ وَ بِحَقِّهِ قآئِمینَ وَ مِنَ السُّوَّءِ سالِمینَ

و متنعم و به هم نشینیش بهره مند و به گرفتن حقش پا بر جا بدار و از بدیها بر کنارمان کن

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَ الْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَواتُهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَالْمُرْسَلینَ وَ عَلى اَهْلِ بَیْتِهِ الصّادِقینَ وَ عِتْرَتِهَ النّاطِقینَ

اى مهربانترین مهربانان و ستایش خاص خدا پروردگار جهانیان است و درودهاى او بر آقاى ما محمد خاتم پیامبران و مرسلین و بر خاندان راستگو و عترت حقگویش باد.

وَ الْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ و احْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ

و از رحمت خود دور ساز تمام ستمکاران را و میان ما و ایشان داورى کن اى محکمترین حکم کنندگان.

 

ادامه مطلب / دانلود

چقدر برای کلاس قرآن فرزندان خود هزینه می‌کنید؟

با آغاز ایام فراغت و تعطیلات تابستانی برای دانش‌آموزان بازار ثبت‌نام در انواع کلاس‌های آموزشی، تفریحی و … گرم است. اکنون این سوال مطرح است که برای کلاس قرآن فرزندان خود چه فکری کرده‌ایم و آیا اساسا دغدغه‌ای برای این کار داریم؟

به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اتمام ایام امتحانات دانش‌آموزان و دانشجویان در سراسر کشور، ایام فراغت تعطیلات تابستانی آغاز می‌شود و خانواده‌ها برای پر کردن اوقات فراغت فرزندان خود برنامه‌های متنوعی در نظر می‌گیرند که از جمله آنها ثبت‌نام فرزندان در انواع کلاس‌های زبان، ورزشی، فرهنگی، هنری و … است.

یکی از برنامه‌هایی که نهادهای فرهنگی و قرآنی در سال‌های گذشته برنامه‌ریزی خوبی نسبت به جذب جوانان و نوجوانان و حتی سنین پایین‌تر انجام داده‌اند طرح کلاس‌های قرآنی، احکام، اعتقادات و … است که از جمله آنها می‌توان به برنامه‌ “طرح تابستانی نشاط معنوی” در جوار امامزادگان و بقاع متبرکه سراسر کشور اشاره کرد که از سوی سازمان اوقاف و امور خیریه و با مشارکت نهاد فرهنگی برگزار می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین شرفخانی معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف در این باره به برپایی طرح نشاط معنوی در امامزادگان و بقاع متبرکه در تابستان اشاره کرد و گفت: ثبت‌نام در این طرح از 10 تا 30 خردادماه در ادارات اوقاف، مساجد، حسینیه‌ها و امامزادگان سراسر کشور انجام می‌شود و علاقه‌مندان می‌توانند به صورت رایگان یا با پرداخت کمترین هزینه فرزندان خود را در این طرح ثبت‌نام کنند.

وی ادامه داد: در قالب این طرح برنامه‌های متنوعی در نظر گرفته شده و کتاب‌های «الفبا تا خدا» در مقطع ابتدایی، «30 راه و 30 نشانه» در مقطع راهنمایی و «پرتگاه‌ها و نردبان‌های زندگی» در مقطع دبیرستان امسال برای اولین‌بار در طرح تابستانی نشاط معنوی ارائه می‌شود.

حال با توجه به برنامه‌ریزی گسترده‌ای که در سطح کشور صورت گرفته و با مدنظر قرار دادن اهمیت و تاثیرگذاری کلام وحی در زندگی انسان‌ها و همچنین آشنا شدن نوجوانان و کودکان در سنین پایین‌تر با آموزه‌های دینی که می‌تواند آینده زندگی آنها را تضمین کند و از سویی رایگان بودن این کلاس‌ها آن هم در محیطی بسیار امن و معنوی چقدر توجه ما را جلب کرده و چقدر فرزندان خود را برای شرکت در این کلاس‌ها تشویق و ترغیب می‌کنیم.

امروز با توجه به گسترش فضای مجازی و در دسترس بودن آن برای همه اقشار مختلف و برنامه‌های جذابی که برای کودکان در سایت‌های مختلف و نرم‌افزارهای گوناگون طراحی شده این دغدغه برای خانواده‌ها وجود دارد که چگونه فرزندانشان را از آسیب‌هایی که از قِبَل این فضاها در کمین آنهاست محافظت کنند. شاید پاسخ این باشد که همنشینی با آیات سعادت‌بخش قرآن کریم و آموزش معارف آن در قالب این کلاس‌ها و همجواری امامزادگان (ع) آن هم با بهره‌مندی از اساتید و مربیان قرآنی می‌تواند فرزندان ما را در برابر این تهدیدها و آسیب‌ها واکسینه و بیمه کند پس برای ثبت‌نام در این طرح و کلاس‌های قرآنی وقت را از دست ندهیم.

ادامه مطلب / دانلود

راز چشمه حضرت ابوالفضل + تصاویر

شیخ عباس ۷۴ ساله، که ۳۶ سال خادم حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) بوده، در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا توضیحاتی داده است .

وی گفت: قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از ۴۰۰ سال قبل که آب لوله‌کشی نبود این آب مرتب می‌جوشید و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می‌شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت مردم می‌آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می‌کردند که آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود.

راز چشمه حضرت ابوالفضل + تصاویر

اما یک فرد از خدا بی‌خبر آمد به بهانه اینکه تَرَکی در دیوار حرم اباالفضل پیدا شده گفت، می‌خواهم آزمایش کنم این آب از کجا می‌آید و بعد آن دو چشم را کور کرد و هر چه تلاش کردند، آن دو چشمه احیا نشد.

اما بعد از دو ماه آب دوباره بالا آمد و به سرداب رسید و آن آب چشم‌های کور شده را شفا می‌داد.از ۵۰ سال قبل تا کنون این آب در یک سطح ثابت مانده و نه کم و نه زیاد می‌شود.

وی ادامه داد: شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت ۱۰ روز در یک جا بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینکه در ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت اباالفضل حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است.

وی افزود: هم اکنون در بخش درب صاحب‌الزمان مرقد مطهر اباالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می‌اید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بسته‌اند.

این آب چند ویژگی دارد. اول اینکه اگرچه راکد است، هرگز رنگ و طعم آن از دست نرفته و گندیده نشده است.ویژگی دوم آن که سطح آب بالاتر از قبر مطهر آقا ابوالفضل(ع) است آب از دیواره دور قبر به داخل نفوذ نمی‌کند.

ادامه مطلب / دانلود

 

فرزندان حضرت آدم و حوا با چه کسانی ازدواج کردند؟!

 

 

فرزندان آدم و حوا با چه کسانی ازدواج کردند؟!

آیت الله سبحانی به پرسشی درباره ازدواج فرزندان آدم پاسخ داده اند:
متن پرسش و پاسخ به این شرح است:
ازدواج فرزندان آدم و حوا چگونه صورت گرفته است؟!، در حالى که همگى خواهر و برادر بودند؟!

در این مورد در روایات و سخنان دانشمندان پاسخهایى به آن داده شده که در اینجا ـ بدون گزینش ـ مطرح مى کنیم:

۱٫ ازدواج آنها با خودشان انجام گرفته و مجوز آن، ضرورت آغاز آفرینش و نبودن همسرى دیگر بوده است.

۲٫ خداوند براى هر یک از پسران و دختران، زوجى از فرشتگان آفرید، و اولاد آنها با یکدیگر به صورت پسر عمو و دختر عمو درآمدند و تکثیر نسل صورت گرفت.

۳٫ آنها با نسل هاى باقى مانده از انسانهاى پیشین ازدواج کرده اند. درست است که شجره انسان کنونى به آدم ابو البشر مى رسد، ولى آدم، نخستین انسانى نیست که بر این پهنه گام نهاده، بلکه پیش از او انسانهایى در روى زمین زندگى مى کرده و منقرض شده اند, چیزى که هست، بقایایى از آنها در روى زمین وجود داشت که به تکثیر نسل کمک کرد.

چون مسأله مربوط به ما قبل تاریخ مى باشد اظهار نظر قطعى در باره ى آن بسیار مشکل است.

 

ادامه مطلب / دانلود

 

علت ازدواج امام جواد (ع) با دختر مأمون

 

این مسأله در انبیا و امامان گذشته هم بود؛ برخی زنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، دختران افرادی بودند که حقوق اهل بیت و خاندان پیامبر را نادیده گرفته و سبب شهادت آنان شدند.

آیا ازدواج امام جواد علیه‌السلام با دختر مأمون صحّت دارد؟ در صورت صحّت چرا امام با دختر چنین شخصی ازدواج کرد؟

مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم، در یادداشتی این مساله را بررسی کرده است.

دسیسه مامون برای امام جواد علیه‌السلام

«مأمون» پس از شهادت امام رضا علیه‌السلام در سال 203 هـ ق از خراسان به بغداد آمد، دید نه تنها اهل خراسان، بلکه شیعیان در بغداد و عراق او را قاتل امام خود می‌دانستند. او را مورد لعن و سرزنش قرار می‌دادند، به این فکر افتاد که خود را از آن جرم و گناه بیرون آورد و نظر شیعیان و علویان را نسبت به خود جلب نماید، از اینروی نامه‌ای برای امام جواد علیه‌السلام نوشت و با اکرام و احترام او را به بغداد خواست تا با این دسیسه ذهنیّتی که مردم از او دارند با تکریم و اکرام فراوان در انظار عمومی نسبت به امام علیه‌السلام خارج سازد.

«شیخ مفید» به سند خود از «ریّان بن شبیب» روایت کرده که چون «مأمون» خواست دخترش ام‌الفضل را به عقد ازدواج امام جواد علیه‌السلام در آورد، بنی عباس مطلع شده و بر آنان بسیار گران آمد و از این تصمیم مأمون به شدّت ناراحت شدند و از این ترسیدند کار حضرت جواد علیه‌السلام بدان جا بکشد که کار پدرش حضرت رضا علیه‌السلام کشید و منصب ولیعهدی مأمون به آن حضرت و در نتیجه خلافت به بنی هاشم منتقل شود.

از این رو تشکیل جلسه داده و در این باره به گفتگو پرداختند و به نزد مأمون آمده و با اعتراض به کاراو، گفتند: ای امیرالمؤمنین تو را به خدا سوگند می‌دهیم از تصمیم خود درباره تزویج محمد بن علی صرف نظر کن، زیرا از این می‌ترسیم که بدینوسیله منصبی را که خداوند به ما داده از چنگ خارج ساخته و لباس عزت و شوکتی را که خدا به ما پوشانیده، از تن ما به در آوری، زیرا تو به خوبی کینه دیرینه و تازه ما را به این گروه (بنی هاشم) می‌دانی و از رفتار خلفای گذشته با آنان آگاهی که (بر خلاف تو) آنان را تبعید می‌کردند و کوچک می‌نمودند و ما در آن رفتاری که تو نسبت به پدرش حضرت رضا علیه‌السلام انجام دادی در تشویش و نگرانی بودیم تا این که خداوند اندوه ما را از طرف او برطرف ساخت.

تو را به خدا دست از این کار بردار دوباره ما را به اندوهی که به تازگی از سینه های ما دور شده، باز مگردان و رأی خویش را درباره تزویج «ام الفضل» با فرزند علی بن موسی الرضا علیه‌السلام تجدید نظر کن.

«مأمون» به آنان گفت: «اما بینکم و بین آل ابیطالب ….. و لو انصفتم القوم لکانوا اولی بکم»

سزاوارتر از شما هستند (به مقام خلافت و زمامداری) و اما رفتار خلفای قبل از من نسبت به آن‌ها (که یادآور شدید) آنان با این عمل قطع رحم و خویشاوندی کردند و پناه می‌برم به خدا که من نیز همانند آنان باشم به خدا سوگند من از آن چه نسبت به ولیعهدی علی بن موسی علیه‌السلام انجام دادم، هیچ پشیمان نیستم و به راستی من از او خواستم که کار خلافت را به دست بگیرد و من از خودم آن را دور سازم ولی او قبول نکرد و مقدّرات خداوند همان بود که دیدید.

اما این که من محمد بن علی (امام جواد) را برای دامادی خود برگزیدم، به خاطر برتری اوست با خردسالیش در علم و دانش بر همه دانشمندان زمان و راستی که دانش او شگفت انگیز است و من امیدوارم آن چه که من از او می‌دانم برای مردم آشکار کند تا بدانند که رأی صحیح همان است که من درباره او داده‌ام.

علت ازدواج امام با دختر مامون

1- برای علت ازدواج دلیل نقلی روشن پیدا نشده است. اما در این باره سیره نبوی وسیره انبیای پیشین (مثل لوط ونوح) که از طریق وحی با خداوند مرتبط بودند و در عین حال زنان ناشایسته هم داشتند گواه خوبی است.

برخی از زنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، دختران افرادی بودند که حقوق اهل بیت و خاندان پیامبر را نادیده گرفته و سبب شهادت آنان شدند.

2- پس از شهادت امام رضا در سال 203 هـ ق مأمون به بغداد عزیمت نمود و به خاطر عوض کردن افکار عمومی در مورد قتل آن حضرت و تغییر فضا به سود و تبرئه خود با نیرنگ و تزویر دختر خود را به امام جواد علیه‌السلام تزویج کرد.

3- علت دیگر درباره قبول از طرف امام جواد علیه‌السلام که با دختر مامون ازدواج کرد شرایط خاص و اضطرار و اجباری بود که درپیشروی امام بود و امام ناگزیر از قبول پیشنهاد مامون گردید، و آن حضرت از دختر مامون دارای فرزندی نشد (هدف مامون از تزویج دخترش به امام علاوه بر زیر نظر گرفتن فعالیتهای امام و انتقال نسل امامت به خاندان عباسی بود که به این هدف نایل نشد.)

امام غیر از دختر مامون زنان صالحهای دیگری داشت که با وفا دیندار بوده و ارادت کامل به امام داشتند دارای اولاد صالحی بودند که نسل امامت از آنها استمرار یافت.

4- ائمه علاوه بر این زنان، زنان دیگر نیز داشته و از زنان پاک دامن برخوردار بودند. اما بر اساس برخی از شرایط عده‌ای با تحمیل شرایط به همسری آنها برآمده و دشمنی نمودند. چنانکه این مسئله برای تمام انسانها ممکن است.

آنها نیز بر اساس اینکه انسان بودند با برخی از گرفتاری‌ها و تلخی‌ها مواجه می‌شدند تا برخورد آنها برای ما الگو باشد. آنها در زندگی مادی از علوم الهی خویش برای بهبود زندگی مادی سود نجسته‌اند تا زیباترین زنان را در اختیار داشته باشند بلکه آنها نیز با ناملایمات زندگی در مقابل خداوند امتحانات سختی را پشت سر گذاشته‌اند، لذا الگوی کامل برای انسانها هستند.

اگر قرار بود ائمه و انبیاء با استفاده از علوم خود و با توجه به امتیازات دیگر که داشتند از آنها استفاده کرده و بهترین زندگی را داشته باشند همه بر آنها خرده می‌گرفتند و نمی‌توانستند بعنوان الگو برای همه انسانها مطرح باشند.

در نتیجه ازدواج امام جواد علیه‌السلام با دختر مامون بر خلاف موازین شرعی نبود و امام برای ازدواج با او که به پیشنهاد و اصرار مامون صورت گرفت مخالفتی نکرد.

 

ادامه مطلب / دانلود

چرا امام خمینی (ره) سیگار را ترک کرد؟

«اقلیم خاطرات» که با تصاویری تازه و گاه منتشر نشده از امام (ره) و خانواده مکرم ایشان در میان خاطرات همراه است در 8 فصل با عناوین «یک اتفاق ساده»، «خانواده من»، «روزهایی زیبا»، «خانه دوست»، «نام‌آوران»، «شب آخر»، «فریاد خشم» و «نوفل‌لوشاتو» تدوین شده است.

چرا امام خمینی (ره) سیگار را ترک کرد؟

فاطمه طباطبایی در پیشگفتار کتاب «اقلیم خاطرات» این اثر را تاریخ شفاهی دانسته و نوشته است: «نقل‌هایم را در بسیاری از موارد با سندها و گفته‌های دیگران مطابقت داده‌ام تا از خطا مصون باشد. کوشش کرده‌ام از تحلیل خودداری کنم و به نقل حدسی نپردازم و اگر ناگزیر بوده‌ام، به گونه‌ای بیان کرده‌ام که خواننده بتواند میان آنچه دیده و شنیده‌ام تفاوت بگذارد …»

عروس امام‌ خمینی (ره) خاطرات خود را از سن 14 سالگی، ازدواج با زنده‌یاد سید احمد خمینی تا زمان بازگشت امام‌خمینی (ره) به ایران در تاریخ دوازدهم بهمن ماه 1357 در این کتاب بازگو کرده و توسط گروه تاریخ پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی به چاپ رسانده است.

طباطبایی در این کتاب می‌نویسد: یک شب امام گفتند در جوانی سیگار می‌کشیدم. تا اینکه یک شب سرد زمستان که پشت کرسی مشغول مطالعه بودم، به مطلب مهمی رسیدم و فکرم بشدت درگیر فهم آن شد. در همین حال برای آوردن سیگار از اتاق بیرون رفتم. پس از بازگشت همین که نگاهم به کتاب افتاد که آن را بر زمین گذاشته و به دنبال سیگار رفته ‌بودم، احساس شرمندگی کردم و با خود عهد کردم که دیگر سیگار نکشم. آن را خاموش کردم و دیگر سیگار نکشیدم.

شایان ذکر است «اقلیم خاطرات» در 611 صفحه تنظیم شده و دارای مطالب و عکس‌های جذابی است که برخی از آنها تاکنون جایی نقل و منتشر نشده است. قیمت این کتاب که موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) آن را منتشرکرده، 15 هزار تومان است.

ادامه مطلب / دانلود

اگر شیطان بر انسان سجده می کرد

در پاسخ به این سوال ذکر چند نکته لازم است:

1-عالم خلقت با همه وسعتی که دارد, تمامی اجزائش با هم مرتبط اند و همانند زنجیری هستند که حلقه هایش به هم پیوسته است، پس خلقت شیطان طبیعتا درون این سیستم، حتمی است و نمی توان آن را حذف کرد. و همچنین شیطنت ابلیس نیز، با توجه به ذات متکبر او، حتمی بوده است.

2- اگر در عالم، شر، فساد، نقص، ضعف و امثال آن نبود، به طور حتم از خیر و صلاح و کمال و قوّت، خبری نبود. مثلاً اگر معصیتی نبود، قهراً سرپیچی ازفرمان مولا مفهوم پیدا نمی کرد. و در نتیجه خوبی نیز تحقق نمی یافت.
“علامه طباطبایی” در این باره  فرموده است: “اگر شیطانی نبود، نظام عالم انسانی هم نبود، و وجود شیطانی که انسان را به شر و معصیت دعوت کند، از ارکان نظام عالم بشریت است، و نسبت به صراط مستقیم او به منزله کناره و لبه جاده است و معلوم است که تا دو طرفی برای جاده نباشد، متن جاده هم فرض نمی‏شود”[1]

3- تنها عامل زشتی و تحقق شر، شیطان نیست. بلکه انسان دارای نفس اماره است که او را به سمت زشتی نیز می کشاند. و اصل تحقق بدی ها توسط همین نفس است که شیطان تنها نقش وسوسه کردن آن را دارد.
4- فرض نبودن شیطان یا شیطنت او، طبیعتا بسیاری از زشتی ها و بدی ها را کاهش می دهد. و زمانی که بناست، خیر بر بدی در سطح جامعه غلبه کند، شیطان کشته خواهد شد و نتیجه فرض شما، در آن زمان، عدم عبادت غیر خداست.
قَال‌ رَب‌ فَأَنظِرْنِی‌ إِلَی یَوْم‌ یُبْعَثُون‌ قَال‌ فَإِنَّکَ مِن‌ الْمُنظَرِین‌ إِلَی‌ یَوْم‌ الْوَقْت‌ الْمَعْلُوم؛ شیطان بعد از رانده شدن از درگاه الهی از خدا خواست که خدایا تا قیامت به من مهلت بده‌، خدا فرمود: تا روز معلوم به تو مهلت داده‌ام‌.[2]
در توضیح وقت معلوم در حدیثی از امام صادق (ع) این گونه وارد شده است:
امام صادق (ع) :  مراد روز قیام قائم ما آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم است که چون قیام مینماید شیطان در مسجد کوفه حضور او میرسد و میگوید واى از امروز. و آنروز آنحضرت شیطان را میگیرد و گردن میزند و آن روز وقت معلوم است.[3]
و علامه طباطبایی می فرمایند: روز معلوم که انتهای انتظار و مهلت شیطان است روزی است که خدای متعال جامعه انسانی را از اصلاح و ریشه فساد قطع می‌کند و در آن روز غیر خدای متعال عبادت نمی‌شود.[4]

ادامه مطلب / دانلود

شگفتی‌ های باورنکردنی آب از دید قرآن کریم و علم

قرآن کریم در آیات متعددی انسان را به توجه و دقت در جهان آفرینش فرا خوانده است و از سوی دیگر خود آیاتی دارد که به صورت صریح یا اشاره، حقایقی را از راز و رمز جهان بیان کرده است. اگر چه رسیدن به لایه‌ های عمیق قرآن کاری دشوار و از مرحله‌ای به بعد، برای بشر عادی محال است، اما این دریای ژرف همواره شیفتگان معرفت و شناخت را به خود مجذوب کرده است.

به گزارش ایران ناز روایات متعددی وجود دارد که به تفسیر آیات علمی پرداخته است. به عنوان مثال شیخ طوسی در کتاب تفسیری خود تبیان در بیش از پانزده مورد به مباحث زیست جانوری پرداخته است. ایشان درباره آیه 26 سوره بقره (إِنَّ اللّهَ لاَ یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً مَا بَعُوضَهً فَمَا فَوْقَهَا …)

از امام صادق(علیه السلام) نقل می‌کند: «خداوند به پشه مثال زد، زیرا با این کوچکیش آنچه در فیل خلق شده در او خلق شده و علاوه بر آن دو عضو زیادتر هم دارد» (ج1، ص‌111). این روایات در مجامع و تفاسیر روایی همچون (فیض کاشانی، ملامحسن، م 1091ق، تفسیر صافی)، (عروسی حویزی، عبد علی‌بن‌جمعه، م1112ق، نورالثقلین) و… ذیل آیات مربوطه گرد‌آوری شده‌اند.

آب زمینه‌ساز حیات
خداوند در آیه 30 سوره مبارکه انبیاء می‌فرماید (وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ حَى)، «و هر چیز زنده‏اى را از آب قرار دادیم؟!» برخی مفسرین به قرینه آیه 45 نور (وَاللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّهٍ مِنْ ماءٍ)، «و خدا هر جنبنده‏اى را از آبى آفرید» «جعل» را به معنی «خلق» گرفته‌اند، (علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ‏14/279؛ مولف الکشاف عن حقائق غوامض‌التنزیل، ‏3/113؛ قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ‏11/284) گرچه این معنا می‌تواند یکی از کامل‌ترین معانی آیه باشد ولی تمام آن نیست و انحصار آن در معنای «خلق» صحیح به نظر نمی‌رسد.

زیرا اولاً استدلال به آیه سوره نور تمام نیست، چون آب در آن آیه نکره است و می‌تواند تنویع را برساند که احتمالاً نظر به آبی خاص با ترکیبات ویژه دارد مانند نطفه، که نتیجه آن گوناگونی جانوران است، چه این که در ادامه نیز می‌فرماید (فَمِنْهُم مَن یَمْشِی عَلَى‏ بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَن یَمْشِی عَلَى‏ رِجْلَیْنِ وَمِنْهُم مَن یَمْشِی عَلَى‏ أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اللَّهُ مَا یَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ)، «پس برخى از آنها کسانى هستند که بر شکم خود راه مى‏روند و برخى از آنها کسانى هستند که بر دو پاى خود راه مى‏روند و برخى از آنها کسانى هستند که بر چهار (پا) راه مى‏روند؛ خدا آنچه را بخواهد مى‏آفریند، [چرا] که خدا بر هر چیزى تواناست».

آب نقش مهمی در تعدیل درجه حرارت محیط زیست به عهده دارد. هنگامی که دمای کره زمین بالا می‌رود آب مقدار انرژی زیادی را به خود جذب می‌کند تا دمای آن یک درجه افزایش یابد و هنگامی که سرد می‌شود میزان انرژی زیادی را به محیط پس می‌دهد تا دمای آن یک درجه کاهش یابد. این مسأله در شبانه‌‌روز و هم‌چنین با جریان آب‌های قطبی و… در کل زمین باعث تنظیم و تعدیل دمای کره‌ زمین می‌شود.
اما در این جا معرفه است و «ال» آن می‌تواند عهد ذهنی بوده و اشاره به همین آب معهود باشد؛ در نتیجه با متفاوت شدن این دو، استدلال از یکی بر دیگری با مشکل مواجه می‌شود. ثانیاً در صورتی که فقط همین معنی اراده شده بود از همان ماده «خلق» استفاده می‌شد، اما با توجه به تأثیراتی که آب در کلیه مراحل حیات دارد به نظر می‌رسد این کلمه «جعل» می‌تواند معنای وسیع‌تری داشته، شروع حیات، بقاء حیات و تأمین بسیاری از شرایط حیات را هم در بر‌گیرد.

برای روشن‌تر شدن زیبایی آیه و دریافت وسعت و گستره آن، به برخی از خصوصیات منحصر به فرد آب و نقش آن در حیات، اشاره می‌شود.

1ـ آب ماده اصلی بدن تمامی جانوران است، به طور مثال یک انسان 70 کیلویی 50 لیتر آب دارد و اگر 20% آب بدن خود را از دست بدهد هرگز سلامتی خود را باز نخواهد یافت. (حمیدی کلیجی، سعید، قرآن و طبیعت «پدیده‌های شگفت انگیز عالم آفرینش»/ 29)

2ـ آب همه‌جا در خاک، هوا، زیرزمین و… وجود دارد و هم‌زمان به سه صورت مایع، جامد و گاز یافت می‌شود. (همان/ 32)

3ـ مایع بودن آب در دما و فشار معمولی بسیار حائز اهمیت است، زیرا وزن ملکولی آن 18 است در حالی که آمونیاک با وزن ملکولی 17 در 33- هنوز به صورت بخار وجود دارد و سولفید هیدروژن با وزن ملکولی 34 که در جدول تناوبی پهلوی آن قرار دارد در سرمای 59- هنوز حالت بخار خود را حفظ می‌کند. اگر آب خواص پیش‌بینی شده در جدول تناوبی را داشت تغییرات جوی حاصل از آب به جای رحمت آسمانی به بلای آسمانی تبدیل می‌شد. (همان/ 36)

4ـ «ظرفیت گرمایی ویژه»[ ظرفیت گرمایی ویژه»، مقدار حرارتی است که یک ماده می‌گیرد تا دمای یک‌ گرم از آن یک درجه سانتی‌گراد افزایش یابد و واحد آن کالری بر سانتی‌گراد است.] آب. در بسیاری از فلزات این میزان حرارت در حدود 3% کالری است، در مس و آهن به حدود 1% کالری می‌رسد در حالی که برای آب در بالاترین حد یعنی یک کالری قرار دارد. این مطلب برای تعدیل و ثابت نگه داشتن درجه حرارت کره زمین بسیار مهم است.

همان‌گونه که روشن است 4/3 کره زمین را آب تشکیل می‌‌دهد و در بسیاری از نقاط زمین نیز یافت می‌شود، به این ترتیب آب نقش مهمی در تعدیل درجه حرارت محیط زیست به عهده دارد. هنگامی که دمای کره زمین بالا می‌رود آب مقدار انرژی زیادی را به خود جذب می‌کند تا دمای آن یک درجه افزایش یابد و هنگامی که سرد می‌شود میزان انرژی زیادی را به محیط پس می‌دهد تا دمای آن یک درجه کاهش یابد. این مسأله در شبانه‌‌روز و هم‌چنین با جریان آب‌های قطبی و… در کل زمین باعث تنظیم و تعدیل دمای کره‌ زمین می‌شود. (بیضون، لبیب، الإعجاز‌العلمی فی القرآن/ 170ـ171)

با توجه به تأثیراتی که آب در کلیه مراحل حیات دارد به نظر می‌رسد این کلمه «جعل» می‌تواند معنای وسیع‌تری داشته، شروع حیات، بقاء حیات و تأمین بسیاری از شرایط حیات را هم در بر‌گیرد

5- رسیدن موادغذایی از ریشه به آوند و از آن به شاخه‌های گیاه و یا رسیدن آن از طریق خون به سلول‌ها و یا دفع سموم بدن به وسیله حل شدن در آب، مرهون قدرت فوق‌العاده حلّالیّت آب است. آب یکی از قوی‌ترین مایعاتی است که می‌تواند بسیاری از مواد را درون خود حل کند. (آیات الکون واسرار الطبیعه فی القرآن الکریم/ 187) البته تا اینجا فقط نیمه راه است. نیم دیگر آن مربوط به PH آب است.PH سیّالات، بین صفر تا 14 متغیر است و صفر بالاترین قدرت اسیدی و 14 بالاترین قدرت بازی را دارد. آب با دارا بودن 7 = PH از نظر بازی و اسیدی خنثی است و این بسیار مهم است، زیرا می‌تواند بدون این‌که با آن‌ها واکنش دهد ترکیبات بسیاری را درون خود حل کند. (بیضون، لبیب، الإعجاز العلمی فی القرآن/ 176) اینک جا دارد بار دیگر و با نگاهی دیگر آیه شریفه را مرور کنیم؛ (وَ جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ حَى)، «و هر چیز زنده‏اى را از آب قرار دادیم؟!»

نتیجه
آیاتی که گذشت سرشار از اعجازها و شگفتی‌هایی است که گاه یک کلمه یا فراز کوتاه آن، از چند زاویه می‌تواند مجموعه‌ای از آنان را در برداشته باشد و حتی گاه، برخی نکات آن در ارتباط با یک‌دیگر خود را نشان می‌دهند.

گستره اعجاز علمی قرآن را می‌توان در تنوع موضوعاتی که در قرآن منعکس شده است را یافت .

ادامه مطلب / دانلود
صفحه 38 از 38«...102030 قبلی 363738
css.php