کد خبر : 128489 تاریخ انتشار : یکشنبه 7 دسامبر 2014 - 17:16

جلوگیری از دروغ کودک و راه بالا بردن اعتماد به نفس

baby (2)

جلوگیری از دروغ کودک و راه بالا بردن اعتماد به نفس

جلوگیری از دروغ کودک و راه بالا بردن اعتماد به نفس از روزی که کارتون پینوکیو رو دیده، تا دروغ می‌گه، خودش می‌ره جلوی آینه، به دماغ‌اش نگاه می‌کنه، اندازه‌اش رو می‌گیره و می‌پرسه: مامان، دماغ‌ام کوچیکه؟ من هم فقط بهش می‌خندم.گاهی بچه‌ها، در مورد مسواک زدن قبل از خواب، ننوشتن تکالیف، جمع و جور کردن اتاق و …،

دروغ می‌گویند و اولین واکنش پدر و مادرها هم سرزنش کردن آنها با گفتن جملاتی مثل «چرا دروغ می‌گی؟»، «دروغ‌گویی کار بدیه»، «اگه همه‌اش دروغ بگی»، «کسی حرف‌ات رو باور نمی‌کنه» و «صداقت داشته باش» است.اما شما مامان‌ها و بابا‌های مهربونی که هم‌دوره پینوکیو و پدرژپتو هستید، تا‌به‌حال فکر کردید که چرا کودک شما دروغ می‌گوید؟

کودکان وقتی دروغ می‌گویند که:

۱) پیش از این به خاطر راست گفتن در مورد یک مساله خاص‌، تنبیه شده باشند.
۲) قصد حفظ آبرو دارند یا می‌خواهند جلب توجه کنند.
۳) می‌خواهند راحت‌تر به مقصودشان برسند.
اما مهمتر از همه اینکه
بچه‌ها دروغ می‌گویند چون از والدین الگوبرداری می‌کنند.

چه کنیم که زندگی بر مدار دروغ نچرخد؟
۱) به بچه‌ها جرات بدهیم

بچه‌ها باید جرات راستگویی داشته باشند. اگر والدین، نسبت به آن‌چه کودک انجام داده، واکنش شدیدی نشان دهند، او، کم‌کم می‌آموزد که راست نگوید و این ذهنیت برایش بوجود می‌آید که «شاید اصلا مامان و بابا نفهمند و من هم مجازات نشوم.»

البته جرات دادن به کودک به معنای تنبیه نکردن او نیست اما مجازات، باید با عملی که کودک انجام داده، هم‌خوانی داشته باشد. اگر پدر و مادر، جزو آن دسته از والدینی باشند که در برابر کوچک‌ترین کار کودک، واکنش شدید نشان دهند، او، جرات راست گفتن را از دست می‌دهد.

۲) تشویق و تنبیه هم‌زمان

کودک باید بداند که در قبال کار بد یا اشتباهی که انجام داده، به‌طور قطع، مجازاتی وجود دارد، اما این مجازات، متناسب با عمل اوست، نه کم‌تر و نه بیش‌تر و مهم‌تر این‌که او باید بیاموزد که اگر دروغ بگوید، دو بار تنبیه می‌شود؛ چون به هر حال، پدر و مادر، هم متوجه کار بد و هم دروغگویی اش می شوند و او ر به خاطر هر دو مورد، تنبیه می کنند.مجازاتی که برای کار بد تعیین می‌کنید، باید

با مجازاتی که برای دروغ‌گویی تعیین می‌کنید، متفاوت باشد؛ چون دروغ‌گویی، اتفاقی جدید و رفتاری جداگانه است.البته نباید به خاطر راست‌گویی، کودک را از تنبیه در قبال کار بدش، معاف کنید. نگران نباشید؛ این سبب نمی‌شود که او به دروغ‌گویی روی بیاورد، بلکه می‌فهمد مجازات، با عمل، متناسب است و حالت جبران دارد و حتی والدین، از او به خاطر راست‌گویی، تشکر هم می‌کنند.

۳) مچ گیری نکنید

گاهی پدر و مادر مطمئن هستند که فرزندشان، کار اشتباهی انجام داده است، اما باز هم درباره‌اش از او سوال می‌کنند. مثلا می‌دانند که او شکلات خورده، دور دهان‌اش هم هنوز شکلاتی است، باز هم از او می‌پرسند «تو شکلاتا رو خوردی؟» و او می‌گوید: «نه».وقتی والدین درباره مساله‌ای اطلاع دارند، نباید طوری سوال کنند که بچه‌ها وادار به دروغ گفتن شوند. در چنین موقعیتی می توانید از یک جمله خبری کوتاه استفاده کنید:

«بدون اجازه شکلات خوردی.»این، یعنی شما می‌دانید که او، این کار را انجام داده است. به عبارت دیگر، رفتار والدین باید طوری باشد که نشان دهند متوجه دروغگویی کودک شده اند، اما مچ‌گیری نکنند.هرگز کودک را تحقیر نکنید و به او برچسب نزنید که «تو دروغ‌گو هستی»؛ این کار سبب می‌شود او، هویت خود را به‌عنوان یک آدم دروغ‌گو بپذیرد، به‌خصوص این‌که این مساله در جمع مطرح نشود، چون ممکن است جمع، او را سرزنش کرده و او، احساس خجالت و حقارت کند.

با کودکان، در مسیر راست‌گویی

برای از بین بردن عادت بچه‌هایی که به دروغ گفتن روی آورده‌اند، باید روش تشویق کردن را در پیش گرفت.در مورد آن کارهایی که مطمئن هستید انجام داده، از کودک سوال کنید و وقتی جواب راست شنیدید، هم در قبال راست‌گویی و هم برای کاری که انجام داده ، از او تشکر کنید.از نمایش و داستان کمک بگیرید و به روش غیرمستقیم راست‌گویی را به او آموزش دهید. برایش داستان‌هایی تعریف کنید که شخصیت اصلی ،

در قبال راست‌گویی یا دروغ‌گویی، به سرنوشت‌های متفاوتی دچار شده و با او درباره داستان و راست و دروغ‌هایی که در آن اتفاق افتاده است، صحبت کنید.زندگي بدون داشتن اعتمادبه‌نفس تقريبا غيرممکن است. اگر تمام توانايي‌هاي لازم براي شروع کاري را در اختيار داشته باشيد اما نتوانيد به خودتان اعتماد کنيد، بازده کمي خواهيد داشت. براي اينکه فرزندانتان به بزرگسالاني با اعتمادبه‌نفس پايين تبديل نشوند و ترسو بار نيايند، از همين حالا بايد به فکر باشيد.

کنترل نامحسوس

جرات به خرج دهيد و فرزندتان را درگير تجربه?هاي و ريسک‌هاي جديد کنيد. بگذاريد فرزندتان از همان سن پايين بعضي از کارهاي به‌ظاهر دشوار را خودش انجام دهد و اگر اشتباهي نيز مرتکب شد راهنمايي‌اش کنيد. براي مثال اگر فرزند کوچکتان خواست يک بطري شيشه‌اي را خودش به تنهايي جابجا کند

و با اين کار مي‌خواهد به شما کمک کند اصلا مانع او نشويد. فرض را بر اين مي‌گيريم که محتويات داخل بطري به زمين ريخت. به جاي سرزنش کردن، همراه با فرزندتان آثار لکه و کثيفي را پاک کنيد و باز هم به او فرصت امتحان کردن مجدد را بدهيد. با اين کار فرزندتان را از سنين پايين در مقابل اشتباه و شکست قوي بار آورده‌ايد.

انتخاب

به فرزندتان اجازه دهيد قدرت انتخاب داشته باشد و تبعات انتخاب خود را از نزديک حس کند. در يک روز برفي اجازه بدهيد از بين شال، کلاه و پوشيدن کت يا تمام اين موارد خودش گزينه‌اي را انتخاب کند. اگر تنها کلاه را برداشت و با وجود توضيحاتتان همچنان روي انتخابش اصرار داشت، مانعش نشويد

اما شال و کتش را با خود همراه داشته باشيد. در اين شرايط کمي احساس سردي باعث مرگ فرزندتان نمي‌شود بلکه به او درسي بزرگ خواهد داد؛ درسي که در بزرگسالي‌اش آن را خوب در خاطر خواهد سپرد. بگذاريد فرزندتان با تمام وجودش از تاثير انتخاب در زندگي شخصي‌اش آگاه شود و محتاطانه‌تر و با دقت بيشتري گزينه‌هاي مختلف را انتخاب كند و به کار بگيرد.

وظايف کوچک اما حياتي

اين شانس را به فرزندتان بدهيد تا در کارهاي خانه يا بيرون از منزل به شما کمک کند. با دروني کردن اين حس در همين سنين پايين روحيه همکاري را در فرزندتان مي‌پرورانيد و اين موضوع باعث استقلال شخصيتي فرزندتان خواهد شد و از او يک شخص با اعتمادبه‌نفس قوي خواهد ساخت. بخش کوچکي از کارهاي منزل را به عهده‌اش بگذاريد اما يادتان باشد

خيلي در اين کار زياده‌روي نکنيد و متناسب با توانايي‌هاي فرزندتان وظيفه‌اي مشخص به او بسپاريد. اين کار مي‌تواند کمک گرفتن از او در چيدن ميز شام يا آب دادن به گلدان داخل خانه‌تان يا برداشت نامه‌ها و بسته‌هاي داخل صندوق پستي‌تان باشد. اين وظايف کوچک اما مهم باعث مي‌شود فرزندتان احساس قدرت کند و همين موضوع اعتمادبه‌نفس او را تقويت خواهد کرد.

اتمام کارها

مطمئنا فرزند شما به تفريحاتي خاص علاقه دارد، مثل شنا، بازي با رايانه، نقاشي و… در همه اين فعاليت‌ها به او بياموزيد کار را به اتمام برساند. اگر او در اين سنين پايين ياد بگيرد نسبت به چيزهايي که دوست دارد تعهد داشته باشد

و آنها را به صورت کامل انجام دهد، به همين ترتيب در آينده به خوبي از عهده انجام تصميم‌ها و به سرانجام رساندن آنها برخواهد آمد و حس کامل کردن يک فعاليت باعث افزايش روحيه اعتمادبه‌نفس در او خواهد شد. پس بگذاريد کارهاي مورد علاقه فرزندتان به خوبي به پايان برسد و در اين کار تشويقش کنيد.

نظرخواهي را فراموش نكنيد

منظور از اين كار اين نيست كه در همه كارها با فرزندتان مشورت كنيد بلكه دخالت دادن نظر فرزندتان در بعضي از اموري كه مربوط به او مي‌شود روحيه اعتمادبه‌نفس فرزندتان را تقويت مي‌كند و باعث تاثيرات خيلي خوبي در زندگي شخصي و شغلي آينده‌اش مي‌شود. براي مثال اگر قرار است به منزل يكي از اقوامتان برويد قبل از اين كار اين تصميم را با فرزندتان در ميان بگذاريد و از او بخواهيد

خودش را براي مهماني آماده كند. اگر مي‌خواهيد دكوراسيون اتاق فرزندتان را تغيير دهيد، اين موضوع را با او در ميان بگذاريد. شايد نظر او را به عنوان نظر نهايي براي اين كار انتخاب نكنيد اما نتيجه اين كار بسيار مثبت است و تاثيرات بلندمدتي بر روحيه فرزندتان خواهد گذاشت.

هوش احساسي را دست كم نگيريد

حتما شما هم با كودكاني برخورد كرده‌ايد كه قادر به ارتباط با همسن و سال‌هاي خودشان نيستند و از جمع فاصله مي‌گيرند. اين گروه از كودكان در سنين بالا نيز اين مشكل را با خود يدك خواهند كشيد چون در كودكي نتوانسته‌اند در اين زمينه شخصيت خود را به درستي كامل كنند. براي اينكه فرزندان امروز شما بزرگسالان كم‌رو و فاقد مهارت‌هاي اجتماعي بار نيايند، سعي كنيد تا مي‌توانيد روحيه گروهي فرزندتان را تقويت كنيد و به او اجازه دهيد با دوستان و همسن و سال‌هاي خود ارتباط داشته باشد.

از اينكه فرزندتان ممكن است تحت‌تاثير الگوهاي بد قرار بگيرد، نترسيد چون اگر كنترل زيادي هم بر روابط او داشته باشيد باز هم ممكن است فرزندتان تحت‌تاثير حرف‌ها و رفتارهايي قرار بگيرد كه خوشايند شما نباشد. براي بالا بردن روحيه اعتمادبه‌نفس فرزندتان، سعي كنيد او را در گروه‌هاي دوستان وارد كنيد و خودتان بر روابط نظارت داشته باشيد. در مورد بايدها و نبايدها با او صحبت كنيد و الگوي خوبي برايش باشيد.

به این پست امتیاز دهید
دیدگاهتان را بنویسید