خانه / ادبیات و مذهب / حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 106

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 106

دو گروه از انسان ها هنگام مردن حسرت زیادی می خورند. گروه اول آنان که از مال و نعمت های دنیا بی نصیب نبودند اما به دلیل خساست و کوته نظری نتوانستند به خوبی از داشته هایشان استفاده کنند و گروه دوم آنان که درستی و نادرستی برخی چیزها را متوجه شدند اما به دلیل بی توجهی بسیار و تنبلی نتوانستند به دانسته های خود جامه ی عمل بپوشاندند.

کس نبیند بخیلِ فاضل را (1)

که نه در عیب‌گفتنش کوشَد

ور کریمی دوصد گنه دارد

کرمش عیب‌ها فروپوشد

1- فاضل: دانشمند، صاحب هنر.

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»

حتما بخوانید  حکایت های گلستان سعدی: باب سوم، حکایت 9 – نتیجه شوم، دست سوال بسوى ثروتمند

درباره mohammad

محمد هستم، امیدوارم لحظات خوبی را در سایت ما سپری کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.