خانه / ادبیات و مذهب / حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 89

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 89

اگر آتش قهر (خداوند) شعله ور گردد پیامبران و اولیا نیز از ناتوانی سر فرود می آورد (1) و اگر کوچک ترین غمزه ی (2) لطف و مهربانی نشان دهد، خطاکاران را به خوبان نزدیک می کند و در یک جایگاه قرار می دهد.

گر به‌محشر خطابِ قهر کند

انبیا را چه جایِ معذرت است

پرده از رویِ لطف، گو، بردار (3)

کاشغیا را امیدِ مغفرت است (4)

1- سر فرود می آورند: کاری ساخته نیست و تسلیم خواسته او می شوند.

2- غمزه: اشاره با چشم و ابرو. پلک زدن از روی ناز و کرشمه. (در اینجا منظور گوشه چشمی است)

حتما بخوانید  حکایت های گلستان سعدی: باب اول، حکایت 15 – وارسته شدن وزیر بر کنار شده

3- پرده از روی لطف گو بردار: بگو با مهربانی و لطف به حساب ما رسیدگی کن و اسرار ما را نمایان ساز.

4- که اشغیا را امید مغفرت است: اشاره دارد به انسان های روسیاه و خطاکار ، (که خطاکاران امید آمرزش و بخشش گناهان را دارند)

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»

درباره mohammad

محمد هستم، امیدوارم لحظات خوبی را در سایت ما سپری کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.