کد خبر : 215308 تاریخ انتشار : شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۶ - ۸:۰۰

فایده توکل کردن به خداوند در زندگی انسان

فایده توکل کردن به خداوند در زندگی انسان توکل از ریشه «وکل» در صورتی که با حرف اضافه “علی” بکار رود، به معنای اظهار عجز و اعتماد به غیر است، که قرآن کریم در سفارش به توکل کردن به خداوند همین معنا را در نظر دارد. در واقع توکل به …

فایده توکل کردن به خداوند در زندگی انسان

فایده توکل کردن به خداوند در زندگی انسان

توکل از ریشه «وکل» در صورتی که با حرف اضافه “علی” بکار رود، به معنای اظهار عجز و اعتماد به غیر است، که قرآن کریم در سفارش به توکل کردن به خداوند همین معنا را در نظر دارد. در واقع توکل به خدا همان اعتماد به خداوند و سپردن امر خود به اوست.

توکل آثار ارزشمندی در زمینه های مختلف دارد، که با توجه به آیات قرآن به مواردی از آن در اینجا اشاره می کنیم:

1- مصونیت از سیطره شیطان: « إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ‏ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُون‏»[1] مطابق این آیه شیطان بر کسانی که ایمان داشته و بر خدای خود توکل می کنند، تسلط نداشته و نمی تواند بر آنها اثرگذار باشد. بنابراین اگر در زندگی می بینیم که نمی توانیم شیطان را از خود دور سازیم، باید ریشه آن را در ضعف ایمان و میزان توکلی که به خدا داریم جستجو کنیم.

2- محبوبیت نزد پروردگار: « إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ‏»[2] در بسیاری از آیات قرآن چنین عبارتی در مورد افراد مختلف بکار رفته که یکی از این دسته افراد، متوکلین هستند. در آیات دیگر صابران، نیکوکاران(محسنین)، عادلان(مقسطین)، پرهیزگاران(متقین) نیز علاوه بر متوکلین جزو کسانی شمرده شده اند که خداوند آنها را دوست میدارد.

3- ایجاد روحیه مقاومت: « وَ ما لَنا أَلاَّ نَتَوَکَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَ‏ عَلى‏ ما آذَیْتُمُونا »[3]اینکه جمله « لَنَصْبِرَنَ» را به عنوان فرع بر توکل آورده است، نشان می دهد که توکل و اعتماد بر خداوند است که موجب ایجاد روحیه صبر و مقاومت در برابر سختی ها می شود.[4] کسى که داراى روح توکل است، هرگز یاس و نومیدى را به خود راه نمى ‏دهد، در برابر مشکلات احساس ضعف و زبونى نمى ‏کند، در برابر حوادث سخت، مقاوم است، و همین فرهنگ و عقیده چنان قدرت روانى به او می دهد که مى‏ تواند بر مشکلات پیروز شود، و از سوى دیگر امدادهاى غیبى که به متوکلان نوید داده شده است به یارى او مى ‏آید، و او را از شکست و ناتوانى رهایى مى‏ بخشد.[5]

4- برخورداری از حمایت الهی: «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه‏»[6] .[7]طبق این آیه هر کس که بر خدا توکل کند، خدا کافى و کفیل او خواهد بود، و آن وقت آنچه را که او آرزو کند، خداى تعالى هم همان را برایش مى‏ خواهد، البته آنچه را که او به مقتضاى فطرتش مایه خوشى زندگى و سعادت خود تشخیص مى‏ دهد، نه آنچه را که واهمه کاذبش سعادت و خوشى مى‏ داند. اینکه فرمود: خدا کافى و کفیل او است، علتش این است که خداى تعالى آخرین سبب است، که تمامى سبب‏ها به او منتهى مى ‏شود و سایر اسباب که انسانها در رفع حوائج خود متوسل بدانها مى‏ شوند، سببیت خود را از ناحیه خدا مالکند، و آن مقدار را مالکند که خدا به آنها داده، و هر صاحب قدرتى آن مقدار قدرت دارد که خدا به او داده، در نتیجه در مقام عمل آن مقدار مى ‏تواند عمل کند که خداوند اجازه ‏اش را داده باشد. پس تنها خدا براى هر کس که بر او توکل کند، کافى است‏.[8]

5- بهره مند شدن از الطاف خداوند و دستیابی به نعمت های او: « وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ. فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَهٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ » و گفتند: «خدا ما را کافی است و بهترین حامی ما است. به همین جهت، آنها (از این میدان،) با نعمت و فضل پروردگار بازگشتند، در حالی که هیچ ناراحتی به آنها نرسید.[9] طبق این آیه چون آنها توکل به خدا کردند و گفتند خدا برایمان کافیست، خداوند نیز درهای نعمت را به روی ایشان گشود. در واقع از فاء سببیت که در ابتدای «فَانْقَلَبُوا» است این معنا برداشت می شود که دستیابی به نعمت های الهی در اثر داشتن توکل بر خداوند است.

6- کسب عزت: «وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ »[10] از دنبال هم آمدن دو جمله« وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ» و « فَإِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ » به دست می آید که فرجام کار متوکل دست یافتن به عزت است. روایت داریم که عزت و غنا در گردش هستند تا به توکل برسند، آنگاه استقرار می یابند.

7- آرامش و نهراسیدن از تهدیدها: سخن نوح در برابر انکار و حق ناپذیری کافران این بود که اگر قبول حق برای شما گران است، هرچه می خواهید انجام دهید ، زیرا اعتماد من بر خداوند متعال است: « فَعَلَى اللَّهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَشُرَکَاءَکُمْ» من بر خدا توکل کرده‏ ام فکر خود و قدرت معبودهایتان را جمع کنید. [11] منطق هود نیز در برابر مخالفان خویش این بود که هرچه در توان دارید بکار برید. «فَکِیدُونِی جَمِیعًا ثُمَّ لَا تُنْظِرُونِ . إِنِّی تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّی وَرَبِّکُمْ» حال که چنین است همگی برای من نقشه بکشید و مرا مهلت ندهید (اما بدانید کاری از دست شما ساخته نیست! چرا که من توکل بر الله که پروردگار من و شما است کرده‏ ام[12].[13]توکلی که پیامبران الهی بر خداوند داشتند به ایشان این شجاعت و نترسی را اعطا کرده بود، که می توانستند با دشمنان خود این چنین محکم و با صلابت سخن بگویند، بدون اینکه ذره ای ترس و اضطراب داشته باشند.

پی نوشت ها:

[1] چرا که او(شیطان)، بر کسانى که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل مى ‏کنند، تسلّطى ندارد. نحل،99

[2] خداوند متوکلان را دوست دارد. آل عمران، 159

[3] و چرا بر خدا توکّل نکنیم، با اینکه ما را به راه‏هاى (سعادت) رهبرى کرده است؟! و ما بطور مسلّم در برابر آزارهاى شما صبر خواهیم کرد . ابراهیم،12

[4] دائره المعارف قرآن کریم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی،1382، ج9، ص193

[5] تفسیر نمونه،دارالکتب الاسلامیه،1374، ج‏24، ص: 239

[6] و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را مى ‏کند. طلاق،3

[7] دائره المعارف قرآن کریم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی،1382، ج9، ص193

[8] ترجمه تفسیر المیزان،دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم،1374، ج‏19، ص: 527

[9] آل عمران، 173-174

[10] و هر کس بر خدا توکل کند (پیروز می‏ گردد)، خداوند عزیز و حکیم است.انفال،49

[11] یونس،71

[12] هود،55-56

[13] دائره المعارف قرآن کریم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی،1382، ج9، ص193-194

به این پست امتیاز دهید
دسته بندی : ادبیات و مذهب ، مذهبی بازدید 2,264 بار
دیدگاهتان را بنویسید

css.php