کد خبر : 114654 تاریخ انتشار : دوشنبه 12 فوریه 2018 - 7:16

چرا خداوند انسان ها را آزمایش می کند؟!

چرا خداوند انسان ها را آزمایش می کند؟!

3051

در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است، این یك قانون كلى و سنت دائمى پروردگار است كه براى شكوفا كردن استعدادهاى نهفته (و از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتیجه پرورش دادن بندگان آنان را مى‏آزماید.

وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ (بقره ـ 155)

و قطعاً شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، زیان مالى و جانى و كمبود محصولات، آزمایش مى‏كنیم و صابران (در این حوادث و بلاها را) بشارت بده.

آزمایش‏هاى خداوند براى رفع ابهام نیست، بلكه براى شكوفایى استعدادها و پرورش انسان‏ها است. وسایل آزمایش الهى تمام حوادث تلخ و شیرین و از جمله ترس و گرسنگى، زیان مالى و جانى و كمبود محصولات است.

ترس از دشمن، محاصره‏ى اقتصادى، جنگ و جهاد و اعزام فرزندان و عزیزان به میدان‏هاى نبرد، از جمله امتحانات است.

لازم نیست همه ‏ى مردم با همه‏ ى مسائل آزمایش شوند، بلكه ممكن است:

الف: هر كس با چیزى آزمایش شود.

ب: فردى در آزمایشى رو سفید باشد، ولى در امتحان دیگرى رسوایى به بارآورد.

ج: ممكن است آزمایش فردى، وسیله‏ ى آزمایش دیگران نیز باشد.

گاهى كم شدن مال و محصولات یا پیدا شدن خوف و ترس و سایر مشكلات، به خاطر آزمایش الهى است، ولى در بعضى اوقات، این امور كیفر اعمال خود انسان‏هاست. انسان‏ها گاهى مرتكب بعضى گناهان مى‏شوند كه خداوند آنها را به برخى گرفتارى‏ ها مبتلا مى‏ كند.

حضرت على علیه السلام مى‏ فرماید: «ان الله یبتلى عباده عند الاعمال السیئة بنقص الثمرات و حبس البركات و اغلاق خزائن الخیرات لیتوب تائب و یتذكر متذكر» (نهج البلاغه، خطبه 143)

همانا خداوند، بندگان خود را به خاطر اعمال فاسدشان، به كمبود محصول و حبس بركت و بسته شدن منابع خیر، گرفتار مى‏كند تا شاید متذكّر شوند و توبه نمایند.

البتّه همین تنبّه نیز آزمایش است، همانگونه كه بر اثر ایمان نعمتى مى ‏دهد كه وسیله آزمایشى است «لَأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقاً لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ» (جنّ، 16) همانا آبى گوارا به آنان‏ نوشاندیم تا ایشان را آزمایش كنیم.

خداوند چندین عنایت به صابران نموده است از جمله:

1- محبّت. «وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ» (آل عمران، 146)

2- نصرت. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (بقره، 153)

3- بهشت. «یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا» (فرقان، 75)

4- پاداش بى‏حساب. «إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ» (زمر، 10)

5- بشارت. «بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»

چرا خدا مردم را آزمایش مى ‏كند؟

در زمینه مساله آزمایش الهى بحث فراوان است، نخستین سوالى كه به ذهن مى رسد این است كه مگر آزمایش براى این نیست كه اشخاص یا چیزهاى مبهم و ناشناخته را بشناسیم و از میزان جهل و نادانى خود بكاهیم؟

اگر چنین است خداوندى كه علمش به همه چیز احاطه دارد و از اسرار درون و برون همه كس و همه چیز آگاه است، غیب آسمان و زمین را با علم بى‏پایانش مى‏داند، چرا امتحان مى كند؟ مگر چیزى بر او مخفى است كه با امتحان آشكار شود؟!

پاسخ این سۆال مهم را در اینجا باید جستجو كرد كه مفهوم آزمایش و امتحان در مورد خداوند با آزمایش هاى ما بسیار متفاوت است.

آزمایش‏هاى ما براى شناخت بیشتر و رفع ابهام و جهل است، اما آزمایش الهى در واقع همان” پرورش و تربیت” است.

توضیح اینكه در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است، این یك قانون كلى و سنت دائمى پروردگار است كه براى شكوفا كردن استعدادهاى نهفته (و از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتیجه پرورش دادن بندگان آنان را مى‏آزماید، یعنى همان گونه كه فولاد را براى استحكام بیشتر در كوره مى‏گدازند تا به اصطلاح آبدیده شود، آدمى را نیز در كوره حوادث سخت پرورش مى‏ دهد تا مقاوم گردد.

در واقع امتحان خدا به كار باغبانى پر تجربه شبیه است كه دانه‏هاى مستعد را در سرزمین هاى آماده مى‏پاشد، این دانه‏ها با استفاده از مواهب طبیعى شروع به نمو و رشد مى‏ كنند، تدریجاً با مشكلات مى‏ جنگند و با حوادث پیكار مى‏ نمایند .

در برابر طوفان هاى سخت و سرماى كشنده و گرماى سوزان ایستادگى به خرج مى‏ دهند تا شاخه گلى زیبا یا درختى تنومند و پر ثمر بار آید كه بتواند به زندگى و حیات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد.

سربازان را براى اینكه از نظر جنگى نیرومند و قوى شوند به مانورها و جنگ هاى مصنوعى مى‏برند و در برابر انواع مشكلات تشنگى، گرسنگى، گرما و سرما، حوادث دشوار، موانع سخت، قرار مى ‏دهند تا ورزیده و آبدیده شوند و این است رمز آزمایش هاى الهى.

قرآن مجید به این حقیقت در جاى دیگر تصریح كرده می فرماید : وَ لِیَبْتَلِیَ اللَّهُ ما فِی صُدُورِكُمْ وَ لِیُمَحِّصَ ما فِی قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ:” او آنچه را شما در سینه دارید مى‏آزماید تا دل هاى شما كاملا خالص گردد و او به همه اسرار درون شما آگاه است” (آل عمران- 154).

امیر مومنان على (علیه السلام) تعریف بسیار پر معنى در زمینه فلسفه امتحانات الهى دارد مى فرماید:

و ان كان سبحانه اعلم بهم من انفسهم و لكن لتظهر الافعال التی بها یستحق الثواب و العقاب:

” گرچه خداوند به روحیات بندگانش از خودشان آگاه تر است ولى آنها را امتحان مى‏كند تا كارهاى خوب و بد كه معیار پاداش و كیفر است از آنها ظاهر گردد” (نهج البلاغه كلمات قصار جمله 93)

یعنى صفات درونى انسان به تنهایى نمى‏تواند معیارى براى ثواب و عقاب گردد مگر آن زمانى كه در لابلاى اعمال انسان خودنمایى كند، خداوند بندگان را مى‏ آزماید تا آنچه در درون دارند در عمل آشكار كنند، استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و كیفر او گردند.

اگر آزمایش الهى نبود این استعدادها شكوفا نمى‏شد و درخت وجود انسان و میوه‏ هاى اعمال بر شاخسارش نمایان نمى‏گشت و این است فلسفه آزمایش الهى در منطق اسلام.

آزمایش خدا همگانى است‏

از آنجا كه نظام حیات در جهان هستى نظام تكامل و پرورش است و تمامى موجودات زنده مسیر تكامل را مى ‏پیمایند، حتى درختان استعدادهاى نهفته خود را با میوه بروز مى‏دهند همه مردم از انبیاء گرفته تا دیگران طبق این قانون عمومى‏ مى‏بایست آزمایش شوند و استعدادات خود را شكوفا سازند.

گرچه امتحانات الهى متفاوت است، بعضى مشكل، بعضى آسان و قهرا نتائج آنها نیز با هم فرق دارد، اما به هر حال آزمایش براى همه هست.

قرآن مجید به امتحان عمومى انسان ها اشاره كرده مى‏فرماید: أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ:” آیا مردم گمان مى‏كنند بدون امتحان رها مى‏شوند، نه هرگز بلكه همگى باید امتحان دهند” (عنكبوت آیه 1).

قرآن نمونه‏ هایى از امتحانات پیامبران را نیز بازگو كرده است آنجا كه مى‏فرماید: وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِیمَ رَبُّهُ:” خداوند ابراهیم را امتحان كرد” (بقره- 124).

در جاى دیگر آمده است: فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ:” هنگامى كه یكى از پیروان سلیمان تخت بلقیس را در كمتر از یك چشم به هم زدن از راه دور براى او حاضر كرد، سلیمان گفت این لطف خدا است براى اینكه مرا امتحان كند آیا شكرگزارى مى‏ كنم یا كفران”؟ (نمل- 40)

پیام‏های آیه:

1- آزمایش و امتحان یك برنامه و سنّت حتمى الهى است. «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ»

2- ناگوارى‏ها، سبب مقاومت و رشد است. بسیارى از صفات انسان از قبیل صبر، رضا، تسلیم، قناعت، زهد، تقوا، حلم و ایثار، در سایه‏ى برخورد با تنگدستى‏ها است. «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»

3- مورد بشارت، در آیه بیان نشده است تا شامل انواع بشارت‏هاى الهى باشد. «بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»

منابع:

نهج البلاغه، خطبه 143

نهج البلاغه كلمات قصار جمله 93

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 1

به این پست امتیاز دهید
دسته بندی : ادبیات و مذهب ، مذهبی
دیدگاهتان را بنویسید

بابک در تاریخ 17 آگوست 2020 گفته : پاسخ دهید

پرسشی که برای من پیش آمده است این که بوعلی سینا با این که هیچ ادّعای پیامبری نداشت، و ادّعای دانش هم نداشت (تا بدان جا رسید دانش من که همی دانم که نادانم)، در خدمت رسانی برای مردم و آیندگان چنان می کوشد که نه تنها دانش دانشمندان پیشین را گردآوری می نماید، دانش خود را بر آن ها نیز افزوده و کتاب می نویسد تا راهنمای آیندگان باشد، و در این کار از هیچ کوششی حتی در زندان و شاید سیاهچال دست نمی کشد و یکی دو کتاب ارزنده خود را در شرایط سخت زندان می نویسد. این در حالی است که قرآن مجید در زمان معاویه و یکی نیز در زمان عثمان (یعنی پس از پیامبر اسلام (ص)، ابوبکر و عمر) گردآوری و به نگارش درآمده است و نهج البلاغه نیز نه به دست امام علی (ع)، که به دست فرد دیگری سال ها پس از او گردآوری و نوشته شده است. با توجّه به این که این دو بزرگوار زندگی آزادی داشته و امام علی (ع) نیز نه در زندان، که به خواست خویش، در خانه نشسته بودند، چیزی را برای آیندگان ننوشته اند!؟ با این که رسالت و مسئولیت بسیار بزرگتری را در برابر همه مردم از زمان خود تا حتی آیندگان پس از ما نیز داشته اند و باید راهنمای مردمان برای رهایی از شکنجه و عذاب جاودانه دوزخ و دستیابی آنان به بهشت باشند. خواهشمند است راهنمایی فرمایید.

بابک در تاریخ 17 آگوست 2020 گفته : پاسخ دهید

این که هدف خداوند از آزمایش ما انسان ها “تربیت و پرورش ما انسان ها” است، رای نادرستی به گمان می رسد، چرا؟
چون خداوند آفریدگار ما است و ما نبودیم و او که دانا به همه چیز و گذشته و آینده ما است، ما را با دانش به آینده و کردارمان آفریده است. او می دانست که امام حسین به جنّت خواهد رفت، و یزید به دوزخ رهسپار خواهد شد، زمانی که هیچ یک نبودند. حتّی اگر هر دو با آرزوی جنت در جهانی آغازین خواستار پا نهادن در این گیتی شده باشند، باز خدا بر آینده ناهمگون آن دو آگاه بود و با این آگاهی به هر دو هستی بخشید با این که می دانست یکی پرورش یافته و می شکفد و آن دگر هرگز پرورش نمی یابد و برای همیشه خالدون فیها دچار دوزخ و شکنجه می شود!
پرسش این جا است، که آیا این چنین کاری برای خداوند سزاوار است؟!!! اگر خواننده از من بخواهد پس پاسخ درست چیست؟ پاسخ من این است که بر پایه توان اندیشه و دانش کنونی من، خداوند انسان را برای آزمایش و تعالی و پرورش یافتن به شیوه ای که شما نوشته اید، نمی تواند بیافریند: چه او نادان نیست و همه دانش ما از او است و خداوند شکنجه گر نیز نمی تواند باشد و خدای شکنجه گر می تواند شایسته پرستش باشد؟؟؟ آیا شما فرزند خردسال خودتان را که ناتوان از رانندگی باشد، با خواهش و گریه او، پشت فرمان می گذارید و خودرو را به او می سپارید؟ که خدا چنین کاری را بکند! آیا جوان توانمند خود را با این که می دانید او با/بی یاری دیگران شکست خواهد خورد و به بدترین حالت جان خواهد سپرد، رهسپار میدان خواهید کرد؟ که خدا چنین کاری را بکند! پاسخ درست این پرسش بسیار مهم “آمدم آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می روم آخر ننمایی وطنم!” را باید کسانی بدهند که به مقام قرب الهی رسیده اند.