کد خبر : 40105 تاریخ انتشار : شنبه 14 سپتامبر 2013 - 11:32

چرا كودكان از دكتر رفتن مى ترسند؟

اطفال معمولاً نگرانى خاصى از مراجعه به پزشك دارند كه اين ترس وصف ناپذير است. اما بايد ديد آيا پزشك به كودك صدمه مى رساند؟ آيا كودك مجبور است لباسش را در آورد؟ آيا پزشك حتما به وى آمپول مى زند؟

چرا كودكان از دكتر رفتن مى ترسند؟

چگونه می توان اضطراب ناشى از ملاقات پزشك را در كودكان كاهش داد؟

اطفال معمولاً نگرانى خاصى از مراجعه به پزشك دارند كه اين ترس وصف ناپذير است. اما بايد ديد آياپزشك به كودك صدمه مى رساند؟ آيا كودك مجبور است لباسش را در آورد؟ آيا پزشك حتما به وىآمپول مى زند؟ اينها همه تصورات باطلى است كه ممكن است در ذهن كودك وجود داشته باشد.عكس العمل كودكان در مقابل ديدار پزشك بسيار متفاوت است.

چرا كودكان از دكتر رفتن مى ترسند؟

برخى بسيار خجالتى و ساكت مى شوند ، برخى جيغ مى زنند ، داد مى كشند و مى لرزند و تعداد اندكى مى خندند يا ريسه مى روند.كودكان بيمار ممكن است احساس گناه كنند زيرا فكر مى كنند كارى انجام داده اند كه باعث بيمارى ودردشان شده و مستحق تنبيه هستند. كليد اصلى حل اين مشكل و برطرف كردن ترس دوران كودكى از ملاقات پزشكى، شناسايى اين ترس و گفتگوى زياد در مورد آن با كودك است. با وجود آنكه تعداد كمى از كودكان مشكلى با اين موضوع ندارند ، بسيارى از آنها بخصوص سنين 1 تا 6 سال از ديدن افراد بيگانه و حتى پزشك نگران مى شوند. در اينگونه مواقع لازم است والدين ذهن كودكان را پرورش دهند و با استفاده از كتاب داستان هاى مصوّر، چگونگى ملاقات كودكان با پزشك را براى فرزند خود توضيح دهند. حتى بايد براى كودك وسايل پزشكى بخرند و آنها را به كودك نشان دهند تا ترسش فرو ريزد.

مادران بايد كودك را قبل از مراجعه به پزشك آماه كنند و شب قبل و حتى در راه مطب همه چيز رابرايش توضيح دهند. وقتى او آماده شد، با اطمينان و اعتماد مى تواند با اين مسئله برخورد كند. والدينى كه با كودك در مورد ملاقات مفيد با پزشك صحبت مى كنند ، بى ترديد يك ارتباط خوب را پايه ريزى مى نمايند. يك نگرش مثبت ، مراجعه به پزشك را لذت بخش مى كند. در واقع والدين مى توانند با گفتن جملاتى نظير » ما امروز پيش پزشك مى رويم كه ببينيم تو چقدر رشد كرده اى «، دكتر رفتن را موجه تر كنند.

در شرايط ايده آل مى توان امكانى فراهم آورد تا ملاقات هاى مقدماتى صورت گيرد ، يعنى ملاقات هاى 5تا 10 دقيقه اى با پزشك كه ضمن آن كودك و والدينش امكان گفتگوى غير رسمى را با وى داشته باشند.در طى اين ملاقات ها والدين ممكن است در مورد سابقه و روش هاى درمانى پزشك تحقيق كنند. ارتباط متقابل بين كودك و پزشك را بررسى نمايند و يا در مورد سوابق پزشكى كودك بحث كنند. اين ملاقات هاباعث مى شود كودكان بدون كمترين اضطرابى با پزشك روبه رو شوند. زمانى كه كودكان بدانند هيچ اتفاق خاصى نمى افتد، احساس راحتى مى كنند و در واقع ترس شان از بين مى رود. والدين مى توانند براى تصميم گيرى در انتخاب پزشك از كودك شان كمك بگيرند. در هر ملاقات با پزشك ، صداقت داشتن بهترين سياست است. والدينى كه به كودك شان آنچه را انتظار دارد مى گويند ،ريشه هاى اعتماد را محكم تر مى كنند. اگر ملاقات پزشك براى ارزيابى دوره اى سلامت كودك باشد، اوبايد رشد كودك را اندازه گرفته و سلامتى اش را كنترل كند. اطمينان داشته باشيد كه با وجود شرايط فوق، كودكان حتما به پزشك مراجعه مى كنند. اگر ملاقات پزشك براى تشخيص و درمان بيمارى است،براى كودك توضيح دهيد كه دكتر نياز دارد براى كمك به وى آزمايشاتى را انجام دهد. زمانى كه نياز به واكسن زدن يا خون گرفتن باشد، به كودك بگوييد كه آمپول درد كمى دارد و خيلى زودخوب مى شود. اگر كودك به آنچه توقع دارد، رسيده باشد ترسش كمتر مى شود.

آماده كردن كودك براى ديدار پزشك بسيار اهميت دارد. والدين بايد توضيح دهند كه پزشك مى خواهدسوابق بيمارى وى را بشنود ، بنابراين بايد به پزشك بگويد چگونه بيمارى شروع شده ، علايم آن چه بودهو آيا شخص ديگرى در مدرسه يا همسايگى آنها اين بيمارى را داشته يا خير؟

سوابق بيمارى بسيار اهميت دارد و اغلب ، اهميت آن از دادن آزمايش براى تشخيص بيمارى بيشتراست. پزشك معمولاً براى طفل و خردسال توضيح مى دهد كه بيمارى چگونه به وجود آمده تا هر گونه تشويش و نگرانى او را از بين ببرد.

يافتن پزشك متخصص كودكان خيلى مشكل نيست . بيشتر پزشكان كه كودكان را معالجه مى كنند ، براساس انتخاب عمل مى كنند نه شانس و طبيعتا شما به دنبال پزشكى هستيد كه مطلع ، صبور وعلاقه مند به كارش بوده و با كودكان ارتباط خوبى داشته باشد. حال اگر كودك تان كمى بزرگ است، از او بخواهيد در انتخاب پزشكش به شما كمك كند.

پيشنهادات ذيل براى كمك به كودك شما ارائه شده تا بر ترسش از پزشك غلبه كند.

1- اول از همه ، پزشكى را انتخاب كنيد كه بچه ها را دوست داشته باشد.

2- در مورد مراجعه به پزشك با كودك تان صحبت كنيد. سعى كنيد با استفاده از وسايل پزشكى دكتررفتن را تجربه نماييد.

3- هرگز ، هرگز ، هرگز نگوييد » اگر بچه بدى باشى، دكتر به تو آمپول مى زند. « تهديدهاى ديگر را نيز بااستفاده از لفظ پزشك به كار نبريد ، زيرا كودك بايد بداند آمپول زدن تنبيه نيست.

4- ملاقات هاى مقدماتى با پزشك ترتيب دهيد تا اضطراب كودك كاهش يابد.

5- آشنايى با مطب و پزشكى كه كودك مى تواند با آن احساس راحتى كند ، بسيار اهميت دارد.

4.5/5 - (2 امتیاز)
دسته بندی : سبک زندگی
دیدگاهتان را بنویسید

ناشناس در تاریخ 15 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

منم امپولو بیشتر از قرص دوس دارم….ی بارکی میزنیش راحت میشی…..!

shadi در تاریخ 15 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

vali man ampulo dus daram chon behtar az azab keshidane……….khosham umad khanum parastar…….eival ……..afarin

یلدا در تاریخ 15 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

راسی من دانشجوی پرستاری دانشگا بهشتیم.آمپول اصن درد نداره مخصوصا اگ ی پرستار بزنه چون فنشوبلده.منکه به هرکی میزنم بدش میگم پاشو میگه مگه زدی؟؟؟

نیلو در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

من بچه بودم رفتم دکتر، واسم آمپول نوشت تا نوبتم بشه نشستم پیشه مامانم همین که نوبتم شد با سرعت جت از مطب فرارکردم اومدم خونه دوچرخمو برداشتم تا شب نیومدم خونه….مریضی یادم رفت کلا….ولی فرداش مجبور شدم زدم….!:-( ولی الان نمیترسم…..

مهدی در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

عجب داستانی داشتیا.آورین واقعا آورین.

نیلو در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

میگم دیگه شیطون بودم….الان به ذهنم نمیرسه همچین کاری بکنم….!

ناشناس در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

سها جان چشم و گوش شما بسته است ؟ چشم و گوش شما دخترارو با انواع قفلهای کامپیوتری و لیزری هم نمیشه بسته نگه داشت

eliiiii در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

احسان خوبیییییییییییییییییییییییییی!!!؟

سها در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

الي جون خيلي خوش امدي عزيزم ………بعدم اااااااااااه ه احسان حالمون بهم خورد رعايت ما چشم و گوش بسته ها راهم بكن البته اگه نگن حسود هر چند من فكر مي كنم يه چيزي تو سر اين فرشته جوووووووون خورده

eliiiii در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

قربونت برم عزیزم…

احسان در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

الی یه عده دارن از من سواستفاده میکنن

eliiiii در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

ممنون…
لطف داری…
منظور این تکه آخر کامنتت چیه؟؟؟

eliiiii در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

سلام گرم به تمام بر و بچه ها با منم دوست می شید!!؟
لطفا…:)

یگانه در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

من ی دختر دایی دارم که شش سالشه هر وقت میره دکتر اگه دکتر بهش آمپول نداد اینقدر به دکتر التماس میکنه و گریه میکنه که دکتر بهش آمپول میده!!!!!!!!!!! عجب فک و فامیلی داریم ما

نگار در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

چطور جرات میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نگار در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

منم با این سنم از آمپول میترسم چه برسه به بچه ها حتی وقتی گواهینامه گرفتم وقتی خواستم برم گروه خونیمو بگیرم از ترس آمپول میخواستم از گواهینامه گرفتن انصراف بدم خواهرم با هزار بدبختی منو راضی کرد تا برم گروه خونیمو بگیرم

احسان در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

علت: دکتر = آمپول

رویا در تاریخ 15 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

احسان متولد کدوم ماهی ؟یه سری به خصوصیات شهریور بزن.من شهریوری هستم.بنظرت چطوره؟

رویا در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

جون دکتر آمپول میزنه . آمپولم درد داره.نگو درد نداره.میزنمتاااااااااااااااا!

مریم کفاش جمشید در تاریخ 14 سپتامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

نترس عین نی نی کوچولو هامی مونی آره خیلی درد داره ولی آدم باید بره چون نجات پیدا می کنی