کد خبر : 57511 تاریخ انتشار : شنبه 23 آذر 1392 - 15:00

مسلمانانی که مسلمانی نمی‌کنند!

مصلحان هر جامعه گروهی از اندیشمندان هستند که بجای پرداختن به زندگی عادی و روزمره، خود را به زحمت انداخته و اصلاحات فردی و اجتماعی را دنبال می‌کنند. واژه‌های «اصلاح» و «مصلح» از جمله واژه‌های ارزشی و مثبت در فرهنگ قرآنی تلقی می‌شود. قرآن کریم درباره مصلحان می‌فرماید: «وَ الَّذِینَ یُمَسِّکُونَ …

مصلحان هر جامعه گروهی از اندیشمندان هستند که بجای پرداختن به زندگی عادی و روزمره، خود را به زحمت انداخته و اصلاحات فردی و اجتماعی را دنبال می‌کنند.


مسلمانانی که مسلمانی نمی‌کنند!

واژه‌های «اصلاح» و «مصلح» از جمله واژه‌های ارزشی و مثبت در فرهنگ قرآنی تلقی می‌شود.

قرآن کریم درباره مصلحان می‌فرماید: «وَ الَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتَابِ وَ أَقَامُوا الصَّلاَهَ إِنَّا لاَ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ»[1]: و آنان که تمسّک می جویند به کتاب و برپا داشتند نماز را بدرستی که ما ضایع نسازیم مزد مصلحان را.

و همچنین از حضرت شعیب (علیه السلام) نقل می‌کند که هدف اصلی رسالت خود را، اصلاح جامعه معرفی کرد:

گفت: «اى قوم من، بیندیشید، اگر از جانب پروردگارم دلیل روشنى داشته باشم، و او از سوى خود روزىِ نیکویى به من داده باشد [آیا باز هم از پرستش او دست بردارم؟] من نمى‏خواهم در آنچه شما را از آن باز مى‏دارم با شما مخالفت کنم [و خود مرتکب آن شوم‏]. من قصدى جز اصلاح [جامعه‏] تا آنجا که بتوانم، ندارم، و توفیق من جز به [یارى‏] خدا نیست. بر او توکّل کرده‏ام و به سوى او باز مى‏گردم.»[2]

یکی از کارهایی که معمولاً مصلحان ما برای آگاه کردن مخاطبین نسبت به مشکلات و عقب ماندگی‌های جامعه اسلامی انجام داده و می‌دهند، مقایسه جامعه اسلامی با جوامع پیشرفته غربی است اینکه مثلاً آنها منظم هستند و ما نه، آنها به حقوق یکدیگر احترام می‌گذارند و ما کمتر به این موضوع توجه داریم. امثال این موارد را ما به صورت زیاد در گفتار و نوشتار مصلحان اسلامی مشاهده می‌کنیم.

در اینجا این بحث مطرح می‌گردد که آیا ما به لحاظ نگاه دینی مجازیم که از غیر مسلمانان تعریف کنیم و اوصاف خوب آنها را برای ترغیب و تحریک جامعه خودمان مطرح کنیم یا خیر؟

آیا اساساً با وجود عدم اعتقادات صحیح، وجود ارزش های اخلاقی در میان جوامع غیر اسلامی می‌تواند ارزش تلقی شود و از دیدگاه اسلام ممدوح باشد یا خیر؟

برخی افراد تا به اینگونه بحث ها می‌رسند سریع بحث ایمان جامعه اسلامی و کفر آنها را مطرح می کنند و با استناد به برخی از آیات قرآن سعی می‌کنند کارهای آنها را بی ارزش و بی فایده تلقی کنند باشد که از انتقاد به خودمان محفوظ بمانند!

مثلا: «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُون.»[3] خداوند سرور کسانی است که ایمان آورده‌اند. آنان را از تاریکی ها به سوی روشنایی به در می‌برد. و[لی] کسانی که کفر ورزیده‌اند، سرورانشان [همان عصیانگران] طاغوتند، که آنان را از روشنایی به سوی تاریکیها به در می‌برند. آنان اهل آتشند که خود، در آن جاودانند.

و یا «مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ کَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عَاصِفٍ لاَ یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُوا عَلَى شَیْ‌ءٍ ذلِکَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِید.»[4]: مَثَل کسانی که به پروردگار خود کافر شدند، کردارهایشان به خاکستری می‌ماند که بادی تند در روزی طوفانی بر آن بوزد: از آنچه به دست آورده‌اند هیچ [بهره‌ای] نمی‌توانند بُرد. این است همان گمراهیِ دور و دراز.

تردیدی نیست که جامعه اسلامی به علت داشتن پیوند اعتقادی صحیح با خدا از لطف و برکات خاصی برخوردار است اما حرف مصلحان ما اینست که ما نباید به این سبب عیوب خود را نبینیم و به اصلاح آن همت نگماریم.

خود قرآن کریم هم در برخی موارد از غیر مسلمانان تعریف و تمجید کرده است مثلا قرآن صریحا از گروهی از اهل کتاب تعریف می‌کند و می‌فرماید: «لَیْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّهٌ قَائِمَهٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ یُۆْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَ أُولئِکَ مِنَ الصَّالِحِینَ  وَ مَا یَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَلَنْ یُکْفَرُوهُ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالْمُتَّقِین.»[5] [ولی همه آنان] یکسان نیستند. از میان اهل کتاب، گروهی درست کردارند که آیات الهی را در دل شب می‌خوانند و سر به سجده می‌نهند. به خدا و روز قیامت ایمان دارند و به کار پسندیده فرمان می‌دهند و از کار ناپسند بازمی‌دارند و در کارهای نیک شتاب می‌کنند، و آنان از شایستگانند. و هر کار نیکی انجام دهند، هرگز درباره آن ناسپاسی نبینند، و خداوند به [حال] تقواپیشگان داناست.

همچنین در روایات ما مقایسه به صورت روشن تری انجام شده است، از جمله امیرالمۆمنین(علیه السلام) در مقام مقایسه اصحاب خود با اصحاب دشمن برآمده و می فرماید من گمان می‌کنم آنها بخاطر اتحادی که دارند و اطاعتی که پیشوای باطل خود دارند بر شما که امام بر حق دارید پیروز شوند، چرا که شما متفرق هستید و از امام خود اطاعت نمی کنید: «وَ إِنِّی وَ اللَّهِ لَأَظُنُّ أَنَّ هَۆُلَاءِ الْقَوْمَ سَیُدَالُونَ مِنْکُمْ بِاجْتِمَاعِهِمْ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِکُمْ عَنْ حَقِّکُمْ وَ بِمَعْصِیَتِکُمْ إِمَامَکُمْ فِی الْحَقِّ وَ طَاعَتِهِمْ إِمَامَهُمْ فِی الْبَاطِلِ وَ بِأَدَائِهِمُ الْأَمَانَهَ إِلَى صَاحِبِهِمْ وَ خِیَانَتِکُمْ وَ بِصَلَاحِهِمْ فِی بِلَادِهِمْ وَ فَسَادِکُم‏.»[6]

برخی از مصلحان ما فراتر از این تعبیر می‌کنند که در غرب مسلمان ندیدیم اما مسلمانی دیدیم در شرق مسلمان زیاد دیدیم اما مسلمانی ندیدیم.

این جمله از سید جمال الدین اسدآبادی[7] و شاگرد برجسته او علامه محمد عبده[8] منقول است.

معنای صحیح این جمله اینست که اوصافی که در مسائل اجتماعی یک مسلمان باید داشته باشد در غرب بیشتر است و شرق در این زمینه خیلی ضعیف است.

نظم و ترتیب، اهمیت به بهداشت فردی و اجتماع، اتحاد و همبستگی برای رسیدن به اهداف عالی، احترام به حقوق افراد و … در کشورهای اسلامی و عربی – به ویژه در آن دوران – بسیار در سطح پایین قرار داشت.

اینها همه اوصافی است که ما به داشتن آن سزاوارتریم چرا که در متن دین ما توصیه‌های مۆکدی در این زمینه‌ها داریم. اما خیلی از ما متاسفانه به مسلمان بودن شناسنامه‌ای بسنده کرده و توجهی به تحقق صفاتی که یک مسلمان واقعی باید از دیدگاه اسلام داشته باشد نداریم مثلا قرآن می‌فرماید: «انما المۆمنون اخوه.[9]» در حقیقت مۆمنان با هم برادرند. اما آیا امت اسلامی این برادری و اتحاد را مراعات می‌کنند؟!

یا می‌فرماید «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لاَ تَفَرَّقُوا»[10] و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید. اما آیا ملت های مسلمان حاضر شده‌اند به این حکم الهی عمل کنند؟!

یا قرآن می‌فرماید: «وَلاَ تَجَسَّسُوا»[11] و (در کار مردم) کاوش نکنید. آیا ما عادت کرده‌ایم که در کار فردی دیگران سرک نکشیم. اگر بنا باشد تمام آیات مربوط به اینگونه مباحث را جمع کنیم بحث طولانی می شود و از همین رو به همین اندازه بسنده می‌کنیم.

البته این مطالب به معنای خود باختگی در برابر غرب نیست چرا که جوامع غربی هم خود دارای مشکلات فراوان خاص خود هستند لکن بحث ما بر سر اصلاح خودمان است و گفتیم که برای شناخت بهتر مشکلات و ترغیب خودمان مجازیم که از خوبی های دیگر جوامع بهره ببریم.

اگر روزی تصمیم به اصلاح آن جوامع گرفتیم آنگاه سزاوار است که به گونه دیگری بحث را مطرح کنیم.

پی نوشت ها:

[1] – اعراف/170ترجمه از علامه شعرانی است.

[2] – هود/88 ترجمه از دکتر فولادوند است.

[3] -بقره/257 ترجمه فولادوند

[4] – ابراهیم/18 ترجمه فولادوند

[5] – آل عمران/113-115

[6] – ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه1/333

[7] -علامه مطهری می نویسد:«بدون تردید سلسله‏جنبان نهضتهاى اصلاحى صدساله اخیر، سیدجمال‏الدین‏ اسدآبادى معروف به افغانى است. او بود که بیدارسازى را در کشورهاى اسلامى آغاز کرد، دردهاى اجتماعى مسلمین را با واقع‏بینى خاصى بازگو نمود، راه اصلاح و چاره‏جویى را نشان داد.نهضت سید جمال، هم فکرى بود و هم اجتماعى. او مى‏خواست رستاخیزى، هم در اندیشه مسلمانان به وجود آورد و هم در نظامات زندگى آنها.  مسافرت سید به کشورهاى مختلف اسلامى و بازدید آنها از نزدیک، سبب شد که آن کشورها را از نزدیک بشناسد و ماهیت‏ جریان ها و شخصیتهاى این کشورها را به دست آورد، همچنان که جهان‏پیمایى‏اش و مخصوصاً توقف نسبتاً طولانى‏اش در کشورهاى غربى او را به آنچه در جهان پیشرفته مى‏گذشت و به ماهیت تمدن اروپا و نیت سردمداران آن تمدن آشنا ساخت. سیدجمال در نتیجه تحرک و پویایى، هم زمان و جهان خود را شناخت و هم به دردهاى کشورهاى اسلامى که داعیه علاج آنها را داشت دقیقاً آشنا شد. سید جمال مهمترین و مزمن‏ترین درد جامعه اسلامى را استبداد داخلى و استعمار خارجى تشخیص داد و با ایندو به شدت مبارزه کرد. آخر کار هم جان خود را در همین راه از دست داد.»: مجموعه آثار24/31با تلخیص

[8] – «پس از سید جمال، دومین شخصیتى که نامش به عنوان مصلح در جهان تسنن، بالخصوص در جامعه عرب، برده مى‏شود شیخ محمد عبده‏ شاگرد و مرید سید جمال است. عبده‏ روح خود و زندگى معنوى خود را مدیون سید جمال مى‏دانست. عبده در جستجوى راه حلى بود که از طرفى در اثر جمود فکرى و قشرى‏مآبى برخى علماى دینى، اسلام مانع پیشرفت و تکامل جامعه مصرى تلقى نشود و همین جهت نیروهایى را از خود مسلمانان علیه اسلام برنینگیزد عبده- برخلاف سید جمال- آن نوع مسئولیتى را احساس مى‏کرد که یک عالم دینى احساس مى‏کند. از این رو در پى کشف ضوابطى بود که جلو افراط و تفریط را بگیرد.از این رو عبده مسائلى را طرح کرده که سید جمال طرح نکرده است از قبیل فقه مقارن از مذاهب چهارگانه، دخالت دادن مبانى فلسفى حقوق در اجتهاد، ایجاد نظام حقوقى جدید در فقه که پاسخگوى مسائل روز باشد، تمایز قائل شدن میان عبادات و معاملات و به عبارت دیگر تمایز قائل شدن میان آنچه به امور معنوى و اخروى مربوط است و آنچه به امور زندگى و دنیایى مربوط است و اینکه فقیه در قسم دوم حق نوعى اجتهاد دارد که در قسم اول ندارد، و همچنین دید خاصى درباره اجماع و اینکه اعتبار اجماع همان اعتبار افکار عمومى است، و همچنین اینکه اصل شورا در اسلام همان اصل دموکراسى است که غرب قرنها بعد طرح کرده است.»: مجموعه آثار24/47 با تلخیص

[9] – حجرات/10 ترجمه فولادوند

[10] -آل عمران/103 ترجمه فولادوند

[11] – حجرات/12 ترجمه دکتر گرمارودی

دسته بندی : ادبیات و مذهب ، مذهبی بازدید 69 بار
دیدگاهتان را بنویسید
رویا در تاریخ 24 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

توروخدا بسه دیگه خسته شدم از بس خوندم.

رامین در تاریخ 24 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

منم با نظر همتون مخصوصا یه آدم کاملاً موافقم زنده باشید

ممل در تاریخ 24 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

من هم با نظر دوستانی که میگن شوخی کردن با نامحرم حرامه کاملا موافقم. چون دستور خداست و خدایی که ما رو خلق کرده بهتر از ما صلاح کارمون رو میدونه حتی اگه ما نتونیم به حکمتش پی ببریم.
من که هر وقت به دستورات خدا توجه نکردم ضررشو دیدم.

نغمه دولت شاهي در تاریخ 24 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

بعلههههههههه من بانظر همتون موافقم ولی نظراتون خیلی بلند بو دتاخوندم پدرم درآومد

بينام در تاریخ 24 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

ببخشید. یه موضوع دیگه ای هم که هست اینه که دیگه امروزه خیلی از پسرا از سنین کم مسائل جنسی رو میدونن. و ممکنه شما اونا رو بچه فرض کنی ولی اونا تو ذهنشون تو یه دنیای دیگه ای سیر میکنن.

بينام در تاریخ 24 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

شما دختر محترم چه از صحبت با پسر منظور بد داشته باشی چه نداشته باشی خدا مرد رو طوری خلق کرده که با یک نگاه میتونه تحریک بشه. این یه حقیقته و قابل تغییر نیست. مثل اینه که شما بخوای خاصیت سوزانندگی آتیش رو کتمان کنی. شما کتمان میکنی ولی کماکان آتیش میسوزونه چون خدا اینطور خواسته.

shadi در تاریخ 24 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

اونایی که ازم کوچیکن واقعا کوچیکن طوری که هنوز به سن بلوغ نرسیدن یاامسال رسیدن نمیدوم دقیق من کجا قراره با اونا تنها باشم منم همون توعموم میگم دیگه!!!!!!!استغفرا…(میگن دخترا احساساتی هسن ولی حالا فهمیدم این پسراس که احساساتی هسن چرا تحریک میشن!خدا به داد پسرا برسه خودشم تو این دوره زمونه با این وضع!واقعا کارشون سخته!)

مهدی در تاریخ 23 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

تورو خدا کوتاه نظر بدیییییییییییییییین.فکر منم بکنین دیگه که نمیتونم اینارو بخونم.

shadi در تاریخ 23 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

بله حق با شما دوتاس!باقسمت مانتو واینا باهات موافقم!ولی با معاشرت پسرا نه من خوشم نمیاد با پسربحرفم!حتی پسرای فامیل اونایی که ازم بزرگن تا باهام حرف نزنن نمیزنن ولی با هم سنام وکوچکترا رابطه خوبی دارم اونم چون باهاشون بزرگ شدم! اینجام اولین سایتی هست که من کامنت میذارم وبا پسرا حرف میزنم وگاها شوخی میکنم ولی میدونم این سه پسر هم مثل داداشم هست!هرچند دنیای مجزایی هست ولی از ویچتو فیس خوشم نمیاد!!!!شاید به خاطراینکه درس استفاده نمیشن! 

فرزاد در تاریخ 23 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

شوخی و خنده و گپ زدن با نامحرم حرامه حتی اگر باهاشون بزرگ شده باشی یا ازت کوچکتر باشن . مرد از نظر روحی و جسمی با زن فرق داره و راحت تحریک می شه . ( مگر مشکل روحی و هورمونی و غدد داشته باشه !!!‌) فقط در حد ضرورت و رابطه علمی و … می شه . ما بقیش شعاره . ( البته در مورد شوخی در فضای مجازی نظری نمیدم چون نمی دونم … )

مینا در تاریخ 23 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

اصلاح می کنم : به باطن . در ضمن حسین برای احیای آرمانهای بزرگ دین و قوانین اسلام جنگید. یعنی برای از بین رفتن فساد و … بنابراین کسی حق نداااره با رژ و لنز رنگی و بد حجاب محرم به مراسم مذهبی بره و ادعای مسلمانی کنه و بگه از روی ظاهر نمی شه قضاوت کرد و به خودم مربوطه .. . کسی که الفبای اسلام که حرمت نگه داشتن امامان و مکان های مقدس هست رو نمی دونه بیخودی ادای مومن ها رو درنیاره ! بعضی افراد چادری هم که در این مراسم غیبت می کنن و با طلاها و حرفهاشون تفاخر و… هم همین طور ! ( خدا همه رو به راست هدایت کنه. اول خودم رو … )

sema در تاریخ 24 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

دوستانی که می گید شوخی کردن با نامحرم حرام است بله من حرف شما را قبول دارم ولی من خودم اون جور آدمی نیستم که بخوام شوخی های ناجور بکنم تو صحبتامم گفتم اگه دقت کرده باشین گفتم با معاشرت با مردا مرز ها و خط قرمزا را نگه می دارم نمی خوام تعریف از خودم بکنم ولی من یه آدم جدی هستم و معاشرت هایی که با مردا داشتم یا بحث علمی می کردیم یا انتقاد می کردیم ویا به هم ایده می دادیم(ایده دادنا در مورد کارامون بود) خود بچه های این سایتم می دونن من پسرای سایتو با جناب یا اقای می گفتم ولی خیلی کم پیش اومده اسم کوچیکشونو بگم ولی خیلی محترمانه از شون سوال میکردم یا حرفشونو تایید می کردمی تونید از نیلو یا آقا علیرضا یا آقای مهدی بپرسید

یه آدم در تاریخ 23 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

من چند سالی ایرلند زندگی می کردم . با 2 خانواده دوست بودیم که مسیحی بودن … اما نوع واقعیش ! خانمهاشون یقه بسته می پوشیدن و امکان نداشت بدون شلوار یا جوراب باشن… فقط مو و صورتشون ( بدون آرایش ) پیدا بود. دخترشون اجازه نداشت شلوارک بپوشه و شب دیر وقت بیرون باشه و با هر پسری صمیمی بشه. تو مهمونیهاشون گوشت خوک و مشروب و سیگار نبود. خیلی ثروتمند بودن و صاحب ده ها خانه. مستاجرهاشون رو که آفریقایی مقیم آمریکا و ایرانی و …بودن برای مهمانیها دعوت می کردن که اونها تفریح داشته باشن ! برای خواهر من هدیه می خریدن که چون بچه اونجا تنهاست و مستاجرشون بودیم باهاشون سرگرم باشه .. آخه چند نفر تو ایران اینطوری هستن ؟؟ به خودمون رحم نداریم .جه برسه به غریبه . اونجا غیبت و دروغ و زیر آب زنی و حیله و نون بری و ..تعطیل بود. نگاه نکنین به فیلمهای منفی و داستانهای مزخرفشون . تو مدرسه و دانشگاه صد در صد به بچه و جوانها احترام میذاشتن و هر کاری تشویق و توجه و حرمت داشت . با هر غریبه ای بگو و بخند نمی کردن ( ائم از بقال و فروشنده و استاد و هم دانشگاهی و … !!!!! ) . کلیسا حرمت داشت . نه مثل اینجا که تو مسجد می خوابن و به هم تکه میندازن و آرایش می کنن و لیف می فروشن ! یا تو مراسم مختلط عاشورا و محرم با رژ قرمز و موی بلوند غذا هم بزنن و بگن : وااااااا آدم باید دلش پاک باشه . وااااااااا ما مدرن هستیم و به چشم خواهر و برادری به هم نگاه می کنیم . آخه آدم برای برادرش لباس تنگ می پوشه و لبهای بزرگ و آتیشی درست می کنه ؟‌! ( حافظ خام طمع شرمی از این قصه بدار ) ( عملت چیست که فردوس برین می خواهی ؟؟‌!‌ )

sema در تاریخ 23 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

کاملا حرف شما را می پسندم ولی با تیکه ی آخر حرفتون که می گید تو عاشورا و محرم با رژ قرز و موی بلوند غذا هم بزنن و بگن واااا آدم دلش باید پاک شه مخالفم چون خودم یه دختر مانتویی هستم و معمولی بیرون می رم تو مرا سمای خاص مثل محرم حرمت شباشم نگه می دارم واگه قرار با شه مراسمی جایی برم چادر سرم می کنم.. خیلی خوبم با مردا معاشرت می کنم البته خط و مرزا رو نگه می دارم خیلی را حتم با هم صحبت می کنیم و شوخی می کنیم ولی تاکید می کنم که خط و مرزا رو نگه می دارم چه من چه طرف مقابلم ولی آدم نباید به ظاهر نگاه کنن مهم با طن (باتن) آدماست گرچه ولی بعضی از دخترا فقط یک سریشون از این جور حرفا و چیزا سوء استفاده می کنن

مینا در تاریخ 23 آذر 1392 گفته : پاسخ دهید

حرف خانم sema حکایت حرف ( یه آدم ) هست که با نامحرم شوخی می کنیم و می گیم آدم باید دلش پاک باشه ! شوخی با نامحرم ولو اینکه حرفهای بد توش نباشه حراااااام است و بس ! شما که خانمی اولش احساس بدی نداری ولی 1 آقا با همون از درون تحریک می شه. در ضمن اتفاقا از لحاظ روانشناسی تا حد زیادی ( در پاره ای از موضوعات ) می شه با باطن طرف پی برد .برید از هر کتاب رساله مرجعی می خواین مطلب در بیارین و به این نتیجه می رسید که معاشرت با نامحرم غیر از ضرورت و رابطه علمی ضروری و امثال این حراااااام است . ( آدم دلش باید پاک باشه و من حد نگه میدارم وسوسه شیطان و توجیه رفتارهای اشتباه هست و بس ! ( در ضمن چند جمله اول نظرsema چه ربطی به حرف (یه آدم) داشت ؟؟؟

css.php