کد خبر : 49892 تاریخ انتشار : پنجشنبه 16 آبان 1392 - 0:20

متن مداحی محرم

ماه غم آقا- باز پرچم آقا- مشکی به تن عاشقا باز محرم شد در دل نوای غم- باز خیمه ی ماتم – آواره ی عشق تو هر دو عالم شد شمیم عشقت به دل نشسته دوباره بازم – وای با دم زیبات آقا تو قلبم حرم می سازم – وای …

متن مداحی محرم

ماه غم آقا- باز پرچم آقا- مشکی به تن عاشقا باز محرم شد
در دل نوای غم- باز خیمه ی ماتم – آواره ی عشق تو هر دو عالم شد

شمیم عشقت به دل نشسته دوباره بازم – وای
با دم زیبات آقا تو قلبم حرم می سازم – وای
غریب مادر(3) وای

 با نام تو آقا – بر سینه می کوبم – بازم به تن – رخت غم ای حسین جانم
بازم غزل خونم – مجنون و دیونم – بازم دم محتشم ای حسین جانم

کتیبه های ماتمت آقا- رمز جنونه – وای
دوباره ذکرت- روی لب ما – کرده جوونه – وای
غریب مادر(3) وای

 زد خیمه ثاراله – با حسرت و با آه – با چشم خون روضه خون زینب کبری
دریای غم جاری- کار همه زاری – درقاب چشم حسین غربت زهرا

بوی جدایی- می وزد ازاین دیار ماتم-وای
می ترسم آخر – بشه نصیب – خواهر تو غم – وای
غریب مادر(3) وای

متن مداحی محرم 

 حالا برای خنده که دیر است گریه کن
بابا نخواب…موقع شیر است…گریه کن…

در مانده ام میان دوراهی…کجا روم؟
چشمم که رفته است سیاهی…کجا روم؟

جانِ رباب، من به همه رو زدم نشد
دنبال آب، من به همه رو زدم نشد…

عمه تو را ز دور نشان میدهد نخواب
هی شانه ی رباب تکان میدهد نخواب

شد وقت بازی ات کمرت را گرفته ام
با احتیاط زیر سرت را گرفته ام

قنداقه ات که بست لبت باز شد علی؟
خندید مادرت… چقدر ناز شد علی

افسوس مادرت شب شادی ات ندید
چشم رباب حجله ی دامادی ات ندید…

در خیمه گرم کرده خودش مجلست علی
جای نفس بلند شده “خس خست ” علی

تا پشتِ خیمه کار ِ پدر سر به زیری است
تازه زمان دیدن دندان شیری است

همبازی تو ساقه ی تیر است گریه کن
بابا نخواب موقع شیر است گریه کن

متن مداحی محرم 

اینجا که ذوالجناح زمین گیر می شود
در خون غروب واقعه تصویر می شود

یا رب پناه می برم از کرب و البلا
خواب علی هر آینه تعبیر می شود

روزی برای گفتن منزل مبارکی
این دشت پر ز نیزه و شمشیر می شود

اینجا گلوی تشنه تیر سه شعبه هم
از جام چشم ساقی من سیراب می شود

‏اینجا که حکم قحطی یک قطره شبنم است
همبازی گلوی گلم تیر می شود

‏باران سنگ منتظر ابر کینه است
اینجا حسین فاطمه تکفیر می شود

اینجا سر حقیقت الله و  اکبری
بر روی نی به گفتن تکبیر می شود

‏در این دیار غمزده کمتر ز نصف روز
از فرط غصه خواهر تو پیر می شود

‏جز زیر سم اسب شکستن در این زمین
از نفس مطمئنه چه تفسیر می شود

هرکس که زهره اش ز علمدار رفته است
اینجا سر سه ساله من شیر می شود

زینب که شرم می کند از رویش آفتاب
اینجا اسیر حلقله زنجیر می شود

متن مداحی محرم

کوفه نیا که مردمش وفا ندارن
نامرد و بی مُروتن حیا ندارن

خدا می دونه که دروغه وعده هاشون
گلاتو له میکنن اینجا زیر پاشون

از پشت سر خنجر کشیدن پیشه شونه
نامردی کردن عادت همیشه شونه

از برق سیم و زر و سکه همه کورند
مردم شهر کوفه از خدا بدورند

مسلمت اینجا شده آوراه ی کوچه
حسین من رقیه رو نیاری کوفه

اگه با دخترت به سوی این دیاری
یادت باشه گوشواره هاشو در بیاری

غریب کشی تو شهرشون سابقه داره
خیلی برات حرف دارم از دارالاماره

اینجا با سر بریدن از تن خو گرفتن
با خون ریخته ناب حق وضو گرفتن

ممنونم از خدا نذاشت که نا امیدشم
آرزوم بود که واسه حسین شهید شم

حس میکنم تو کوفه کربلارو آقا
درد و غم و مصیبت و بلا رو آقا

نقشه کشیدن اینها واسه اصغر تو
براش بمیرم ارباً اربا اکبر تو

شمر روی سینه ات آقاجون تو میکشی آه
زینب اگه دق نکنه خوبه به والله

رقیه رو می برن اینها به اسارت
زینب میبینه به سرت میشه جسارت

 متن مداحی محرم

برگرد اگه دستای زینب و بسته نمی خوای

برگرد اگه پای رقیه رو خسته نمی خوای

 برگرد اگه دخترت طاقت سیلی نداره
برگرد اگه می خوای چشمای زهرا نباره

برگرد آخه رباب هزارتا آرزو داره
برگرد آخه بعیده اینجا بارون بباره

برگرد نذار بشکنه اینجا غروره عباس
برگرد آخه دل نگرونه حضرت زهرا

برگرد که نبینه رو نیزه سرت رو خواهر
برگرد اینا می کشنت ای غریب مادر

برگرد اگه می خوای جوونت زنده بمونه
برگرد اگه می خوای نبینی  که غرق خونه

دسته بندی : ادبیات و مذهب بازدید 189 بار
دیدگاهتان را بنویسید
css.php