کد خبر : 52938 تاریخ انتشار : جمعه 22 نوامبر 2013 - 22:55

زن خانه دار بهتر است یا شاغل؟

وقتی کوچکتر بودیم همیشه مراقب وسایل واسباب بازی هایمان بودیم تا مبادا کسی به آن دست بزند و یا خراب شود هرچقدر بزرگتر شدیم یادگرفتیم که از آن چیزهایی که دوست داریم به دقت و هوشیاری مراقبت کنیم.

زنان شاغل

وقتی کوچک تر بودیم چیزهایی برایمان مهم بود که با بزرگ شدنمان کم کم برایمان بی اهمیت شدند ویا درجه کمتری از اهمیت را برایمان داشتند چرا که ارزش ها و بهترین ها را شناختیم و حاضر نبودیم برای چیزهای کم ارزش مراقبه ای در نظر بگیریم، این موضوع در زندگی ما انسان ها ادامه پیدا کرد تا زمانی که نقش همسر بودن را در زندگی پذیرفتیم و این پذیرش برای ما ارزش های عالی ومقدسی را در پی داشت.  معمولا وقتی دخترها یاد گرفتند که بزرگ شوند و از علاقه خود به عروسک واسباب بازی های زیبایشان مسئولیت همسر بودن را بپذیرند، بزرگ ترها مخصوصا پدربزرگ ها و مادربزرگ ها همیشه این نصیحت را به آنها گوش زد می کردند که مراقب مردانتان باشید تا همیشه برای شما باشند. مبادا غم و غصه و دردهایشان را به بیرون خانه ببرند که در این صورت شما به زودی رقیبی را خواهید داشت که ممکن است زندگی زناشویی چند ساله تان را ویران کند همیشه همراه وهمدم مردانتان باشید تا مردتان به غیر از شما به  دیگری فکر نکنند.

شاید آن روزها باید زنان بیشتر باید مراقب از دست دادن مردانشان می بودند و مردان ترسی برای از دست دادن همسرشان نداشتند که البته این به شیوه زندگی در گذشته بر می گردد.

شرایطی که پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و حتی پدر و مادرانمان زندگی می  کردند مثل امروز نبوده است، امروزه پیشرفت تکنولوژی و فناوری اگر چه بشریت را خوشحال کرد اما زندگی او را دچار طوفان و ناهمواری هایی کرد که مسیر صحیح و طبیعی زندگی را دگرگون ساخت.

تنوع در ساختار زندگی، تبلیغات سمعی و بصری دراین راستا به همراه حضور مجازی خانواده ها در آداب رسوم ملل و کشورهای مختلف و الگو پذیری از فرهنگ های مختلف گاها برداشت ناصحیح و غیر اختیاری اعضای خانواده از شیوه های زندگی در دیگر کشورها روند زندگی خانواده های ایرانی را دست خوش تحول و تغییر نسبت به گذشته کرده است.

در گذشته  مردان  خانواده ایرانی برای امور خارج از منزل تعریف شده بودند وزنان برای خانه وخانواده لذا دختری که آشپزی و خیاطی و گلدوزی وبافتنی و… بلد بود همان دختری بود که از هر انگشتش یک هنر می ریخت و دختران آن دوره برای این امتیاز از هم پیشی می گرفتند .

یکی از گزینش ها برای انتخاب همسر از سوی خانواده ها، مخصوصا خانواده های صاحب امتیاز از لحاظ مادی و شهرت و مقام، دختری با چنین امتیاز و کمالات بود نقش کلیدی و مه بانوان در گذشته تا آن حد بود که حساسیت نسبت به از دست دادن آنها کمتر از مردان بود که این موضوع را به راحتی در نصایح بزرگ تر ها می شد فهمید لذا  اگر کمی به زندگی گذشتگانمان برگردیم خواهیم دید که پزشکان موفق، تجار با نام ومردان بزرگ تاریخ ایران زنانی هنرمند در اداره زندگی زناشویی و همسرانی همراه داشتند . دکتر قریب، دکتر حسابی و دکتر جلال احمد از جمله این نمونه ها هستند.

به هر حال  زمانه تغییر کرد و خواه ناخواه فرهنگ بیگانه وارد زندگی مردمانی آرام ،دیندار و مهربان شد فرهنگ اسلامی و سنت دیرینه زندگی ایرانی کم کم رنگ عوض کرد و امروزه فرهنگ حضور زنان در بیرون از محیط خانواده ،تحصیلات عالیه برای بانوان وامکان دست یافتن آنها  به مشاغلی سنگین برای جامعه و خانواده ها امتیازی بود که غیر از آن را محدودیت برای زن و سرخوردگی وحتی پایین آوردن شان و منزلت زن می دانست.

این موضوع گرچه در ابتدای امر اثرات مخرب و ناگوار خود را نشان نداد اما به مرور زمان زندگی زناشویی و بنیان زندگی را دچار تزلزل وآسیب هایی کرد. بعضی معتقد هستند حضور زنان در جامعه صحیح نبوده واساس خانواده امروزه مانند گذشته پایدار نیست واز آسیب در امان نیست.

سوال مهم و اساسی آن است که چرا آسیب پذیری خانواده امروزه بیشتر از گذشته شده است آیا ورود زن به عرصه های مختلف اجتماعی علت آسیب پذیری خانواده و در راستای آن جامعه شده است؟

منتظر نظرات‌تان هستیم…..

به این پست امتیاز دهید
دسته بندی : سبک زندگی
دیدگاهتان را بنویسید

مهدی در تاریخ 25 نوامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

زن خانه دار.

سحر بانو در تاریخ 5 دسامبر 2015 گفته : پاسخ دهید

تمام آدم ها چه مرد و چه زن در دنیای امروز باید کار کنند . برای بدست آوردن ی کار خوب هم باید سطح علمی و مهارتی رو بالا برد و بر طبق اکثریت زن و مردهای موفق تحصیلات بالا مساوی هست با کسب درآمد بالا و شایستگی و اعتماد به نفس بالا . بهترین حالت اینه که زن و مرد مهارتهاشون رو بالا ببرن تا هم شایستگی تربیت فرزند با معلومات – کتابخون و با فرهنگ رو داشه و هم سطح زندگی رو از حداقل ها به حداکثر ها برسونن …
در دنیای امروز جنسیت مطرح نیست بلکه تلاش مهمه . تلاش برای زندگی مرد و زن نمیشناسه و هیچ آدمی از کار کردن و کسب علم و دانش پیر نشده بلکه کسی که خانه داری و همسر داری رو به عنوان شغل قبول میکنه و به خاطر شرایط یا به علت تنبلی و بی عرضگی در زندگی تلاش نمیکنه خیلی زود افسرده و پیر و بی حوصله میشه و عقب میمونه . من به عنوان یک زن شاغل که هم ۲ فرزند بزرگ دارم و خداروشکر زندگی زناشوییی سالم و موفقی دارم و ۲۲ ساله که مشغول به کارم نه مشکلی در امر خونه داری داشته و نه احساس خستگی میکنم بلکه همیشه خودم رو برتر از نظر علمی و کاری و موفق تر از زنانی میبینم که خانه داری رو به عنوان حرفه نگاه کردنند و از نظر معلوماتی و اجتماعی هیچ پیشرفتی با ۱۰ یا شاید ۲۰ سال خودشون نکردند … زندگی جریان داره پس وقتی چیزی جاریست تو باید جاری باشی تا عقب نمونی وگرنه همه ازت جلو میزنند …

نیلو در تاریخ 24 نوامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

سلام…..من حوصله ی خوندن متنو نداشتم…..ولی شادی باهات موافقم…..
به نظر من کار کردن واسه زن مشکلی نداره ولی کاری که ارزش وقت گذاشتن داشته باشه نه کاری که وقتت حروم بشه وکلی خسته بشی بعد مزدی که میگیری به دردت نخوره و از زندگی هم عقب بیوفتی……
برای من که اولویت با شوهرمه وتربیت بچم…..چون باارزش تر از خانواده چیزی نیست…..اگر درامد میلیونی هم بگیرم هیچ وقت راضی نمیشم از خانوادم قافل بشم…..!

shadi در تاریخ 24 نوامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

نه دنيا جون منظورمن اين نبود که خانم خانه دار بي فرهنگ هس اگه بالا مطلبو خوب بخوني نوشته بودن عصر عوض شده و خانما تحصيلاتشون به مراتب بالايي رسيده!اين برام تعجب اور بود که چرا تحصيلات برا ما بده! من نگفتم زنه تحصيل کرده حتما شاغله گفتم کسي بهتره شاغل بشه که بدونه ميتونه از پسش بياد!زني هم که دوس داره شاغل بشه بايد يه کار خوبي پيدا کنه متناسب باخودش من نه مخالفم نه موافق !

دنیا در تاریخ 23 نوامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

چرا فکر می کنید هرکه نشت تو خونه باید بی سواد باشه هرکه رفت بیرون با سواد با فرهنگ من خودم دوست دارم درجات تحصیلی بالایی داشته باشم انواع هنرا و حرفه ها کارا بلد باشم…..ولی واقعیت ترجیح می دم وقتی ازدواج میکنم خانه دار باشم….(قبلش من دوتا خاله دارم یکی زود ازدواح کرده و دیپلم ولی چون نمی خواست کم باشه انواع کتاب ها را مطالع کرده و یکی کارمند و به قو خودش وقت نمی کنه کاراش برسه تا بخواد علمشا بیشتر کنه تازه از خستگی کار داره افسرده شده من اولی را به دومی دانشگاه ررفته ترجیح می دم و بیشتر قبول دارم ..اولی به خونه و بچهاش رسیده در حالی که ظاهر خونش پایین تر از دومیه که بچه هاش همه امکاناتی دارند ولی تو هر دوره ای یه جا بزرگ شدن و…. )
من خودم مادرم کارمند خودشا نابود کرده تا ما کمبودشا احساس نکنیم پدرم خیلی جا همراهیش کرده که کارمند بودن او جبران بشه ولی هرچه پدرم خوب باشه مرد و مرد خونه زنم آخرش خونه دار و وظایف و همسر و مادر بودن حذف نشده شده؟؟؟؟؟اگه مردم خیلی خوب باشه ………آخرش این امر یه جا احساس میشه آقایون یکم بیشتر بجنبید از خودتون حرکت بدید …دیگه لازم نیست خانمتون کار کنه ….پچه تون وقتی نباشه لازم نیست یه دستش ‘گوشی not باشهه ی دستش تبلت فلان ظهرم که بعد از یه روز کاری رفتید خونه آرامش خونه را حالشا ببرید البته همینا وقتیه که یه زندگیه نرمال داشته باشد روابط خوبی داشته باشد وقتی آقا رفت خونه نگه زنم تو خونه چی کار مگه کرده یا خانم بدونه حالا وقت آرامش شوهرشه…..و نمیشه انکار کرد کاهی به هر دلیلی نیاز به کار کردن خانم خونه است چقدر گفتم ختم کلامم (به قول یه دختر خالم بهتر این چیز برا من اینکه وقتی شوهرم اومد خونه بگه خسته نباشی امروز گرد گیری کردی چهقدر خونه تمیزشده!!!! از ماهی 1میلیونم برام ارزش داره که برم بیرون کار کنم….. البته تمام حسا و حرفها که م خوام از نقل قول آخری بگیرید)

shadi در تاریخ 23 نوامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

ميدونم داداش قصدي نداشتي گفتم که مشکل از منه زود جو گير ميشم!خخخخ ..افرين حالا شدي يه پسر خوب!!!خوشبختي يعني زندگي خوب بازني ملايم و مهربون و عاشق و مومن ودرمقابل همسري غيور وشجاع و قدردان ومهربون ومومن ,شيفته ي خداوهمسرک رسيدن به اين خوشبختي تو اين زمونه واقعا سخته!

shadi در تاریخ 23 نوامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

سلام داداشي!!!مرسي خوبيم به خوبي شما!!!ببخش يه لحظه مطلبو خوندم جوگير شدم هرچي به ذهنم اومد نوشتم!(ميدونم تو گروه مون کسي متاهل نيس!)ناانصاف از توانتظار نداشتم!اقا رو باش شکر خدا ميگه متاهل نيس !يعني ما شما رو بدبخت ميکنيم!اون روزي مياد ک مياي مژده ميدي ازدواج ميکني اون وقت مي پرسم چقد کيف ميکني و در خودت نميگنجي!بعد بگوخانما ارزش خودتونو بدونين

ali در تاریخ 23 نوامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

آبجی ببخشید، شوخی کردم،اشتباه شد!! هنوزم میگم.
نـــــ این حرفا چیه ما خوشبختی واقعی رو تنها در کنار شما میتونیم حس کنیم…

shadi در تاریخ 23 نوامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

نه داداش رسيدن ما به تحصيلات عالي چه ضرري به شما مردا داره!؟تو دوس داري زنت بي سواد ميشد!؟؟؟علم اونقدر پيشرفت کرده که يه بچه دوساله همه چي رو ميدونه من که دوس ندارم بچه ام ازم يه سوال بپرسه من بلد نباشم مادر بافرهگ با…خيلي فرق داره به نظرمن زني بايد شاغل باشه که اين توانايي رو تو خوش ببينه که همه ي نياز هاي همسرشو ميتونه براورده کنه و مادر خوبي ميتونه باشه داريم از اين جور خانمادر ضمن شما مردا هم بايد يکم شريک زندگي تونو درک کنين زندگي مشترکه نه!

ali در تاریخ 23 نوامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

سلام آبجی، خوبی؟ کاملا موافقم.
چیـــــــــــ!!؟؟ زنــــــتـــــــ!!!!؟؟؟ (خدارو شکــــــــــــر من هنوز مجردم!!!…!!!)

غریبه اشنا در تاریخ 23 نوامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

سلام…
بنده با کار کردن خانمها در بیرون از منزل موافقم ولی تحت شرایطی…همه این رو میدونیم که گرمی و صفای خونه زن تامین میکنه چرا که وقتی مرد خسته از کار روزانه به منزل برمیگرده این زن هستش که با رفتارش میتونه این خستگی رو از مرد خارج کنه…حالا اگه زن درگیر کار خارج از منزل بشه و بعد از بازگشت به منزل تازه به فکر امور منزل باشه و از طرفی شاید کار بیرون رو به درون خانه هم اورده باشه تکلیف مرد و فرزندان با کی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

* در تاریخ 23 نوامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

کسی دوست داره کار بکنه اما نه خیلی زیاد !! چون بیشتر از قوای بدنی و … از خودش کار بکشه می شه 1 مرد ! ( از نظر خشن بودن و … ) اما متاسفانه خیلی خانمها در جاهایی شاغل هستن که محیطش روحشونو آزرده و عواطفشون رو تخریب می کنه. مثل دوست من که وکیل هست و به خاطر درامد بیشتر جاهای خطرناک میره و با قاچاقچی و چاقوکش طرفه ! دیر میومد خونه و غذای خوب درست نمی کرد.مغرور هم شده بود البته . باردار بود و باز هم این جور جاها میرفت و مادر شوهر و همسرش از ترس اینکه مبادا تو دعوای موکل ها بچه و خودش بمیرن گفتن دیگه این جور جاها نرو تو رو خدا …اما لج کرد و لج کرد تا اینکه طلاقش دادن … تازه همسرش عاشقش بود وگرنه همین چند سال هم تحملش نمی کرد.دوستم می گفت زندگی لوکس رو می خوام. آخه آدم تو خونش یخچال 15 میلیونی و .. نباشه میمیره ؟؟ متاسفانه مثل خیلی ها زندگی عاشقانه و خوبش از بین رفت . منم زندگی لوکس دوست دارم و آرزوها دارم ! مگه ادم نیستم ؟؟ ولی باید دید که در مقابل فلان چیز که به دست میاری چی رو از دست میدی و بعد تصمیم بگیری. هییییییییییییییییییچی زندگی پر محبت و آرامش روحی و سلامت جسمی نمی شه. الان همون دوستم افسردگی حاد گرفته . البته وسط 1 خونه و اسباب خونه لوکس !!! تنها و پشیمون و مریض .

غریب بی کس در تاریخ 23 نوامبر 2013 گفته : پاسخ دهید

اقای یا خانم قریب اشنا مثلا منظورت اینه که زن شاغل احساس نداره و شلختس اره