کد خبر : 3225 تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۱ - ۸:۵۰

داستان کشاورز پیر

یه کشاورز پیر به پسرش که تو زندان بود نامه نوشت که : پسرم امسال نمیتونم چیزی بکارم تو زمین . چون تو نیستی که زمین رو شخم بزنی ….. پسر در جواب نامه بهش گفت : پدر جان حتی فکر شخم زدن زمین رو هم نکن . چون من …

داستان کشاورز پیر

یه کشاورز پیر به پسرش که تو زندان بود نامه نوشت که : پسرم امسال نمیتونم چیزی بکارم تو زمین . چون تو نیستی که زمین رو شخم بزنی …..

پسر در جواب نامه بهش گفت : پدر جان حتی فکر شخم زدن زمین رو هم نکن . چون من پولایی که دزدیدم رو توی اون زمین قایم کردم …

پلیسها نامه پسر رو خوندن و سریع رفتن به اون زمین شروع کردن به کندن ولی هیچی پیدا نکردن.

فردای اون روز پسر دوباره نامه داد به پدرش : حالا زمینت آمادست پدر …. این بهترین کمکی بود که تونستم از اینجا بکنم
به این پست امتیاز دهید
دسته بندی : جالب و خواندنی ، سرگرمی بازدید 261 بار
دیدگاهتان را بنویسید
css.php