کد خبر : 94207 تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۳ - ۲۱:۴۱

آیا دوست داشتن برای ازدواج کافیست

آیا دوست داشتن برای ازدواج کافیست   در زمینه دوست داشتن و علاقه قبلی قبل از ازدواج توجه به نکات زیر می تواند بسیار راهگشا باشد. در انتخاب همسر و تصمیم برای ازدواج نباید تسلیم احساسات شد، بلکه باید با تفکر و دور اندیشی از یک طرف و با مشورت …

آیا دوست داشتن برای ازدواج کافیست

آیا دوست داشتن برای ازدواج کافیست

 

در زمینه دوست داشتن و علاقه قبلی قبل از ازدواج توجه به نکات زیر می تواند بسیار راهگشا باشد.

در انتخاب همسر و تصمیم برای ازدواج نباید تسلیم احساسات شد، بلکه باید با تفکر و دور اندیشی از یک طرف و با مشورت و همفکری خانواده ها از طرف دیگر ، اقدام کرد.

در تشکیل زندگی و ازدواج هر اظهار عشقی حتی اگر هم واقعی و از ته قلب باشد، به معنای حرف آخر نیست و بلکه اظهار عشق حرف اول است و حرف ها و مسائل دیگری هم وجود دارد که باید آنها هم بیان و حل شوند.

عشق و علاقه شدید به طور طبیعی مانع از آن می شود که انسان حقایق و واقعیتها را ببیند و بتوان تصمیم صحیحی برای زندگی خود بگیرد. در انتخاب همسر اگر هر یک از طرفین بخواهد احساساتی شود ، نمی تواند انتخاب درستی داشته باشد، و چه بسا به کسی دل می بندد که با او تفاهم و تناسبی ندارد. بنابراین عشق باید پس از انتخاب همسر باشد و قبل از آن مانع انتخاب صحیح می شود.

شخصیت انسان چنان پیچیده است که هرگز نمی توان از ظاهر افراد به عمق آن رسید بنابراین در انتخاب همسر باید کمال دقت را کرد و علاوه بر در نظر گرفتن ملاک هایی چون ایمان، اخلاق، معرفت ، و غیره درباره وجود آنها در افراد نیز تحقیق و بررسی دقیق شود . به صرف این که پسری صوت قرآن خوبی دارد، دلیل بر وجود ایمان و اخلاق انسانی او نمی شود. چنانچه به صرف ایئکه دختری با حجاب و متین است دلیل بر ایده آل بودن او نیست، چه بسا افرادی بخواهند خود را مذهبی و مومن نشان دهند یا اینکه رفتارهای مذهبی آنها از روی احساسات سطحی صورت بگیرد نه معرفت درونی.

بنابراین اگر آدمی بدون دوراندیشی و تفکر و به صرف احساسات ، برای خود تصمیم اشتباهی بگیرد و دچار ناراحتی و شکست شود، بداند که خود مقصر است نه دیگران، پس سعی کند ریشه مشکل را شناسایی کند و با از بین بردن آن در صدد اصلاح و جبران اشتباهاتش برآید.

نیازهاى عاطفى و غرایز دیگر در ایام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزیدن» سوق مى‏دهد که البته این یک امر طبیعى و غریزى است و کمتر مى‏توان راهى براى گریز از آن پیدا کرد.

آنچه در این مقوله اهمیت دارد، کنترل عقلایى بر احساسات و پرهیز از مخاطراتى است که ممکن است بر تصمیم گیریهای انسان اثرگذار باشد و پرهیز از تصمیم گیریهای احساسی به جای تصمیم گیریهای عاقلانه است البته تمام این صحبت ها به این معنی نیست که علاقه قلبی و محبت و دوست داشتن هیچ نقش و جایگاهی ندارد چرا که اگر شخص مورد نظر تمام معیارهای یک همسر مناسب را داشته باشد ولی نسیت به او محبت نباشد ، زندگی یا این شخص نمی تواند یک زندگی سعادتمندانه و لذت بخش باشد بلکه صحبت این است که ملاک تصمیم گیری نباید دوست داشتن باشد و در واقع جدای از دوست داشتن باید فرد مورد نظر را ارزیابی کرد و درباره او تحقیق کرد و از دخالت دادن احساسات و علاقه در این مراحل جلوگیری کرد.

 

به این پست امتیاز دهید
دسته بندی : ازدواج ، زناشویی بازدید 427 بار
دیدگاهتان را بنویسید
لیلا در تاریخ 9 تیر 1393 گفته : پاسخ دهید

سلام وقتتون بخیر به نظر من عشق تک و تنها جوابگو نیست بلکه موجب دردسرم میتونه باشه….

مریم در تاریخ 13 تیر 1393 گفته : پاسخ دهید

آره دوست داشتن به تنهایی کافی نیست. معیارهایی مهم تر از این هست که باید توجه بشه. البته این دوره زمونه که اکثرا خودشون آشنا می شن همین عشق باعث می شه چشماشونو به روی حقایق ببندند. عاشق کوره

css.php