کد خبر : 44349 تاریخ انتشار : جمعه 4 اکتبر 2013 - 19:50

آخرین سوتی!

23652301

به این پست امتیاز دهید
دسته بندی : سرگرمی
دیدگاهتان را بنویسید

shadi در تاریخ 7 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

eeeeeeeeeeeeeeemmmmmmmmmmmmm bashe bashe bakhshidam midunam baba bache khubi hasi…..khasi baham shukhi koni masalan …man bi jambe bazi dar avordam….kh kh kh …hala to baiad bebakhshi……….vali bad juri havas kardam tu ampas bezaramet ha….. rasi do se ja barat kament gozashtam ye nega kon!!!!!!!!!!!!khosham miad chan ruze kheili paye shudi……..avarin..avarin

نیلو در تاریخ 7 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

پسرا انقد سوتی میدن نمیدونن کدومو بگن….
هفته ی پیش تو خونه نشسته بودیم اصولا من جواب میدم تلفنو نمیدونم ابجیم چه فازی گرفت پاشد جواب داد طرف به ابجیم گفت منو شناختی؟ابجیمم که پیش شماررو دیده بود برگشت گفت بله شناختم از ارومیه مزاحم میشین…..!ما از خنده قش رفته بودیم…..خودم سوتی نداشتم واسه ابجیمو گفتم….!

shadi در تاریخ 6 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

vaghan!!!!!!!che khub!!!!!!!!!!!!!hala man migam …ye bar daiym ma ro (6 ta dokhar) bade inke unghad eltemas kardim bord shahgoli unjam ta delet bekhad pesar dokhtar has!!!!!!!!!!!!!!!daiy ham dar hade olampic be ma hasase ……..hichi dige dashtim bar migashtim ye sedaye sang umad didam daiy atrafo bazdid mikone khod be khodi ba sedaye boland goftam natars engar ye pesar sang ro gozashte tu shomare part karde .cheshmaye daiy ghermez shod bache ha zadan zire khande…fek konam hala bemirim ham ma ro nemibare unja…………kh kh kh

ali در تاریخ 7 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

سلام، ببخشید ناراحتتون کردم، اگه سوء تفاهمی شده معذرت می خوام قصدم اصلا توهین نبود.

مهدی در تاریخ 6 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

من بیشتر سوتی میگیرم خیلی کم سوتی میدم ولی آخریش این بود که تو پیاده رو دانشگا یه پرنده از کنارم بلند شد داشت میومد تو صورتم یه جا خالی خیلی مسخره دادم برگشتم دیدم دخترای پشت سرم زدن زیر خنده.

یگانه در تاریخ 6 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

کی گفته تو کم سوتی میدی؟ کل حرفات همش سوتیه!!!!! ماشالا اعتماد به نفست منو کشته!!!!!!!!!!!

مهدی در تاریخ 7 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

باشه تو خوبی!!!!!!!!!!!!!!

عاطفه جون در تاریخ 6 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

سلام همه تون خوبید من خیلی خیلی سوتی دادم ولی نمیشه گفت

shadi در تاریخ 6 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

dadash chera khodet nazar nadadi!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ali agha hala to begu binim male to chi bud???????bad man migam……………….tavajoham ro jalb kard chera hich pesari inja nazar nadade!!!!!!!!!!!!!!yani pesara suti nemidan!!!!!!!!!!!!!!!kh kh kh

ali در تاریخ 6 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

سلام، خوب هستین؟
آبجی بخدا خیلی دوست داشتم اینجا نظر بدم ولی حقیقتش من کلا آدم کم حرفیم خیِــــلـــــی کــــم حرفــــ…
اگه قرار باشه تو همون 2کلمه ای که صحبت میکنم یه سوتی بدم که نمیشه!!!! میشه؟ اگه آره بگین تا برم یه سوتی بدم بیام واستون تعریف کنم!!!!!!!

یگانه در تاریخ 6 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

آخی علی آقا تو آمپاس قرار گرفتیا

ali در تاریخ 7 اکتبر 2013 گفته :

آره واقعا
خدا این موقعیت هارو نصیب دشمن آدم هم نکنه!!!!

نگار در تاریخ 5 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

گویا آقایون اصلا سوتی نمیزنن افتخار نمیدن بیان تعریف کنن
راستی آقا علی اگه دوست داشتید شما هم بگید البته مجبورتون نمیکنم اگه خواستید بگید

نازنين در تاریخ 5 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

يه بار يه مزاحم زنگ زد ميخواستم جدي جواب بدم بجاي الو بله گفتم بلو بله هيچي ديگه هنوز بعداز 6ماه بهم ميخنده

سونیا در تاریخ 5 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

من رشتم تربیت بدنیه ی روز بدمینتون داشتم خانممون داشت راکت رو نشون می داد به توریی که داره میگن زه من اشتباه شنیدم گفتم زره همه افدادن خنده منم زایع شدم

زهرا در تاریخ 5 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

یه بار دوستم ازم خواست واسه مادربزرگش که شب عمل قلب داشت دعا کنم حالشم خیلی بد بود بنده خدا منم تحت تاثیر قرار گرفتم حواسم نبود برگشتم گفتم ایشالا خدا بیامرزتش انقدر بهش بر خورد هیچی دیگه فردا ما دیدیم غایب شد از دوستش پرسیدم کجاست گفت مادربزرگش فوت کرده!!!!دو روز بعد که اومد به چشم یه قاتل بهم نگاه می کرد!!!!

نگار در تاریخ 5 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

زهرا جون عزیزم یه موقع واسه ما دعا نکنی ها باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟ آفرین دختر خوب
شوخیدم ناراحت نشی

miss javid در تاریخ 5 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

yadam nemiad:(

نیلو در تاریخ 5 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

من تو دانشگاه یه سوتی دادم که روم نمیشه بگم ولی ابروم رفت….!

مریم در تاریخ 5 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

سوتی های خنده دار منکه دیگه از حد گذشته!ولی آخریش به جای خمیر دندون بطری ریکا رو برداشتم که بریزم رو مسواکم دیدم انگار سنگینه تازه فهمیدم چقدر حواسم پرت بوده!!!!

نگار در تاریخ 5 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

یادم اومد
پشت فرمان بودم داشتم رانندگی میکردم آفتاب میخورد توی چشمام به خواهرم گفتم عینکمو بده بپوشم یهو ماشین از خنده منفجر شد( عینکو نمیپوشن )

ملودی در تاریخ 4 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

سر کلاس ریاضی معلم بهم اشاره کرد یعی بیا پای تخته «با دست بهم اشاره کرد» من بلند شدم از کلاس رفتم بیرون همه غش غش بهم خندیدن بچه ها بهم گفتن دفعه ی بعد از مدرسه برو بیرون

تینا در تاریخ 4 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

هه هه!! ولی من قشنگ یادمه!!! میخواستم بگم فلانی لرزید تو قبر، خیلی جدی برگشتم گفتم: بیچاره قبرید تو لرزش!!!!!!!!!!!!! و همه هی جملمو تکرار میکردنو بهم میخندیدن!!!!!! 🙁
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ 😀

نگار در تاریخ 4 اکتبر 2013 گفته : پاسخ دهید

وقتی آدمو تحت فشار قرار میدید همه چی از یادش میره بزارید بیشتر فکر کنم یادم بیاد میگم