خانه / ادبیات و مذهب / حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 107

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 107

به یاری خداوند عزیز و توفیق او نگارش گلستان به پایان رسید. لازم به توضیح است که در نگارش این کتاب همانطور که رسم نویسندگان است از اشعار هیچ یک از گذشتگان هیچ رونوشتی صورت نگرفت.

کهن‌خرقه‌ی خویش پیراستن

به از جامه‌ی عاریت خواستن (1)

شیوه و نگارش سعدی در ادبیات شادی بخش و مفرح است و تنگ نظران همیشه در حال طعنه زدن هستند زیرا تصور آنان چنین است که وقت گذاشتن و شب ها بی خوابی کشیدن در زمینه شعر و شاعری کار انسان های خردمند نیست. اما برای آنان که اهل فضل و هنر هستند کاملا روشن است که سلسله ی پندهای چون مروارید سعدی در بطن جملات و همچنین داروی تلخ نصیحتش که با ظرافت و زیبایی به شیرینی آمیخته تا در بیان دلپذیر تر باشد از آن جهت است تا حال غمگین و به ستوه آمده آنان را التیام بخشد و در این روزگار خسته احساسی متفاوت و شاد به دست آورند. سپاس فراوان پروردگار عالم را.

حتما بخوانید  حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 18: به اندازه درشتی و نرمی کردن

ما نصیحت به جاىِ خود کردیم

روزگارى در این به‌ سر بُردیم

گر نیاید به گوشِ رغبتِ کس

بر رسولان پیام باشد و بس

یا ناظِراً فیهِ سَل بِاللهِ مَرحَمَتهً

عَلَی الْصَنِّفِ وَاسْتَغْفِرْ لِصاحِبِهِ

وَاطْلُبْ لِنَفْسِکَ مِن خَیْرِ تُریدُ بِها

مِن بَعْدِ ذلِکَ غُفْراناً لِکاتِبِهِ

1- جامه عاریت: لباس قرض گرفتن

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»

درباره mohammad

محمد هستم، امیدوارم لحظات خوبی را در سایت ما سپری کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.