شنبه , 17 نوامبر 2018
خانه / ادبیات و مذهب / حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 98

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 98

انسانی عاقل است که در شرایط نامناسب خود را کنار بکشد و زمانی که همه چیز مرتب شد باز گردد و ادامه دهد که در اولی امنیت در نماندن است و در دیگری شادی در بازگشتن.

هزارباره، چراگاه خوش‌تر از میدان

ولیکن اسب ندارد به دستِ خویش، عِنان (2)

1- هنگامی که در بازی نَرد هر سه طاس همزمان با شش خال بنشینند. (در قدیم تخته‌نرد را با سه طاس بازی می‌کردند)

2- عِنان: افسار

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»

حتما بخوانید  حکایت های گلستان سعدی: باب سوم، حکایت 13 – مور همان به که نباشد پرش

درباره mohammad

محمد هستم، امیدوارم لحظات خوبی را در سایت ما سپری کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.