دوشنبه , 19 فوریه 2018
خانه / ادبیات و مذهب / حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 98

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 98

انسانی عاقل است که در شرایط نامناسب خود را کنار بکشد و زمانی که همه چیز مرتب شد باز گردد و ادامه دهد که در اولی امنیت در نماندن است و در دیگری شادی در بازگشتن.

هزارباره، چراگاه خوش‌تر از میدان

ولیکن اسب ندارد به دستِ خویش، عِنان (2)

1- هنگامی که در بازی نَرد هر سه طاس همزمان با شش خال بنشینند. (در قدیم تخته‌نرد را با سه طاس بازی می‌کردند)

2- عِنان: افسار

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»

حتما بخوانید  حکایت های گلستان سعدی: باب سوم، حکایت 25 – نتیجه شکم پرستى

درباره mohammad

محمد هستم، امیدوارم لحظات خوبی را در سایت ما سپری کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

میهن فال را
دوست دارید
امتیاز دهید: