خانه / ادبیات و مذهب / حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 95

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 95

خداوند بزرگ و بلند مرتبه به همه اسرار ما آگاه است و آنها را حفظ می کند و همسایگان و نزدیکان چیزی نمی دانند و این چنین آشفته می شوند و فریاد سر می دهند.

نعوذ بالله، اگر خلق غیب‌دان بودی (1)

کسی به حالِ خود از دستِ کس نیاسودی

1- نعوذ بالله: پناه می بریم به خدا. این کلمه را در وقتی گویند که احتمال بدی پیش آمد کاری باشد.

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»

حتما بخوانید  حکایت های گلستان سعدی: باب سوم، حکایت 11 – پرهیز از رفتن به نزد نامرد

درباره mohammad

محمد هستم، امیدوارم لحظات خوبی را در سایت ما سپری کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.