فونت جو
کد خبر : 243895 تاریخ انتشار : پنجشنبه 24 فروردین 1396 - 12:52

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 19: پادشاه و عالم بی لیاقت

دو دسته از انسان ها هستند که باعث نابود شدن و از بین رفتن کشور و دین می گردند. یکی پادشاهی که بردبار نباشد و دیگری عالم دین داری که از علم و دانش هیچ بهره ای نبرده باشد. بر سرِ مُلک مباد آن مَلِک فرمانده که خدا را نبود …

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 19: پادشاه و عالم بی لیاقت

دو دسته از انسان ها هستند که باعث نابود شدن و از بین رفتن کشور و دین می گردند. یکی پادشاهی که بردبار نباشد و دیگری عالم دین داری که از علم و دانش هیچ بهره ای نبرده باشد.

بر سرِ مُلک مباد آن مَلِک فرمانده

که خدا را نبود بنده‌ی فرمانبردار (1)

1- پادشاهی که مغرور است و تنها به خودش متکی است و هیچ پندی از دیگران را نمی پذیرد بر سر ملک خود باقی نخواهد ماند.

تفسیر: سعدی با این حکایت به صاحبان حکومت پیام می دهد که برای اداره کشور، صبر و شکیبایی و بردباری لازم است و اگر پادشاهی این خصوصیات را نداشته باشد، کشور را به باد فنا می دهد. همچنین عالم دیندار باید از مسائل دینی، اطلاع کامل داشته باشد و تنها به عبادت خشک و خالی قانع نباشد، زیرا افراد نادان و به ظاهر دیندار، با تعصب کورکورانه خود به دین آسیب می زنند و باعث بدبینی دیگران نسبت به دین می شوند.

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»

دسته بندی : ادبیات و مذهب »داستان کوتاه و بلند بازدید 28 بار
دیدگاهتان را بنویسید