فونت جو
کد خبر : 231016 تاریخ انتشار : شنبه 20 آذر 1395 - 16:08

حکایت های گلستان سعدی: باب سوم، حکایت 12 – بزرگ همت تر از حاتم

از حاتم طائی (سخاوتمند معروف و ماندگار تاریخ) پرسیدند: آیا بزرگ همت تر از خود در جهان دیده اى؟ یا شنیده اى؟ جواب داد: روزى چهل شتر براى سران عرب قربان کردم، آن روز براى حاجتى به صحرا رفتم، خارکنى را در بیابان دیدم که پشته هیزم را فراهم کرده …

حکایت های گلستان سعدی: باب سوم، حکایت 12 – بزرگ همت تر از حاتم

از حاتم طائی (سخاوتمند معروف و ماندگار تاریخ) پرسیدند: آیا بزرگ همت تر از خود در جهان دیده اى؟ یا شنیده اى؟

جواب داد: روزى چهل شتر براى سران عرب قربان کردم، آن روز براى حاجتى به صحرا رفتم، خارکنى را در بیابان دیدم که پشته هیزم را فراهم کرده تا آن را به شهر بیاورد و بفروشد، به او گفتم: چرا به مهمانى عمومى حاتم نمى روى که گروهى بسیار از مردم در کنار سفره او نشسته اند.

در پاسخ گفت:

هر که نان از عمل خویش خورد

منت حاتم طائى نبرد

من این خارکن را از نظر جوانمردى و همت از خودم برتر یافتم

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»

دسته بندی : ادبیات و مذهب ، داستان کوتاه و بلند بازدید 284 بار
دیدگاهتان را بنویسید