کد خبر : 52046 تاریخ انتشار : دوشنبه 27 آبان 1392 - 1:43

آیا انسان موجودی عجول است؟

در حقیقت عجول بودن انسان براى کسب منافع بیشتر و شتابزدگى او در تحصیل خیر و منفعت سبب مى‏شود که تمام جوانب مسائل را مورد بررسى قرار ندهد، و چه بسیار که با این عجله، نتواند خیر واقعى خود را تشخیص دهد، بلکه هوى و هوس هاى سرکش چهره حقیقت …

در حقیقت عجول بودن انسان براى کسب منافع بیشتر و شتابزدگى او در تحصیل خیر و منفعت سبب مى‏شود که تمام جوانب مسائل را مورد بررسى قرار ندهد، و چه بسیار که با این عجله، نتواند خیر واقعى خود را تشخیص دهد، بلکه هوى و هوس هاى سرکش چهره حقیقت را در نظرش دگرگون سازد و به دنبال شر برود.


آیا انسان موجودی عجول است؟

خداوند متعال, انسان را با ویژگی‌ها و خصوصیات مختلف و ممتاز و نیز بهره مند از نیروی تعقل و تفکر آفرید و پس از شرح چگونگی خلقت آن, با عبارت «فتبارک الله احسن الخالقین», خلقت ممتاز وی را یادآور می‌شود.[1]

با این وجود در برخی از آیات قرآن کریم, از شتاب‏زدگى انسان و شرّخواهى او بارها سخن به میان آمده و مورد مذمت قرار گرفته است.[2]

با عنایت به موارد فوق, باید این نکته را مورد توجه قرار داد که در حقیقت عجول بودن انسان براى کسب منافع بیشتر و شتابزدگى او در تحصیل خیر و منفعت سبب مى‏شود که تمام جوانب مسائل را مورد بررسى قرار ندهد، و چه بسیار که با این عجله، نتواند خیر واقعى خود را تشخیص دهد، بلکه هوى و هوس هاى سرکش چهره حقیقت را در نظرش دگرگون سازد و به دنبال شر برود. و در این حال همانگونه که انسان، از خدا تقاضاى نیکى مى‏کند، بر اثر سوء تشخیص خود، بدی ها را از او تقاضا مى‏کند، و همانگونه که براى نیکى تلاش مى‏کند، به دنبال شر و بدى مى‏رود، و این بلاى بزرگى است براى نوع انسانها و مانع عجیبى است در طریق سعادت. چه بسیارند کسانى که بر اثر شتابزدگى خود را به پرتگاههاى خطرناک افکنده‏اند, به گمان اینکه به محل امن و امان مى‏روند، در بیراهه‏ها گام گذارده‏اند به تصور اینکه به سوى منزل سعادت پیش مى‏روند، در زشتیها و بدبختیها غوطه‏ور شده‏اند به پندار اینکه در مسیر افتخار راه مى‏روند و این نتیجه شوم عجله و شتابزدگى است.[3]

پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: «براستی که عجله مردم را هلاک و تباه می سازد, و اگر مردم درنگ و تعمل می کردند, احدی از آنان هلاک نمی شد» .[4]  

علاوه بر آنچه بیان گردید, در برخی از آیات قرآن کریم, بر این امر که انسان ذاتاً عجول آفریده شده, تصریح شده است.[5]

در خصوص چگونگی این امر و تفسیر دو کلمه” انسان” و” عجل” در این آیه, از سوی مفسران اقوال مختلفی به شرح ذیل, بیان گردیده است.

1- این تعبیر کنایه ای است و «خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ» کنایه است از زیادى عجله در انسان. [6]

2- برخی مراد از «انسان» در این آیه را حضرت آدم(علیه‌السلام) دانسته, لذا در تفسیر این آیه چنین نوشته اند: «مقصود این است که آدم(علیه‌السلام) به شتاب آفریده شده است زیرا او آخرین مخلوقى است که ظهر روز جمعه آخر سال، با سرعت و عجله پیش از آنکه خورشید غروب شود، آفریده شد. یا اینکه او بر خلاف انسانهاى دیگر به سرعت آفریده شد، نه از نطفه و علقه و مضغه، بلکه خدا او را یکباره ایجاد کرد. پس خلقت آدم، آیت عجیبى است که خداوند به آن تنبیه مى‏کند.»[7]

3- منظور از «انسان» در اینجا «نوع انسان» و منظور از” عجل” شتاب و شتابزدگى است. [8] و در این صورت این تعبیر بدان معناست که؛ انسان عجول آفریده شده است و در کارها دوست مى‏دارد عجله کند و هر چه را دوست میدارد بدنبال آن مى‏شتابد. عرب نظیر این تعبیر را دارد. مثلا در باره کسى که زیاد مى‏خوابد، مى‏گوید: از خواب آفریده شده است و براى کسى که زیاد بدى مى‏کند، مى‏گوید: از شر آفریده شده است. [9]

به عبارت دیگر, انسان وقتى چیزى را طلب مى‏کند صبر و حوصله به خرج نمى‏دهد، در جهات صلاح و فساد خود نمى‏اندیشد تا در آنچه طلب مى‏کند راه خیر برایش مشخص گردد، و از آن راه به طلبش اقدام کند بلکه به محض اینکه چیزى را برایش تعریف کردند و مطابق میلش دید با عجله و شتابزدگى به سویش مى‏رود و در نتیجه گاهى آن امر، شرى از آب در مى‏آید که مایه خسارت و زحمتش مى‏شود، و گاهى هم خیرى بوده که از آن نفع مى‏برد. [10]

امام صادق(علیه السلام) در این خصوص می فرماید: راه نجات و هلاک خود را درست بشناس مبادا از خدا چیزى بطلبى که نابودى تو در آن است، در حالى که گمان مى‏برى، نجات تو در آن است، خداوند متعال مى‏گوید انسان دعاى شر مى‏کند آن گونه که دعاى خیر مى‏کند چرا که انسان، عجول است. [11]

4- «عجل» در اینجا به معنای «خاک» است.[12]

5- یعنى آفرینش انسان در امرى است که نیازى به زمان ندارد. چنان که مى‏فرماید: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»[13].[14]

با عنایت به اقوال فوق, شاید بتوان این گونه بیان نمود که, آنچه علامه(ره) بیان داشته, مبنی بر کنایه ای بودن این تعبیر, تفسیر بهتر و مناسب تری برای این تعبیر باشد, ولیکن آنچه مسلم و قطعی می نماید, آن است که عجله و شتابزدگی در هر امری, نتیجه مطلوب و مورد انتظاری نخواهد داشت؛ لذا انسان باید با در نظر داشتن هدف در هر کاری, سنجیده و دقیق عمل نماید, تا دچار خسران و زیان نشود.

پی نوشت ها:

[1]. المومنون/ 14: «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِین».

[2]. الاسراء/ 11: «وَ یَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَیْرِ وَ کانَ الْإِنْسانُ عَجُولا» ونیز: الرعد/6

[3]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ اول، تهران, دار الکتب الإسلامیه، ‏1374ش, ج‏12، صص 40و 39

[4]. حر عاملى، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، قم, مۆسسه آل البیت علیهم‏السلام قم، 1409 ه, ج 27, صص 169و 168, ح33513

[5]. الانبیاء/ 37: «خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیکُمْ آیاتِی فَلا تَسْتَعْجِلُون».

[6]. موسوى همدانى, سید محمد باقر, ترجمه تفسیر المیزان‏, قم, دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏, چاپ پنجم, ‏1374ش, ج‏14، ص407

[7]. الطبرسى, فضل بن حسن‏, مجمع البیان فى تفسیر القرآن,‏ تحقیق: با مقدمه محمد جواد بلاغى‏‏, چاپ سوم‏, تهران‏, انتشارات ناصر خسرو, 1372ش‏، ج‏7، ص76

[8]. الطوسى, محمد بن حسن, التبیان فى تفسیر القرآن‏, تحقیق: با مقدمه شیخ آغابزرگ تهرانى و تحقیق احمد قصیرعاملى‏, بیروت‏, دار احیاء التراث العربى‏, بی‌تا، ج‏7، ص248 و نیز: مکارم شیرازى, تفسیر نمونه، پیشین, ج‏13، ص408

[9]. الطبرسی, مجمع البیان فی تفسیر القرآن، پیشین, ج‏7، ص76

[10]. موسوى همدانى, ترجمه المیزان، پیشین, ج‏13، ص66

[11]. حویزى، عبد العلى بن جمعه، تفسیر نور الثقلین‏، ‏محقق: هاشم‏ رسولى محلاتى، چاپ چهارم‏، قم، اسماعیلیان،‏1415ه, ج7, ص365

[12]. الطبرسى,  مجمع البیان فی تفسیر القرآن، پیشین, ج‏7، ص76. طبرسی برای تحلیل خویش به اشعار عرب استناد نموده و می گوید: شاعر مى‏گوید: و النبع ینبت بین الصخر ضاحیه و النخل تنبت بین الماء و العجل ‏(چشمه از میان سنگها مى‏روید و نخل از میان آب و خاک مى‏روید.). وی در کتاب جوامع الجامع خویش این واژه را در لهجه «حمیری» به معنای «گل» دانسته است.

[13]. یس/82

[14]. الطبرسی, مجمع البیان فی تفسیر القرآن، پیشین, ج‏7، ص77

دسته بندی : ادبیات و مذهب بازدید 54 بار
دیدگاهتان را بنویسید
css.php