نتايج جستجو مطالب برچسب : پسر و دختر فقیر

داستانک پسر و دختر فقیر

داستانک پسر و دختر فقیر

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند.

پسرک پرسید: «ببخشین خانم! شما کاغذ باطله دارین؟»

کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و

ادامه مطلب / دانلود
css.php