نتايج جستجو مطالب برچسب : نکاتی در مورد انتخاب همسر

انتخاب همسر پیچیدگی های زیادی دارد. در مطلب قبلی  گفتیم که چطور اولین فیلتر را در آشنایی و جلسات اول خواستگاری لحاظ کنید. در اولین برخورد شما باید کلیات طرف مقابل را بسنجید و بپسندید و اگر از این مرحله گذر کردید، وارد جزئیات شوید. در این مرحله شما را با این فیلتر آشنا می کنیم.

راه کارهایی برای انتخاب همسر مناسب (2)

فیلتر دوم انتخاب همسر مهارت‌هایی هم‌چون: هوش هیجانی، مهارت تصمیم‌گیری، دقت و اندکی صبر را شامل می‌شود. با فیلتر دوم زمانی مواجه می‌شویم که تقریبا نظر مساعد و مثبت را نسبت به طرف مقابل داشته باشیم و بنابراین بخواهیم این شناخت را کامل‌تر نماییم. در این مرحله رفت‌و‌آمد خانواده‌ها با هم شروع می‌شود، ممکن است به مشاوره پیش از ازدواج بروند، خانواده‌ها درباره‌ی هم تحقیق نمایند، دختر و پسر از انتظارات و مسایل شخصی خود صحبت نمایند و …

البته این خیلی مهم است که خانواده‌ها و خود دختر و پسر وارد شدن در این فیلتر را به منزله پاسخ قطعی طرف مقابل ندانند و به عبارت دیگر تعهدی مبنی بر ازدواج نداشته باشند. به عنوان مثال، صرف رفت‌و‌آمد به جلسات مشاوره پیش از ازدواج باعث نشود خانواده آقا انتظار شنیدن پاسخ «نه» را نداشته باشند.

از آن‌جا که رسیدن به شناخت دقیق و تصمیم‌گیری نهایی مستلزم نداشتن استرس و فوریت زمانی است بهتر است در این مرحله دقت و در عین حال وسواسی نبودن در انتخاب را مراعات نماییم. شخصی که در مرحله اول به خوبی به ملاک‌ها و معیارهای خود در زندگی و ازدواج واقف شده است اکنون می‌تواند آن‌ها را به میزان دقیق‌تری در همسر آینده خود بررسی نماید.

معیارها را کوچک‌تر کنید

در این مرحله لازم است لیستی مفصل از هر یک از ملاک‌ها تهیه کنیم و به عبارت دیگر هرکدام از ملاک‌ها را جزیی‌تر کنیم. به عنوان مثال اگر ملاک دوم فردی شخصیت طرف مقابل باشد، باید آن را به اجزای کوچک‌تر تقسیم نماییم. حتی برای یک روانشناس هم غیر‌ممکن است که به عنوان مثال از یک تا بیست به شخصیت کسی نمره بدهد. اما اگر اجزای مهم آن را مشخص نماییم کار ارزیابی ساده‌تر است. مثلا ممکن است برای همان فرد ویژگی‌های شخصیتی زیر در ازدواج اهمیت داشته باشد:

کنترل خشم، معاشرتی بودن، کنترل استرس، ریسک‌پذیری، سلطه‌پذیر نبودن همسر آینده، علاقه‌مندی به تفریحات، علاقه‌مندی به بحث‌های فلسفی و …

ملاحظه می‌کنید که هرچه شناخت ما از خودمان و نیازهای‌مان بیش‌تر باشد این فهرست را نیز بیش‌تر می‌توان ادامه داد. اگر این فرد چنین فهرستی را برای خود تهیه نماید دیگر نیازی به پرسیدن سوالات بسته پاسخ ندارد، وی می‌داند برای هرکدام از اجزای لیست چه روشی را باید استفاده کند و در انتخاب همسر آینده خود و حتی در انتخاب گزینه‌هایی که برای رفتن به خواستگاری به وی پیشنهاد می‌دهند منطقی و عاقلانه عمل می‌نماید.

ملاک‌های دیگر را نیز به همین ترتیب می‌توان تفکیک کرد:

ایمان: صداقت، تعهد، چشم پاکی، به جا آوردن واجبات، به جا آوردن مستحبات و …

خانواده: تعداد افراد خانواده، هم‌کفو بودن از نظر فرهنگی، تحصیلات والدین و …

ظاهر: قد، جذابیت، رنگ پوست و …

نکات مهم

برخی دختران و پسران جوان، رازهایی دارند که ترجیح می‌دهند قبل از ازدواج آن‌ها را با طرف مقابل در میان بگذارند. دختر خانمی که در سن ازدواج بود همیشه تردید داشت که آیا باید به هر خواستگاری بگویم که پدرم قبلا معتاد بوده است، و یا آقایی را می‌شناختم که می‌خواست بداند چه زمان بهتر است راجع به نامزدی قبلی‌اش که به هم خورده بود در جلسه خواستگاری صحبت نماید. توصیه‌ای که به این عزیزان می‌شود این است که این‌گونه مسایل را ترجیحا در اوایل مرحله دوم مطرح نمایند چرا که خیلی از مواقع پیش می‌آید خواستگاری به دلایل دیگر به هم بخورد، آن‌گاه بی‌خود و بی‌جهت زندگی شخصی خود را برای دیگران برملا کردیم.

در این مرحله، طرفین باید همانند یک روانشناس عمل نمایند و به قولی مو را از ماست بیرون بکشند. لازم است در مورد ملاک‌های مهم و با اولویت خود طرف مقابل را محک بزنند.

از آن‌جا که ممکن است هیچ فردی پیدا نشود که تمام ملاک‌های ما را به طور صد‌در‌صد داشته باشد اولویت با کسی است که ملاک‌های حیاتی‌تر و یا تعداد بیش‌تری از ملاک‌های ازدواج ما را برآورده نماید.

یکی از روش‌هایی که می‌تواند به شناخت بیش‌تر طرف مقابل در این مرحله کمک نماید، دید و بازدید‌های خانوادگی است. در ازدواج‌های فوق‌العاده سنتی، اگر از طرف مقابل بپرسید چقدر به چشم‌پاکی اعتقاد دارید به احتمال زیاد پاسخی جز کاملا، صد‌در‌صد، آخرشم و … نمی‌شنوید و البته طبیعی هم است. اما در دید و بازدید‌های خانوادگی و یا رفت‌و‌آمد تحت‌نظر خانواده‌ها، همه سوالات خود را می‌توانید به صورت غیر‌مستقیم مشاهده نمایید.

ادامه مطلب / دانلود

4 اشتباه خطرناک در انتخاب همسر

فرض کنید شما با فردی مواجه شده اید که بخشی از خواسته ها و نیازهایتان را برآورده می کند. آدم جالبی است اما شخصیت او تفاوت های عمیقی با شخصیت شما دارد. با این حال تصمیم می گیرید دل به دریا بزنید و زندگی را با او شروع کنید به این امید که در طول زندگی بتوانید او را تغییر دهید یا شاید همین تفاوت ها تبدیل به جذابیت های زندگی شما شود.
هر کس برای ازدواج معیارهایی دارد که به اعتقاد خودش منطقی و اصولی است اما واقعیت این است که حتی منطقی ترین معیارهای ازدواج هم ممکن است با باورهای غلط و تمایلات اشتباهی ترکیب شوند که چشم شما را روی واقعیت ها ببندند. چطور؟

فرض کنید شما با فردی مواجه شده اید که بخشی از خواسته ها و نیازهایتان را برآورده می کند. آدم جالبی است اما شخصیت او تفاوت های عمیقی با شخصیت شما دارد. با این حال تصمیم می گیرید دل به دریا بزنید و زندگی را با او شروع کنید به این امید که در طول زندگی بتوانید او را تغییر دهید یا شاید همین تفاوت ها تبدیل به جذابیت های زندگی شما شود.

تصمیم می گیرید با او ازدواج کنید تا با صبوری و محبت نواقص شخصیتی او را که به دلیل محرومیت ها و مشکلات دوران کودکی اش به وجود آمده تغییر دهید. یا او را زیر پر و بال تان بگیرید و بهش اعتماد به نفس دهید و تشویقش کنید تا به راه درست بیاید. اینجاست که شما درگیر یک باور غلط شده اید: تغییر دادن همسر بعد از ازدواج و نادیده گرفتن مشکلات موجود به امید معجزه ای که در آینده رخ دهد و اوضاع را عوض کند!

اما باورهای غلط به همین جا ختم نمی شود. شما گاهی خواسته یا ناخواسته جذب افرادی می شوید که در جایگاه قدرت قرار دارند. یا به خاطر موقعیت شغلی شان برجسته اند، یا جذابیت ظاهری شان، محبوبیت شان در جمع و سایر ویژگی هایشان آنها را برجسته کرده است. این فرد کسی است که هر فرد دیگری دوست دارد با او ازدواج کند اما واقعیت این است که هر کسی باید با فردی که برای زندگی با او مناسب است، ازدواج کند!

تناسب در ازدواج بر هر گرایش و تمایل دیگری ارجحیت دارد و کسی که هر مرد و زن دیگری در آرزوی ازدواج با او باشد، تنها با فردی در حد و اندازه های خودش خوشبخت خواهد بود.

اشتباه بعدی وقتی رخ می دهد که شما با کسی ازدواج می کنید که معتقدید خودش خوب است اما شرایط خوبی ندارد، خودش خوب است اما خانواده خوبی ندارد و… یعنی بین فرد مورد نظر با شرایط یا موقعیت واقعی او یک مرز قائل می شوید. در صورتی که هر کدام از ما همان چیزی هستیم که به نظر می رسیم. مردی که خوب است اما شغل ندارد، یا در حال حاضر اعتیاد دارد، همسر مناسبی نیست. زنی که خودش خوب است اما فعلا افسردگی دارد گزینه مناسبی برای ازدواج شما نخواهد بود. یادتان باشد ما ناجی نیستیم.

شما ازدواج می کنید تا همراه و همدل و شریک زندگی داشته باشید نه این که کسی را از بدبختی نجات دهید. اعتیادش را درمان کنید، تنهایی اش را پایان دهید یا ضعف هایش را بپوشانید. اگر قرار است چنین نقشی برای فرد مقابل ایفا کنید، شما مددکار او هستید نه همسرش. و بعد از مدت کوتاهی از تلاش برای نجات خسته خواهید شد و زندگی تان را خسته کننده و عذاب آور خواهید دید.

باور غلط بعدی را کسانی دارند که معتقدند ازدواج تمام و کمال به قسمت بر می گردد و به همین دلیل دور مشورت و مطالعه و تحقیق را خط می کشند. آنها به جای تحقیق استخاره می کنند و به جای مشورت می گویند: یا نصیب و یا قسمت! و صرفا با توجه به کلیات پیش می روند تا در زندگی مشترک بالاخره راهشان را پیدا کنند. برای این افراد، ازدواج یعنی یک تقدیر از پیش تعیین شده نه یک انتخاب.

 

ادامه مطلب / دانلود
css.php