نتايج جستجو مطالب برچسب : مشکلات زندگی

چگونه در برابر مشکلات زندگی قوی شویم؟

قدرت و وابستگی:

هر چه به چیزی وابسته‌تر شوید، ضعیف‌‌تر خواهید شد. منظورمان را اشتباه نگیرید. نمی‌خواهیم دست از آرزوها و اهدافتان بردارید. منظورمان این است که وقتی می‌بینید راهی بسته است، باید به اندازه کافی قوی باشید که آن را کنار بگذارید و به دنبال راهی دیگر باشید. یکی از مهمترین دلایلی که اکثر افراد در روابط خود قوی نیستند هم وابستگی است که در آنها ایجاد می‌شود. دلیل اصلی که افراد بعد از برهم خوردن روابطشان نمی‌توانند زود بهبود یابند، وابستگی شدیدی است که به روابط خود داشته‌اند. وقتی بتوانند از شر این وابستگی خلاص شوند، قوی‌تر شده و فراموش کردن برایشان راحت‌تر می‌شود.

قدرت و آگاهی:

اکثر آدمها درک نمی‌کنند که یکی از قدرتمندترین چیزهایی که می‌تواند آنها را در مواجهه با مشکلات و بلایای زندگی قوی کند، آگاهی و دانش است. یک دقیقه به آن فکر کنید، نمی‌بینید که دلیل ناامیدی بیشتر آدمها و اینکه نمی‌دانند چه باید بکنند نداشتن علم و آگاهی است؟ هرچه بیشتر درمورد زندگی بدانید، مهارت‌های بیشتری پیدا می‌کنید و در برابر مشکلات زندگی می‌توانید از حقه‌های بیشتری استفاده کنید. افسردگی به نوبه خود می‌تواند نتیجه نداشتن آگاهی باشد. افسردگی چیزی بیش از نداشتن امید وقتی فردی به جایی می‌رسد که هیچ راه دیگری برای رسیدن به چیزیکه می‌خواهد پیدا نمی‌کند، نیست. علم قدرت می‌آورد.

قدرت و شجاعت:

هیچ شکی نیست که برای قوی بودن در زندگی باید شجاع باشید اما منظورمان آن نوع شجاعتی که برای دعوا لازم است نیست! منظور شجاعتی است که جلوی شما را برای روی آوردن به عادت‌های بد، موادمخدر، پرخوری، خواب زیاد، سیگار یا حتی یک رابطه به جای رویارو شدن با مشکلات بگیرد. افراد ضعیف کسانی هستند که از مشکلاتشان فرار می‌کنند درحالیکه افراد قوی با مشکلاتشان روبه‌رو می‌شوند.

سیستم اعتقادی شما:

این یکی از مهمترین عواملی است که می‌تواند هم شما را فوق‌العاده در زندگی قوی کند و هم به ضعیف‌ترین موجود تبدیل کند. یک اعتقاد محدودکننده مثل “زندگی عادل نیست” می‌تواند قوی‌ترین فرد را به ضعیف‌ترین تبدیل کند.

  افراد ضعیف از مشکلاتشان فرار می‌کنند درحالیکه افراد قوی با مشکلاتشان روبه‌رو می‌شوند

قبل از تسلیم شدن  در برابر مشکلات بهتر است  نکات زیر را مد نظر داشته باشید.

– به علت فکر کنید
به یاد بیاورید که چرا حرفه یا فعالیت فعلی تان را آغاز کردید و قصد داشتید با شروع آن به چه هدفی دست پیدا کنید؟

– به سراغ کارهای آسان نروید
هر کار فوق العاده ای ارزش جنگیدن را دارد و قطعا دشوارتر از امور آسان تر است.

– به یاد داشته باشید که هنوز همه چیز تمام نشده
برخی از افراد پس از یک بار تلاش بی حاصل تسلیم می شوند. در زمره این گروه نباشید. برای رسیدن به موفقیت هر کاری که می توانید را انجام دهید و حتی زمانی که همه چیز علیه شماست تسلیم نشوید. یادتان باشد که حتی در آخرین دقایق نیز شانس پیروزی وجود دارد مگر آنکه تسلیم شوید و دیگر تلاشی برای این منظور نکنید.

– به نگرش خود اهمیت بدهید
افکار منفی نتایج منفی را به دنبال دارند. هرآنچه در توان دارید را انجام دهید تا تفکرات خود را تغییر دهید و افکار و نگرش منفی تان را با افکار مثبت جایگزین نمایید.

– مسئولیت پذیر باشید
شما همواره نمی توانید کنترل نتایج را در دست بگیرید اما مهار تلاش ها، ایده ها و مداومت هایتان در برابر موانع در اختیار شخص خودتان است.

– یادگیری را رها نکنید
هر فردی اشتباه می کند و درصدد جبران آنها بر می آید. اما اگر از اشتباهات خود درس بگیرید می توانید در صدد جبران آن اشتباهات برآیید. البته این به معنای دوری کردن از شرایط سخت و دشوار نیست بلکه به معنای آن است که بدانید کجا این سختی ها را مدیریت نمایید.

– به شانس دوباره ایمان داشته باشید
صرفا به این خاطر که کاری را برای نخستین بار به درستی انجام نداده اید به معنای آن نیست که برای بار دوم نیز همان اشتباهات را تکرار می کنید و به نتیجه ای مشابه می رسید.

  به جای آنکه مشکلات را پنهان کنید، آنها را جدی بگیرید و درصدد حل آنها برآیید

بـرای بـرآمدن از پــس مشکلات به نکات زیر توجه کنید.

به خودتان بگویید که می‌توانید از پس آن برآیید.
نـه مشـکـل و نـه تـوانایی خود را برای حل آن مشکل دست کم نگیرید. مـمـکن اسـت عـادت کـرده بـاشیـد تا با مشکلات سـطحـی بـرخـورد کـنید و یا آنها را نادیده بگیرید تا زمانی که مشکلات آنقدر بزرگ شونـد کـه ندانید چگونه و از کجا شروع کنید. بـه خـاطر داشته باشید که هیچ مشکلی آنقدر بی‌اهمیت نیست که آن را نادیـده بگیرید. به جای آنکه مشکلات را پنهان کنید، آنها را جدی بگیرید و درصدد حل آنها برآیید.

قدرت در دستان خود شما است.
شـما قدرت آن را دارید که مشکلی را حل کنید و یا به مشکلی دامن بزنید. این بـستگی بـه آن دارد که واکنش‌تان نسبت به آن مشکل مثبت باشد یا منفی. واکنش منفی معمولا شامل احساس تهدید و خـطـر نـسـبت به مشکل است که یک واکنش زنجیره وار را پدید می‌آورد. فرد بـیمناک ، احـساس خشم توام با نفرت در خود می‌کند. نفرت و خشم تنها مشکل را وخیم‌تر می‌کند. برای مثال: اگـر شما اضافه وزن داشته باشید، از این که زیاد غذا می‌خورید از خودتان متنفر می‌شوید. شـمـا می‌باید مثبت بیندیشید. خود را دوست بدارید، سپس خواهید دید که اراده تغییر شکل ظاهری خود را در خویش خواهید یافت.

از کاه ، کوه نسازید.
آیا عادت دارید مشکلات را اغراق آمیز جلوه دهید؟ اگـر الان بیکار هستید این بدین مفهوم نیست که هیچگاه قادر نخواهید بود شغـلـی بـیابید. و اگـر شـرکــت‌تان از رونق افتاده، بدین مفهوم نیست که به پایان خط رسیده‌اید. بـه خـاطـر داشته باشید که بسیاری از افراد دیگر در شرایط بسیار بدتری نسبت به شما قرار دارند. از منظر دیگری به مشکلات بنگرید و از خـود سـؤال کـنـیـد بـدتـرین اتـفاقی که می‌توانست برای شما روی دهد چه می‌توانست باشد؟ آیا می‌توانم آن را حل کنم؟

از احتمالات غافل نشوید.
هـر مشـکلی راه حـلـی دارد و به قول معروف ، پایان شـب سیه سپید است. اعتقاد داشته باشید جای مشکلی که برایتان پیش آمده، می‌توانست مشکلی بس وخیم‌تر و مصیبت‌بارتر برایتان رخ دهد که چنین نشده است.

متعهد به خود باشید.
اکثر افراد شکست می‌خورند اما نـه بـه خاطر آنـکه فــاقد هـوش ، فراست ، توانایی ، فرصت یا استعداد می‌باشند، بلکه به این علت کـه از مشکل خود به عنوان بهترین فرصت یاد نمی‌کنند. کـه می‌توانند از آنها درس بگیرند یا آن را به سمت و سوی دلخواه خود سوق دهند. در صورتی که اشتیاق خود را به زندگی از دست ندهید، حتی اگر زندگی تهی و پوچ به نظر آید شما قادرید موفق شوید.

صحبت کنید و گوش دهید.
به یاد داشته باشید که کلید حل مشکلات بـیشتر اوقات در دست منبع دیگری غیر از خودتان است. هرگاه نیاز به کمک دارید، قدم پیش بگذارید و درخواست کمک کنید. درخواست کمک ، عمل ناپسندی نیست. در حقیقت بیشتر از آنکه می‌اندیشید، دیگران به کمک شما خواهند شتافت. هیچ مشکلی آنقدر بی‌اهمیت نیست که آن را نادیـده بگیرید. به جای آنکه مشکلات را پنهان کنید، آنها را جدی بگیرید و درصدد حل آنها برآیید.

بیندیشید، بیندیشید و باز هم بیندیشید
از خـود سؤال کنید کـه واقـعـا مـشـکـل شما چیـست؟ بـیـکاری یـا اعتـمـاد به نفس پایین؟ مشکل شما عدم سرمایه کافی است یا خستگی و بـی‌حوصلگی؟ چگونه می‌توانید مشکل خود را حل کنید؟ به دقت به مشکلات بپردازید و سپس مرحله به مرحله آن را حل کنید.

منتظر چه چیزی هستید؟ معجزه‌هـا بـه خـودی خود روی نـمی‌دهنـد.
ایـن شـما هستید که باید آنها را خلق کنید. اگر مشکلی دارید ، به جای آن که منتظر بمانید تا مشکل خود به خود حل شود ، قدم نخست را بردارید و آن را حل کنید. آگـاه بـاشـیـد کـه مشکلات با گذشت زمان بدتر و جدی‌تر می‌گردند. پس اگر حقیقتا خواستار حل مشکلتان هستید، قدم پیش بگذارید و از پس آن برآیید.

خودانگیخته باشید
شمـا تـنـها فردی هستید کـه قـادر بـه تـحـت تـأثـیـر قـرار دادن افکارتان می‌باشید. افراد فقط می‌توانند شما را راهنمایی کنند ولی عاقبت این خود شما هستید که می‌توانـید ایجاد تحول کنید. بیشتر اوقات این مشکل نیست که باید حل گـردد، بـلـکه اتـخـاذ تـصمیم حل آن مشکل از سوی شماست که اهمیت دارد. که برخی اوقات افراد شهامت آن را ندارند.

ارتباط با مردم
آیا سعی می‌کنید با مردم ارتباط برقرار کنید؟ داشتن ارتباط یکی از جنبه‌های مهم زندگی است. امروزه عصر ما را عصر ارتباطات می‌نامند. در زمینه روابط انسانی جا برای پیشرفت زیاد است، بسیاری از مردم عصر ما در زمینه ایجاد ارتباط دوستانه با دیگران با مشکلات عدیده ای رو به رو هستند که از آن جمله می‌توان به منافع شخصی متضاد ، افکار منفی بازدارنده ، آزردگی‌های بی‌دلیل ، ناتوانی در همدردی با دیگران ، غرض ورزی و لجاجت کینه توزانه ، ناشکیبایی در مقابل تفاوت‌های فردی و … اشاره کرد. وقتی از دوستی دل آزرده می‌شوید ، دل از او بر نکنید، به جای این کار بنشینید و فکر کنید و راه‌هایی برای بهبود روابط بیابید. هنر دوستی با دیگران ، از جمله والاترین هدف‌های زندگی است. دوستان خوب پشتوانه‌های با ارزشی در زندگی هستند.

در زندگی برنامه‌ریزی داشته باشید.
مسلما همه باید در زندگی هدف داشته باشند. این هدف باید به قدری با ارزش و جذاب باشد که شما را برای فعالیت و تلاش برانگیزد. همیشه در رویای خود ببینید که به هدف‌تان رسیده‌اید. این کار انگیزه شما را بالا می‌برد. برای این کار نیز برنامه‌ریزی لازم است. هرگز ، باری به هر جهت ، زندگی نکنید. زندگی گذران عمر نیست. چنین افکاری ، پوچی آور است. با برنامه‌ریزی مرتب و زمان‌بندی‌شده برای رسیدن به هدف تلاش کنید. همه اینها مستلزم خلاقیت شماست.

نیروی خلاق درون
موفقیت‌های کوچک خود را بی‌اهمیت جلوه ندهید. این موفقیت‌ها پایه‌هایی هستند که می‌توانید نیروی درون خود را بر محور آن بنا کنید. باید یاد بگیرید تا در ذهن خویش لحظات خوب زندگی را مجسم کنید و در قلب‌تان آنها را احساس کنید تا ملکه وجود شما شوند. بارها و بارها نیروی موفقیت را در وجود خویش تولید کنید. باید درک کنید که انسانی ارزشمند هستید ، تقصیرها را فراموش کنید. تصویر موفقیت را در ذهن خویش وسعت بخشید و آن را با تجربه‌های جدید تکمیل کنید.

واقع بین باشید.
قبل از هر چیز واقعیات زندگی را تصدیق کنید. با در نظر گرفتن واقعیت‌ها، هدف‌گیری و برنامه‌ریزی نمایید. با تحریف حقایق و با دروغ گفتن به خود هیچ چیز عاید شما نخواهد شد. این کار ممکن است اهداف شما را منحرف کند.

عفو خود و دیگران
قبل از هر چیز باید خود را مشمول عفو قرار دهید. باید خود را از تصمیمات غیرعاقلانه و حرف‌های احمقانه گذشته تبرئه کنید. خطاها و لغزش‌های گذشته را به خود ببخشایید. از شکنجه دادن خویش به خاطر عقل و درایتی که باید در گذشته به خرج می‌دادید و ندادید، دست بکشید. خاطره تلخ صدها لغزش و خطای گذشته را از ذهن خود بشویید. زندگی خلاق ، بدون بخشیدن خود امکان پذیر نیست. کسی که توانایی بخشیدن خود را ندارد، شب از بی‌خوابی رنج می‌برد و روز از ملالت و خستگی. باید درک کنید که شما انسان هستید و انسان کامل و بی‌عیب و نقص وجود ندارد. به موفقیت‌های خود بیندیشید. وقتی خود را می‌بخشید به احتمال زیاد توانایی بخشیدن دیگران را نیز پیدا می‌کنید. شهد و شیرینی عفو خود و دیگران را بچشید.

غلبه بر احساس تنهایی
میلیون‌ها انسان از بیم تنهایی عذاب می‌کشند. غلبه بر احساس تنهایی کاری دشوار است. انسان تنها ، تن به معاشرت کسانی می‌دهد که آنها را دوست ندارد و به انجام فعالیت‌هایی می‌پردازد که چندان شوقی بدان ندارد. تنهایی به معنای فیزیکی چندان مفهومی ندارد، چون غالبا در اطراف همه ، کسانی هستند. این احساس تنهایی است که مسئله ساز است. غم و غصه نیز موجب تنهایی است.

برای تسلط بر احساس تنهایی از تحمیل محدودیت‌های غیرمنطقی برخود بپرهیزید. به عقاید دیگران احترام بگذارید ، با تمام قوا به جنگ احساس ناتوانی بروید. جای دلتنگی برای گذشته را با احساس جدید توجه به روزهای خوش آینده عوض کنید. با قبول خود ، دیگران را نیز می‌پذیرید و براحساس تنهایی فائق آیید. هر روز موفقیت‌های گذشته را در آینده ذهن خود مجسم سازید تا هر روز با اعتماد به نفس بیشتر و با تصور ذهنی قوی‌تری به استقبال زندگی بروید.

روز خلاق شما
مسلما دنیای ما دنیای بی‌عیب و نقصی نیست. اما باید بدانید علیرغم همه ایرادها ، نکته‌های مثبت هم هست و بر شماست که آنها را بیابید. در دنیای امروز است که باید خوش زیستن را یاد بگیرید. خلاقیت برای امروز ، هدف‌گذاری برای امروز، بیایید امروز را مغتنم بشماریم. برای ایجاد خلاقیت می‌توانید از عوامل زیر کمک بگیرید: تمرکز با شجاعت ، خودپردازی ، نظم و ترتیب ، اشتیاق ، رشد پیوسته ، هنر گوش کردن ، مُهر تایید ، پیروزی. قدم نخست برای رسیدن به روز خلاق ، فکر کردن به آن است. برای این کار باید ذهن خود را متمرکز کنید و با حذف افکار مزاحم ، در جهت تحقق خواسته‌های خود گام بردارید. لازمه این کار رها شدن از احساسات منفی است.

خود پردازی
برای تسلیم نشدن در زندگی باید از امکانات و توانایی‌های خود استفاده کنید. برای تدارک زندگی خلاق باید لحظاتی از زندگی هر روز را به خلوت با خویش اختصاص دهید. با خودپردازی از اشتباهات خود درس بگیرید. تحمل شنیدن صحبت‌های دیگران را در خود پرورش دهید. گوش کردن ، هنر درک کردن نیز هست. تسلیم گرفتاری‌های زندگی نشوید. به تصویر ذهنی خود بها دهید و بر آن مهر تایید بزنید.

نظم و ترتیب ، کلید طلایی شماست.
بدون آن زندگی خلاق میسر نیست. از تخیل خود در جهت تحقق آرزوهایتان مدد بگیرید. خود را در حال رسیدن به آنها مجسم کنید. برای رسیدن به هدف ، اشتیاق داشته باشید و انگیزه خود را از دست ندهید. باید به حرکت و پیشرفت ادامه داد. از روز خلاق خود استفاده کنید. برای استفاده از منابعی که در اختیار دارید هیچ وقت دیر نیست.

ادامه مطلب / دانلود

مشکلات زن و شوهرها اوایل ازدواج

مشکلات زن و شوهرها اوایل ازدواج

ازدواج فقط شما را به عشق زندگی‌تان نمی‌رساند و باید باور کنید همراهی شریکی که امروز در کنار شما سند ازدواج را امضا می‌کند، به معنای محو شدن همه مشکلات نیست. نمی‌خواهیم ناامیدتان کنیم اما همین اتفاق شیرین با خود مشکلاتی جدی هم به همراه می‌آورد که اگر آمادگی مقابله با آنها را نداشته باشید، شیرینی بله گفتن هر روز در کام‌تان کمتر می‌شود. اگر می‌خواهید مشکلات ناگزیر زندگی مشترک، به ارتباط زن و شوهری شما آسیب نزند این مطلب را بخوانید.

ادامه مطلب / دانلود

حتماً شما هم درباره‌ی مهارت‌های زندگی و لزوم آموختن آن‌ها برای برخورداری از زندگی مطلوب، چیزهایی شنیده‌اید. یکی از مهم‌ترینِ این مهارت‌ها که در موقعیت‌های گوناگون بسیار به کار می‌آید، مهارت حل مسئله است.

برخورد صحیح با مشکلات

همه‌ی ما در زندگی فردی و اجتماعی خود با مسائل و مشکلات متعددی روبرو می‌شویم و به‌طور مداوم در حال حل کردن مسائل متفاوت هستیم. در واقع وجود مشکل در زندگی امری عادی است. برخی از این مشکلات ساده هستند ولی برخی دیگر به فعالیت‌های فکری پیچیده‌تری نیاز دارند. مهارت حل مسئله که یک فرآیند شناختی- رفتاری، آگاهانه، منطقی، تلا‌ش‌‌بر و هدفمند است، به ما این توانایی را می‌بخشد که مسائل زندگی‌مان را به نحو مطلوب و شیوه‌ی صحیح حل کنیم. این مهارت، موجب اعتماد به نفس ما می‌شود و احساس شایستگی و تسلط بر امور زندگی را در ما تقویت می‌کند.

چطور می‌توانیم این مهارت را در خود پرورش دهیم؟

در مورد مهارت حل مسأله، پیش از هر چیز باید بدانیم که در شرایط گوناگون برای به‌کارگیری یک مقابله‌ی مسأله‌مدار، مۆثر و سازنده باید به این نکات توجه کنیم:

* متوجه شویم که مسأله‌ای به ‌وجود آمده ‌است و وجود مسأله‌ را انکار نکنیم.

* آن‌چه را که اتفاق افتاده است به شکل یک مسئله ببینم، نه به عنوان یک مشکل سخت و غیر‌قابل حل.

* توجه داشته باشیم که حل مسئله برای سلامت روانی و رفاه اجتماعی ما حائز اهمیت است.

* به این باور رسیده باشیم که خودمان قادر به حل مسئله هستیم و مسأله نیز قابل حل شدن است.

* بدانیم که حل مسئله نیاز به زمان و تلاش دارد و مایل باشیم زمان کافی را به حل مسئله اختصاص بدهیم.

شش گام برای مهارت حل مسئله

اکنون که با این موارد آشنا شدیم، نوبت به شناخت مراحل و گام‌های مهارت حل مسئله می‌رسد که در این زمینه معمولاً شش گام توصیه می‌شود:

داشتن نگرش مثبت به مسئله:

قدم اول در حل مشکل این است که ادراک مثبتی از خویشتن را در خود پرورش دهیم. به خودمان بگوییم: «من می‌توانم مشکلات را حل کنم.» همچنین بپذیریم که بخشی از زندگی مواجه ‌شدن با مشکلات است و وقتی با مشکلی مواجه می‌شویم باید آرام و خونسرد باشیم و برای انتخاب بهترین راه‌حل ممکن بر مهارت‌های مسئله‌گشایی خود تکیه کنیم.

تعریف دقیق مسئله:

برای حل یک مسئله باید مشکل دقیقاً مشخص شود؛ چون تا زمانی که مشکل شناخته و جزئی نشود نمی‌توانیم آن را حل کنیم. در این مرحله حتی اگر با مشکلی بزرگ روبرو هستیم، باید آن را به اجزای مختلف تقسیم کنیم و هر بار بخشی از آن را مورد بررسی قرار دهید.

تهیه‌ی فهرستی از راه‌حل‌های‌ مختلف:

برای ایجاد و یافتن راه‌حل‌های خوب باید انعطاف‌پذیر باشیم. قبل از انتخاب یک راه‌حل برای رفع مشکل لازم است تمام راه‌حل‌های احتمالی را بررسی کنیم. سعی کنیم خلاق باشیم و تا جایی که می‌توانیم راه‌حل‌های زیادی را مطرح کنیم. در این مرحله درباره‌ی درستی یا نادرستی هیچ‌کدام از راه‌حل‌ها قضاوت نکنیم و با استفاده از روش بارش فکر تمام راه‌حل‌های ممکن را روی کاغذ بیاوریم. در این مرحله، دوستان و افراد حمایت‌کننده نیز می‌توانند در تهیه‌ی فهرست به ما کمک کنند. ولی فراموش نکنیم که انتخاب کننده‌ی راه‌حل اصلی خودِ ما هستیم.

انتخاب بهترین راه‌حل (تصمیم‌گیری):

چنان‌چه از مشکل شناخت کامل داشته باشیم و فهرستی از راه‌حل‌های مختلف را نیز تهیه کرده باشیم، تصمیم‌گیری درباره‌ی راه‌حل انتخابی بسیار راحت خواهد بود. برای انتخاب راه‌حل مناسب می‌توانیم از قواعد زیر کمک بگیریم:

الف) هماهنگ بودن راه‌حل انتخابی با ارزش‌ها و باورهای ما

ب) امکان عملی بودن راه‌حل با توجه به مقتضیات ما

ج) بررسی و تحلیل پیامدهای مثبت و منفی هر راه‌حل و انتخاب راه‌حل در صورتی که پیامد مثبت راه‌حل بیشتر از پیامد منفی آن باشد.

مهارت حل مسئله

اجرای راه حل انتخاب شده:

پس از انتخاب راه‌حل مناسب، نوبت به اقدام و امتحان کردن آن راه‌حل می رسد. باید دقت کنیم که زمان، مکان و افراد درگیر در حل مسئله کاملاً مشخص باشند و بعد دست به اقدام بزنیم.

ارزش‌یابی:

اگر راهکار ما موفقیت‌آمیز بود که مسئله حل شده است. در غیر این صورت باید مراحل حل مسئله را دوباره مرور کنیم. ببینیم آیا مشکل را به درستی مشخص کرده‌ایم؟ آیا تمام راه‌حل‌های ممکن را فهرست کرده‌ایم؟ آیا راه‌حل به خوبی اجرا شده است؟ سپس دوباره راه‌حلی را انتخاب و اجرا کنیم و این کار را آن‌قدر انجام دهیم تا مسئله‌ی ما حل شود.

ادامه مطلب / دانلود

شما همان طور که بعد از ازدواج یک خانه مستقل دارید، باید مرزهای مستقل و چارچوبهای مشخص هم داشته باشید و درست مثل یک مرزبان، از حریم خانواده‌تان دفاع کنید. به قول معروف، حرمت امامزاده را متولی‌اش نگه می‌دارد و حرمت خانواده شما را شما.

یک توصیه عشقی مهم!

اگر فکر می کنید دیگران در زندگی تان دخالت می کنند، اگر همسرتان از این شکایت دارد که چرا اسرار خانه تان را جایی بازگو کرده اید و اگر فکر می‌کنید دیگران گاهی از درددل‌های شما سوءاستفاده می‌کنند، وقتش رسیده در مرزبندی‌های خود تجدیدنظر کنید. شما با اینکه هنوز فرزند پدر و مادرتان هستید اما نمی توانید سیر تا پیاز زندگی‌تان را برای آنها تعریف کنید. نمی‌توانید به اسم درددل هم که شده، مشکلات زندگی، ایرادهای همسرتان و ناکامی‌هایتان را به دوست و خواهر و فامیل بگویید. دخالت دیگران در زندگی شما درست به دلیل همین مرزهای متزلزل است. شل شدن مرزهای خانوادگی یک تاثیر دیگر هم دارد و آن این که شما پای صحبت دیگران می نشینید، از تجربه های آنها می شنوید و زندگی تان را با زندگی آنها مقایسه می‌کنید و سرخورده می‌شوید. شما بدون آنکه بدانید فردی را به زندگی خود راه داده‌اید تا با تعاریف مبالغه‌آمیز درباره زندگیش شما را به مقایسه واداشته و از زندگی دلسردتان کند.

ادامه مطلب / دانلود

دلایل دل سرد شدن همسران

یکی از آگاهی‌های لازم برای ایجاد یک رابطه موثر، شناخت عواملی است که رابطه ما را به سوی دلسردی سوق می‌دهند.

بسیاری از زوج‌ها علی رغم حسن نیتشان، به روش‌های متفاوتی باعث دلسردی همسرشان می‌شوند. گاهی به یکدیگر احترام نمی‌گذارند، گاهی احساسات همدیگر را در نظر نمی‌گیرند، گاهی قدرت‌طلبی می‌کنند و گاهی تحقیر و سرزنش.

نوع برخورد هر انسانی، نمادی از سلامتی روان و آگاهی اوست. برای آنکه برخورد سالمی داشته باشیم در ابتدا باید روان سالمی داشته باشیم. اگر مشکلات ارتباطی ناشی از مشکلات درونی نباشد، مهارت‌های ارتباطی پیشقدم می‌شوند.
یکی از آگاهی‌های لازم برای ایجاد یک رابطه موثر، شناخت عواملی است که رابطه ما را به سوی دلسردی سوق می‌دهند. مشاوره خانواده

در زیر به چند عنصر از عوامل دلسرد کننده اشاره می‌کنیم:

سلطه پذیری
گاهی احساس می‌کنیم، برای اینکه کار‌ها خوب پیش رود باید ما کار‌ها را انجام بدهیم. برای همین هم است که نظر همسرمان یا پیشرفت‌های او را نمی‌بینیم. وقتی این احساس را داریم به صورت زیرکانه و ضمنی همسرمان را تحت سلطه قرار می‌دهند.

ترساندن
کمالگرایی بیش از حد، باعث احساس ترس می‌شود. همسرانی که توقع دارند همسرشان بر اساس ملاک‌های کمالگرایانه آن‌ها عمل کنند احساس دلسردی را به همسران خود انتقال می‌دهند.

تصدیق نکردن پیشرفت
وقتی پیشرفت‌های همسرتان را تصدیق نمی‌کنید باعث دلسرد شدن همسرتان می‌شوید. تصدیق کردن پیشرفت‌های همسر باعث تشویق آن‌ها برای تغییر می‌شود.

حساسیت بیش از حد
وقتی همسری می‌خواهد بر‌تر از دیگران باشد، به همسر خود بیش از حد حساس می‌شود، چرا که این اعتقاد اشتباه را دارد که وقتی کسی می‌شوم که از دیگران سر‌تر باشم. وقتی شوهر یا زن در مورد یک دوست خود صحبت می‌کند یا از لباس قشنگ کسی حرف می‌زند، طرف مقابل این صحبت‌ها را کنایه از نواقص خود می‌بیند و واکنش نشان می‌دهد. این نوع رفتار‌ها ممکن است باعث دلسردی طرف مقابل شود، چرا که هم منظور او را بد تعبیر کرده‌اید و هم در مقابل ابراز عقیده یا احساساتش ایستاده‌اید.

مشکلات زندگی زناشویی

آگاهی از رفتار‌ها و تاثیر آن بر طرف مقابل می‌تواند ما را در بهبود یک رابطه کمک کند. دلسرد کردن همسر، در واقع تلاش برای خاموش کردن آتش یک زندگی پویا، انرژی دهنده و صمیمی است. توانایی در برخوردی موثر، چیزی است که بر اثر دقت و تمرین به دست می‌آید. باید برای جلوگیری از رفتارهایی که به روابط و در ‌‌نهایت به زندگی ما لطمه می‌زنند برنامه‌ای داشته باشیم.

ادامه مطلب / دانلود
css.php