نتايج جستجو مطالب برچسب : روابط عاشقانه

۱۴ قاتل خاموش در روابط عاشقانه

۱۴ قاتل خاموش در روابط عاشقانه

اگر احساس می‌کنید این اواخر خود یا همسرتان علاقه به روابط زناشویی را از دست داده اید و به دنبال راه‌حل می‌گردید، نکته‌های دکتر «وستایمر»، یکی از برترین مشاوران امورجنسی ایالات‌ متحده را از دست ندهید.

استرس ناتوان تان می کند

شاید شما هم جزو آن دسته از افراد باشید که زیر فشار استرس‌های شغلی یا درسی عملکرد بهتری پیدا می‌کنند اما باید بدانید که این موضوع در مورد روابط جنسی هرگز صدق نمی‌کند! استرس‌های شغلی، مشکلات مالی، بیماری اعضای خانواده و دیگر عوامل استرس‌زا همگی می‌توانند میل جنسی را کاهش دهند. علاوه براین استرس باعث کاهش سروتونین می‌شود که خود منجر به انزال زودرس و کاهش مقدار اسپرم در مردان می‌‌شود. برای اینکه سطح استرس خود را تحت کنترل درآورید باید تکنیک‌های کنترل استرس مثل مدیتیشن، تنفس آگاهانه و … را بیاموزید یا با یک روانشناس مشورت کنید.

این غذاها را نخورید!

رژیم غذایی نامناسب می‌تواند باعث کاهش میل جنسی شود. هرچه فرد خوراکی‌های مقوی‌تری مصرف کند، توانایی جنسی‌اش هم بیشتر می‌شود. مصرف بیش از حد چربی‌های اشباع شده نه‌تنها باعث افزایش کلسترول و رسوب آن در دیواره عروق قلب می‌شود بلکه باعث رسوب کلسترول در مویرگ‌های آلت جنسی شده و

ادامه مطلب / دانلود

با این ۱۰ جمله همسرتان را عاشق خود کنید

با این ۱۰ جمله همسرتان را عاشق خود کنید

جذب کردن همسرتان شاید به نظرتان با توجه به شناختی که به او دارید کار سخت و مشکلی باشد ولی با گفتن ۱۰ جمله ساده زیر می توانید به راحتی همسرتان را مجذوب و عاشق خودتان کنید.

برای جذب همسرتان به او بگویید نمی‌توانم به تو فکر نکنم

این تحسین مخصوصاً در مکالمات از راه دور بسیار موثر است. این جمله در واقع به او می‌فهماند که چقدر دلتنگش هستید. نیازی نیست که بارها و بارها جمله «دلم برات تنگ شده» را تکرار کنید تا این را بفهمد. همین یک خط همه چیز را تمام می‌کند. می‌توانید آن را کمی طولانی‌تر کرده و

ادامه مطلب / دانلود

چند قانون برای ایجاد ارتباط عاشقانه با همسر

چند قانون برای ایجاد ارتباط عاشقانه با همسر

مراقبت از روابط بین زوجین به طور موثر، کمی غیر ممکن است. عاشق شدن کار ساده ای است، اما تداوم بخشیدن به آن مشکل است. حتما تا به حال این سوال برای شما پیش آمده که چرا بعضی ارتباط ها طولانی مدت و «باکیفیت» هستند، ولی بعضی دیگر کوتاه مدت و پرتنش؟!

احتمالا شما هم با من موافق هستید؛ آن هایی که رابطه طولانی مدتی دارند، به احتمال زیاد روش های خاصی را استفاده می کنند که رابطه شان دوام پیدا می کند. اما آن هایی که رابطه کوتاه مدتی را تجربه می کنند، احتمالا یا بلد نیستند چه طور رابطه برقرار کنند، یا بنا به هر دلیل دیگری نمی توانند رابطه را ادامه دهند. اما آن ها چه روش هایی را استفاده می کنند که رابطه شان دوام پیدا می کند؟ من قصد دارم چند قانون ساده در رابطه را با شما در میان بگذارم که اگر این قوانی را رعایت کنید، به احتملا زیاد رابطه پایدار و باکیفیتی را سپری خواهید کرد.

برای این گفتم «باکیفیت»، چون لزوما بادوام بودن رابطه به معنای «سالم» بودن آن نیست. برای همین حتما باید «کیفیت» رابطه را هم در نظر داشت؛ یک رابطه طولانی مدت با کیفیت. این قوانین با وجود سادگی، مهارت هایی هستند که برای موثر واقع شدن، نیاز به تلاش دارند.

قانون اول؛ همسرتان را همان طور که هست بپذیرید

مطالعات نشان می دهد که یکی از لایل بروز تنش و کشمکش بین زوجین که احتمال جدایی را بالا می برد، تمایل آن ها برای تغییر دیگری است؛ آن گونه که خود دوست دارند. زوجینی که

ادامه مطلب / دانلود

این ۷ رابطه به طلاق ختم می شود

فاکتورهایی وجود دارند که اگر در نامزدی با آنها مواجه شوید، هر چه سریع تر باید نامزدی را به پایان برسانید یا با کمک یک مشاور در پی حل مشکل باشید. در غیر این صورت، اگر با همین فرمان جلو بروید، خیلی زود طلاق سرنوشت شما خواهد شد.

اختلال جنسی
رابطه جنسی چیزی فراتر از یک ارتباط فیزیکی است. این رابطه مثل چسبی است که همه اجزای یک زندگی مشترک را به هم متصل می کند و اگر ایراد داشته باشد، باعث از هم پاشیدگی زندگی زن و مرد می شود. دوران نامزدی و عقد، فرصتی برای تشخیص اختلالات جنسی است. در این زمان شما می توانید سرد مزاجی، پرخاشگری جنسی، اعتیاد جنسی یا اختلالات فیزیولوژیک طرف مقابل را بشناسید. اختلالات جنسی دو گونه اند. برخی درمان دارند و برخی نه. اگر با چنین موردی مواجه شدید، به پزشک متخصص یا روانپزشک مراجعه کنید تا در صورت درمان پذیر بودن، مشکل را برطرف کند. در غیر این صورت، ادامه دادن نامزدی و برنامه ریزی برای ازدواج به صلاح نیست.

اعتیاد
همیشه شنیده ایم که اعتیاد بلای خانمان سوز است. بله این دقیقا بهترین تعبیری است که می توان برای اعتیاد به کار برد. فرد معتاد حتی اگر با انگیزه درونی ترک کرده باشد، باید ۵سال راکاملا پاک بگذراند تا بتوان گفت اجازه ازدواج دارد. اگر طرف مقابلتان اعتیاد دارد (به هر چیزی، از الکل گرفته تا مواد مخدر سنتی، مواد مخدر صنعتی و…) با او ازدواج نکنید و وعده ندهید که بعد از ترکش با او ازدواج خواهید کرد.

ناپختگی
ناپختگی به معنی نداشتن بلوغ است. برای ازدواج نیاز است که هر دو طرف به بلوغ جنسی، بلوغ عاطفی، بلوغ اجتماعی و بلوغ اقتصادی رسیده باشند. هر کدام از این بلوغ ها که نباشد، یک جای کار می لنگد. فرد ناپخته کسی است که بچگانه رفتار می کند، استقلال فکری ندارد، از نظر مالی وابسته است و هویتش اجتماعی اش شکل نگرفته و نمی داند چه کاره است و می خواهد در دنیا چه کاری انجام دهد. اگر طرفتان آدم نابالغ و ناپخته ای است و شما این را بعد از نامزدی فهمیده اید، منتظر نمانید تا کم کم پخته شود. این فرایند ممکن است خیلی طولانی شود. خودتان را مجبور به صبوری بیشتر و سکوت و فداکاری نکنید. به جای آن، این نامزدی را خاتمه دهید. زندگی با یک فرد نابالغ، به معنی جنگ و جدال های هر روزه، خودخوری کردن، سردی و طلاق عاطفی است.

پرونده های باز
کسی که در زندگی اش پرونده های باز، زخم های درمان نشده و گره های باز نشده داشته باشد، نمی تواند انتخاب درستی برای ازدواج انجام دهد. چنین فردی، هر قدمی که بردارد برای التیام این زخم ها و در راستای پرونده های قبلی است. نمونه این افراد، کسانی هستند که یک رابطه عاطفی شکست خورده در پرونده شان دارند و هنوز نتوانسته اند آن را فراموش کنند یا برای تسکین آن، به یک رابطه دیگر روی آورده اند. کسی که از یک شکست شغلی برمی گردد، کسی که همه سرمایه خود را باخته و هنوز افسرده است، کسی که در کودکی اش گیر کرده و هنوز از ناکامی های بچگی اش رنج می کشد، نمی تواند همسر مناسبی باشد.

در دسترس نبودن
شما ازدواج می کنید تا تکیه گاه عاطفی و احساسی پیدا کنید. تا کسی حمایت تان کند، همراه و همپای تان باشد، هدف مشترک داشته باشید و با هم برای رسیدن به آن تلاش کنید… اما اگر شریک تان فردی دور از دسترس شما باشد، اساسا معنای اشتراک در این ازدواج از بین می رود. در دسترس نبودن هم فیزیکی است و هم عاطفی.

کسی که دور از شما کار و زندگی می کند، کسی که هر وقت به او نیاز دارید حضور ندارد، کسی که در زندگی شما را تنها می گذارد، یعنی از نظر فیزیکی در دسترس تان نیست. اما به جز این، افرادی هم هستند که از نظر عاطفی در دسترس نیستند. یعنی شما به احساسات شان، افکار و درونیات شان راه ندارید. در مقابل تان بسته رفتار می کنند. سر از کارشان در نمی آورید و شما را در هیچ کاری مشارکت نمی دهند و برایشان اهمیتی هم ندارد که از احساسات و کارهای شما سر در بیاورند. این ها نه با شما، نه با هیچ کس دیگر نمی توانند زندگی مشترک خوبی بسازند. از این افراد دوری کنید.

خشم اژدها
همه افراد خشمگین می شوند اما آنهایی که بیشتر و سریعتر از دیگران خشمگین می شوند، هر موضوعی برای آنها با عصبانیت همراه است و اولین گزینه شان در مواجهه با مشکلات، داد و قال و خشم و تخریبگری است، نمی توانند همسر خوبی باشند و اگر روزی با آنها وارد زندگی مشترک شوید، دیر یا زود کارتان به جدایی می کشد. کنترل خشم یکی از اولین مهارت هایی است که هر فردی باید کسب کند. اگر شریک آینده زندگی شما از یادگیری این مهارت سر باز می زند، اگر می خواهد با داد و فریاد کردن همه را بترساند یا باج بگیرد و سکوت را به شما تحمیل کند، از ازدواج با او منصرف شوید. چون این ویژگی به تنهایی برای ذله کردن شما و جدا شدنتان کافیست.

کنترلگری
در یک رابطه سالم، هیچ کدام از زن و مرد خود را طرف غالب، محق و برتر رابطه نمی دانند. اما در یک رابطه بیمار، یکی همیشه به دیگری شک دارد و در حال کنترل کردن او است، می خواهد او را آن طور که خودش می خواهد تربیت کند یا آنچه را که خودش می پسندد به او تحمیل کند. کنترل گری چه از جانب مرد باشد و چه زن، تخریبگر یک رابطه است و نتیجه ای جز از هم پاشیدن زندگی مشترک ندارد.

ادامه مطلب / دانلود

چه کسانی عشق ناسالم را تجربه می‌کنند؟

شما هم جزو کسانی هستید که مدام پیگیر احوال نامزد یا همسرشان هستند و توقع دارند از ثانیه به ثانیه اوضاعش سر در بیاورند؟ مدام گوشی موبایل دست‌شان است و با او چت می‌کنند؟ دکتر نوری، روانشناس در حوزه زوج‌درمانی به چنین ارتباطی «عشق ناسالم» می‌گوید. کسانی که در روابط، شیفتگی کاذب را تجربه می‌کنند نمی‌توانند نقاط ضعف طرف مقابل را ببینند و هیچ‌گاه احساسات خودشان را بروز نمی‌دهند که یک وقت در ارتباط طرد نشوند. بحث شیفتگی در ارتباط بیشتر بین خانم‌ها مطرح است. دکتر نوری در ادامه می‌گوید که تفاوت بین شیفتگی و عشق سالم در چیست و ریشه اینکه بسیاری از خانم‌ها وارد چنین فازهایی از ارتباط می‌شوند، چیست.

افراد شیفته چه شکلی‌اند؟!

این افراد در ارتباط‌های‌شان واقعیت‌های رفتاری، هیجانی و شخصیتی طرف مقابل را نادیده می‌گیرند. یعنی از یک سری رفتارهای دمدمی مزاجی و

ادامه مطلب / دانلود

زندگی بدون روابط عاشقانه

زوجینی که زیر یک سقف فاقد از هر گونه احساس و روابط زناشویی با هم زندگی می کنند!یک آسیب شناس اجتماعی و متخصص علوم رفتاری، از افزایش سه برابری طلاق عاطفی در مقایسه با یک دهه قبل خبر داد و گفت: طلاق عاطفی در میان خانواده های تحصیل کرده سه برابر زوجین دیگر است.

 دکتر مجید ابهری در گفتگو با مهر، افزود: از نگاه آسیب شناسی اجتماعی طلاق دارای مراحل مختلفی است طلاق روانی، یعنی هنگام بروز اختلاف بین زوجین انها با یکدیگر قهر کرده و به علت دلگیری از هم فاصله می گیرند در صورتیکه مشکلات موجود در این مرحله حل و فصل نشد طلاق عاطفی در زندگی زناشویی ظاهر می شود.

 به گفته این آسیب شناس اجتماعی، جدا کردن رختخواب و اکتفا به مکالمات ضروری در حد پرسش یا بیان مشکلات یکدیگر، تنها ارتباط گفتاری و عاطفی در این مرحله است. متاسفانه زوجین دارای فرزند در این فرایند از وجود آنها به عنوان واسطه استفاده می کنند که این کنش آثار و آسیبهای مخصوص به خود را دارد .

وی اظهار داشت: در مرحله طلاق عاطفی در برخی اوقات روابط فرا زناشویی ظاهر می شود و در صورتیکه مشکلات در این مرحله حل و فصل نشود زوجین قدم به طلاق قانونی و حقوقی می گذارند.

ابهری با اشاره به اینکه حدود ۴۰ درصد از زوجین به علت ضعف مهارت های زندگی در مرحله طلاق روانی وعاطفی باقی می مانند و همین مساله موجب مشکلات بعدی می شود، گفت: متاسفانه در شهرهای بزرگی مانند تهران، شیراز، اصفهان و… به علت مشکلات محیطی طلاق عاطفی سه برابر شهرهای کوچک است.

 وی تاکید کرد: تجربه ثابت شده که در مرحله طلاق عاطفی زوجین به علت مسایل فرهنگی و خانوادگی یا وجود فرزندان و نیازهای مالی اقدام به طلاق قانونی نمی کنند و همین مساله موجب عمیق تر شدن اختلافات و بروز انحرافات رفتاری می شود.

این متخصص علوم رفتاری گفت: در شهرهای کوچک بزرگترهای خانواده با کدخدا منشی و ریش سفیدی سعی در حل و فصل مشکلات می کنند اما متاسفانه در شهرهای بزرگ و کلانشهرها گسست عاطفی و فاصله فرهنگی و کم رنگ بودن مراجعه به مشاوره باعث باقی ماندن زوجین در طلاق عاطفی تا پایان زندگی می شود.

 به گفته وی، متاسفانه در بین خانواده های تحصیل کرده طلاق عاطفی و روانی سه برابر خانواده های فاقد تحصیلات عالیه است. و غرور فرهنگی و اجتماعی باعث ضعف برقراری تفاهم در بین زوجین تحصیلکرده می شود.

ادامه مطلب / دانلود

تمایلات و روابط عاشقانه به تدریج کاهش می یابد و اگر این کاهش به وسیله روابط عاطفی و صمیمیت جبران نشود به استحکام زندگی خانوادگی لطمه وارد می کند.

دوستی بین زن و شوهر

همه زن و شوهرها میل دارند که زندگی خوبی داشته باشند و خوشبخت باشند. روابط عاشقانه لازمه آن است.اما عشق بدون یک دوستی و رفاقت صمیمانه کافی نیست. کمبود یا نبودن روابط صمیمانه موجب ایجاد سوء تفاهمات و بدبینی هایی می شود که نتیجه آن عدم اعتماد است .

روابط زن و شوهر باید مخلوطی از عشق و صمیمیت و دوستی باشد.مسائل زیر دوستی و رفاقت بین همسران را کاهش می دهد:

طرز تفکر ناصحیح

بعضی از شوهرها درباره همسر خود به عنوان شوهر احساس مسئولیت می کنند. احساسات محبت آمیز به او دارند و مسائل مربوط به زندگی داخلی و فرزندانشان را با او در میان می گذارند. اما نسبت به دوستان خود احساس دیگری دارند، مشکلات و گرفتاری های خود از جمله مسائل مالی را با آن ها مطرح می کنند و آن ها را محرم اسرار خود می دانند. یا این که همسر خود را برای رفع احتیاجات و تأمین آسایش خود و فرزندانشان می خواهند و دوستانشان را برای امور کسبی و خصوصی خود ضروری می دانند.گاهی نسبت به آن ها بیش از همسرشان گذشت و بخشش دارند.

بعضی خانم ها نیز به جای این که احساسات و خواسته های خود را با شوهر خود در میان بگذارند با دوستان خود درد و دل می کنند و در حالی که شوهر را ستون خانواده می دانند، نمی توانند با او رفاقت و صمیمیت داشته باشند.

کم حرف زدن و عدم شناخت

بسیاری از زندگی های خانوادگی بر پایه روابط عاشقانه شروع می شود. زن و شوهر روزهای خوشی را با هم می گذرانند اما از عقاید و مشخصات روحی هم اطلاع کافی ندارند و در حقیقت یکدیگر را کاملا نمی شناسند. پس از مدتی اختلاف ظاهر می شود و ممکن است موجب به هم خوردن زندگی آن ها باشد. بنابراین کسانی که با شناخت لازم از همسر خود با او ازدواج می کنند پایه ای محکم برای زندگی خود می گذارند. در هر حال گفتگو درباره مسائل و مشکلات زندگی می تواند زن و شوهر را به یکدیگر نزدیک تر کند. اختلافات را تا حد لازم برطرف کند و روابطی صمیمانه بین آن ها برقرار سازد.

انتظارات بی مورد

روابط دوستانه وقتی محکم می شود که توقعات زن و شوهر از هم در حد منطقی باشد. بعضی از شوهران از همسر خود انتظار دارند که همیشه کارهای آن ها را تایید کند و مطیع آن ها باشد. اگر در مواقعی از آن ها انتقاد کند ناراحت می شوند و عکس العمل نامطلوب از خود نشان می دهند. آن ها از دوستان خود چنین انتظاری را ندارند و به آن ها اجازه می دهند که انتقادات خود را نسبت به او بیان کنند. بعضی افراد برای اینکه دوست پیدا کنند سعی می کنند با اشخاص دیگر علایق علائق مشترک پیدا کنند و به این وسیله با آن ها دوست شوند و به بعضی از جزئیات زندگی دوستان خود توجه دارند. اما درباره سرگرمی ها و تمایلات همسر خود این توجه را ندارند.

تحمیل نظریات خود به همسر مانع ایجاد روابط کامل  دوستانه و صمیمانه است.

عدم قبول برخی تفاوت ها

آیا روابط دوستانه مستلزم آن است که زن و شوهر مثل یکدیگر فکر کنند و هیچ گونه تفاوت و اختلافی بین آن ها نباشد؟

بسیاری از افرادی که با یکدیگر دوستی صمیمانه دارند اختلاف نظر و تفاوت سلیقه یکدیگر را تحمل می کنند. البته به طور کلی توافق زن و شوهر ضرورت داردو با وجود برخی تفاوت ها روابط آن ها می تواند صمیمانه باشد. باید اختلافات جزئی را تحمل کرد. تفاوت های عقیده ای یا سلیقه ای می تواند موجب گفتگو ها و مشورت ها باشد، اشتباهات را روشن کند و زندگی را از یکنواختی بیرون بیاورد.

لج بازی و انتقام جویی

دوستی و رفاقت وقتی ادامه پیدا می کند که ناراحتی ها و اختلافات گذشته کنار گذاشته  شوند و لجبازی و انتقام جویی جای خود را به گذشت و رفتار مسالمت آمیز بدهد. بعضی از اختلافات ممکن است برطرف نشود و اگر همچنان مورد بحث و گفتگو باشد به روابط زن و شوهر لطمه بیشتری وارد می کند و زندگی آن ها را تلخ می کند. اما اگر با مسکوت گذاشتن آن مسئله در بهبود روابط و رفع سوء تفاهمات کوشش شود صمیمیت و همکاری را حفظ می کند.

اگر افراد انسانی فاقد دوست و رفیق باشند تنهایی خاصی را احساس می کنند. همسر آن ها می تواند و باید بهترین دوست و یار وفادار آن ها باشد و تکیه گاه روحی باارزشی برای آن ها به حساب آید.

منبع: کتاب مسائل خانوادگی نوشته محمد تقی صالحی

ادامه مطلب / دانلود

کسانی که در غم اندوه به هم خوردن رابطه یی هستند، گرایش خیلی زیادی دارند که دقیقا برعکس آنچه که باید را انجام دهند. به همین خاطر گاهی صدمه ی جبران ناپذیری را به رابطه شان می زنند. در هر فاجعه یی، اولین قدم متوقف کردن خونریزی و بعد حل مشکل است. رابطه ی عاطفی شما هم از این امر مستثنی نیست. زن ها دنبال مردهای قوی هستند که بتوانند از آن ها محافظت کنند و مردها به هیچ وجه به زن هایی که به آن ها اجازه نمی دهند هر کاری که می خواهند بکنند، احترام نمی گذارند پس اگر می خواهید عشق سابق تان را دوباره به رابطه برگردانید چند اشتباه زیر را مرتکب نشوید.

10 اشتباه عاشقانه

با ترک این ده اشتباه به خودتان ثابت خواهید کرد که ارزش یک عشق واقعی را دارید.

۱- بیش از حد مهربان نباشید

نباید این قدر راحت هر چه طرف تان می گوید را گوش دهید و انتظار داشته باشید که رابطه تان هم خیلی عالی باشد! اینطور در موردش فکر کنید؛ در همه ی داستان های خوب یک تضاد یا کشمکش وجود دارد. در فیلم جنگ ستارگان، هم آدم های خوب بودند و هم آدم های بد! پس این تضادهاست که باعث جالب و جذاب شدن مسایل می شود و یک رابطه بدون تضاد و کشمکش واقعاً خسته کننده خواهد شد. خیلی مهربان و خوب بودن یعنی منفعل، بی اعتماد به خود مضطرب و قابل پیش بینی هستید. یادتان باشد که برای روشن کردن شعله ی آتش، اصطحکاک لازم است پس روی حرف خودتان بایستید.

۲- او را مجبور نکنید

نمی توانید با یک بحث منطقی رابطه تان را از نو بسازید. شاید بتوانید برای خودتان دلیل و منطق بیاورید. اما برای طرف مقابل تان نمی توانید!

شما نمی توانید یک نفر را قانع کنید دوست تان بدارد یا بخواهد که با شما باشد. احساسات به این طریق عمل نمی کنند. قلب انسان ها واکنشی است. نه منطقی، پس به جای این که با بحث منطقی طرف تان را برگردانید، کارهای دیگری انجام دهید تا قلب او واکنش دهد.

۳- التماس نکنید

خیلی ها برای نگه داشتن طرف شان دست به عجز و لابه می زنند؛ «خواهش می کنم نرو، هر کاری که بخواهی برایت می کنم…» به هیچ وجه این کار را نکنید! این هیچ شباهتی به یک رابطه ی عاشقانه ندارد. شاید برای چند وقت طرف مقابل با شما بماند، اما همه احترامتان را پیش او از دست خواهید داد. این یعنی به محض این که یک نفر بهتر سر راه او قرار بگیرد، شما را ترک می کند.

۴- مرتب هدیه نخرید

تا به حال شنیده اید: «عشق من را نمی توانی بخری!» شاید وقتش شده خوب به این حرف گوش کنید. گل و هدیه برای تشکر یا ابراز عشق هستند، اما برای شما جذابیت نمی خرند. در واقع، حتی می تواند تنفر آور هم باشد. این کار به طرف تان می گوید که شما فکر می کنید به اندازه ی کافی خوب نیستید و نمی توانید روی خوبی های خودتان تکیه کنید. به همین خاطر برای پوشاندن اشکالات خود برای او هدیه می خرید.

۵- هر ۵ دقیقه یکبار نگویید «دوستت دارم»

افتادن در دام این اشتباه خیلی ساده است، این که بخواهید تند و تند به طرف تان بگویید که چقدر برای تان ارزش دارد و چقدر دوستش دارید. خسته کردن طرف تان با «دوستت دارم» ها چندان کار رمانتیکی نیست.

احساسات قوی شما ممکن است تنها چیزی باشد که طرف تان را از شما دور کرده است، چون نشان می دهد که گدای عشق و محبت هستید.

۶- تفاوت های جنسی را فراموش نکنید

خیلی وقت ها افراد نمی توانند نظر جنس مخالف شان را به خود جلب کنند، چون کارهایی انجام می دهند و طوری رفتار می کنند که نظر خودشان و هم جنسان شان را جلب می کند. مردها و زن ها به چیزهای مختلفی جذب می شوند. نمی توانید از چیزهایی که برای خودتان جذاب است برای جلب توجه جنس مخالف استفاده کنید.

مثلامردها بیشتر جذب ظاهر زن ها می شوند.در حالی که برای زن ها بیشتر شخصیت مردها مهم است.

این به آن معنی نیست که مردها نباید به ظاهرشان برسند یا زن ها نباید سعی کنند آدمهای خوبی باشند. معنی آن این است که باید تلاش تان را بکنید که روی چیزهایی که برای طرف مقابل تان جذاب است بیشتر کار کنید.

۷- همه قدرت را به او ندهید

طوری رفتار نکنید که اگر طرف تان شما را ترک می کند انگار زندگی تان به پایان رسیده است. این کار همه قدرت را به او می دهد و باعث می شود شما یک بدبخت بیچاره به نظر برسید که هر کس می تواند شما را راحت دور بیندازد. این چیز جالبی نیست و فقط تا زمانی ادامه پیدا می کند که یک فرد جدید از راه برسد. اگر می خواهید طرف تان را برگردانید باید احترام خودتان را نگه دارید.

۸- در دام ظاهر و پول نیفتید

فرهنگ ما طوری است که همه تصور می کنند ظاهر و پول برای همه در درجه اول اهمیت قرار دارد. اما واقعیت این است که مردم ما با این قدر کوته بین نیستند، مخصوصاً وقتی رابطه یی نزدیک با طرف مقابل داشته باشید. ظاهر و پول نمی توانند پایه و اساس یک رابطه ی پایدار را بسازند. این ها فقط مثل پرده ی خانه می مانند که بعد از یک مدت کهنه شده و دل صاحبخانه را می زند. بعضی ها اشتباه کرده و می گویند: «فوقش اینقدر پول از دست می دهم، اما باز او را به دست می آورم. نه! باید وارد عمل شوید و برای برگرداندن عشق تان اقدام کنید.

۹- اشتباه نشانه ها را درک نکنید

وقتی طرف مقابل تان می خواهد برای اصلاح اوضاع به شما فرصتی بدهد، یک نشانه وجود دارد. باید این نشانه ها را درست درک کنید تا دچار اشتباه نشده و به موقع به آن نشانه ها واکنش دهید. این مورد کمی سخت می شود، اما می توانید در مورد رفتارهای انسانی مطالعه کنید. مخصوصاً در مورد دینامیک های مرد و زن و روابط عاشقانه، وقتی اطلاعات تان در این زمینه زیاد شد. آن وقت می توانید با نشان دادن علامت های خاص خودتان، شروع به تأثیر گذاری و گرفتن کنترل هر رابطه یی کنید.

۱۰- کمک بگیرید

خیلی ها با اشتباهات مختلفی که پشت سر هم مرتکب می شوند، رابطه شان به طور دردناکی به هم می خورد.

در این گونه مواقع اکثر افراد نمی دانند چه باید بکنند، اما اگر وقت بگذارید و کمی در مورد روانشناسی و نیازها و امیال پایه یی انسان مطالعه کنید، می توانید کنترل از دست رفته رابطه را برگردانده و دوباره دل طرف تان را به دست آورید. باید تلاش کنید و این یعنی کمک بگیرید.

ادامه مطلب / دانلود

او را همانگونه که هست، بخواه!،چون او را دوست دارم می خواهم تغییر کند! من از این که او مبادی آداب نیست خجالت می کشم! همسر همکارم چنان متشخص و با وقار است که نگو… حسرت می خورم.

او را همانگونه که هست بخواه

چون او را دوست دارم می خواهم تغییر کند! من از این که او مبادی آداب نیست خجالت می کشم! همسر همکارم چنان متشخص و با وقار است که نگو… حسرت می خورم که چرا همسر من مثل او نیست!

همسران انگیزه های مختلف و دلایل متعددی برای تغییر دادن و اصلاح کردن طرف مقابل شان دارند:

گاهی با ادعای دوست داشتن متمایلند همسرشان را تغییر دهند ، گاهی از روی شرمندگی، دوست دارند تغییرش دهند و گاهی اوقات نیز از انتخاب و ازدواج شان پشیمان شده و دچار بیماری مقایسه می شوند و سعی می کنند با ایجاد اصلاحاتی، همسرشان را وفق مرادشان سازند.

علت تمایل به تغییر هر چه باشد، اصرار به اصلاح طرف مقابل، مایه بدبختی بسیاری از زندگی های زناشویی می شود.

گل بی عیب، فقط …؟!

روزی که برای اولین بار تلفن همراه به دست تان گرفتید هرگز تصور نمی کردید که روزی از دست آن عاصی شوید!

آخر شما آن را برای تلفن های اضطرای، اینترنت، ارتباط سریع و… تهیه کرده بودید اما حالا پیام های وقت و بی وقت تبلیغاتی و یا دوستانه امان تان را بریده است! دیگر وقت استراحت ندارید چرا که خاموش کردن و یا رد پاسخ زدن موجب رنجش اطرافیانتان می شود! و… شما تلفن همراه تان را هم دوست دارید هم دوست ندارید!! این خنده دار نیست؟!

روابط ما بالخص روابط نزدیکی چون همسری نیز، چنین حکمی دارند . همان طور که قدیمی تر ها می گفتند گل بی عیب فقط خداست… پس باید بپذیرید که هر نقطه قوتی، یک ضعف دارد و صد البته فراموش نکنید، هر نقطه مثبتی، علیرغم یک ضعف اساسی که به همراه دارد تنها با آن نیز می تواند معنا و مفهوم پیدا کند !

دلخواه دیروزتان، ناخواستنی امروزتان است!

به این سوال، به طور خصوصی اما بی رودربایستی پاسخ دهید: چرا عاشق همسرتان شدید؟!

دقیقا علت عاشق شدن تان را به یاد آورید!

درست است تعجب نکنید! دقیقا همان چیزی که دلیل علاقه مندی شما به همسرتان بوده، هم اکنون منجر به ناراحتی و دلخوری تان شده است. این حقیقت، یک اصل بنیادین در روابط زناشویی است؛علت جذب، سال های بعد دلیلی بر دفع و دوری می شود. اگر به این دلیل عاشق همسرتان شدید که بسیار آرام و ساکت است، سال های بعد ملتمسانه دوست خواهید داشت که او بشاش باشد چرا که از سرد و بی عاطفه بودنش خسته شده اید! اگر عاشق خوش مشربی و گشاده رویی همسرتان شده اید، اکنون دوست دارید برای لحظه ای هم شده، سکوت اختیار کند و هیچ نگوید. اگر عاشق جدیت و تلاش همسرتان شدید، امروز دوستدار آنید که لحظه ای قرار داشته باشد و دست از کوشش و مجاهدت بردارد!

یادتان باشد، ویژگی مورد اکراه امروز، همان خواستنی دیروزتان بوده است!

فکر “تغییر دادن همسر” را برای همیشه دور بیندازید

اگر خواهان یک ازدواج شاد، آرام و موفق هستید، باید اراده جزم کنید و خط قرمز پررنگی بر تصور اشتباه ” تغییر و اصلاح همسر” بکشید. بله، شما باید دست از اصلاح کردن همسرتان بردارید و او را آنگونه که هست بپذیرید و دوست داشته باشید.

اصلاح کردن و یا تغییر دادن همسر به دو دلیل اندیشه ای بس عبث و ساده اندیشانه است:
اول این که شما هرگز نمی توانید؛ دوم آنکه انسان ها چون خانه های قدیمی هستند، اگر جایی از آنها را ترمیم و درست کنید، بی شک چیزی دیگری در آنها ویران و نابود می شود.

بپذیرید که؛ شما هرگز نمی توانید همسرتان را اصلاح کنید چون تغییر دادن دیگران، یک کار درونی است و انگیزه ای درونی نیز می خواهد پس هیچ وقت نمی توان کسی را از بیرون و بالاجبار مجبور به تغییر کرد.

همسرت را با تمام نقص‌هایش قبول کن!

پیش از ازدواج باید او را به طور دقیق زیر ذره بین می گذاشتید و رصدش می کردید! حالا که دیگر ازدواج کرده اید، چشم و گوش هایتان را ببندید و دست از ازریابی کردن بردارید. انتقاد و سرزنش شما بی فایده است. بپذیرید که دیگر زمان درست کردن همسرتان تمام شده است! چه بخواهید و چه نخواهید با اصرار به تغییر و اصلاح، نه تنها ره به جایی نمی برید بلکه از ترکستان هم سر در می آوردید!

از مرکب قضاوت پائین بیائید! حس نقاشی را داشته باشید که می خواهد تصویر زیبایی را خلق کند، اولین اصل موفقیت هنرمند نقاش، آن است که همه چیز را همانطور که هست، قبول کنید. پس نقاش ماهر همسرتان شوید. به جای اصلاح همسرتان، او را همان طور که هست بپذیرید و به همسرتان نیز بفهمانید که او را آنطورکه هست، با تمام نقاط مثبت و منفی که دارد، قبول کرده اید و با وجود نقص هایش، او را بی نقص می بینید و کل مجموعه وجودی او را دوست دارید و عاشقش هستید.

دیر و زود دارد اما سوخت و ساز ندارد!

وقتی همسرتان را بپذیرید و تحسینش کنید، معجزه دلخواهتان اتفاق می افتد. او را تحسین و راهنمایی کنید. به او آموزش دهید و خود الگو مساعدی باشید.

اما یادتان باشد هرگز مجبور به تغییرش نکنید. او را دوست داشته باشید و رهایش کنید اما برای اصلاح او فضا دهید. بی گمان همسرتان با پذیرش خود خواهد توانست بر خلقیات و ویژگی های نه چندان مناسب خویش رنگ و لعاب ویژه ای بخشد شاید بدان سان که شما طالب و خواهان آنید! البته اگر عجله نکنید و سرکوفتش نزنید و او را به همان گونه که هست دوست داشته باشد!

ادامه مطلب / دانلود

سه موضوع است که گفتن آنها هنگام مشاجره، مرد را بشدت عصبانی می‌کند. این حرف‌ها باعث می‌شود همسرتان بکلی از نظر عاطفی از شما فاصله بگیرد و کناره‌گیری کند.

این 3 چیز را هرگز به مردتان نگویید

این موضوعات آتشین عبارتند از:

1- هر چیزی که حاکی از این باشد که او توانایی اداره کردن خانواده اش را ندارد:

«اگر پول بیشتری داشتی و درآمدت بیشتر بود لازم نبود این همه قسط روی قسط بگذاریم و همیشه بدهکار باشیم.»

2- هر چیزی که حکایت از این داشته باشد او به خانواده اش علاقه ندارد یا بی توجه است:

«تمام روز سرت به کار خودت است. من و بچه ها اصلا نمی بینیمت، بیشتر وقتت را صرف کارهات می کنی تا خانواده ات.»

3- هر چیزی که او را متهم به کم کاری در انجام کارهای خانه می کند:

«چرا در کارهای خانه کمک نمی کنی؟ همه انرژی ات را صرف کارهای خودت می کنی و…»

مردها با شنیدن این انتقادها بشدت از کوره در می روند، به این دلیل که این انتقادها نیاز ناخودآگاه و زیربنایی آنها به موفقیت در هر یک از این سه زمینه را هدف گیری می کند. بنابراین اگر همسرتان در خانه باعث رنجش شماست، از کارهای او انتقاد نکنید، بلکه اگر می خواهید قلب او را تصرف کنید به این نکات توجه کنید:

اگر توانایی او را به عنوان نان آور خانواده مورد انتقاد قرار دهید، احساس ضعیف بودن خواهد کرد.

توجه داشته باشید منظور این نیست که برای رفتار یا واکنش های ضعیف و غیرمسئولانه همسرتان عذر تراشی و بهانه جویی کنیم و نمی خواهیم بگوییم در مقابل تمایلات غیرمنطقی او تسلیم شوید، بلکه کاملا برعکس.

شما این توانایی را دارید که در این زمینه ها تغییر اساسی در همسرتان ایجاد کنید. شما می توانید با تائید و حمایت از تلاش های سخت او، به وی کمک کنید تا موفق تر شود یا مدام از او انتقاد کنید و غر بزنید و باعث شوید در گوشه ای بنشیند و سر به گریبان ببرد.

پس به جای این حرف ها چه می توانید به او بگویید؟ شما این توانایی را دارید که به او کمک کنید تا خود را بازسازی کند و می توانید حرف هایی بزنید که شما را بهتر به نتیجه ای که می خواهید برساند.

3 چیز که می توانید به او بگویید تا موفق تر باشد

تلاش او را برای تامین مخارج خانواده تحسین کنید:

« از این که برای تامین مخارج زندگی تلاش می کنی متشکرم. دوست دارم فکر کنیم و راهی پیدا کنیم تا درآمد خانواده بیشتر شود، در عین حال می توانیم به دنبال راه هایی بگردیم که هزینه های زندگی کمتر شود.»

به جایگاه او به عنوان عضوی از خانواده احترام بگذارید. «می دانم که هر روز مدت زیادی باید سر کار باشی، من و بچه ها هم احتیاج داریم بیشتر تو را ببینیم، چون دلمان برایت تنگ می شود. چه کار می توانیم بکنیم تا شرایط بهتری ایجاد کنیم و همه ما به آنچه می خواهیم برسیم؟»

سهم او را در انجام کارهای خانه یادآوری کنید. «می دانم که در خارج از خانه سخت درگیری و از صبح تا شب کار می کنی، اما کار من هم زیاد است و بنابراین احتیاج دارم گاهی در کارهای خانه به من کمک کنی.»

وقتی حرف نمی زند چه کنم؟

چرا مردها وقتی ناراحتند حرف نمی زنند؟ برای بسیاری از زنان سکوت مرد تردید آمیز و ترسناک تر از داد و فریاد اوست. همین رفتار عجیب مرد است که باعث می شود از خودتان بپرسید: «آیا از دست من عصبانی است، آیا دیگر مرا دوست ندارد؟»تا پیش از این فکر می کردم زنان بیش از حد نسبت به سکوت مردها و بویژه شوهرانشان حساسیت به خرج می دهند. من می توانستم بفهمم سکوت دوستم چه معنی ای دارد و فکر می کردم علت سکوت مردها برای زنان هم روشن است. خوشبختانه بعد از ازدواج متوجه شدم ​ بیشتر زنان واقعا نمی دانند مرد وقتی سکوت می کند چه افکاری در سر دارد. در اینجا می خواهیم دو دلیل اصلی از سکوت مردها و کنار کشیدن عاطفی آنان را بازگو کنید:

1- او نمی داند چه چیز اشتباهی رخ داده است؛ گرچه ممکن است عجیب به نظر آید، اما در بیشتر موارد مردها واقعا نمی دانند چه چیزی اذیتشان می کند و باعث رنجش آنان شده است. این حالت بویژه وقتی پیش می آید که آنها تحت استرس فراوانی قرار دارند و مشکلات از هر طرف آنها را احاطه کرده است. فقط یک مورد خاص نیست که آنها را رنج می دهد بلکه مجموعه ای از مشکلات فکر آنها را به خود مشغول داشته و آزارشان می دهد: رئیس اداره بنای بدخلقی گذاشته است، حساب بانکی شان این ماه کمتر از مقداری است که انتظار داشتند و شما (زن تحسین برانگیز زندگی او) به او یادآوری می کنید که نسبت به شما بی توجه است. می بینید، ده ها دلیل مختلف برای گیج شدن مرد وجود دارد. من فقط به سه مورد از آنها اشاره کردم. اگر هر یک از اینها دلیل سکوت او باشد، به این معنی است که احساس می کند نیاز دارد روی مشکلاتش تمرکز کند تا اوضاع بهتر شود، اما نمی داند چگونه. ممکن است صحبت کردن درباره این مشکلات احساس بهتری به او بدهد، اما حال اغلب مردها بهتر نخواهد شد، مگر این که ببینند شرایط واقعا تغییر کرده است.

2- از دست شما عصبانی است و می خواهد تنبیه تان کند: اغلب مردان می دانند که طردکردن زن هنگام عصبانیت بسیار آسان تر از صحبت کردن با اوست. این کار کاملا بچگانه و ناجوانمردانه و پست است، اما بسیاری از مردها این کار را انجام می دهند.

چه کار باید بکنید؟

وقتی متوجه شدید همسرتان ساکت است، از او بپرسید چه اتفاقی افتاده است. اگر گفت: «هیچ»، یک بار دیگر از او سوال کنید، اگر باز هم ساکت ماند و تمایلی برای گفت وگو از خود نشان نداد، کاری که باید انجام دهید این است: نوشیدنی مورد علاقه او را برایش بیاورید و بگویید: «اگر با من کاری داشتی من در اتاق کناری یا در آشپزخانه هستم» و او را تنها بگذارید.

ادامه مطلب / دانلود

متاهل‌ها می‌گویند قدر یک سال اول زندگی را بدانید. بسیاری از آنها معتقدند عشق همسرتان به شما، بعد از گذشت یک سال ناپدید می‌شود و عادت جای آن را می‌گیرد. بعضی ها هم از این فراتر می‌روند و می‌گویند عشقی در کار نیست و این هیجان با هم بودن و یک اتفاق تازه است که بعد از گذشت چند سال فروکش می‌کند. اگر از ازدواج شما هم بیشتر از 365 روز گذشته و گمان می‌کنید همسرتان دیگر عاشق‌تان نیست، این مطلب را با دقت بخوانید.

چرا همسرتان دیگه عاشقتان نیست؟

دوست داشتن آرام اما عمیق

سال‌های اول آشنایی پر است از هیجان و دلتنگی‌های مداوم اما فراموش نکنید تا ابد عاشق یکدیگر بودن با زندگی مثل تازه‌عروس و داماد‌ها خیلی فرق می‌کند. شاید در ماه‌ها و حتی سال اول، همسرتان دوست داشته باشد لحظه‌لحظه‌اش را در کنار شما بگذراند و به محض فاصله گرفتن از شما، تلفن همراه‌تان را پیامک باران کند، اما زندگی همیشه به این شکل نمی‌گذرد. واقعیت این است که یک عشق بالغ، به معنای چسبیدن به یکدیگر نیست. هیجان عشق آرام‌آرام از زندگی شما فاصله می‌گیرد و جایش را به یک دوست داشتن عمیق اما آرام می‌دهد. بعد از گذشت مدتی از همخانه شدن شما و همسرتان، هر دوی شما زمانی را برای تنها بودن، پیشرفت کردن در کار، وقت گذراندن با گروهی از دوستان و خانواده و حتی مطالعه در اتاقی جداگانه نیاز خواهید داشت. قرار نیست گذشت سال‌ها شما را از هم جدا کند، اما باور کنید که عشق شما با جدا شدن دست‌های‌تان از یکدیگر تمام نمی‌شود.

هر روز گل نخرید

حتی اگر ده‌ها سال هم از زندگی مشترک شما بگذرد، غافلگیر کردن، حرف‌های عاشقانه و نگاه‌های معنادار، باید جزئی جدانشدنی از رابطه شما بماند. اما باز هم یادآوری می‌کنیم که نشان دادن احساسات با این روش‌ها، تنها جزئی از زندگی عاطفی شماست و نه همه آن! پس سعی نکنید مثل روزهای اول آشنایی، مدام در فکر غافلگیر کردن همسرتان باشید یا بخواهید با قهر و آشتی‌های‌تان احساسش را محک بزنید. بعد از مدتی زندگی زیر یک سقف، دیگر قرار نیست او هر روز با یک دسته گل و کادوی هیجان‌انگیز به خانه برگردد.

از همسرتان سوپرمن نسازید

گمان نکنید بله شما به خواستگاری همسرتان یک لطف بزرگ بوده و او باید همیشه مدیون شما باشد. چنین انتظاراتی، خیلی زود زندگی شما را ویران می‌کند. پس واقعیت را بپذیرید و قبول کنید که شما به یک ارتباط مشترک وارد شده‌اید و باید در جزء جزء مسئولیت‌های آن سهمی را به‌عهده بگیرید. سهمی که در بخشی از آن مسئولیت‌ها می‌تواند کمتر باشد و در بخشی هم به‌دلیل توانایی‌های شما، بیشتر. اما آنچه مهم است، مشارکت هم اندازه- و نه هم شکل- شما در مسئولیت‌های زندگی است.

حق دارد خودش باشد

درست است که زندگی زیر یک سقف، آدم‌ها را تا اندازه‌ای به هم شبیه می‌کند، اما قرار نیست بعد از ازدواج، شما و همسرتان کپی یکدیگر شوید. عادت‌های اصلی و تفکرات ریشه‌دار آدم‌ها، حتی بعد از ازدواج هم تغییری نمی‌کند. در یک ازدواج موفق، برخی عادت‌ها، باور‌ها و توانایی‌های جدید به مهارت‌های شما اضافه می‌شوند و همسرتان هم به همین شکل توانایی‌هایش را بالا می‌برد، به همین دلیل است که به مرور شما شبیه یکدیگر جلوه می‌کنید. پس اگر همسرتان فکر و عملی متفاوت دارد، او را سرزنش نکنید. همسر شما حق دارد خودش باشد.

رازهایتان را فاش نکنید

حتی در صمیمی‌ترین رابطه‌ها هم همه واقعیت فاش نمی‌شود، پس اگر همسرتان همه زندگی‌اش را برای‌تان فاش نکرده، او را آب زیرکاه ندانید. او حق دارد رازهای خودش را داشته باشد. البته از آن جنس راز‌هایی که نگفتن‌شان به زندگی شما آسیبی نمی‌زند. او می‌تواند بخشی از احساس و حتی قسمتی از گذشته‌اش را برای خودش نگه دارد. البته شما هم حق دارید، در دل‌تان چیزهایی داشته باشید که تنها خودتان از آنها باخبرید.

ادامه مطلب / دانلود

قتی با هم اختلاف دارید گاهی اوقات بهتر است که آنرا رها کنید و اجازه بدهید روزگار خودش آنرا حل کند. به جای عصبانی شدن سعی کنید از چیزهای کوچک گذشت کنید.

راه های تضمینی برای عمیق تر کردن روابط عاشقانه

داشتن یک رابطه شاد و خوب در زندگی زناشویی کار سختی نیست! خبر بهتر برای زوج های خوشبخت این است که اگر در یک رابطه موفق باشید، چه ازدواج کرده باشید چه نکرده باشید، می توانید با ایجاد چند رفتار جدید و تغییرات کوچک در رابطه تان آن را برای همیشه همانطور حفظ کنید یا حتی آنرا بهتر هم بکنید.

با اینکه خیلی متخصصین می گویند باید روی درست کردن اشکالات رابطه متمرکز شوید، تحقیق من ثابت کرد که اضافه کردن رفتارهای مثبت به رابطه تاثیر بسیار بیشتر بر خوشنودی زوج ها دارد. در زیر به 10 راه برای عمیق تر کردن رابطه تان برای خوشنودی و رضایت بیشتر اشاره می کنیم.

1- خاص بودن طرف مقابلتان را قبول کنید. همه ما در لحظه هایی آرزو می کردیم طرف مقابلمان لاغرتر، پولدارتر، رمانتیک تر یا خیلی چیزهای دیگر بود. نگاهی به انتظاراتتان بیندازید و ببینید تا چه حد واقع بینانه هستند. انتظارات غیرواقع بینانه فقط منجر به خسته شدن شما از رابطه می شوند که یکی از مهمترین دلایل از بین رفتن رابطه هاست.

2- هر از گاهی مهربان شوید. اعمال و رفتارهای خیلی کوچک که نشان دهد، “من به تو فکر می کنم” برای حفظ رابطه لازم است. مثلاً همین که مرد ماشین همسرش را ببرد و بنزین به آن بزند، همین که زن یک فنجان چای خوب برای شوهرش درست کند و کنار تختش ببرد، گرفتن دست ها، لمس کردن همدیگر، ایمیل های عاشقانه در وسط روز همه و همه راه هایی بسیار ساده برای ابراز محبت هستند. تحقیقات نشان می دهد که جمع شدن رفتارهای کوچک مکرر تاثیر بزرگتری بر خوشبختی روابط زوج ها دارد تا رفتارهای بزرگ هر از گاهی.

3- ده دقیقه در روز را به برقراری ارتباط اختصاص دهید. بیشتر زوج ها فکر می کنند که همیشه با هم در تماس هستند اما واقعاً چه مقدار زمان را به عمیق تر کردن درکتان از طرف مقابل اختصاص می دهید؟

زوج های خوشبخت بیشتر اوقات با هم حرف می زنند اما نه درمورد رابطه شان، درمورد مسائل خودشان و فکر می کردند که در چهار زمینه شناخت خوبی از طرف مقابلشان داشتند: دوستان، محرک های استرس زا، آرزوها و رویاها، و ارزش ها. 10 دقیقه در روز را اختصاص دهید که با همسرتان در مورد چیزی جز کار، خانواده، مسائل خانه یا رابطه تان حرف بزنید. این تغییر کوچک روح و زندگی تازه ای به رابطه تان می دهد.

4- هر هفته عاشق شوید. قرار ملاقات های ناگهانی فوق العاده هستند اما واقعیت این است که ما آنقدر مشغول کار و زندگی هستیم که معمولاً وقتی کمی برای عشقمان می گذاریم. با یک قرار ملاقات در هفته برای خوردن شام بیرون، رفتن به سینما، گالری های هنری، یا هر چیز دیگری عشق و رابطه تان را همیشه سالم نگه دارید.

یک نکته برای آقایون: تحقیقات نشان می دهد که خانم ها وقتی خارج از خانه و دور از بچه ها و مسائل خانه داری باشند، مهربان تر و پرحرارت تر می شوند و میل جنسیشان هم خیلی قوی تر می شود. با اجاره یک شب در یک هتل و سپردن بچه های به یکی از افراد فامیل ببینید که چه اتفاقی می افتد.

5- با هم و در کنار هم تغییر کنید و رشد کنید. رابطه عشقی شما یک موجود زنده است که برای رشد و پیشرفت نیاز به غذا دارد. بهترین راه برای غذا دادن به آن ایجاد تغییر در آن است. ایجاد تغییر در رابطه نشان داده است که یکی از مهمترین عناصر در خوشبختی زوج ها می باشد.

این تغییرات می توانند کوچک باشند اما باید آنقدر بزرگ باشند که طرفتان متوجه آن شود. جایتان را با هم عوض کنید: اگر همیشه مرد برای شام در یک رستوران جا رزرو می کند، اجازه بدهید یکبار خانم اینکار را بکند. یا برنامه هایتان را قطع کنید: وسط کار یک کار جالب با هم انجام بدهید، مثلاً به یک گالری یا موزه که نزدیکتان است بروید. یا یک چیز جدید را امتحان کنید: با هم به کلاس رقص یا اسکیت بروید.

6- دوستان و خانواده هم را بهتر بشناسید. تحقیقات نشان داده که بخصوص مردها وقتی همسرشان رابطه خوبی با خانواده او دارد شادتر هستند. همچنین زوج هایی که دوستان هم را می پذیرند و برای شناختن آنها تلاش می کنند خوشبخت تر هستند تا زوج هایی که دوستان و زندگی خانوادگی جداگانه دارند.

7- مراقبت و حمایت کنید. یکی از سه چیزی که زوج ها برای موفقیت در رابطه شان به آن نیاز دارند حمایت است (آن دوتای دیگر اطمینان آفرینی و صمیمیت می باشد). زوج های خوشبخت معتقدند که داشتن همسری که پشتیبان آنها باشد یکی از مهمترین جنبه های رابطه شان است. خیلی وقت ها مردها دوست دارند حمایت مادی کنند و زن های بیشتر به سمت حمایت عاطفی گرایش دارند. ببینید همسرتان به چه کمک و پشتیبانی نیاز دارد و بعد آنرا به او عرضه کنید.

8- بخندید. خنده یک تمرین معنوی است. در ازدواج خنده بعنوان یک داروی خوشبختی عمل می کند. برای جلوگیری از یکنواخت شدن رابطه باید بتوانید بین جنبه های منطقی رابطه تان با جنبه های تفریحی آن تعادل ایجاد کنید. بله برای منظم بودن زندگی و امنیت رابطه تان باید کارهای خاصی انجام دهید اما هیچوقت شوخی و تفریح را فراموش نکنید. بد نیست گاهی برای همسرتان بچگانه رفتار کنید، یا در کنار هم یک فیلم خنده دار نگاه کنید.

9- اجازه بدهید آنرا به قدرت بالاتر بسپاریم. وقتی با هم اختلاف دارید گاهی اوقات بهتر است که آنرا رها کنید و اجازه بدهید روزگار خودش آنرا حل کند. به جای عصبانی شدن سعی کنید از چیزهای کوچک گذشت کنید.

مشاجره و اختلاف در هر رابطه ای پیش می آید. یادتان باشد که اختلاف دلیل عدم موفقیت روابط نیست اما طریقه برخورد شما با آن است که استرس را وارد رابطه تان می کند. باید ببینید چه مسائلی اهمیت بیشتری دارند و به آنها بپردازید و مسائل کوچکتر را فراموش کنید.

10- راهی سالم برای ارتباط پیدا کنید. همه زوج های خوشبخت بر این عقیده اند که داشتن مهارت های ارتباطی قوی یکی از عوامل موثر در ماندن آنها کنار همدیگر بوده است. این یعنی نه تنها از همسرتان بپرسید که به چه چیز نیاز دارد بلکه نیازهای خودتان را هم با او در میان بگذارید.

این یعنی مرتب ببینید که چه عوامل استرس زایی وارد زندگی همسرتان شده است تا به برطرف کردن آنها کمک کنید. این یعنی با جنگ و دعوا با هم بحث نکنید، طوری بحث کنید که احترام بینتان خدشه دار نشود و اثاثیه خانه تان هم سالم بماند!

ادامه مطلب / دانلود

معشوق‌ یابی تنها مشکل جوان‌ها نیست. حق طبیعی همه انسان‌های مجرد است. در هر سنی «چنان که افتد و دانی» ممکن است پیش آید. باید برایش آماده بود. در اینجا انسان‌ها با دو پرسش روبرو می‌شوند؛ معیار‌های من برای انتخاب یک عشق راستین چیست؟ چگونه باید با او آشنا شوم؟

رازهای جذابیت در عشق

ما بدون اینکه آگاه باشیم در انتخاب همسر تا حد زیادی دنباله‌رو معیارهای فرهنگی‌مان هستیم. فرهنگ ما آنقدر در رگ و پی ما ریشه دوانده است که حتی اگر به آن انتقاد هم داشته باشیم، نمی‌توانیم تاثیر آن را در انتخاب‌هایمان نادیده بگیریم. بیشتر ما در جستجوی معشوقی هستیم که سنش به ما نزدیک باشد؛ از نظر زیبایی، تحصیلات، سطح اقتصادی- اجتماعی و مذهبی شبیه خودمان باشد و در ضمن خیلی هم کوتاه‌تر یا بلندتر از ما نباشد!

همین معیار‌های اولیه تعداد زیادی از افراد را از دایره انتخاب ما خارج می‌کند. هر چند بیشتر ما انتظاری بیش از این داریم؛ می‌خواهیم طرفمان در عین حال زیبا، گرم و اجتماعی و باهوش هم باشد، شبیه ما فکر کند و گاهی هم بیشتر از اینها.

این آرزوها و خیال‌پردازی‌ها هرچه که باشد، سرانجام قسمت ما آنهایی می‌شوند که بیشتر شبیه ما هستند و در عمل جذب آنهایی می‌شویم که در بیشتر ویژگی‌ها از ما نه کمترند، نه بیشتر. ما درواقع در جستجوی شباهت‌ها هستیم. این شباهت‌جویی حتی در اختلال‌های روانی و جسمی ‌هم نمود دارد.

مثلا افسرده‌ها گرایش بیشتری به افسرده‌ها دارند. یکی از بیمارانم که افسردگی داشت، عاشق دختری شده بود و می‌گفت علت اینکه عاشق او شدم این است که بیشتر از هر کسی مرا می‌فهمد، تمام حالت‌های من برایش آشنا و قابل درک است. در جلسه‌ای که با معشوقش آمده بود متوجه شدم که هر دو از افسردگی رنج می‌برند. این اتفاق در مورد بیماری‌های جسمی ‌هم پیش می‌آید. بیشترین مطالعه روی عشق ناشنوایان انجام شده که بیشتر عاشق ناشنوایان می‌شوند. این شباهت‌جویی همیشه یک فرایند اصیل ذهنی نیست.

دو عامل مخدوش‌کننده مهم روی آن تاثیر دارند؛ اولی محدودیت اجتماعی است. ما چه بخواهیم چه نخواهیم، در جامعه محدود به معاشرت با افرادی هستیم که از نظر سطح اقتصادی– اجتماعی، تحصیلات، محل زندگی و شغل شبیه ما هستند. عامل دوم ترس از برقراری ارتباط با افرادی است که با ما تفاوت دارند. خیلی وقت‌ها علت گرایشمان به افراد شبیه خود، نه برآمده از یک میل اصیل درونی بلکه ترسمان از ناشناخته‌هاست. آنهایی که امنیت روانی خوبی دارند و این اعتماد‌به‌نفس را دارند که در هر حال دوست‌داشتنی هستند، بیشتر توانایی شروع رابطه با فردی متفاوت را دارند.

اگر احترام متقابل باشد، این تفاوت‌ها جذابیت بیشتری به معشوق می‌دهد. باید یاد بگیریم علاقه‌های طرف مقابل برایمان مهم بشوند، در موردشان بیشتر بدانیم و به او نشان دهیم علاقه‌ها و دغدغه‌های ذهنی‌اش برایمان مهم است. این رفتار رابطه را رشد می‌دهد. رابطه عاشقانه باید به اندازه همنوازی دو ساز، ‌هارمونیک و هماهنگ باشد، نه اینکه هر دو طرف دقیقا یک قطعه را بنوازند. آنها باید پا‌به‌پای هم پیش بروند و یک سوال و جواب موسیقایی ‌هارمونیک و کامل‌کننده را خلق کنند.

ادامه مطلب / دانلود

1. همسرتان را عزیز کنید، به شوهرتان احترام بگذارید.

هسته اصلی نیاز احساسی خانم‌ها عزیز شدن است. این مسئولیت شماره یک همه شوهرهاست. معنی آن این است که باید کاری کنید که همسرتان احساس کند دوستش دارید و قدرش را می‌دانید، اینکه او اولین اولویت زندگی شماست.

هسته اصلی نیاز احساسی مردها هم این است که مورد احترام همسرشان باشند. وقتی به خانه می‌آید دوست دارد احساس کند که حداقل یک نفر در دنیا هست که فکر کند او فردی باکفایت و لیاقت است. منظورمان این است که وقتی شوهرتان به خانه می‌آید، تلفن را قطع کنید و به استقبال او بروید.

5 راه عاشق ماندن با همسر

۲. با همدیگر مثل دوست‌هایی خوب رفتار کنید.

یکی از هفت نعمتی که به زن و شوهر داده شده است این است که باید دوستانی صمیمی با هم باشند.
اصل دوستی بر این است که دو طرف باید به احساسات و نیازهای طرف‌مقابل خود ارزش و احترام بگذارند. یعنی هرچه که برای تو مهم است برای من هم باشد. این رمز این است که همسرتان همیشه احساس دوست داشته شدن کند.

۳. چهار فعل طلایی را به خاطر داشته باشید:

گوش دادن، کنار آمدن، بازسازی کردن، قدردانی کردن.
در همان ابتدای ازدواجتان با هم توافق کنید که یک قانون اصلی داشته باشید: هرچقدر هم که ناراحت باشید، هیچوقت با هم درگیری لفظی پیدا نکنید. این نوع و جنگ و جدل‌ها فقط مشکلات را بدتر کرده و رابطه را هم خراب می‌کند. درعوض، سعی کنید این چهار فعل طلایی را در زندگی‌تان پیاده کنید:

گوش دادن: این کار برای کنار هم کار کردن و حل مشکلات لازم است. به همسرتان اجازه دهید بدون اینکه حرف‌هایش را قطع کنید صحبت کند و بعد آنچه که گفته شده را تکرار کنید. این همسرتان را مطمئن می‌سازد که حرف‌هایش را خوب گوش کرده‌اید.

کنار بیایید: سعی کنید مشکلات را طوری حل کنید که هر دو شما از راه‌حل انتخابی شاد و راضی باشید. نباید هیچکدام از شما به اجبار به خاطر طرف مقابل راه‌حل را بپذیرد.

بازسازی کنید: وقتی به همدیگر صدمه احساسی می‌زنید، باید بتوانید این دلشکستگی را ترمیم کرده و احساس عصبانیت و خشم طرف‌مقابل را برطرف کنید. باید به دنبال بازسازی ۱۰۰٪ باشید. حتی کمی خشم می‌تواند دیواری از کینه و تلخی بینتان ایجاد کند.

قدردانی کنید: هیچوقت نمی‌توانید به اندازه کافی از همسرتان تشکر کنید. سعی کنید هر کاری که برایتان انجام می‌دهد را فهمیده و آن را با قدردانی نشان دهید.

۴. مرزهایی قوی بسازید.

همسرتان اولویت درجه یک شماست — نه والدینتان، خویشان و نزدیکانتان، دوستانتان، فرزندانتان، همکاران یا سرگرمی‌هایتان. مرزهایی محکم ایجاد کنید که نشان دهد برای ازدواجتان ارزش قائلید و به هیچکس و هیچ‌چیز اجازه نمی‌دهید رابطه‌تان را ضعیف کند.

این یعنی قبل از نیازهای والدینتان به نیازهای همسرتان برسید و بعد از کار سعی کنید به اندازه کافی برای همدیگر وقت بگذارید.

۵. هر روز به همدیگر لذت بدهید.

ازدواج یعنی کاری کنید که طرف‌مقابلتان احساس خوبی پیدا کند و به صورت روزانه به او لذت بدهید (البته همانطور که خودش دوست دارد). اگر خانمتان می‌گوید از گل زنبق خوشش می‌آید، چون خودتان فکر می‌کنید گل رز رمانتیک‌تر است، برای او رز نخرید.

یاد بگیرید همسرتان چطور دوست دارد به او لذت بدهید — چه محبت فیزیکی باشد، چه جملات محبت‌آمیز، چه هدیه دادن، کمک کردن و یا گذراندن وقت با او — و عادت کنید این کارها را به صورت روزانه برایش انجام دهید.

مطمئن باشید از لذت دادن بیشتر از لذت گرفتن لذت خواهید برد.

ادامه مطلب / دانلود

اگر میخواهید قلب مردان را تسخیر کنید بخوانید

وقتی به کسی علاقه داری حتما دوست داری او هم مثل شما همان حس را داشته باشد اما گاهی با همه علاقه و اشتیاقی که به همسر زندگی‌ات داری متوجه می‌شوی آن طرف سکه خیلی خوشایند شما نیست. نه تنها او را به سمت خودت جذب نمی‌کنی بلکه از میزان عشق و علاقه او نسبت به‌خودت آگاهی نداری اما نترس چون اگر واقعا تصمیم بگیری که دوباره همراه زندگی‌ات را عاشق خودت کنی، می‌توانی این کار را انجام دهی. در همین لحظه همه مشکلات ارتباطت را فراموش کن و با تمرکز، کارهایی که برایت می‌گوییم را انجام بده. معطل نکن!

وقتی عشق همه زندگی‌ات می‌شود

مردان حتی آنهایی که واقعا عاشق یک زن می‌شوند تنها بخشی از ذهن و زندگی خود را درگیر یک ارتباط می‌کنند اما زنی که عاشق شد همه زندگی‌اش صرف عشقی می‌شود که درگیرش شده است. مگر نمی‌خواهی همراه و همسرت را عاشق خودت کنی؟ پس برای شروع یاد بگیر که کمتر در مورد احساست با یک مرد صحبت کنی و اصلا لازم نیست هر احساس و واکنشی که نسبت به ارتباطت داری را بی‌پرده برایش بیان کنی. شما کارهای دیگری هم داری که در کنار عشق به همسرت باید انجام دهی. شاید این یک حقیقت تلخ برای خانم‌ها باشد اما تحقیقات روان‌شناسان نشان داده، که هرقدر زنان بیشتر حرف بزنند و از احساس‌های‌شان صحبت کنند و از همه بدتر همه زندگی‌شان را وقف عشق به همسر‌شان کنند، به همان میزان یک مرد را بیشتر از خودشان دور کرده‌اند.

وقتی مرد دیگر عاشق نیست

محبت یک موضوع 2 طرفه است و تعادل زمانی به‌وجود می‌آید که شما به همان اندازه‌ای که محبت دریافت می‌کنید به همان میزان هم محبت و عشق هدیه بدهید. هدیه خریدن، مهمان کردن همسر‌تان به شام یا سورپرایزکردن همسر‌تان اگر از سمت یک مرد باشد خوب و طبیعی است اما اگر این رفتارها از طرف یک زن به‌صورت پشت سر هم و همیشگی انجام شود هیچ ارزشی ندارد. چون هدیه دادن یک ویژگی مردانه به حساب می‌آید و اگر یک خانم بیش از اندازه‌ای که همسرش به او محبت می‌کند، به او عشق بورزد دیر یا زود مرد زندگی‌اش را از خود دور می‌کند و دکمه عشق یک‌باره در مرد خاموش می‌شود. وقتی یک زن بیش از اندازه به همسرش محبت کند مرد او را مانند مادرش فرض می‌کند و یادتان باشد هیچ مردی نمی‌تواند عاشق مادرش شود بلکه فقط می‌تواند دوستش داشته باشد. پس یاد بگیر که در عشق ازهمسرت جلوتر قدم بر نداری. از اینکه مرد زندگی‌تان برای‌تان هدیه می‌خرد یا برای‌تان وقت می‌گذارد شرمنده نشوید و به فکر جبران نباشید چون مردان با انجام این کارها احساس قدرت مردانه بیشتری حس می‌کنند.

قبل از قلب، ذهنش را تسخیر کن

در شروع یک آشنایی بهتر است خوب به رفتار و واکنش‌های همسرت دقت کنی تا روحیات او را بیشتر بشناسی. از کسانی که او را می‌شناسند در مورد سرگرمی‌ها و سلایقش صحبت کن و نقاط اشتراک خودت و او را کشف کن. به‌دنبال این باش که همسرت از چه چیزی خوشش می‌آید و از چه کارها و رفتارهایی بیزار است. سعی کن شنونده خیلی خوبی برای او باشی چون آدم‌ها بیشتر جذب کسانی می‌شوند که مطمئن باشند حرف‌های‌شان شنیده و درک می‌شود. وقتی به حرف‌های همسرت توجه کنی به‌تدریج شعله یک عشق را در او ایجاد خواهی کرد که برای همیشه ماندنی است. به او نشان بده که برایش اهمیت داری و مهم‌ترین شخص زندگی‌ات در او خلاصه می‌شود. وقتی با او به رستورانی می‌روی و او مشغول صحبت کردن می‌شود، هرگز صحبت‌هایش را قطع نکن حتی اگر تلفن همراهت زنگ خورد، مکالمه همسرت را قطع نکن و با این کار مطمئن باش که او را بیشتر به سمت خودت جذب کرده ای.

نقاب را بردار

اینکه همان‌طور باشی که هستی کار سختی است؟‌ پس چرا بیشتر اوقات در حال بازی‌کردن نقشی هستی که اصلا شباهتی به ویژگی‌های خودت ندارد؟ تا کی می‌توانی نقش یک آدم کامل که هیچ عیب و ایرادی ندارد را بازی کنی؟ اگر روزی خسته شدی و ناگهان فشار مدت‌ها سکوت را روی همسرت خالی کردی، فکر نمی‌کنی با این کار او را بیشتر شوکه می‌کنی؟ بدون اینکه ترس از دست دادن همراهت را داشته باشی صادقانه و با جسارت از عقاید و احساس‌هایت حرف بزن و به او نشان بده که چه دیدگاهی در مورد او و زندگی‌ات داری حتی اگر نظرت مخالف دیدگاه‌های او باشد نترس، چون وقتی با قدرت موضع‌گیری‌ات را مشخص می‌کنی و فریاد می‌زنی که وجود داری، زیبایی بیشتری را برای همسرت به‌وجود می‌آوری اما اگر یک خانم هستید باید یک راز کوچک را هم بدانی. بیشتر خانم‌ها به دلیل روحیات خاصی که دارند در نخستین ملاقات‌ها همه احساسات خود را بیرون می‌ریزند و هرچیزی که به ذهن‌شان می‌رسد را برای همسر‌شان بازگو می‌کنند. دست نگه دارید، چون شما سال‌های سال فرصت دارید که در کنار هم زندگی کنید و از سرگرمی‌ها و احساسات‌تان حرف بزنید. نکته کلیدی ما به شما قدری پیچیده بودن است. از روی این ویژگی به سادگی رد نشوید و سعی کنید برای مرد زندگی‌تان قدری مبهم باشید. بگذارید او به‌تدریج کشف‌تان کند.

عشق زوری نیست!

بیشتر زوج‌ها یکدیگر را به دلیل نداشتن حس‌های رمانتیک سرزنش می‌کنند. جملاتی مثل«‌تودیگر عاشقم نیستی»، «به من احساس داشته باش» جملات متداولی در بین زوج‌های جوان است. اجازه بدهید که همسر‌تان، خودش باشد و از او نخواهید که به خاطر خوشایندی شما واکنش‌هایی را نشان بدهد که در وجودش نیست. اگر این فرصت را به همسر‌تان بدهید که نقش خودش را بازی کند، به‌تدریج می‌توانید با ایجاد فضای آرامی که ایجاد کرده‌اید، عشق را هم بین خودتان به‌وجود بیاورید.

کنترل نامحسوس یادت نره

کیفیت ارتباط با همسرت را بالا ببر و طوری رفتار کن که او خیالش راحت باشد که در شرایط سخت و زمان‌هایی که به شما نیاز دارد، در کنارش هستی. اگر می‌خواهی همسرت را تحت کنترل داشته باشی و مراقب رفتارهایش هستی، باید طوری ماهرانه این کار را انجام دهی که او حس نکند. این احساس را در همسرت به‌وجود بیاور که بودن با او برای شما همراه با لذت و آرامش است و وقتی همسرت مطمئن شد که وجودش موجب آرامش شماست، به‌تدریج عشق خودش را به شما نشان خواهد داد. در این بین تعریف کردن، خیلی می‌تواند به بهتر شدن ارتباط‌تان کمک کند. یادتان باشد تعریف و تمجید صرفا از سمت مردان نیست. همانطور که یک خانم از تعریف همسرش راضی می‌شود یک مرد هم با تعریف و تحسین همسرش انرژی بیشتری دریافت می‌کند و بله! درست حدس زدید! با تعریف همسر‌تان عاشق‌تر می‌شود.

فقط خودت بودن کافی نیست

اینکه در حال حاضر چه ظاهری داری یا در چه جایگاه اجتماعی قرار داری مهم نیست! مهم‌ترین چیز این است که چه طرز فکری در مورد خودت داری. وقتی در مورد خودت اعتماد به نفس کافی داشته باشی و با شجاعت دیدگاه‌ها و علایقت را مطرح کنی، همسرت را مجذوب خودت می‌کنی. باید بدانی نقاط قوت و ضعفت کجاست و یک نکته مهم این‌که کمی شوخ طبعی را چاشنی ارتباطت کن. این ویژگی مردانه یا زنانه نیست و همه افراد از هم صحبتی با کسانی که شوخ‌طبع هستند، لذت می‌برند به‌خصوص اگر آن فرد همسر زندگی‌شان باشد، شادی و عشق بیشتری را تجربه خواهند کرد اما زیاد خندیدن هم خیلی خوب نیست و زیبایی شما را از بین خواهد برد. عشق منتظر شماست اما برای رسیدن به زیباترین هدیه هستی باید قدری بیشتر تلاش کرد. این یک راه یکطرفه نیست. یادت باشد!

ادامه مطلب / دانلود

 

10 راز موفقیت در روابط عاشقانه

 

در روابط عاشقانه، مثل سایر روابط، چیزهای کوچک و جزئی هستند که اهمیت دارند. همانطور که به زبان آوردن یک کلمه نادرست یا یک نگاه ناجور می‌تواند یک زوج را هفته‌ها به قهر بکشاند، رفتارهای جزئی و کم‌اهمیت هم باعث موفقیت و دوام یک رابطه می‌شوند. یک هدیه کوچک، یک تحسین غیرمنتظره و یک لحظه تماس جسمی می‌تواند یک رابطه را مستحکم‌تر کند. به اعتقاد روانشناسان، این ابراز علاقه‌ها و محبت‌ها خیلی بیشتر از گوش دادن فعال و اعتماد در رابطه اهمیت دارند. تحقیقات مختلف ۱۰ رمز موفقیت شاد، راضی و خوشبخت نگه داشتن زوج‌ها را معرفی کرده است که تقدیم شما دوستان عزیز می کنیم….

1. به همسرتان بگویید دوستش دارید

بااینکه درست است که عمل کردن بهتر از حرف زدن است اما گاهی‌اوقات کلمات و حرف‌ها تاثیر به‌مراتب بیشتر نسبت به اعمال دارند. هرازگاهی احساساتتان را به صورت کلامی نشان دهید. یک “دوستت دارم” ساده می‌تواند احساسی عالی در همسرتان ایجاد کند و باعث می‌شود او احساس دوست‌ داشته شدن و امنیت کند.

2. کمی محبت نشان دهید

رفتارهایی که نشان‌دهنده صمیمیت جسمی است. (گذاشتن دستتان به پشت همسرتان، انداختن دستتان روی شانه‌هایش وقتی جلوی تلویزیون نشسته‌اید، گذاشتن دستتان روی پایش وقتی کنار هم نشسته‌اید، گرفتن دست‌هایش موقع راه رفتن) احساسی گرم و صمیمی به همسرتان منتقل می‌کند و عشق و محبت شما را به او می‌رساند.

3. همسرتان را تحسین کنید

همیشه چیزهایی که در همسرتان دوست دارید را به او بگویید. چیزهایی که تحسین می‌کنید، چیزهایی که در شما ایجاد غرور می‌کند، توانایی‌ها و نقاط قدرت او. ایجاد یک رابطه عاشقانه فقط مربوط به پیوند درونی نیست، برای به دست آوردن چنین رابطه‌ای باید بتوانید او را تشویق و تحسین کنید و برای رشد و پیشرفت در جریان زندگی حمایتش کنید. به همسرتان کمک کنید از توانایی‌های خود در بالاترین حد استفاده کند.

4. خود را تقسیم کنید

چیزهایی که دوست دارید و دوست ندارید، آرزوها و ترس‌ها، دستاوردها و اشتباهات یا هر چیز دیگر مربوط به خودتان را فقط برای خود نگه ندارید. اگر چیزی برایتان مهم است، آن را با همسرتان تقسیم کنید. از این مهمتر، این تقسیم کردن خودتان باید بیشتر از هر کس دیگر با همسرتان باشد. بااینکه لازم است در هر رابطه‌ای کمی فضای شخصی برای هر دو طرف وجود داشته باشد، اما همسرتان باید همیشه نزدیک‌ترین فرد به شما باشد.

5. هر زمان همسرتان نیاز داشت، حضور داشته باشید

وقتی همسرتان با یک مشکل مهم در زندگی خود روبه‌رو می شود، مثل از دست دادن کار خود یا مرگ یکی از عزیزانش، مشخص است که باید چه بکنید. اما در اتفاقات جزئی زندگی هم خیلی مهم است که همیشه برای او حضور داشته باشید. مثل یک مشاجره کوچک در محل‌کار، یک اشتباه کاری و … باید به حرف‌های او گوش دهید، با او دردودل کنید و بتوانید آرامش را دوباره به همسرتان برگردانید.

6. هدیه بدهید

از فرصت‌ها برای دادن هدایای مادی استفاده کنید. یک کتاب خوب، یک دسر خوشمزه، یک تکه طلا یا جواهر یا لباس، هر چیز کوچک یا بزرگی که به او نشان دهد به فکرش هستید. یک یادداشت عاشقانه برای او بگذارید یا یک پیامک عاشقانه بفرستید. این کارها به همسرتان نشان می‌دهد همیشه به یادش هستید و دوستش دارید.

7. به نیازها و کمبودهای همسرتان با سخاوت جواب دهید

یکی از بزرگترین قاتلان روابط، انتظارات غیرمنطقی است. شما با یک انسان ازدواج کرده‌اید نه یک ربات، انسانی که سرشار از اشتباه و نقص است. اینها خصوصیات او هستند نه اشکالات او. باید یاد بگیرید خصوصیات و ویژگی‌های همسرتان را بشناسید و تحسین کنید. باید او را همانطور که هست بپذیرید. از آنجا که ضعف‌های ما در مرکز عمیق‌ترین ناامنی‌های ماست، به هیچ عنوان سعی نکنید اشتباهات و اشکالات او را برجسته‌تر از آنچه که هست نشان دهید.

8. زمان تنهایی را یکی از اولویت‌ها قرار دهید

هر چقدر هم هر دو شما زندگی‌های پرمشغله‌ای داشته باشید، حتماً حداقل یک روز یا شب در هفته را تنها با هم بگذرانید. تجربه‌های تازه با هم داشته باشید، از خاطراتتان برای هم بگویید و از بودن با هم لذت ببرید.

9. هیچ چیز را دست‌کم نگیرید

هر روز بخاطر وجود همسرتان و هزاران خوشی که با خود به زندگی‌تان آورده است، قدردانی و شکرگزاری کنید. به خاطر داشته باشید که اگر در رابطه‌تان شاد و خوشبخت هستید، مطمئناً همسرتان روزی هزاران کار انجام می‌دهد که رابطه‌تان پابرجا بماند. هیچوقت این را دست‌کم نگیرید.

10. به دنبال برابری باشید

حتماً از قانون طلایی رابطه پیروی کنید و با همسرتان همانطور رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. کارها و مسئولیت‌ها را بین خودتان تقسیم کنید و انتظار چیزهای غیرمنطقی نداشته باشید که خودتان حاضر به دادن آنها نیستید.

ادامه مطلب / دانلود

5 راز ارتباط صمیمانه با همسر

پنج شیوه ارتباطی می تواند زندگی شما را متحول کند. از این جمع سه شیوه مربوط به مهارت های شنیدن و دو شیوه مربوط به مهارت های ابراز وجود کردن هستند.

مهارت گوش دادن شماره ۱: روش خلع سلاح

۱ – در گفته های طرف مقابل حقایقی بیابید. هیچ کسی صددرصد بی اشتباه نیست. معمولاً وقتی کسی را تأیید می کنید خود مورد تأیید قرار می گیرید. این پدیده جالب را «قانون اضداد» نامیده اند.

۲ – اگر خشمگین هستید و احساس می کنید مورد تهاجم واقع شده اید احساستان را به کمک عبارتی با مفهوم «من احساس می کنم» بیان کنید. از بحث و مشاجره بپرهیزید و حالت تدافعی نگیرید.

۳ – طوری جواب دهید که حتی در صورت پذیرش انتقاد احترام و شأن و عزت نفستان حفظ شود.

۴ – میل به سرزنش کردن طرف مقابل را در خود سرکوب کنید. سعی کنید احترام متقابل میان شما از بین نرود.

۵- از وارد شدن به بحث «حق با کیست؟» خودداری کنید. با این کار به جایی نمی رسید.

مهارت گوش دادن شماره ۲: برخورد همدلانه

۱ – خود را به جای طرف مقابل بگذارید. خوب گوش بدهید و بفهمید که منظورش چیست و چه می خواهد بگوید. نظر خود را درباره طرز اندیشه و احساس او بیان کنید: «به نظر می رسد …» و بعد حرف او را به طور خلاصه تکرار کنید.

۲ – سعی کنید احساس طرف مقابل را درک کنید. به حرکات و نشانه های جسمانی آنها توجه کنید.

۳ – برای تأیید احساسات آنها پرس وجو کنید: « مثل اینکه از من ناراحت هستی. آیا همین طور است؟ »

۴ – از عبارت هایی با مفهوم « من احساس می کنم » استفاده کنید تا بدانند که اگر جای آنها بودید چه احساسی داشتید: « اگر این احساس برای من هم پیش می آمد احساس شما را داشتم.»

مهارت گوش دادن شماره ۳ : پرس و جو

۱ – اغلب اشخاص از ابراز علنی احساسات خود هراس دارند. می توانید از همسرتان بخواهید تا درباره احساسات منفی خود توضیح بیشتری دهد. با این کار از شدت ناراحتی او می کاهید.

۲ – از او بپرسید از کدام عمل یا کدام حرف شما دلگیر شده است؟ وقتی به جواب او گوش می دهید حالت تدافعی نگیرید، به جای آن از روش برخورد همدلانه و شیوه خلع سلاح استفاده کنید. در عبارات او واقعیتی بجویید. اگر ناراحت هستید، اگر احساس می کنید که تحقیر شده اید، احساسات خود را همان طور که گفته شد به او انتقال دهید.

۳ – وقتی دلیل ناخشنودی و عصبانیت او را می پرسید، از لحن احترام آمیز استفاده کنید. از مبارزه جویی بپرهیزید.

۴ – از خشم و اختلاف نهراسید. اشکالی در این ها نیست. اجازه ندهید که احساسات ناخوشایند همسرتان ابراز نشده باقی بماند. این کار بر شدت ناراحتی او می افزاید.

مهارت ابراز وجود شماره ۱ : استفاده از عبارت هایی با مفهوم:

۱ – هنگام ابراز احساسات خود از عباراتی که مفهوم « من احساس می کنم » را تداعی کنند استفاده کنید. مثل « ناراحتم ». از عبارت‌هایی که با « تو » یا « شما » شروع می شوند و حالت خطابی دارند بپرهیزید: مثل « تو مرا ناراحت می کنی. » این قبیل عبارات، انتقادآمیز و داوری کننده هستند و همیشه به مشاجره ختم می شوند.

۲ – احساسات خود را به نمایش نگذارید، آنها را بیان کنید. به نمایش گذاشتن احساسات می تواند به شکل‌های زیر باشد : اخم کردن،سکوت های طولانی،به هم کوبیدن در اتاق،چهره در هم کشیدن.

۳ – جراحات احساسی را هم می توانید با عباراتی که مفهوم «من احساس می کنم» را تداعی می کنند ابراز کنید، احساساتی مانند اندوه، مورد رنجش واقع شده، بی کفایت، مورد بی اعتنایی واقع شده، رعب و ترس

۴ – آرزوها و خواسته ها را نیز می توانید با عباراتی از این قبیل انتقال دهید :

دوست دارم با تو بیشتر وقت صرف کنم.

دلم می خواهد سعی کنی منظور مرا بفهمی.

مهارت ابراز وجود شماره ۲ : احترام بگذارید.

۱ – روی هم رفته اغلب مردم مایلند که بر کارشان ارج گذاشته شود. بیشترین نگرانی اشخاص از این است که تحقیر شوند، مورد قبول واقع نشوند و یا درباره آنها داوری شود.

۲ – همسر خود را مطمئن کنید. با آن که از او عصبانی یا مخالف او هستید به او احترام می گذارید. او برای شما شخصیت مهمی است.

۳ – بگذارید تا همسرتان بداند که می خواهید مسئله موجود را به شکل رضایت بخشی حل کنید

۴ – از شخصیت وی انتقاد نکنید. از این کار سودی نمی برید. انتقاد شخصیت با انتقاد از کار و رفتار متفاوت است.

* مهارت های گوش دادن و ابرازوجودکردن فقط به عنوان روش هستند. ارتباط واقعی ناشی از روح احترام برای خود و برای همسرتان است. اگر هدف شما این است که حق به جانب بودن خود را ثابت کنید، اگر می خواهید او را مقصر جلوه بدهید، هر شیوه ارتباطی بی تأثیر می شود. اما اگر هدف شما حل مسئله است، اگر می خواهید با طرز فکر و احساس همسر خود آشنا شوید، این روش ها در حکم ابزار مطمئنی هستند که می توانید از آنها استفاده کنید.

.

ادامه مطلب / دانلود

تست عشق 2

عشق واقعی چه نشانه‌هایی دارد؟ آیا علاقه شما به یک نفر می‌تواند میزان صداقت‌تان در عشق را هم نشان دهد؟ ابتدا تستی به شما داده می‌شود که می‌تواند نگرش شما را نسبت به عشق بسنجد و شخصیت‌تان را ارزیابی کند.

هر آزمون و تست چیزی نیست به جز نمونه‌ای از رفتار که امیدواریم رفتارهای بعدی ما را پیش‌بینی کند. ساده‌ترین چیزی که هر تست باید پیش‌بینی کند، رفتارهای بعدی ما در همان تست است اما آیا تست‌ها موفق به پیش‌بینی چیز سودمندی هم می‌شوند؟ چرا ما نسبت به این تست‌ها تصویری تا این حد منفی داریم و با دیدگاهی بدبینانه آن‌ها را دنبال می‌کنیم؟ شاید مهم‌ترین دلیل آن این باشد که این تست‌ها در دست افراد نابلد و غیرمتخصص، غالبا نابجا و نادرست استفاده می‌شود، شاید هم ما از آزمون‌ها توقع معجزه داریم! در اینجا ما قصد داریم، 2نمونه از تست‌های روان‌شناسی که یکی معتبر و دیگری اعتبار چندانی ندارد را با ذکر دلایل با هم مقایسه کنیم، به این ترتیب شما هم می‌توانید دید بهتر و کارشناسانه‌تری نسبت به تست‌ها پیدا کرده و آزمون درست را از نادرست تشخیص دهید. ابتدا تستی به شما داده می‌شود که می‌تواند نگرش شما را نسبت به عشق بسنجد و شخصیت‌تان را ارزیابی کند، این تست بسیار جالب است! اما آیا جالب بودن آن، دلیلی بر درست و منطقی بودن آن است؟ به‌نظر شما چنین تستی می‌تواند استاندارد، عقلی و قابل استناد باشد؟ بخوانید و قضاوت کنید!

چه نمره‌ای می‌گیرید؟

1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدم‌هایی جالب هستید و کشش دارید؟
الف: خرگوش– کسانی که شخصیت دوگانه دارند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن
ب: گوسفند– مطیع و گرم
پ: گوزن– زیبا و با ادب
ت: اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری و آزاد هستند.

2- در فرآیند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است؟
الف: میمون – مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.
ب: شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوست‌تان دارد.
پ: مار- دمدمی مزاج، پر‌نوسان، نفس گرم و عشق سرد
ت: زرافه- صبور، هرگز شما را رها نکند.

3- دلتان می‌خواهد معشوق‌تان چه عقیده‌ای در باره شما داشته باشد؟
الف: سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم
ب: گربه- آراسته و زیبا
پ: اسب- خوش بین
ت: مار- انعطاف‌پذیر

4- چه اتفاقی باعث می‌شود شما رابطه‌تان را قطع کنید و از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید؟
الف: شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن.
ب: مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمی‌دانید چگونه او را خوشحال کنید.
پ: تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل
ت: کوسه- ناامن

5- دوست دارید چه نوع رابطه‌ای با او برقرار‌سازید؟
الف: گوسفند- سنتی، بدون آن‌که چیزی بگویید. او بفهمد چه می‌خواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب‌ها.
ب: اسب- هر 2 بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ‌چیز مخفی در میان نباشد.
پ: خرگوش- رابطه‌ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.
ت: پرنده- رابطه‌ای پایدار و طولانی و بالنده

6- آیا به او خیانت می‌کنید؟
الف: انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام می‌گذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمی‌کنید.
ب: خوک- نمی‌توانید در مقابل تمایلات‌تان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت می‌کنید.
پ: گاو- خیلی سعی می‌کنید که چنین کاری نکنید.
ت: پرنده- شما هرگز نمی‌توانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعا برای ازدواج مناسب نیستید و نمی‌خواهید تعهدی بپذیرید.

7- درباره ازدواج چه فکر می‌کنید؟
الف: دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر می‌کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.
ب: ببر- شما به ازدواج به‌صورت یک چیز گرانبها فکر می‌کنید. پس از آن‌که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی می‌دارید.
پ: خرس قطبی- شما از ازدواج می‌ترسید، فکر می‌کنید آزادی‌تان را از شما خواهد گرفت.
ت: پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بوده‌اید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید.

8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر می‌کنید؟
الف: شیر- شما همیشه تشنه عشقید و می‌توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی‌افتید.
ب: گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر می‌کنید عشق چیزی است که می‌توانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیندازید.
پ: اسب- شما نمی‌خواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو.
ت: کبوتر- شما به عشق به‌صورت یک تعهد دو طرفه فکر می‌کنید.

به‌نظر شما این تست چه مشکلی دارد؟

آیا این سوالات می‌توانند نگرش شما را نسبت به عشق بسنجند؟ قبل از این‌که به شرح اشکالات این تست بپردازیم، یکی از سوال‌ها را برای شما تفسیر می‌کنیم.

شاید بگویید که اینها همه برای سرگرمی است و چندان هم جدی گرفته نمی‌شود اما فراموش نکنید وقتی قضیه‌ای بارها و بارها تکرار ‌شود و رواج پیدا ‌کند، کم‌کم از جنبه تفریح و شوخی خارج شده و به مسئله‌ای جدی و باورپذیر تبدیل می‌شود.

نخستین و مهم‌ترین اشکالی که به این تست می‌توان گرفت، استفاده از حیوانات برای پیش‌بینی خصوصیات انسانی است. این درست است که در بعضی تست‌ها روان‌شناسان از اشکال و تصاویر برای پی بردن به‌خصوصیات و مشکلات افراد استفاده می‌کنند اما آن‌ها برای هر انتخاب از فرد مورد آزمون توضیح می‌خواهند و چرای هر پاسخ و انتخاب را از او می‌پرسند و با توجه به توضیحات خود او تفسیر می‌کنند اما در اینجا شما می‌توانید فقط انتخاب کنید و بدون توجه به این مطلب که چرا شما این حیوان را انتخاب کرده‌اید و دیگری را نه.

دیدگاه همه شما نسبت به حیوانات یکی نیست، مثلا ممکن است شما در سوال 8 کبوتر را انتخاب کنید چون از بچگی با آن بزرگ شده و این حیوان را دوست داشته باشید و دیگری کبوتر را انتخاب کند، چون درکل از حیوانات می‌ترسد و کبوتر کم‌خطرتر از بقیه به نظرش می‌رسد!

مسئله دیگر، همسازی یک تست با فرهنگ، اعتقادات، مذهب و باورهای فرد مورد آزمون است، مثلا در کشور ما چقدر آشنایی با حیوانات از نزدیک و نه از برنامه‌های مستند راز بقا وجود دارد؟ آیا در اعتقادات ما همه حیوانات قابل نگهداری هستند، مثلا در سوال 5 شما خوک را به‌عنوان همدم انتخاب نمی‌کنید چون طبق اعتقادات‌تان، جایز نیست.

مسئله دیگر دسته‌بندی حیوانات است، اگر این حیوانات نماینده‌ای از گروه‌های خود هستند، مثلا مار از گروه خزندگان، استفاده از عنوان پرنده آن هم در 2 سوال منظور چه پرنده‌ای است؟ کرکس یا قناری؟ مسئله دیگر رواج دادن این نوع تست‌ها و سوال‌ها در بین مردم است که نه تنها علمی و استاندارد نیست بلکه خرافه‌پرستی و اعتقاد به موهومات را در بین مردم رواج می‌دهد.

شاید بگویید که اینها همه برای سرگرمی است و چندان هم جدی گرفته نمی‌شود اما فراموش نکنیم وقتی قضیه بارها و بارها تکرار می‌شود و رواج پیدا می‌کند، کم‌کم از جنبه تفریح و شوخی خارج شده و به مسئله‌ای جدی و باورپذیر تبدیل می‌شود. در ادامه تستی به شما داده می‌شود که با پر کردن آن می‌توانید پی ببرید که نگرش‌تان نسبت به عشق تا چه اندازه درست و همراه با بلوغ فکری است.

تفسیـر نمــرات

در سوال‌های 20، 19، 17، 16، 15، 11، 8، 7، 5، 4، 3، 2و یک هر پاسخ«همیشه»3نمره، هر پاسخ «گاهی اوقات»2نمره و هر پاسخ«به ندرت»یک نمره دارد. در سوال‌های 18، 14، 13، 12، 10، 9و 6 هر پاسخ «همیشه» یک نمره، هر پاسخ «گاهی‌اوقات» 2 نمره و هر پاسخ «به ندرت» 3نمره دارد.

نمره شما بین60-45 است؟

آفرین! عالی است! شما در مورد عشق به درک و مفهوم درستی رسیده‌اید، شما می‌توانید یک رابطه عاشقانه را به‌خوبی هدایت کنید. شما دقیقا می‌دانید که در عشق چه می‌خواهید، البته مواظب باشید که نمی‌شود خیلی کمال‌گرا بود و همه ایده‌آل‌ها را یکجا با هم داشت.

نمره شما بین44- 30 است؟

ساختن یک رابطه موفق آسان نیست.شما به درک درستی از عشق نرسیده‌اید، خودتان هم نمی‌دانید چه می‌خواهید و دچار تردید هستید، کمی به‌خودتان وقت بدهید تا دقیقا بفهمید در عشق چه چیزی برای‌تان مهم است تا آمادگی لازم برای داشتن یک عشق موفق را داشته باشید.

نمره شما زیر 29 است؟

صبر کنید! شما هنوز خودخواه‌تر از آن هستید که عاشق باشید! ملاک‌ها و معیارهای شما فقط برای داشتن انتخاب‌های غلط و نابجا و آرزو به ظاهر مفید خواهد بود! اگر با این طرز فکر عاشق شوید احتمال شکست زیاد خواهد بود و اگر هم عاشق شده‌اید صادقانه بگویید، چقدر موفق بوده‌اید؟

چند نصیحت دوستانه

تصور اکثر ما از عشق، هنوز اثر جادویی آن است که موجب از دست رفتن اشتها و لرزیدن زانوها می‌شود و ما را مدهوش می‌کند، مسلما داستان‌های احساسی و پرسوزوگداز عاشقانه در کتاب‌ها و فیلم‌ها در دنیای واقعیت، امکان‌پذیر نیست، هر چند آن‌ها نیز نمونه‌های خوبی از قدرت عشق هستند و یادآوری می‌کنند که در قاموس دوست داشتن، کلماتی چون یأس و غیرممکن معنا ندارد.

هر یک از ما به اندازه و گونه‌ای از عشق نیاز داریم، بعضی نیاز داریم که هر روز جمله«دوستت دارم »را بشنویم؛ در حالی‌که برای گروهی دیگر از ما، جای کلمات را یک نگاه، توجه یا ارتباطی بی‌کلام می‌گیرد.

مهم نیست که دوست داشتن چگونه ابراز شود، اهمیت دارد که پیوسته و بدون اجبار گفته شود. اغلب ما روابطی را با توقعات خاص برقرار می‌سازیم و می‌خواهیم که طرف مقابل این توقعات را برآورده کند و در حقیقت خود واقعی و فردیتش را کنار گذاشته و آن چیزی شود که ما می‌خواهیم.

چقدر بهتر بود که توقعات را کنار می‌گذاشتیم و به فردی که دوستش داریم تکیه می‌کردیم؛ کسی که به‌عنوان مرد یا زن، نمونه و یگانه است، یعنی کسی که دیگر هرگز نظیرش را نخواهیم یافت، برای جلوگیری از یأس حتمی حاصل از توقعات برآورده نشده، باید فقط از خودمان توقع داشته باشیم، بدین‌ترتیب به دیگران اجازه خواهیم داد که خودشان باشند.

باید بتوانیم در هر شرایطی چه خوب و چه بد، همراه و همدمی مناسب باشیم. فراموش نکنیم که در یک رابطه عاشقانه موفق، دیگر«من»وجود ندارد و باید «ما» شویم.

یادمان نرود که عشق شکیبایی و مهربانی است! عشق حسادت، خودبینی و غرور نیست، عشق رفتارهای نادرست، خودخواهی یا عصبانیت نیست، عشق خطاها را نمی‌شمارد، عشق با بدی سازگار نیست اما با حقیقت خوش است، عشق هرگز تسلیم نمی‌شود؛ ایمان، امید و صبرش هرگز شکست نمی‌خورد، عشق جاودان است.

ادامه مطلب / دانلود

تست عشق

تست عشق یک تست ساده و جذاب که باید با صداقت به سوالات ان پاسخ دهید.

سوالات تست عشق:

 

سوال اول تست عشق :

 شما به طرف خانه کسی که دوست دارید می روید. دو راه برای رسیدن به انجا وجود دارد:

ـ یکی کوتاه و مستقیم است که شما را سریع به مقصد می رساند ولی خیلی ساده و خسته کننده است.

ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پر از مناظر زیبا و جالب است.

حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه محبوبتان انتخاب می کنید؟راه کوتاه یا بلند؟

سوال دوم تست عشق:

در راه دو بوته گل رز می بینید .یکی پر از رزهای قرمز و دیگری پر از رزهای سفید.شما تصمیم می گیرید 20 شاخه از رزها را برای او بچینید.

چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب می کنید؟

(شما می توانید یا همه را یا از ترکیب دو رنگ انتخاب کنید)

سوال سوم تست عشق:

بالاخره شما به خانه او می رسید .

یکی از افراد خانواده در را بر روی شما باز می کند.

شما می توانید از انها بخواهید که دوستتان را صدا بزند.

یا اینکه خودتان او را خبر کنید.

حالا چکار می کنید؟

سوال چهارم تست عشق:

شما وارد منزل شده به اتاق او می روید ولی کسی انجا نیست.پس تصمیم می گیرید رزها را همان جا بگذارید.

ترجیح می دهید انها را لب پنجره بگذارید یا روی تخت؟

سوال پنجم تست عشق:

شب می شود شما و او هر کدام در اتاقهای جداگانه ای می خوابید..صبح زمانی که بیدار شدید به اتاق او می روید:به نظر شما وقتی که انجا می روید او خواب است یا بیدار؟

سوال اخر: وقت برگشتن به خانه است ایا راه کوتاه و ساده را انتخاب می کنید؟

یا ترجیح می دهید از راه طولانی و جالب تر بروید؟

❤میهن فال

تفسیر تست عشق:

جواب سوال اول تست عشق:

جاده نشان دهنده عشق است اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید.زود و اسان عاشق می شوید.

ولی اگر راه طولانی را انتخاب کردهاید به اسانی عاشق نمی شوید.

جواب سوال دوم تست عشق:

تعدا رزهای قرمز نشان دهنده ان است که در یک رابطه چقدر از خودتان مایه می گذاریدو تعداد رزهای سفید برعکس نشان می دهد که شما چقدر در ان رابطه از طرف مقابلتان انتظار محبت دارید.به طور مثال اگر 18 رز قرمز و 2 عدد رز سفید انتخاب کرده اید به معناست که شما 90% محبت می کنید و 10% انتظار محبت از طرف مقابل دارید.

جواب سوال سوم تست عشق:

سوال سوم نشان دهنده طرز برخورد شما بامشکلات در یک رابطه است.اگر شما از اعضای خانواده درخواست کرده اید که محبوبتان را صدا بزند به این معناست که شما از مواجه شدن با مشکلات می ترسید و امیدوار هستید که مشکلات به خودی خود حل شوند.ولی اگر خودتان به اتاق رفته اید که او را از حضور خود مطلع کنید این نشان می دهد که شما با مشکلات روبرو می شوید و دوست دارید انها را هر چه زودتر حل کنید.

جواب سوال چهارم تست عشق:

محل قرار دادن رزها نشان دهنده اشتیاق شما برای دیدن محبوبتان است. اگر انها را بر روی تخت میگذارید نشان می دهد که دوست دارید او را زیاد ببینید.و اگر انها را لب پنجره قرار می دهید یعنی اگر او را زیاد هم نبینید تحمل می کنید.

جواب سوال پنجم تست عشق:

سوال پنجم نشان دهنده تفکر و طرز فکر شما در کاراکتر و شخصیت فرد محبوبتان است.اگر شما او را در حالی که خوابیده است در اتاق می بینید.این به این معنی است که شما او را همانطور که است دوست دارید.و اگر او را بیدار دیده اید یعنی انتظار دارید او مطابق میل شما بشود.

جواب سوال آخرتست عشق :

راه بازگشت به خانه نشان دهنده دوام عشق شماست.اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما کوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب کرده اید مدت زیادی در عشق خود پایدار خواهید بود.



ادامه مطلب / دانلود

نحوه برخورد صحیح با آقایان

 

باید توجه داشت که وقتی مردها یک چنین رفتار ناخوشایندی را از سوی همسر خود مشاهده کنند، یک دیوار دفاعی در مقابل او می سازند تا در امان بمانند و حتی الامکان خود را از خانم دور نگه می دارند. همه شما با قانون طلایی: “با دیگران همانطور رفتار کن که انتظاری داری با خودت رفتار شود” آشنا هستید. آقایون هم از این امر مستثنی نیستند. اگر انتظار دارید که او مانند یک پرنسس با شما رفتار کند، شما هم باید مثل یک شاهزاده با او رفتار کنید. البته قرار نیست همه چیز به طور 100% ایده آل و مطابق میل شما باشد، اما سعی کنید با همسر خود در نهایت احترام، ادب، عشق و سپاس برخورد کنید. در شرایط سخت با او همگام بوده، یار و یاورش باشید، و در دشواریها دلداری اش دهید.

موفقیت یک ارتباط به تلاش طرفین در لحظه لحظه ی زندگی بستگی دارد. این چنین نیست که فقط چند ماه اول زندگی برای بهبود روابط زحمت بکشید و سپس دست از تلاش برداشته همه چیز را به حال خود رها کنید و انتظار داشته باشید که زندگی مشترک مطبوعی پیش رویتان قرار بگیرد. روزها از پس هم می گذرند و زوجین با پستی و بلندی های بسیار زیادی مواجه می شوند و باید همگام با هم از آنها عبور کرده و به یکدیگر کمک کنند. باور کنید پاداشی که از این همیاری عایدتان می شود، ارزش تحمل مرارت ها را دارد. در این شرایط خانم ها به ویژه باید توجه داشته باشند که در برابر مشکلات واکنش خام و ساده لوحانه از خود نشان ندهند و خود را در شرایطی قرار ندهند که بعداً موجبات پشیمانیشان را فراهم آورد. اگر پا به پای شوهرتان قدم بردارید و در حل مشکلات همراهی اش کنید، و از خود لطف، مراعات، و دلسوزی نشان دهید، او از هر زمان دیگر شما را بیشتر دوست خواهد داشت.

آیا احساس می کنید که شوهرتان مطابق میل شما عمل نمی کند؟ چرا نگاهی به کارهای خودتان نمی اندازید! شاید برخورد درستی با او ندارید و نمی توانید احتیاجات و انتظاراتش را برآورده سازید.

آقایون پیش از هر چیز انتظار دارند همسرشان با آنها دوست باشد، و شرایط و موقعیتشان را به خوبی درک کند. اگر می خواهید در ارتباط خود موفق باشید و همسرتان را از خود راضی نگه دارید به نکات زیر توجه کرده و آنها را در زندگی خود به کار بندید، آنوقت متوجه تغییرات بزرگی خواهید شد.

تصمیمات او را جدی تلقی کنید

این مورد به عنوان یکی از بزرگترین مباحث مشکل آفرین در روابط محسوب می شود. خانم ها دوست دارند همه چیز مطابق میل خودشان باشد. ولی توجه داشته باشید که نمی بایست نسبت به خواست ها و نیازهای همسرتان بی توجهی نشان دهید. بهتر است با این حقیقت روبرو شوید: اگر احساس می کنید که با او همفکر نیستید، پس در وهله اول چرا پیشنهاد ازدواج او را قبول کردید؟ باید به همسر خود احترام بگذارید؛ اگر قرار باشد تمام مدت به او بی توجهی کنید، برای حرف هایش ارزش قائل نشوید، او را کوچک و خوار کنید و صرفاً در مورد تمام مسائل شکایت کنید، مطمئن باشید که زندگی شما دوام پیدا نخواهد کرد. باید به او اجازه دهید که مرد خانه باشد.

مشوق او باشید

خانم ها به راحتی این کار را در مورد دوست های دختر خود انجام می دهند. کاری می کنند که احساس خوبی در آنها ایجاد شده و اعتماد به نفسشان افزایش پیدا کند. از عباراتی نظیر: “تو فوق العاده شده ای، این رنگ خیلی بهت میاد، شوهرت باید افتخار کند که و …” استفاده می کنند. اما کمتر اتفاق می افتد که در مورد همسر خود این کار را انجام دهند. شاید به آن دلیل باشد که تصور می کنند ضمیر آقایون غیر قابل نفوذ است. حقیقت اینجاست که آنها هم مثل دوست های دختر شما ضمیر حساس و شکننده ای دارند و گاهی به قوت قلب دادن های شما نیازمند می شوند. بنابراین اگر ترفیع رتبه گرفت و در شغلش به مقام بالاتری دست پیدا کرد، به افتخارش جشن بگیرید و به او یادآوری کنید که ارزش و لیاقتش را داشته است؛ به علاوه اگر تی شرت مورد علاقه اش را پوشیده بود به او بگویید: “خیلی خوش تیپ شده ای”.

به زیبایی خودتان اهمیت بدهید

بگذارید خیالتان را راحت کنیم؛ مردها به هیچ عنوان به دنبال خانم های مانکنی که تنها 40 کیلو وزن دارند نیستند. آنها تمایل دارند همسری برای خود برگزینند که از نظر جسمانی قدرت داشته باشد و بتواند در آینده مادر مناسبی برای فرزندانشان باشد. با این وجود از شما انتظار دارند که به ظاهر خود اهمیت بدهید و به خودتان برسید. لباس های زیبا و تمیز بپوشید. موهایتان را مرتب کنید و در مجموع ظاهرتان را آراسته نگاه دارید.

قابل اعتماد و وفادار باشید

مردها به دنبال زن هایی هستند که بتوانند به آنها اعتماد کرده و رویشان حساب باز کنند. حقیقت اینجاست که برخی از خام ها رازدار نیستند و کمتر اتفاق می افتد که همسرشان حرف های دل خود را نزد آنها بازگو کند. مردها زنی را می خواهند که قابل اعتماد باشد و تا آخر عمر خود به او وفادار باقی بماند و در شرایط سخت زندگی همراهی اش کند. آنها می خواهند همسرشان نسبت به آنها متعهد و مسئول باشد.

از سرزنش دست بردارید و به او احترام بگذارید

چه چیزی باعث می شود که برخی از خانم ها احترام مردی که با او ازدواج کرده اند را نگه ندارند؟ وقتی فرد به شخص مقابل احترام می گذارد گویی به خودش احترام گذاشته به ویژه زمانیکه طرف مقابل همسرش باشد. او را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نکنید و دائماً تصمیماتش را به باد انتقاد نگیرید. آقایون خانمی را می خواهند که منطقی باشد، در شرایط عصبانیت خود را کنترل کرده و با بحث منطقی به دعوا خاتمه دهد.

اجازه دهید از شما پشتیبانی و حمایت کند

خداوند مرد را حامی زن آفریده است. آقایون از انجام این کار لذت برده و احساس خوبی پیدا می کنند. برخی از خانم ها زیاد از حد مستقل هستند و تصور می کنند که اگر مردی بخواهد از آنها حمایت کند شخصیتشان زیر سوال می رود. آنها کلاس کاراته می روند و لباس های مردانه می پوشند، ولی با اینحال باز هم احساس ضعف می کنند. اگر به ازدواج و زندگی مشترک اعتقاد دارید، پس چرا نمی خواهید قدرت طبیعی یک مرد را قبول کنید؟

خوش اخلاق باشید

آقایون به دنبال همسری هستند که شخصیت زنانه اش شکل گرفته باشد، مهربان باشد، مرتباً داد نزند و از او ایراد نگیرد. اکثر مردها در زندگی خود به دنبال “آرامش” هستند، می خواهند اوقات خوشی را داشته باشند، و از زندگی لذت ببرند، بنابراین خوش مشرب باشید، به سرعت عصبانی نشوید، و داد و فریاد کردن را هم به کلی فراموش کنید.

بگذارید با خودش خلوت کند

آقایون نیاز دارند که مدتی را به دور از شما بگذرانند، پس فضای لازم را به آنها بدهید تا ذهن خود را متمرکز کرده و افکار خود را منسجم سازند. شاید بخواهند زمانی را با دوستان خود بگذرانند و سرگرمی های مورد علاقه شان را انجام دهند. این کار احساس خوبی در آنها ایجاد می کند و سبب می شود که بعداً سرحال تر و با نشاط تر شوند، و آیا این همان چیزی نیست که شما انتظار دارید؟ زمانیکه روز سختی را پشت سر می گذارند، مانند خانم ها تمایلی به صحبت کردن در مورد آن ندارند! اگر از شما درخواست کرد که او را راحت بگذارید، بهتر است که این کار را انجام دهید

اجازه دهید خودش باشد

برای برخی از خانم ها سخت است که شوهرشان را همانگونه که هست، بپذیرند و دوست بدارند. بیشتر خانم ها تمام مدت در تلاش هستند که مدل مو، طرز لباس پوشیدن، شغل و حتی دوستان شوهر خود را عوض کنند و آنها را مطابق با معیارهای فردی خود تعدیل نمایند. چرا به جای حرص خوردن آنها را همانگونه که هستند قبول نکرده و از زندگی لذت نبریم؟

غذای های مورد علاقه اش را درست کنید

ممکن است از مادر بزرگ های خود شنیده باشید که راه رسیدن به قلب مردها از شکمشان می گذرد! غذای مورد علاقه اش را درست کنید و یک میز شام رمانتیک برایش بچینید. روی میز شمع روشن کنید. زمانیکه او خسته از کار روزانه به خانه باز می گردد و با این صحنه مواجه می شود کاری جز در آغوش گرفتن و بوسیدن شما نخواهد کرد.

چیزی که نیاز دارد را برایش بخرید

خوب منظور ما این نیست که برایش یک بنز یا ویلا بخرید! یک هدیه کوچک و در عین حال کارامد کفایت می کند. به عنوان مثال اگر زمستان در راه است و لباس گرم ندارد، بافتن یک دستکش یا شالگردن کار خودش را می کند.

از او بخواهید که کمکتان کند

در روزها تعطیل که در خانه هستید و برنامه تفریحی ندارید از او بخواهید که در کارهایی که انجامش برایتان اندکی دشوار است به شما کمک کند. با این کار هم وقتتان پر می شود و هم احساس مردانگی بیشتری به او دست می هد. به عنوان مثال می توانید از او خواهش کنید که در گلکاری باغچه به شما کمک کند.

فعالیت های دو نفره انجام دهید

ببینید همسرتان به چه کارهایی علاقه دارد و بعد با هم برای انجام آنها برنامه ریزی کنید. اگر علاقمند به فعالیت های ورزشی است می توانید به کوهپیمایی بروید و اگر اهل موسیقی و هنر است می توانید به تماشای تئاتر و یا کنسرت بروید.

ببینید به چه چیزهای علاقه دارد و چه چیزهای را دوست ندارد

هر کس دوست دارد زندگی اش را آنطور که می خواهد اداره کند و خودش نقش اول زندگی اش را بازی کند. بنابراین مهم است بدانید که او به چه چیزهایی علاقه دارد و از چه چیزهایی دوری می کند. سعی کنید کارهایی که دوست ندارد را انجام دهید.

افکار و تمایلات خود را با او در میان بگذاریدنباید انتظار داشته باشید که او به صورت اتوماتیک همه افکار شما را حدس بزند. خیلی راحت هر چه را که در ذهن خود دارید با آنها در میان بگذارید. آنوقت دیگر غصه نمی خورید که چرا روز جشن به رستوران مورد علاقه تان نرفتید، و یا اگر به من اهمیت می داد می آمد و کامپیوترم را درست می کرد. باور کنید که ناامیدی ها شما تنها با بازگو کردن افکارتان پایان می پذیرند، روز ولنتیان شما را به رستوران مورد علاقه تان می برد، و با یک آنتی ویروس کلیه مشکلات کامپیوتر شما را حل خواهد کرد.

به او عشق بورزید

شاید این مسئله بسیاری از خانم ها را متعجب کند، اما آقایون هم دوست دارند که عاشق شوند و در مقابل عشق دریافت کنند. خیلی از خانم ها تصور می کنند که اگر با همسر خود سرد و بی احساس برخورد کنند بهتر است. متاسفانه تفکر نادرستی است؛ تا جایی که می توانید خود را نسبت به او علاقمند نشان دهید چراکه آقایون به دنبال همسری هستند که به آنها علاقه داشته و مجذوبشان باشند.

ادامه مطلب / دانلود
صفحه 1 از 2 12 بعدی
css.php