نتايج جستجو مطالب برچسب : جایزه

سندرم پاهای بی قرار چیست؟

وقتی سخن از بی‌قراری و ناآرامی به میان می‌آید، معمولا همه به یاد بی‌قراری‌های روحی می‌افتیم، غافل از این‌که فقط روح انسان از بی‌قراری رنج نمی‌برد و گاه پاها نیز دچار نوعی بی‌قراری می‌شوند که در بسیاری از موارد صدای بیماران را درمی‌آورد. این عارضه که به «سندرم پای بی‌قرار» معروف است، در زمان نشسته یا خوابیده باعث احساس ناراحتی در پاها بخصوص عصرها و شب‌ها می‌شود به طوری که فرد را وادار می‌کند از جا برخاسته، کمی راه رود تا این احساس بد از بین برود.

سندرم پاهای بی‌قرار در هر سنی ممکن است بروز کند، ولی معمولا با بالا رفتن سن، احتمال ابتلا به آن افزایش می‌یابد. از مشخص‌ترین ویژگی‌های این عارضه، اختلال خواب است که به خواب‌آلودگی در طول روز می‌انجامد.

 پاها چگونه بی‌قرار می‌شود؟

افراد معمولا علائم سندرم پاهای بی‌قرار را احساسی غیرطبیعی و ناخوشایند در ران‌ها و پاها می‌دانند که گاهی در بازوها نیز ایجاد می‌شود. حالت مور مور شدن، احساس کشیدگی در عضلات پاها یا دست‌ها، تکانه‌های ضربانی در ماهیچه‌ها، خارش، درد، احساس کشش و سوزش از جمله علائم این بیماری است. کسانی که از این مشکل رنج می‌برند، آن را از گرفتگی ماهیچه‌ای و بی‌حسی متمایز کرده، تمایل زیادی به حرکت دادن عضو پیدا می‌کنند.

 البته شدت این بیماری متفاوت است و اغلب در گذر زمان از بین می‌رود. یکی از ویژگی‌های سندرم پاهای بی‌قرار این است که این احساس غالبا بعد از نشستن یا دراز کشیدن طولانی‌مدت مانند نشستن در اتومبیل، هواپیما یا روی صندلی آغاز می‌شود، ولی معمولا با حرکت دادن پاها یا راه رفتن از بین می‌رود.

شما هم اگر با این عارضه دست به گریبانید، می‌توانید با انجام برخی کارهای ساده از قبیل کشیدن پاها، قدم زدن، راه رفتن یا ورزش دادن عضو مورد نظر از این احساس آزاردهنده خلاص شوید. گاهی افراد در طول خواب دچار پرش پا می‌شوند که کاملا غیرارادی است و بسیاری از این حملات شب‌ها و در زمان خواب رخ می‌دهد.

افرادی که به سندرم پاهای بی‌قرار مبتلا هستند، بیشتر مستعد پرش‌های عضلانی هستند به طوری که از پنج نفری که مبتلا به سندرم پاهای بی‌قرار‌ هستند، چهار نفر پرش پاها را هنگام خواب تجربه می‌کنند. با توجه به این که علت اصلی بروز سندرم پاهای بی‌قرار بدرستی شناسایی نشده، برخی حالات را می‌توان از جمله دلایل ایجاد این سندرم دانست:

بارداری با تغییرات هورمونی ایجاد شده ممکن است به طور موقت علائم و نشانه‌های سندرم پاهای بی‌قرار را تشدید کند. برخی زنان برای نخستین بار در دوران بارداری و بویژه طی سه ماهه اول این عارضه را تجربه می‌کنند.

چاقی، سیگار کشیدن، بیماری‌های اعصاب و برخی مشکلات مغز و اعصاب مرتبط با کم‌کاری تیروئید و مسمومیت با فلزات سنگین و سایر بیماری‌های هورمونی مانند دیابت و نارسایی کلیوی که با کمبود ویتامین‌ها و مواد معدنی ارتباط دارد، از دیگر عوامل مستعدکننده محسوب می‌شود. کم‌خونی و فقر آهن هم از دلایل ایجاد یا تشدید این سندرم به شمار می‌رود. حتی بدون وجود کم‌خونی، فقر آهن ناشی از خونریزی‌ معده و روده‌ای، قاعدگی با خونریزی زیاد یا نیاز به تزریق خون مداوم ممکن است بیماری را تشدید کند.

علاوه بر این، مصرف کافئین، نیکوتین، الکل، مسدود‌کننده‌های هیستامینی و شماری از داروهای ضدافسردگی نیز با ایجاد سندرم پاهای بی‌قرار مرتبط‌ است.

 از سوی دیگر، این سندرم جنبه وراثت دارد و در هر سنی ممکن است بروز کند. مشکلات خفیف ایجاد شده در گردش خون پاها مانند عروق واریسی نیز می‌تواند باعث بی‌قراری پاها شود. محققان معتقدند برخی بیماری‌ها و اختلالات مانند پارکینسون، فیبرومیالژیا، ناراحتی‌های عضلانی، مشکلات مفصلی، اختلالات گردش خون و برخی مشکلات عصبی محیطی ایجاد شده بر اثر دیابت، علائمی مشابه سندرم پاهای بی‌قرار ایجاد می‌کنند که گاه تشخیص بیماری را مختل می‌کند.

داروهای بیماری پارکینسون

این داروها با تاثیر بر ماده شیمیایی دوپامین مغز، میزان حرکت پاها را کاهش می‌دهد. پزشکان همچنین داروهای پارکینسون را به صورت ترکیبی مورد استفاده قرار می‌دهند.

داروهای صرع: برخی داروهای خاص که برای درمان بیماری صرع به کار می‌رود نیز می‌تواند باعث بهبود علائم سندرم پاهای بی قرار شود.

اوپیودها: داروهای مسکن قادرند علائم بیماری را تسکین دهند، ولی مصرف آنها در مقادیر بالا اعتیاد‌آور است. برخی از این داروها مانند کودئین، اوکسی کودون یا ترکیباتی از استامینوفن نیز می‌تواند در بهبود علائم موثر باشد.

داروهای خواب‌آور و شل‌کننده‌های عضلانی: این داروها به خواب راحت در طول شب کمک می‌کند، ولی احساس بی‌قراری پاها را از بین نمی‌برد، بلکه فقط علائم را کاهش می‌دهد. محققان معتقدند همواره ترکیبی از این داروها در درمان بیماری موثر است. بیشتر داروهایی که برای درمان سندرم پاهای بی‌قرار مورد استفاده قرار می‌گیرد، برای زنان باردار مناسب نیست و در عوض، پزشکان روش‌های خود درمانی را برای کاهش علائم بیماری در این افراد توصیه می‌کنند.

چنانچه این علائم تداوم داشته باشد، از داروهای مسکن استفاده می‌شود، اما از سوی دیگر، برخی داروها مانند داروهای ضد افسردگی و ضد تهوع می‌تواند علائم سندرم پاهای بی‌قرار را تشدید کند. پزشکان توصیه می‌کنند افرادی که در معرض ابتلا به این بیماری قرار دارند، تا حد امکان از مصرف چنین داروهایی خودداری کنند.

 اعمال تغییرات ساده در سبک زندگی نقش مهمی در کاهش علائم سندرم پاهای بی‌قرار دارد. این گام‌ها تا حد زیادی از فعالیت و بی‌قراری پاها جلوگیری می‌کند. استفاده از داروهای مسکن مانند ایبوپروفن، حمام آب گرم و ماساژ پاها و عضلات بدن، قراردادن بسته‌های یخ یا کمپرس گرم، به کار بردن روش‌های آرامبخش و استرس‌زدایی مانند یوگا، ورزش منظم، نخوردن نوشیدنی‌های حاوی کافئین از قبیل قهوه، چای و نوشابه و نیز قطع مصرف مشروبات الکلی و سیگار به کاهش علائم سندرم و بهبود شرایط بیماران کمک زیادی می‌کند.

 از دیگر درمان‌ها می‌توان به تحریک عصبی الکتریکی، مکمل‌های منیزیم و طب سوزنی اشاره کرد. از آنجا که عوامل زمینه‌ای اصلی‌ترین دلایل ایجاد سندرم پاهای بی‌قرار هستند، پزشک با انجام آزمایش خون از کمبود احتمالی آهن یا سایر مواد معدنی اطمینان حاصل می‌کند و با تجویز قرص‌های مکمل آهن، فولیک اسید، ویتامین B و منیزیم، سندرم را درمان می‌‌کند.

 محققان توصیه می‌کنند اگر از این سندرم رنج می‌برید، توصیه‌هایی را رعایت کنید تا بهتر بتوانید با این بیماری کنار بیایید. زمانی که علائم بیماری آغاز می‌شود، هرگز جابه‌جا شدن و راه رفتن را به تاخیر نیندازید و هر چه سریع‌تر ماهیچه‌های خود را حرکت دهید تا علائم بهبود یابد. اگر شرایط کاری شما نیز به گونه‌ای است که مجبورید ساعت‌ها نشسته به فعالیت ادامه دهید، شرایطی فراهم آورید تا در فواصل مختلف بتوانید بایستید یا کمی راه بروید. در این میان، ماساژ و کشیدن ماهیچه‌ها و انجام برخی حرکات کششی در طول روز کمک زیادی به بهبود علائم می‌کند.

ادامه مطلب / دانلود

تاریخ موسیقی ایران

موسیقی سنتی ایرانی، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها و آوازها، از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته و آنچه دلنشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده است؛ امروز در دسترس است. بخش بزرگی از آسیای مرکزی، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکیه متأثر از این موسیقی است و هر کدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشته‌اند. اینک قبل از بررسی خلاصه وار تاریخ موسیقی ایران باید به چند نکته توجه کرد: اول آنکه ایران باستان، کشوری پهناور بوده که حدودا شامل ۳٠ کشور امروزی بوده است و به طبع دارای اقوام، مذاهب و فرهنگهای گوناگونی بوده‌اند.

بنابراین ما نباید منتظر فرهنگی یک پارچه باشیم زیرا این اقوام در کنار هم و به کمک دستاوردهای یکدیگر به پیشرفت و تکامل رسیده‌اند و نه به تنهایی. از طرفی موسیقى اقوام و ملل مختلف در قالب ملى و بومى بر اساس قواعد و مقررات خاصى تشکیل مى‌شود. حوادث تاریخی، انقلاب‌ها، تمدن‌ها و … در پى‌ریزى مبانى موسیقى سنتى و ملى سهم بسزایى دارند. کشور ایران از لحاظ موسیقى قدمت تاریخى و درخور توجهى دارد. تاریخ‌نویسى به‌طور تخصصى امرى است جدید و موسیقى در ایران از دیرباز تا امروز داراى تاریخ نوشته شده‌اى نیست.

البته به‌جز این علت، دلایل دیگرى نیز براى این امر وجود دارد. از آنجائى‌که موسیقى هنرى است شفاهی، از سایر هنرها دیرتر و کمتر به نوشته درآمده است. شرایط ناپایدار ایران به‌دلیل هجوم‌هاى مداوم قبایل و کشورهاى بیگانه و نیز نابسامانى‌هاى داخلى موجب شد که از این نظر مستندات کافى – اگرهم وجود داشته – از بین برود و باقى نماند. طبق نظریه‌هاى برخى مورخان مشرق‌زمین، قدمت موسیقى ایرانى را در زمان هخامنشى برآورد کرده‌اند و یکى از خط و زبان‌هاى هفتگانه آن دوران که عامهٔ مردم آن را بلد بوده‌اند، احتمالاً موسیقى بوده و آوازهایى از قبیل سوگ سیاوش را با آن خط و زبان مى‌خواندند. اما از این دوران اطلاعات دقیقى در دست نیست.

البته سرودهاى مذهبى گات‌ها به‌گونه‌اى موزون به‌صورت آواز خوانده مى‌شده ولى در مذهب قدیم ایرانی، موسیقى داراى اهمیت چندانى نبوده است. ولى موسیقی غیرمذهبى به صورت رقص و آواز رایج بوده است. پس از حملهٔ اسکندر، در زمان سلوکیان و اشکانیان، ایران تحت تأثیر تمدن یونان واقع شد و تحولى در عرصهٔ موسیقى اتفاق افتاد؛ اما در حقیقت پایه‌ریزى موسیقى ایران به دورهٔ ساسانیان باز مى‌گردد و اسناد اولیهٔ موسیقى ایران متعلق به این دوران است.

از امپراتورى خسرو پرویز و شکوه دربارش بسیار گفته شده؛ وى از موسیقى‌دانان حمایت مى‌کرده؛ از مهمترین موسیقى‌دانان این دوره رامتین، بامشاد، باربد، نکیسا، آزاد و سرکش بودند که هنوز نامشان باقى است. از میان این‌ها باربد برجسته‌ترین چهره بود و داستان‌هاى زیادى بعدها دربارهٔ مهارت او در نوازندگى و آهنگ‌سازى نقل کرده‌اند. تنظیم و سازماندهى سیستم موسیقایى یعنى هفت ساختار مقامى معروف به خسروانى و سى مقام اشتقاقى (لحن) و سیصد و شصت ملودى را به او نسبت مى‌دهند. شمار آنها با تعداد روز در هفته، ماه و سال تقویم ساسانیان برابر بوده است.

امروزه به‌درستى معلوم نیست که این مقام‌ها و آهنگ‌ها چه بوده‌اند؛ اما نام‌هاى بعضى از این ‌آهنگ‌ها توسط نویسندگان دورهٔ اسلامى ذکر شده؛ نام‌هایى چون کین ایرج، کین سیاوش که شاید اشاره به حوادث تاریخى داشته‌اند و اسامى چون باغ شیرین و باغ شهریار که شکوه دربار را نشان مى‌داد، و نیز اسامى چون سبز بهار و روشن چراغ را بکار مى‌بردند. اما دربارهٔ آن آهنگ‌سازى‌ها اطلاعات درستى در اصول نظرى آن دوران وجود ندارد.

البته در بررسی دوره پیش از اسلام یکی از منابع معتبر ما همان حجاری‌ها و مجسمه‌ها و نقوش روی ظروف بدست آمده می باشد که از سال ١۵٠٠ قبل از میلاد مسیح آغاز می شود. از مجسمه های بدست آمده در حیطه قلمرو ایران باستان که در شوش بدست آمده، سازی شبیه تنبور امروزی مشاهده می شود که نمایانگر یک ساز ملودیک در آن زمانها است. در حجاریهای طاق بستان، گروه نوازندگان چنگ نواز و سازهای بادی نیز مشاهده می شود. بیشتر اطلاعات ما از دوران پیش از اسلام ایران زمین، محدود به کتب تاریخی و اشعار سده های اول دوران اسلامی است و ما اطلاعی از موسیقی کاربردی و نحوه اجرای دقیق موسیقی در آن دوران نداریم.

موسیقى دورهٔ ساسانیان هسته‌اى بود که از آن موسیقى تمدن اسلامى رشد نموده است. بعد از اسلام موسیقى ایران توقف کوتاهى داشت و بعد از چند سال دچار تغییراتى شد. اما در دوره بعد از فتح ایران توسط اعراب تا آخر دوره خلفای راشدین که در سده اول حکومت اسلامی حکمرانی می کرده‌اند (از سال یازده تا چهل و یک هجری قمری) انواع موسیقی ممنوع بود.

با روی کار آمدن بنی امیه موسیقی آزادی بیشتری پیدا کرد و از این دوران تا دوران خلفای عباسی دوره اوج شکوفایی موسیقی نظری و عملی ایران و اسلام است که در این دوران کسانی چون فارابی، ابن سینا، خواجه نصیرالدین طوسی، ابن زیله، صفی الدین ارموی، عبدالقادر مراغی، ابوالفرج اصفهانی، اسحاق موصلی، ابراهیم موصلی، قطب‌الدین محمود شیرازى و افراد بیشمار دیگری در موسیقی عملی و نظری ظهور کردند که کتب و رساله های آنها در موسیقی موجود است. به طور کلی موسیقی قبل از اسلام را باید یک نوع موسیقی عملی دانست و قاعده و نظمی بین صوتها و لحن‌ها پیدا نکرده بودند، ولی در دوره اسلامی به دست ایرانیان با توجه به قاعده های موسیقی که فیلسوفان یونانی طرح کرده بودند نهضتی در موسیقی ایران پدید آمد.

در دوران صفوى و قاجار، موسیقى تحت اختیار دربار بود و از اجتماع دور افتاد، اما شکل مذهبى آن در قالب تعزیه و نمایش‌هاى دراماتیک و نیز توسط نوازندگان و شاعران دوره‌گرد تداوم یافت، ولی البته از موسیقی که در دوران اسلامی کاربرد داشت جدا شد و رنگ ایرانی این موسیقی بیشتر شد. اهمیت موسیقی در زمان صفویه را می توان در بنای کاخ چهـلستون و اتاق موسیقی کاخ عالی قاپو مشاهـده کرد.

در دوره قاجاریه این روند به اوج کمال خود رسید و سیستم دیگری که بنام دستگاه در دوره صفویه ظهور کرده بود، کامل شد و توسط نوارندگان چیره دست آن زمان به صورت شفاهی به شاگردان سازهایی از قبیل تار، سه تار، کمانچه، نی و سنتور انتقال پیدا کرد و در همین دوران قاجاریه بود که خط نت امروزی به ایران راه یافت و سنت شفاهی اساتید موسیقی ایران که بنام ردیف است به خط نت در آمد.

از دورهٔ ناصرى به بعد نیز با تأثیرپذیرى از فرهنگ‌هاى دیگر، موسیقی قدرت خلاقهٔ بهترى یافت و دوران تازه‌اى آغاز شد. با شروع قرن بیستم به‌دلیل تأثیرات غرب، موسیقى به میان مردم آمد و رونق تازه‌اى از جهت آموزش و پژوهش به ‌وجود آمد. در اوایل دههٔ ۱۹۳۰ هنرستان عالى موسیقى در تهران تأسیس شد و آموزش غربى مبنا قرار گرفت. ارکستر سمفونیک تشکیل شد و گروه کُر سازماندهى گردید. در کنار آن موسیقى سنتى ایران طى کنسرت‌هایى با تلاش على‌نقى وزیرى برپا شد.

پس از جنگ جهانى دوم، گروه‌هاى مختلف موسیقى در رشته‌هاى مختلف و نیز جشنواره‌هاى متعدد و با حضور هنرمندان بین‌المللى در دههٔ ۱۹۷۰ در ایران برپا گردید و پایتخت، حیات موسیقیایى پرتحرکى را شاهد بود. تأثیر رادیو و تلویزیون نیز در این مورد بسیار چشمگیر بود. هنرستان عالى موسیقى و هنرستان موسیقى ملى و دانشکده موسیقى دانشگاه تهران، دانشجویان را در رشته موسیقى‌شناسى و آهنگ‌سازى غربى و نیز موسیقى سنتى ایرانى تربیت کردند و بزرگانى در عرصهٔ موسیقى ایران ظهور کردند که توانستند خدمات ارزنده‌اى براى این کشور انجام دهند. از جمله غلامحسین درویش (۱۲۵۱-۱۳۰۵)، استاد روح‌ا… خالقى (۱۲۸۵-۱۳۴۴)، استاد ابوالحسن صبا (۱۲۸۱-۱۳۳۶)، استاد على‌نقى وزیری، مهدى برکشلی، و نیز محمدتقى مسعودیه موسیقى‌شناس.

طبقه‌بندی موسیقی ایران
موسیقی سـنتی امروز ایران، که باقی مانده مقامات دوازده گـانه قـدیم است، قـبلا مفـصل تر بوده و امروز جـزئی از آن در دستـرس است. طبق روش طبقه بـندی جـدید در آواز و مقامات، که از حدود صد سال پـیش برقـرار شده، آواز و موسیقی سنـتی ایران را در دوازده مجـموعه قرار داده‌اند. از دوازده مجـموعـه تـقـسیم بـندی شده، هـفت مجموعـه که وسعـت و استـقـلال بـیـشـتری داشتـه‌اند، دستگـاه نامیده شده و پـنج مجموعـه دیگـر را که مستـقل نـبوده و از دستگـاهـهای مزبور منشعـب شده‌اند، آواز نامیده‌اند.

دستگاه
هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالی‌ای از پرده های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است و معمولاً بدین شیوه ارائه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشهٔ اوج یا مخالف دستگاه در میانهٔ ارائه کار می‌رسند، سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارائهٔ تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان می‌رسانند. موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارت‌اند از: شور، ماهـور، هـمایون، سه گـاه، چـهـارگـاه، نوا و راست پـنجـگـاه.

آواز
آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظر فواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم، دارای نت شاهد و ایست «ر» می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور، ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت «ر» گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش، روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) باز می‌گردد. آوازهای متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵ تا هستند و عبارت‌اند از:

• آواز ابوعطا، متعلق به دستگاه شور (درجه دوم)
• آواز بیات ترک (بیات زند)، متعلق به دستگاه شور، (درجه سوم)
• آواز افشاری، متعلق به دستگاه شور، (درجه چهارم)
• آواز دشتی، متعلق به دستگاه شور، (درجه پنجم)
• آواز بیات اصفهان، متعلق به دستگاه همایون، (درجه چهارم)

ردیف
موسیقی امروز ایران از دورهٔ آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازندهٔ تار دورهٔ ناصرالدین شاه) باقی مانده‌است که توسط آقا غلامحسین (برادر آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نام‌های میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی ملی ایران امروزه در دست است، بداهه‌نوازی این دو استاد می‌باشد که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود. ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثال‌های ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ «رپرتوار» در موسیقی غربی هم‌معنی است. گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زند و اوایل سلسلهٔ قاجار آغاز شده‌است. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیفی شد و جای مقام‌های چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.

از اولین راویان ردیف می‌توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی – میرزا عبدالله – آقاحسین‌قلی و… اشاره کرد. ردیف‌هایی که اکنون موجود می‌باشند: ردیف میرزا عبدالله – ردیف آقاحسین‌قلی – ردیف ابوالحسن صبا – ردیف موسی معروفی – ردیف دوامی – ردیف طاهرزاده – ردیف محمود کریمی – ردیف سعید هرمزی – ردیف مرتضی نی‌داوود – و … می‌باشند. هم‌اکنون ردیف میرزا عبدالله – صبا و دوامی‌کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می‌شوند. همچنین بر هـفت دستگـاه اصلی و پـنج آواز، تعـدادی گوشه نیز موجود است و الگـوی نوازندگـان و خوانـندگـان امروزی است. شمار این گـوشه‌ها ۲۲۸ عدد عنوان شده است.ردیف های مخـتـلف و مشهـور استادان موسیقی سنـتی صد ساله اخـیر مانـند آقا حسیـنـقـلی، میرزا عـبدالله، درویش خان و صـبا نـیـز از هـمین نـظم پـیـروی می‌کـند.

اجـرای دستـگـاه و آواز
برای اجرای یک دستگـاه با یک آواز تـرتـیـبی را باید رعـایت کرد که معـمولا این چـنـیـن است: درآمد، آواز، تصنـیف و رنگ. از زمان مرحوم درویش خان و به ابـتکـار وی، پـیش درآمد و چـهار مضراب نیـز به این سلسله مراتـب اضافه شده است.

ترانه‌های فـولکـوریک ایران
در ایران اقوام مخـتـلفی ساکـنـند که از نظر فرهـنگی و قـومی تـفاوت های بـسیاری با یکـدیگـر دارند؛ بنابراین موسیقی فولکوریک ایران دارای خصوصیات بسیار متـنوعی از نظر طرز بـیان و لحـن موسیقی است. مثـلا موسیقی آذربایجـانی، گـیلانی، خراسانی، بـخـتـیاری، کردی، شـیرازی و بلوچی نـه تـنـها در ملودی هـا، که در گـویش نـیز با یکـدیگـر بـسیار متـفاوتـند. از نظر فرم موسیقی می توان از دو نوع موسیقی بومی در ایران نام برد:

۱ – تـرانه های بومی آوازی که به صورت انـفرادی یا دسته جمعـی خوانده می شود.
۲ – رقص های محلی سازی که با سازهـای محلی به اجرا در می آید.
نمونه هایی از موسیقی فـولکوریک ایران عبارتند از: موسیقی بـخـتـیاری، لرستان و فارس، موسیقی گـیلان و تالش، موسیقی کردستان، موسیقی سواحل جنوب ایران، موسیقی سیستان و بلوچستان، موسیقی خراسان، موسیقی ترکمن و موسیقی آذربایجان. برخی دیگر از موسیقی نواحی ایران نیز شامل موسیقی مازندران، موسیقی همدان و موسیقی نمکدره‌ای می‌باشند.

سازها
سازهای مهم موجود در ایران عبارتند از: نی، دف، تار، سه‌تار، دوتار، کمانچه، قیچک، قانون، تمبک، چنگ، رباب، تنبور، سنتور، بربط، عود، داریه، ضرب، چگور، تمبیره، سرنا، دودوک (بالابان)، نی انبان، قره نی، دون علی، دو ضاله یا دوزله، دهل، دمام، تاس، نقاره، زنگ، طبل، کرنا، کوس، دیوان، هزار تار، چنگ، سنتور ایستاده، اِکتار (سازی تک سیمه) و سایر سازهای مربوط به مناطق مختلف و محلی.

ادامه مطلب / دانلود
css.php