نتايج جستجو مطالب برچسب : ازدواج‌

چگونه مادر شوهر مان را عاشق خودمان کنیم؟

دلبری و نظر مثبت مادرشوهر و پدرشوهر را به خود جلب کردن مثل تمام مهارت های زندگی نیازمند کسب مهارت و بینش است.
خانم ها زمانی که دختر کوچک خانه پدری هستند، دوست دارند، خودشان را در دل پدر و مادرشان جا کنند و به اصطلاح لوس کنند. وقتی که به سن ازدواج می رسند و راهی خانه بخت می شوند، برای دلبری کردن از همسرشان حاضرند تمام مهارت های لازم را فرا بگیرند. اما در کنار تمام این آموزش ها بدشان نمی آید که یک عروس به تمام معنا برای خانواده همسرشان باشند و به نوعی برای خانواده شوهر دلبری کنند. اما این دلبری و نظر مثبت مادرشوهر و پدرشوهر را به خود جلب کردن مثل تمام مهارت های زندگی نیازمند کسب مهارت و بینش است.
 برخی بانوان جوان و نوعروس ها زمانی که پایشان را خانه شوهر می گذارند می بینند تازه فصل آغاز بحث و جنگ و جدل بین خانواده شوهر و عروس است. در این بین هر کس می خواهد حرف خود را به کرسی بنشاند. متأسفانه از همان دوران کودکی، بحث ها، حرف ها، تصویرهای ذهنی و مثل های غلطی از خانواده همسر و مخصوصا مادر شوهر در ذهن دختران و پسران ما جا خوش کرده است و همین پیش ذهنیت ها باعث ایجاد تصورات نادرستی از خانواده همسر در ذهن آن ها شده است. بنابراین بعید به نظر نمی رسد که نوعروس ها با ذهنی پر از پیش فرض های نادرست پا به خانه بخت بگذارد و شروع به قضاوت و داوری از مادر شوهر و خواهر شوهرش کند. نتیجه چنین تصوراتی چیزی جز شعله ور شدن فضای کینه و کدورت بین عروس و خانواده شوهر نخواهد بود. اما در این جا اگر تنها به چند نکته ساده توجه نشان دهید، خواهید دید دلبری هم زیاد سخت نیست. فقط کافی است ذهنمان را از تفسیرهای غلط پاک و برای یادگیری مهارت های جدید خود را آماده کنیم
اول نقاط ضعف شخصیت خودتان بعد دیگران
از نکته های مهم ایجاد یک رابطه دوستانه و گرم بین خود و خانواده همسرمان این است که تا حد امکان نقاط ضعف خود را شناسایی و در جهت برطرف کردن آن ها تلاش کنیم. دختر خانمی که در خانواده پدری خودفردی عصبی، پرخاشگر یا زود رنج بوده مسلما وقتی پا به خانه بخت می گذارد، این اخلاق نادرست خود را یدک می کشد. پس نمی توان انتظار داشت وی بدون اینکه کنترلی بر روی رفتار و اخلاق خود داشته باشد از مادر شوهر خود دلبری کند. چنین فردی با کوچکترین ناراحتی و مسئله ای که برخلاف میل و خواسته خود باشد سریع از کوره در رفته که نتیجه آن چیزی جز جنگ و جدل بین او و طرف مقابلش نخواهد بود. پس اولین قدم آن است که واقع بینانه شخصیت خود را ارزیابی کرده و آن رفتاری را که می تواند برای زندگی مان آسیب زننده باشد شناسایی و در جهت کنترل آن اقدام کنیم
قانون “آنچه برای خود می پسندی” دلخوری ها را می شوید
برخی از نوعروسان وقتی وارد جمع خانواده شوهر می شوند از این که همسرشان با خواهر و مادر و پدرش گرم می گیرد و بگو و بخند می کند، ناراحت می شوند. شاید با خود این گونه احساس کند که من فردی غریبه برای این جمع محسوب می شوم یا اینکه دوست ندارم شوهرم بیش از اندازه با مادرشوهرم گرم بگیرید. بنابراین وقتی به خانه بر می گردیم، تازه آغاز یک دعوای حسابی بین زن و شوهر است؛ این که تو اصلا مرا تحویل نمی گیری، نمی بینی مرا و فقط به فکر شادی خودت و خانواده ات هستی. اما اگر نوعروسان بپذیرند همانطور که ما دوست داریم با خانواده خود راحت باشیم و بگو بخند کنیم، همسرمان هم چنین تمایلی دارد در آن صورت بسیاری از آن دلخوری ها مرتفع خواهد شد.
وقتی خانواده ها دخالت می کنند چه کنیم؟
متأسفانه با تمام تأکید هایی که روانشناسان حوزه خانواده در رابطه با منع دخالت خانواده شوهر و زن در زندگی تازه عروس و داماد دارند اما باز هم شاهد دخالت ها ی نابجای آن ها در زندگی زوج جوان هستیم و همین امر باعث دلخوری و گاهی تنش های عمیق در ارتباط زوجین می شود. اما برخی نوعروسان خواستار آنند که مهارت های برخورد با این نوع دخالت ها را یاد گرفته تا بدون اصطحکاک های ذهنی و روانی، رابطه صمیمانه بین عروس و خانواده همسرش پا برجا باشد. در چنین شرایطی با خویشتنداری و بدون تحکم و داد و بیداد به آن ها بگویید که در رابطه با گفته های آن ها فکر خواهید کرد. در ادامه دیگر نیازی نیست چیزی به آن ها بگویید. چنانچه موضوع به همین جا ختم نشد و باز هم شاهد اظهار نظرات نابجای آن ها شدید یادآوری کنید که در موقعیت مناسب با همسرتان مشورت کرده و تصمیم می گیرید. به یاد داشته باشید اغلب خانواده ها واقعا می خواهند در حق فرزندان خود دلسوزی کنند اما گاهی شیوه مناسبی برای این کار انتخاب نمی کنند، پس به آن ها به چشم توطئه گرهای خبیث نگاه نکنید.
چشم پوشیدن هایی که آرامش روحی می آورد
با تمام مراقبت هایی که در جهت دلبری کردن از خانواده همسر به وجود می آوریم، باز هم شرایطی پیش می آید که ما در آن شرایط دچار مشکل می شویم. در این شرایط اول بهتر است مسئله را به روشنی برای خود باز کنیم. به شکل کاملا منطقی ببینیم که مشکل اصلی من با آن ها در چیست. سپس به جای اینکه مشکل را فقط از زاویه دید خود ببینیم از نگاه مادرشوهر یا خواهرشوهر به آن بیندیشیم. هم اکنون موضوع را دوباره بررسی می کنیم. ببینیم مسئله چقدر برایمان مهم است. گاهی اوقات نیاز است از برخی مشکلات و ناراحتی های عبور کرد. چشم پوشی از خطاهای دیگران، آرامش روحی و ذهنی زیادی را برای ما به ارمغان می آورد. اما اگر مشکل را واقعا جدی تلقی می کنید بهتر است آن را با همسرتان در میان گذاشته و راه حل های مختلفی را برای برطرف کردن آن در نظر بگیرید.
تا کجا با مادرشوهرم همراهی کنم؟
از مهم ترین رکن های رفتاری که لازم است هر دختر و پسر جوان به آن واقف باشد حفظ ادب و احترام نسبت به بزرگتر ها است. هرگز با الفاظ ناخوشایند و نازل و دور از شأن یک انسان باوقار با خانواده همسرتان صحبت نکنید. اگر مادر شوهرتان دوست دارد که گاهی او را برای خرید و آشپزی و نظافت همراهی اش کنید، حتما این کار را بکنید چرا که صمیمیت و مهر بین شما و او را دو چندان می کند. اما یادتان باشد این کار را به برنامه همیشگی و روزانه خود تبدیل نکنید چرا که به دنبال آن شاید شاهد انتظارات نامعقول باشید، البته شناخت ظرفیت ها به شما کمک می کند برنامه ریزی بهتری در این باره داشته باشید.
در جنگ های خانواده همسر چه موضعی بگیرم؟
شناخت حریم هر خانواده و احترام به آن یکی از نکات بسیار مهم برای داشتن یک زندگی توأم با آرامش است. خانواده همسر شما هم از این قاعده مستثنی نیستند، بنابراین در جدل های خانوادگی شرکت نکنید یا رفتار محتاطانه تری داشته باشید و از اظهار نظر کردن در برنامه های شخصی و خانوادگی آن ها بپرهیزید. در صورتی که بین شما و خانواده همسرتان اختلافی بوجود می آید قضاوت را برعهده همسرتان بگذارید، این کار حس اعتماد شما را به همسرتان نشان خواهد داد.
ادامه مطلب / دانلود

خانم ۳۰ ساله‌ای با مشکل خانوادگی به مرکز مشاور آرامش معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان اصفهان مراجعه کرد و مشکلات خود را بیان کرد.

عاقبت ارتباط گیری زن متاهل با مرد جوان

خانم ۳۰ ساله‌ای با مشکل خانوادگی به مرکز مشاور آرامش معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان اصفهان مراجعه کرد و گفته‌های خود را اینگونه بیان کرد: مدت هشت سال است که ازدواج کرده‌ام و یک دختر شش ساله دارم. در طی این مدت لحظات خوبی با همسرم نداشتم. همسرم بسیار نسبت به من و دخترم بی‌ توجه است و به ما اهمیتی نمی‌ دهد و برایش مهم نیست که اوضاع زندگی ما چطور می‌ گذرد تا حدی که می‌ توان گفت من برای او مانند یک ابزاری هستم که فقط احتیاجات او را برآورده می‌ کنم دریغ از اینکه به نیازها و احتیاجات من توجه کند و فقط نیازهای خود را مد نظر دارد.

او ادامه داد: ما با هم از نظر رفتاری و اخلاقی مشکل داریم و مدام بر سر هر موضوع کوچکی با یکدیگر جرو بحث می‌ کنیم. رفتارهای او من را آزار می‌ دهد و کم کم باعث شد که من نسبت به زندگی‌ ام دلسرد شوم. دیگرهیچ علاقه‌ای نه به او و نه به زندگی‌ ام دارم. من دیگر او را دوست ندارم و از او سرخورده شدم و در مشکلی که برایم به وجود آمده او را نیز مقصر می‌دانم چرا که رفتارهای او باعث شد تا من دست به کاری بزنم که زندگیم خراب شود.

این خانم گفت: همسرم تا حدی بی اهمیت و بی مسؤولیت است که اگر من از بیماری و درد ابراز ناراحتی کنم هیچ عکس العملی نشان نمی دهد و حتی در آن لحظه غر زدن‌ هایش بیشتر می‌شود که چرا من برایش غذا آماده نکرده‌ام.

او افزود: زندگی من با همین روال گذشت تا اینکه این مسائل من را از زندگی با او سرد کرد و روزی به طور اتفاقی با پسری آشنا شدم. او در ابتدا برعکس همسرم به من بیش از اندازه توجه می‌ کرد ولی بعد از گذشت مدتی توجه‌ های افراطی او مرا کلافه کرد به طوری که در همه کارهای من مداخله می‌ کرد. اکنون مدت دو سال از دوستی ما می‌ گذرد و هر موقع من به خاطر عذاب وجدان تصمیم به قطع رابطه می‌گیرم او مرا تهدید می‌ کند تا حدی که یک بار جلوی دخترم من را کتک زد و حتی دوستانش نیز برایم مزاحمت ایجاد می‌ کنند.

این خانم تصریح کرد: روز قبل که با او دعوا کردم و قصد قطع ارتباط را داشتم دوستانش در خیابان با خودرو دنبالم کردند و باعث تصادف و خسارت به خودروی من شدند و این کار باعث نگرانی من شد و به همین دلیل به مشاوره مراجعه کردم. نمی‌ دانم چه کنم؟ از طرفی تهدیدات و آزارهای او را نمی‌ توانم تحمل کنم و از طرف دیگر می‌ ترسم اگر از او جدا بشوم به دخترم آسیبی برساند.

تحلیل روانشناسی پلیس:

روابط سرد و خشک و بی‌ توجهی نسبت به همسر از دلایل عمده شروع روابط یکی از زوجین با فردی خارج از خانواده و تبلور بی وفایی زناشویی است. قاعدتاً خانواده مکانی است برای رفع نیازهای همسران و فرزندان در حوزه‌های مختلف و زمانی که کارکرد رویه‌ای ضعیف و نامناسب داشته باشد، افراد مسأله دار از این شرایط بهره می‌برند.

آنچه در این پرونده مشاهده می‌شود، حاکی از آن است که سیستم ارتباطی ناسالم و آسیب زای زوجین باعث پناه بردن زن به مرد دیگری غیر از همسر خودش برای رسیدن به آرامش شده و بدون در نظرگرفتن پیامد ها و آثار و عوارض فردی و اجتماعی و خانوادگی، این رابطه به مروز زمان توسعه و پیشرفت نموده تا جایی که در حال حاضر نا امنی شدیدی را برای زن و خانواده‌اش به ارمغان آورده و او را به ورطه استیصال و بیماری کشانده است.

در واقع اگر زوجین در آغاز بروز مشکلات زناشویی از افراد متخصص در این حوزه کمک بگیرند قادر خواهند بود تا با کسب مهارت‌های ارتباطی و درمان مشکلات فردی، مشکلاتشان را حل نمایند و گرفتار افراد سود جو نشوند.

ادامه مطلب / دانلود

سؤالاتی که قبل از ازدواج باید از خود بپرسیم

میهن فال: یک کارشناس ارشد روانشناسی گفت: زندگی مشترک پیش‌نیازهای روانشناختی و ذهنی دارد که باید به آن‌ها توجه شود.

مهدی ملک‌محمد افزود: ازدواج یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی زندگی است که زندگی افراد را با تغییر روبه‌رو می‌کند اما متاسفانه، اغلب افراد بدون هیچ برنامه‌ای و بدون توجه به داشتن یا نداشتن پیش‌نیازهای لازم روان‌شناختی برای آن، تصمیم به ازدواج می‌گیرند و برای آن اقدام می‌کنند. اغلب آنها با این ذهنیت پیش می‌روند که بعد از ازدواج همه‌چیز به‌خوبی پیش خواهد رفت. اما درصد بالای طلاق نشان می‌دهد که این ذهنیت درست نیست.

وی تاکید کرد: منظور مسائل اقتصادی و بیرونی نیست که از‌جمله مهم‌ترین پیش‌نیازها است بلکه پیش‌نیازهای روان‌شناختی و آمادگی درون و ذهنی است که کمتر توجه می‌شود.

وی با بیان اینکه یکی از این پیش‌نیازها علت تصمیم برای ازدواج است، گفت: به خودتان زمان بدهید تا به این موضوع با دقت پاسخ دهید. شاید شگفت‌زده شوید اگر بدانید افراد زیادی در جامعه ما و اغلب جوامع وجود دارند که تنها به دلیل تحت‌فشار قرار گرفتن از سوی خانواده، دوستان یا جامعه ازدواج می‌کنند. اگر شما هم یکی از این افراد هستید، باید پیش از اینکه خیلی دیر‌ شود در تصمیمتان برای ازدواج تجدیدنظر کنید.

چرا می‌خواهید با این فرد ازدواج کنید؟

این روانشناس درباره این شاخص اظهارکرد: «من او را دوست دارم» یک پاسخ کافی برای این سؤال نیست، زیرا عشق برای موفقیت در زندگی مشترکتان کافی نیست بنابراین به ویژگی‌ها و صفات مشخص او فکر کنید. برای مثال، گفتن جمله «او خوب است» اطلاعات سودمندی به شما نمی‌دهد اما گفتن اینکه «او فردی بخشنده و مهربان است» اطلاعات خوبی است. به طور کلی باید به این سؤال جواب دقیقی دهید که این فرد که شما تصمیم به ازدواج با او گرفته‌اید، چه تفاوت‌های مشخصی از افراد دیگری که موردنظر شما برای ازدواج قرار نگرفته‌اند دارد؟

چه خصوصیات و ارزش‌های بنیادینی دارید که می‌توانید با همسر آینده‌تان تقسیم کنید؟

وی تاکید کرد: قبل از اینکه به همسر آینده‌تان قول و تعهد بدهید که چه مواردی را در زندگی مشترک انجام خواهید داد، باید در مورد آنها گفت‌وگو کنید البته دفعه اول صحبت درباره ارزش‌های بنیادین لازم نیست.

میان شما و همسر آینده‌تان چه تفاوت‌های بنیادینی وجود دارد؟

ملک‌محمد تصریح کرد: شور و اشتیاق و شادی داشتن یک رابطه عاشقانه می‌تواند جلوی دید شما را تیره و کدر کند. نزدیک‌بینی عشق تا وقتی که تنها به زندگی رویایی با معشوق‌تان فکر می‌کنید، میدان دید شما را محدود می‌کند. در این حالت، شما تنها شباهت‌هایتان را برجسته می‌کنید و می‌بینید اما مهم است که دیدتان را دوباره متمرکز کنید و به تفاوت‌های خود و فردی که می‌خواهید با او ازدواج کنید نیز فکر کنید. با این کار شاید متوجه تفاوتی شوید که شما نمی‌توانید با آن زندگی کنید.

درباره زندگی مشترک چه خیالات و رویاهایی در سر دارید؟

ملک‌محمد در پایان اظهار کرد: شما و همسر آینده‌تان در باره ازدواج انتظاراتی دارید. موقعی که انتظارات‌تان بسیار متفاوت از انتظارات همسر آینده‌تان باشد احتمالاً زندگی‌تان دچار تعارضات جدی می‌شود. برای مثال، او انتظار دارد که هر جمعه هردویتان به دیدار خانواده‌اش بروید، در حالی‌که تصور شما این است که روزهای تعطیل تنها باشید. بسیاری از همسران چنین تصوراتی را دارند که به دلیل مشخص نکردن آن پیش از ازدواج تنها بعد از ازدواج و مواجه‌شدن با تغییراتی که بخش طبیعی یک زندگی مشترک است، از خواب بیدار می‌شوند.

ادامه مطلب / دانلود
ازدواج های نامتعارفی را این روزها می بینیم. ازدواج هایی که معیارهایشان تناسبی با هم ندارند و در نتیجه خیلی زود به جدایی می رسند.

چالش‌های ناهمگون در ازدواج‌

در مساله ازدواج تفاوت‌های فردی زیادی وجود دارد یعنی هیچ دو ازدواجی نیست که بر اساس ملاک‌های ثابتی صورت گرفته باشد. در این شرایط باید بررسی کرد که اساساً یک ازدواج موفق بر اساس چه ملاک‌هایی باید صورت بگیرد و تا چه اندازه ازدواج‌هایی که در حال حاضر انجام می‌شود بر اساس معیارهای درست است. باید به این نکته توجه شود که در حال حاضر ما در ازدواج‌های امروزی شاهد نوعی ناهمگونی هستیم و هر کسی بر روی ملاک خاصی تاکید می‌کند. به هم ریختگی معیارها در ازدواج باعث پدید آمدن ازدواج های ناموفق و پنهان کاری در زندگی های امروز شده است که نهایتا در زندگی منجر به مسایلی مانند خیانت و عدم وفاداری زن و مرد نسبت به هم خواهد شد.

سن‌های نامتناسب

در حال حاضر شاهد ازدواج‌هایی هستیم که به سن توجه نمی‌شود و به مساله هم سنی زوجین و یا زوج‌هایی که زنان از مردان بزرگتر هستند در سال‌های اخیر به عنوان پدیده جدید شاهد هستیم که در گذشته این گونه ازدواج‌ها معنایی نداشت و یا امروزه شاهدیم مساله مناطق جغرافیایی نادیده گرفته می‌شود و افراد با وجود منطقه جغرافیایی متفاوت با هم ازدواج می کنند. در واقع نوعی تحرک و انتقال را در ازدواج‌ها شاهد هستیم به طور نمونه در گذشته ازدواج‌ها درون فامیل، درون روستا، درون شهرستان بود ولی در حال حاضر این گونه از تغییرات به وجود آمده است.

در مساله تناسب سنی باید به این نکته توجه شود که در اکثر فرهنگ‌ها به دلیل مسایل فیزیولوژیکی جنسی بهتر است که زن از مرد کوچکتر باشد و این به دلیل این است که زن نیاز به حمایت دارد، زن، موجودی حمایت طلب است و زن از برتر بودن همسر خود احساس افتخار و رضایت درونی می‌کند. ولی این احساس در شرایط بالعکس وجود ندارد و مرد احساس حقارت می‌کند، برای مثال، در مواردی مانند تناسب تحصیلی، اگر پسر دیپلمه با یک خانم پزشک ازدواج کند، هیچ گاه مرد احساس غرور نخواهد کرد، بلکه احساس حقارت می‌کند و احتمال شکست این گونه ازدواج‌ها بیشتر است، چون در این شرایط مرد می‌خواهد بر احساس حقارت خود غلبه کند، ناخودآگاه همسر خود را اذیت می‌کند و برای او محدودیت به وجود می‌آورد. البته باید به این مساله توجه شود که تمامی این ملاک‌ها در یک شخص وجود ندارد، بلکه باید به مجموعه‌ای از ویژگی‌ها و تناسبات نگاه کرد و از طرفی نسبی است.

مخالفت خانواده‌ها

در گذشته بسیاری از ازدواج‌ها بر اساس همسانی طبقات اجتماعی و اقتصادی بود. به طور مثال پسر یک کدخدا با دختر کدخدای دیگر ازدواج می‌کرد ولی در حال حاضر این طور نیست و امکان دارد پسر پولداری با دختری از طبقه متوسط با هم ازدواج کنند. از طرفی امروزه شاهد بسیاری از ازدواج‌ها هستیم که خانواده‌ها موافق نیستند که این مساله هم در گذشته بسیار کم بود و در گذشته معتقد بودند که خانواده‌ها با هم وصلت می‌کنند.

امروزه به تناسب خانواده‌ها توجهی نمی‌شود و دختر و پسر می‌گویند که ما می‌خواهیم با هم زندگی کنیم، در صورتی که این درست نیست، در روانشناسی به عوامل پشت پرده مانند خانواده‌ها عوامل مکنون و یا نهفته می‌گوییم. باید به این مساله توجه شود اگر پدر و مادرها مخالف ازدواجی باشند، مرتب سمپاشی می‌کنند و این زمینه‌ای برای شکست می‌شود، اما اگر موافق باشند فضا را برای ازدواج تلطیف می کنند.

عشق یا عقل؟

در یک ازدواج موفق ما دو بعد منطقی و احساسی داریم. ابعاد منطقی ازدواج که با شناخت خود شروع می‌شود و به دیگر شناسی، هدف شناسی، تناسب اخلاقی، تناسب اعتقادی و مذهبی، تناسب سنی، تناسب ظاهری و جسمی، تناسب فرهنگی و اجتماعی، تناسب خانوادگی، تناسب اقتصادی، تناسب هوشی، تناسب تحصیلی، تناسب در رغبت‌ها و علایق، تناسب جغرافیایی و به تناسب سیاسی می‌رسد. ما در یک ازدواج موفق اول به بعد منطقی که شامل تناسبات گفته شده است، توجه می‌کنیم و بعد به مساله دوست داشتن و عشق ورزیدن می‌پردازیم.

عشق، محبت و دوست داشتن ناگهانی به وجود نمی‌آید، بلکه به مرور زمان ایجاد می‌شود. به همین دلیل است که در ازدواج باید ابتدا به ابعاد منطقی ازدواج توجه کنیم، چون زمانی که دو طرف تناسب‌های لازم را با هم داشته باشند، احتمال ایجاد محبت هم در آنها افزایش می‌یابد و بر این اساس ازدواج‌ها موفق می‌شود.

ازدواج‍های تک معیاری

امروزه شاهد بسیاری از ازدواج‌ها هستیم که فرد فقط به دلیل موقعیت شغلی، مالی و یا تحصیلی با فردی ازدواج می‌کند و به مابقی تناسبات توجهی نمی‌کند، متأسفانه ازدواج‌هایی که بر این اساس شکل می‌گیرند از جمله ازدواج‌هایی هستند که به شکست می‌رسند. ازدواج زن و یا مرد به خاطر ترحم، اقدام به ازدواج بعد از فوت یکی از نزدیکان در شرایطی که فرد در شرایط نیاز عاطفی شدید قرار دارد، اقدام به ازدواج به دلیل فرار از خانواده نامطلوب و هر نوع شتاب‌زدگی در ازدواج باعث ایجاد این شکست خواهد شد.

هارمونی ملایم

گاهی ازدواج‌هایی را می‌بینیم که در طول یک ماه، پس از آشنایی به ازدواج ختم می‌شود. بدیهی است این نوع شتاب‌زدگی است که منجر به شکست می‌شود، ازدواج باید با یک سرعت و هارمونی ملایم پیش برود. توصیه ما به زنان و مردان در آستانه ازدواج این است که سه ماه آشنایی، یک سال نامزدی رسمی، زیرا اصل بر این است که دختر و پسر در موقعیت‌های طبیعی و واقعی همدیگر را بشناسند. بعد از یک سال نامزدی باید بررسی شود و اگر احتمالات برای زندگی موفق بالاتر رفته بود، آنگاه عقد و بعد عروسی و زندگی مشترک صورت گیرد.

چالش‌های ناهمگون در ازدواج‌

سنتی می‌پسندید یا مدرن؟

ازدواج‌ها را بر اساس سنتی بودن و یا جدید بودن نمی‌توانیم بررسی کنیم. ازدواج‌ها بر اساس هم‌کفو بودن و یا هم کفو نبودن مورد بررسی قرار می‌گیرد. این تناسب‌ها در هر شرایط زمانی که رعایت شود می‌تواند یک ازدواج موفق را به وجود آورد و اگر رعایت نشود ازدواج ناموفق به بار خواهند آورد. ما باید تفاوت‌های فردی و فرهنگی همدیگر را بشناسیم، بپذیریم و با آنها کنار بیاییم.

خط قرمزهای ازدواج

دوستی‌های قبل از ازدواج به همراه روابط آزاد قبل از ازدواج موجب نوعی بد بینی، سوء ظن و محافظه کاری در دختران و پسران شده است.

وقتی افراد با هم ارتباط آزاد دارند، زمانی که می‌خواهند ازدواج کنند شک بر اینکه آیا فرد مورد نظر با شخص دیگری رابطه داشته است یا نه؟ موجب می‌شود ازدواج شخص به تأخیر بیفتد.

باید به این مساله توجه شود که این مساله یک آفت است. دوستی با جنس مخالف با روابط آزاد جنسی قبل از ازدواج متفاوت است. در آشنایی قبل از ازدواج، خط قرمزهایی وجود دارد و آن دسته از دختران و پسرانی که این خط قرمزها را رعایت می کنند ازدواج‌های موفق‌تری دارند. به همین دلیل به دختران و پسران توصیه می‌کنیم عفت و پاکدامنی خود را همواره، به ویژه پیش از ازدواج حفظ کنند. البته افرادی که این مسایل را رعایت نمی‌کنند، مسایلی مانند اختلال شخصیت، مشکلات فرهنگی و کمرنگ شدن باورهای مذهبی وجود دارد.

ادامه مطلب / دانلود
صفحه 10 از 10«... قبلی 8910
css.php