دوشنبه , 19 فوریه 2018
خانه / بایگانی برچسب: ضرب المثل

بایگانی برچسب: ضرب المثل

ضرب المثل گر رَستم از دست تیرزن من و کنج ویرانه ی پیرزن

ضرب المثل گر رَستم از دست تیرزن من و کنج ویرانه ی پیرزن یکی بود یکی نبود. پیرزن فقیری بود که توی کلبه ی کوچکش یک گربه داشت. گربه همدم پیرزن بود امّا پیرزن غذای به درد بخوری نداشت که به گربه بدهد پیرزن گربه را خیلی دوست داشت. گربه هم گاه گاهی موشی شکار می کرد و می خورد …

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل نه ناخویشش به ناخوشی آدم می بره و نه…

یک حکیم باشی بود که به معاینه ی بیماران می پرداخت. روزی که صدای آه و ناله ی بیماری توجهش را جلب کرد وقتی از مطب خارج شد. دید که بیماری هست که از درد گلایه می کند و می خواهد که خارج از نوبت معاینه بشود. بیماران دیگر هم قبول کردند که

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل خر برفت و خر برفت و خر برفت چیست؟

معنی ضرب المثل خر برفت و خر برفت و خر برفت چیست؟ این مثل را در مورد افرادی می گویند که از دیگران تقلید نابه جا و کورکورانه می کنند و خیر و صلاح خویش را در نظر نمی گیرند. روزی بود؛ روزگاری بود؛ درویش پیر و شکسته ای بود معروف به درویش غریب دوره گرد که

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل جنگ زرگری چیست؟

معنی ضرب المثل جنگ زرگری چیست؟ در روزگاران قدیم هر گاه مشتری به ظاهر پولداری وارد بعضی از دکان‌های زرگری می‌شد و از کم و کیف و عیار و بهای جواهر پرسشی می‌کرد، زرگر فوراً بهای جواهر مورد پرسش را چند برابر بهای واقعی آن اعلام می‌کرد و به شکلی (مانند علامت یا چشمک و فرستادن شاگردش)، زرگر مغازه همسایه …

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل آن روزی کشته شدم که آن گاو سفید را کشتی

معنی ضرب المثل آن روزی کشته شدم که آن گاو سفید را کشتی می گویند در چمنزاری دور از دهکده، سه گاو و یک شیر با هم زندگی می‏کردند. یکی از گاوها حنایی بود، یکی سیاه و دیگری سفید با این که شب و روز شیر به فکر خوردن گاوها بود؛ ولی چون آنها سه گاو بودند، او جرات نمی‏کرد …

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل قاضی دیوان بلخ

معنی ضرب المثل قاضی دیوان بلخ اگر چشم قاضی به دوستان و بستگان افتد و گوشی قاضی هر ندایی را پذیرا باشد آنچنان دیوان و دارالقضا را به دیوان بلخ تشبیه کنند. آورده اند که… در زمان قدیم در شهر بلخ شبی دزدی از دیوارخانه ای بالا رفت. تصادفاً در حین بالا رفتن از دیوار پایش لغزیده به زمین افتاد …

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل یک روز من یک روز استاد

معنی ضرب المثل یک روز من یک روز استاد مرد کشاورزی بود که خودش سواد نداشت اما می گفت: «بی سواد کور است.» و خیلی دلش می خواست بچه اش با سواد شود و خواندن و نوشتن یاد بگیرد. در آن روستا مدرسه نبود تا کشاورز بچه اش را به آنجا بفرستد. به همین دلیل، تصمیم گرفت که

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند

معنی ضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند یکی بود، یکی نبود. دانشجویی بود که هزار جور گرفتاری داشت. درس هایش زیاد بود. پول نداشت در شهری دور از زادگاهش درس می خواند روزی سرش را انداخته بود پایین و توی فکر بود راه می رفت که ناگهان سرش به تیرک سایبان یکی از مغازه ها خورد و …

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل مهمان روزی خودش را با خودش می آورد

معنی ضرب المثل مهمان روزی خودش را با خودش می آورد این ضرب المثل در فواید و آثار مهمان‌داری و مهمان‌نوازی و در نکوهش کسانی که تنگ‌نظرند و چشم دیدن مهمان را ندارند استفاده می شود. روزی مهمانی به کلبه محقّر مرد صاحب بصیرت وارد شد. آن مرد، مَقدم او را گرامی داشت و

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل برای خوردن سپهسالار، برای دعوا بنه پا

ضرب المثل برای خوردن سپهسالار، برای دعوا بنه پا این مثل در مورد کسی گفته می شود که همیشه شانه از زیر هر نوع کار و مسئولیتی خالی کند و در عوض پر توقع و ناراضی باشد و منافعش را بیش از دیگران در نظر بگیرد. می گویند دو برادر بودند که همیشه و همه اوقات حتی در سفر هم …

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

معنی ضرب المثل عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد آورده اند که: مردی پارسا به بازار شهر رفت و گاوی خرید و به سوی خانه اش بازگشت. گاو، درشت و چالاک بود. برای همین در میان راه، دزدی هوس کرد که آن را تصاحب کند. لذا سایه به سایه مرد پارسا به راه افتاد. هنوز مدتی نگذشته بود که …

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل کیه که قدر بدونه

معنی ضرب المثل کیه که قدر بدونه در زمان فتحعلی شاه سفیر فوق العاده ای از راه خلیج فارس به ایران آمد. سفیر در بین راه مهمان حکام و بزرگان ولایات می شد. از جمله یک بار یکی از اعیان سفیر را به ضیافت دعوت کرد و بر سر سفره بشقاب خورش قورمه سبزی را جلوی سفیر گرفت و به …

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل کار نشد ندارد

معنی ضرب المثل کار نشد ندارد پسر جوانی با پدرش بر روی زمینی، کشاورزی می کردند! مدتی گذشت و زمین اصلاً آماده ی بذر پاشی نشد. پسر در همان آغاز کار ناامید شد و به پدر گفت:”این کار اصلاً شدنی نیست! این زمین خشک و بایر است و بی جهت وقت خود را تلف می کنیم! ” ولی پدر همچنان …

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل صدایش صبح بلند می شود

معنی ضرب المثل صدایش صبح بلند می شود در روزگاران گذشته، دزدی وارد شهر بزرگی شد، گشتی در بازار شهر زد و فهمید مردم این شهر دادوستد پررونقی دارند و روزانه پول زیادی در بازار ردوبدل می‌شود. دزد تصمیم گرفت شب كه همه در حال استراحت هستند و بازار خلوت است با شاه كلیدش قفل یكی از مغازه‌ها را باز …

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل حق نان و نمک

معنی ضرب المثل حق نان و نمک یعقوب لیث در جوانی، عیاری پیشه کرده بود. شبی به همراه یاران خود به خزانه درهم بن حسین که در آن موقع از اعیان سیستان بود، دست یافت و تمام جواهراتش را به خارج شهر انتقال داد. اتفاقا در میان جواهرات، تکه سنگی به شکل بلور دیده شد که در الماس بودنش تردید …

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل آنجا که یوسف است، که گویند ز پیرهن

معنی ضرب المثل آنجا که یوسف است، که گویند ز پیرهن این مثل داستانی دارد؛ می‏گویند حضرت یعقوب پسران زیادی داشت؛ اما در میان آنها حضرت‏یوسف را بیشتر از همه دوست داشت. به همین دلیل، برادران یوسف به او حسادت کردند و روزی پدرشان را راضی کردند تا یوسف را به صحرا ببرند. در آنجا یوسف را به چاه انداختند …

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل معما چون حل گشت آسان شود چیست؟

معنی ضرب المثل معما چون حل گشت آسان شود چیست؟ شخصی در محفلی، تخم مرغ پخته ای را روی میز گذاشت و به حاضران گفت: آیا در میان شما کسی هست که بتواند این تخم مرغ را از سر تیزش روی میز بنشاند؟ چند نفری پیش آمدند و دقایقی در نشاندن تخم مرغ تلاش کردند و

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل هرکه نقش خویش بیند در آب چیست؟

معنی ضرب المثل هرکه نقش خویش بیند در آب چیست؟ یکی بود، یکی نبود. پیرزن و پیرمردی بودند که فقط دو دختر داشتند.دخترها شوهر کرده و از پیش آنها رفته بودند. روزی از روزها پیرمرد برای سر زدن به دخترها ودامادهایش ازخانه خارج شد. زن در خانه ماند تا از گاو و گوسفند ها مراقبت کند . پیرمرد سوار خرشد …

ادامه مطلب

معنی ضرب المثل کسی از توپ های خالی شما نمی ترسد

معنی ضرب المثل کسی از توپ های خالی شما نمی ترسد این مثل را در جواب تهدیدات و توپ و تشرهای تو خالی اشخاص ایراد می کند. آورده اند که… در زمان ناصرالدین شاه قاجار وقتی بلوایی در اصفهان ایجاد شد و چند نفر به قتل رسیدند، شاه غضبناک گردید و حاج شیخ محمد تقی مسجد شاهی معروف به آقا …

ادامه مطلب
میهن فال را
دوست دارید
امتیاز دهید: