فیلم زندانی ها

نتايج جستجو مطالب برچسب : درباره ازدواج

۲۰ حقیقت مهم درباره ی ازدواج که باید بدانید

۸ باور غلط درباره عشق و ازدواج

۱- هر کسی نیمه‌گسترده‌ای دارد (تفکر جادویی): برخی بر این باورند نظام هستی آنچنان برنامه‌ریزی و تنظیم شده است که برای هر فردی یک نفر و فقط یک نفر به عنوان جفت مناسبش ساخته شده یا باید منتظر باشد تا تقدیر و سرنوشت آن فرشته گمشده (یا سوارکار با اسب سفید) را طی یک حادثه اتفاقی در برابر او ظاهر کند، یا اینکه افراد معتمدی را امتحان کند تا اینکه نیمه‌اش را پیدا کند. گروه اول برای پیدا کردن همسر و ایجاد رابطه تلاش نخواهند کرد مگر سطحی و گروه دوم از یک رابطه به رابطه‌ای دیگر می‌روند تا شاید گمشده خود را پیدا کنند.

۲- در صورت از دست دادن معشوق‌شان دیگر نباید رابطه جدیدی را آغاز کنند! در حالی که

ادامه مطلب / دانلود
باورهای غیر واقع بینانه همان افکار یا انتظارات غیر منطقی هستند. غیر منطقی بودن باور ها به این معناست که افراد را از دستیابی به اهداف اساسی شان باز می‌دارند و نامعقولند و با واقعیت ناساز گار. اگر افراد باورها یا انتظارت غیر واقع بینانه ای در مورد انتخاب همسر داشته باشند، بیشتر احتمال دارد که دچار تردید، ناکامی و دلسردی شوند. هدف این مطلب شناساندن رایج ترین باور های غیر منطقی در مورد انتخاب همسر است.

باورهای غیر منطقی درباره ازدواج

1- شاهزاده رویاها

فکر می کنید تنها یک شخص مناسب در دنیا برای ازدواج با هرشخصی وجود دارد. سوالاتی که اینجا مطرح می شود اینهاست: یک فرد چگونه تعیین می کند که چه موقعی این فرد مناسب را خواهد یافت؟

آیا ممکن است در مواجهه با آن شخص مناسب احساس خاص و جادویی را تجربه می کند؟ آیا در انتظار آمدن آن شخص مناسب، شانس های دیگر فرد برای ازدواج از دست نخواهد رفت؟

بی تردید، چنین باوری باعث انفعال در فرایند انتخاب همسر می شود. برای مثال، برخی از افراد باور دارند که شاهزاد رویاهایشان سر انجام می رسد و بنابراین، هیچ دلیلی وجود ندارد که فعالانه به شناخت دیگران برای ازدواج بپردازند.

2- همسر کامل و بی نقص

برخی از افراد باور دارند تا زمانی که شخص کاملی برای ازدواج نیافته اند نباید ازدواج کنند. چنین تمایلی برای کمال، توانایی فرد را برای یافتن راه حل ها کاهش می دهد و می تواند منجر به عکس نتیجه دلخواه شود. همه ما در دنیای احتمالات زندگی می کنیم. میل به حقیقت کامل تنها منجر به بزرگ شدن بیش از حد انتظاراتی می شود که نمی تواند رضایت بخش باشد و در نتیجه باعث تردید و اضطراب می شود. افرادی که این باور را دارند اغلب در گیر روابط کوتاه مدت می شوند. یعنی، به جای شناخت درست فرد مقابل شان آنها را با معیارهای نادرست خود ارزیابی می کنند. بیهودگی این باور با این نظر تقویت می شود که بدانیم افراد طی زمان تغییر می کنند. شخصی که در شروع ازدواج به نظر می رسد که فرد کاملی است ناگزیر بعدا چنین به نظر نخواهد رسید.

3- کامل بودن خود

برخی افراد باور دارند که هر فرد قبل از اینکه تصمیم به ازدواج بگیرد باید کاملا احساس کفایت و قابلیت را برای همسر بودن داشته باشد. این افراد به دلیل این باور به مدت طولانی مجرد می مانند، زیرا افراد معدودی هستند که کاملا احساس کفایت در این مورد دارند. به علاوه، ازدواج موفق به همکاری و تلاش دونفر نیاز دارد و کامل بودن یک نفر برای موفقیت ازدواج کافی نیست. البته برخی افراد از این باور به عنوان توجیهی برای ترس اساسی شان از ازدواج استفاده می کنند. یک باور جایگزین معقول تر در اینجا می تواند این باشد که فرد باید نسبتا احساس قابلیت همسر بودن را داشته باشد، اما اکثر افراد به دلیل اضطراب نمی توانند قضاوت درستی از میزان قابلیت و کفایت خود در این مورد داشته باشند. اضطراب نباید فرد را از ازدواج کردن دور کند. این موضوع را هم نباید از نظر دور داشت که هیچکس کامل نیست.

4- رابطه کامل

برخی افراد باور دارند که هر زوج باید قبل ازازدواج ثابت کنند که رابطه شان خوب است. این افراد به مدت طولانی ازدواج خود را به تعویق می اندازند تا برایشان ثابت شود رابطه شان خوب خواهد بود. آنها حتی موقعیت هایی ایجاد می کنند تا قدرت رابطه شان را امتحان کنند و بارها وبارها نامزدشان را ازمایش می کنند. احتمالا پس از مدتی، نامزد این فرد از این ازمون ها خسته می شود و رابطه را قطع می کند. باید توجه داشته باشیم که متاسفانه، ما در دنیایی ناکامل با آدم ها و روابط نا کامل زندگی می کنیم. به علاوه، استرس ها و بحران ها و چالش های آتی رابطه را نمی توان به درستی پیش بینی کرد.

5- متضادهای مکمل

یک باور اشتباه این است که شخص باید کسی را برای ازدواج انتخاب کند که ویژگی های شخصیتی اش متضاد با او باشد. پیامد منفی این باور این است که افراد را تشویق می کند تا به جای افراد مشابه در جست وجوی افراد متفاوت از خودشان باشند. برای مثال، شخص فکر می کند که به جای تغییر خود به دنبال کسی باشد که متضاد با او باشد و ضعف های اورا بپوشاند. اگرچه در برخی موارد متضادها جذابند، ازدواج با کسی که صفاتش به نحو چشمگیری متفاوت است معمولا منجر به تعارض و نارضایتی می شود.

6- انتخاب کردن ساده است

برخی افراد باور دارند که انتخاب همسر ساده است. این باور بر اساس این تصور رایج قرار دارد که ازدواج و انتخاب همسر شانسی است. این افسانه باعث می شود که افراد از پذیرش مسئولیت شکست در روابط و همچنین، در کمک به رشد رابطه شانه خالی کنند. این باور موجب امتناع افراد از حضور در جلسات مشاوره پیش از ازدواج می شود.

ادامه مطلب / دانلود
باورهای نادرست درباره ازدواج، یکی دوتا نیستند و معدودی که به آن اشاره شد، تنها مشتی نمونه خروار است. در «ازدواج و سلامت جنسی» این هفته، نگاهی می‌اندازیم به برخی از رایج‌ترین باورهای نادرست درباره ازدواج.

رایج‌ترین باورهای نادرست درباره ازدواج

ازدواج کند، خوب می‌شود!

یکی از باورهای نادرست درباره ازدواج این است که ازدواج می‌تواند به بهبود بیماران روان‌پزشکی کمک کند. منشاء شکل‌گیری این باور، این تصور نادرست است که مشکلات جنسی، علت بروز بیماری‌های روان‌پزشکی هستند بنابراین اگر فرد از نظر جنسی ارضا و خلاء ناشی از نیاز جنسی او پر شود، شفا خواهد یافت!

معمولا خانواده‌هایی که چنین باور نادرستی دارند، فرزندان بیمار خود را به ازدواج تشویق می‌کنند و اگر در این کار موفق نشوند، به زور و اجبار متوسل خواهند شد درحالی که بروز بیماری‌های روان‌پزشکی علل متعددی دارند؛ عوامل ژنتیکی، تجربه‌های زندگی، یادگیری و عوامل اجتماعی می‌توانند دست به دست هم دهند و باعث بروز بیماری شوند. دارودرمانی و روان‌درمانی بهترین گزینه‌های درمانی هستند، نه ازدواج.

ازدواج نوعی تغییر است و هر تغییری چه مثبت و چه منفی، استرس‌زاست. ازدواج به‌عنوان تغییری مثبت و مهم، فشار روانی زیادی به بار می‌آورد. اگر والدین با این دید به ازدواج نگاه کنند، متوجه خواهند شد ازدواج نه‌تنها به درمان بیماری‌های روانی کمکی نمی‌کند بلکه به عنوان یک عامل استرس‌زا می‌تواند این بیماری‌ها را تشدید کند بنابراین اگر قرار است ازدواجی انجام شود، بهتر است زمانی باشد که بیماری روانی فرد درمان شده باشد. در این‌گونه موارد برای ازدواج فرد بهتر است نظر نهایی درمورد بهبود بیمار را پزشک اعلام کند، نه خانواده‌.

قیافه عادی می‌شود!

خیلی‌ها به دختر و پسری که در شرف ازدواج هستند، می‌‌گویند: «قیافه را جدی نگیر»، «قیافه اصلا مهم نیست چون پس از گذشت زمان برایت عادی می‌شود». البته این درست است که معیارهای زیبایی نسبی هستند و هرکس بنا به سلیقه شخصی خود معیارهای متفاوتی دارد. این هم درست است که اگر زیبایی و جذابیت جسمانی به عنوان مهم‌ترین ملاک یا تنها ملاک مدنظر قرار گیرد، انتخاب همسر مشکل خواهد بود. اما نباید منکر این حقیقت شد که زوج‌ها باید تا اندازه‌ای برای هم جذابیت داشته باشند و به اصطلاح ظاهر همدیگر را بپسندند تا به ازدواج با هم رغبت پیدا کنند. گرچه این باور که با گذشت زمان، قیافه و زیبایی طرف مقابل عادی می‌شود، تا اندازه‌ای درست است؛ اما نکته‌ای که باید به آن توجه داشت، این است که چهره زیبا و جذاب به مرور عادی می‌شود درحالی که چنین چیزی در مورد قیافه زشت صدق نمی‌کند.

با چادر سفید برو با کفن بیا

بسیاری از والدین در شهرها و روستاهای کشورمان هنوز هم به این باور پایبندند که اگر دختری را با چادر سفید به خانه بخت فرستادند، باید به هر روشی با هر موقعیت دشواری کنار آید و فقط مرگ باید او و همسرش را جدا کند. این اعتقاد نادرست در بسیاری از مواقع باعث می‌شود عروس در یک وضعیت نابسامان و آزاردهنده، تنها راه نجات خود را خودکشی، خودسوزی، ‌فرار از خانه یا تسلیم و پذیرفتن این نوع زندگی بداند.

تا عاشق نشدی، ازدواج نکن!

ابتدا لازم است بین عشق و علاقه تفاوت قائل شد. عشق، به معنای علاقه شدید و خواستن بی‌اندازه‌، توام با شیفتگی نسبت به طرف مقابل است. چنین چیزی می‌تواند به احساسات خوشایندی مانند تعلق، لذت، شعف و سرخوشی منتهی شود. توجه بیش‌ازحد به عشق، مانع دیدن واقعیت‌ها می ‌شود. افراد عاشق اغلب تحت‌تاثیر عواطف مثبت و شدید و خطاهای شناختی، دچار تحریف اطلاعات می‌شوند.

رایج‌ترین باورهای نادرست درباره ازدواج

در چنین وضعیتی برخی اطلاعات مربوط به معشوق رنگ می‌بازند، برخی پررنگ‌تر و برخی کمرنگ می‌شوند. درنتیجه می‌توان گفت عشق قبل از ازدواج می‌تواند تا اندازه‌ زیادی مشکل‌آفرین باشد درحالی که علاقه‌مندی قبل از ازدواج مانعی ایجاد نمی‌کند. چه بسا افرادی که به دیگری علاقه‌مند هستند اما با وجود علاقه از توانایی قضاوت درست برخوردارند یعنی طرف مقابل را با امتیازها و ضعف‌هایش در نظر می‌گیرند. این گروه می‌توانند انتخاب مناسبی داشته باشند.

شانس فقط یک بار در خانه را می‌زند!

اعتقاد به این باور نادرست باعث می‌شود فرد در فرایند تصمیم‌گیری، تحت فشار الزام درونی «شانس» قرار گیرد زیرا داشتن چنین باوری همواره این احساس را در فرد ایجاد می‌کند که مبادا با رد کردن پیشنهاد ازدواج فرد موردنظر، شانس ازدواج را برای همیشه از دست بدهد…

ترس و اجتناب حاصل از اعتقاد به این باور، باعث می‌شود فرد عجولانه به کسی که شناخت کافی از وی ندارد، پاسخ مثبت بدهد زیرا نگران است این موقعیت را از دست بدهد و مورد مناسبی هم سر راهش قرار نگیرد.

ادامه مطلب / دانلود
با وجود اینکه شوهر هر کس، منحصر به فرد است، اما همواره به یاد داشته باشید که اساساً همه ی آنها چون شوهر هستند، ویژگی های مشترک بسیاری نیز دارند. شما می توانید با شناخت این ویژگیها، زندگی بهتر و شادتری برای خود و همسرتان بسازید!

حقایقی درباره‌ی شوهر شما

به شوهرتان، اعتماد کنید!

آیا می خواهید همسر خوبی باشید؟ پس به شوهرتان، اعتماد کنید! با اعتماد کردن، در او احساس قدرت به وجود می آورید. و این احساس قدرت، می تواند بزرگترین حامی شما در زندگی باشد. گذشته ازین، مردانی که اعتماد همسرانشان را از دست داده اند، قدرت کمتری برای مبارزه با مشکلات محل کار خواهند داشت.  اگر همسر یک مرد، به او اعتماد نداشته باشد، اعتماد هیچ کس دیگر به حال او مفید نخواهد بود!

البته منظور ما از اعتماد کردن، این نیست که شما اجازه دهید هر اشتباهی از سوی همسرتان، زندگی تان را نابود کند! بلکه اعتماد کردن می تواند حتی به این معنا نیز باشد که او را تشویق کنید اهدافش را گسترش دهد و برای این أمر، به او اعتماد کنید. وقتی هم که نیاز به کمک و حمایت شما دارد، تلاشتان را از او دریغ نکنید. با اینکار به او توانایی زیادی می بخشید.

حقیقتی ساده درباره ازدواج

هر کدام از ما در زندگی برای خوشبختی، هدفی داریم. ولی معمولاً آن را بسیار دشوار و پیچیده توصیف می کنیم. در حالیکه یک حقیقت ساده در ازدواج وجود دارد و آن اینکه:

« اگر می خواهید شریک زندگی تان، خوشبخت تر شود، کاری کنید که خودتان خوشبخت تر شوید! »

اگر یک خانم خانه دار هستید، یاد بگیرید که از انجام وظایف خانه لذت ببرید. اگر شاغل هستید کارتان را دوست داشته باشید. وقتی شما از کاری که می کنید راضی و خشنود هستید، این رضایت در زندگی زناشویی تان، خودش را خیلی آشکار تر از آنچه که فکرش را بکنید، نشان خواهد داد! زیرا زنی شاد، سرزنده و امیدوار خواهید بود که زندگی و فعالیت هایش را با همه سختی هایش، دوست می دارد و ازآن لذت می برد! واضح است که زندگی در کنار چنین زنی، برای یک مرد چقدر لذت بخش تر و راحت تر  از  زندگی در کنار یک زن دلمرده و ناشاد است که از خود و زندگی اش، ناراضی است!

شوهرانِ مهربان!

شوهرانی وجود دارند که هر از گاهی، به همسرشان، شاخه گلی هدیه می دهند. گاهی هوس می کنند که برای همسرشان، چای درست کنند. یا بعضی مواقع، ناگهان احساساتی شده و شما را در غرق در کلمات محبت آمیز می کنند! شاید فکر می کنید که همسران این مردان، باید زنان خوشبختی باشند. حق باشماست! ولی متاسفانه بسیاری از زنان، پس از چندسال، اهمیت این مسائل را فراموش می کنند و جملاتی نظیر این می گویند: «با این سنّت خجالت نمی کشی؟» «بچه ها پیش خودشان، چه فکری می کنند؟»

اگر شما نیز ازین دسته زنان هستید، کمی بیندیشید. مطمئن باشد هیچ دلیلی که نشان دهد محبت همسران به هم، ناپسند است وجود ندارد. از همسرتان تشکر کنید. و بالاتر از آن، از خداوند نیز به خاطر عنایت فرمودن چنین همسری، قدردانی کنید. مطمئن باشید تشکر شما ، روحیه مهر ورزی را در همسرتان، بالاتر نیز خواهد برد.

اگر هم از آن دسته خانمهایی هستید که همسرانشان، این عادت های خوب را پس از چند سال زندگی از دست داده اند، می توانید علت آن را درون خود جستجو کنید. شاید قدردانی شما آن قدر نبوده است که انگیزه ی مهر ورزی او را استمرار دهد.

وقتی شوهرتان به خانه می آید…

با خودتان قرار بگذارید که هیچ مسئله ی ناخوشایندی را در 90 دقیقه ی اولِ ورود همسرتان به خانه ، به او نگویید. آسمان که به زمین نمی آید! این همه ساعت ، از صبح، مشکل را در دل خود داشته اید تا او به خانه برگردد و به او بگویید، یکی دو ساعت دیگر هم رویش!

برای مردی که از سرِ کار بر می گردد، هیچ چیز مهمتر و خوشحال کننده تر از شما نیست، در حالیکه با لبخندی بر لب و فنجانی چای منتظر بازگشت او بوده اید! لذا این مسئله، در روایات ما صراحتاً بیان شده است که «به هر زنی که به شوهرش جرعه ای آب بنوشاند پاداش فراوانی داده می شود و شصت گناه از او بخشوده می شود.» [1]

جمعه های دوست داشتنی!

روز های جمعه را به خانواده و همسرتان، اختصاص دهید و کارهایی که هر دوی شما دوستشان دارید را با هم انجام دهید.

شما خانم محترم! نقشی اساس دارید. رئیس، شما هستید! بیاموزید که از خوشی های کوچک زندگی، لذت ببرید. هر 5 شنبه، کارهای یک هفته تان را بررسی کنید و ببینید که در طول آن یک هفته، چطور رفتار کرده اید؟ سپس برنامه ریزی کنید که در روز جمعه، رفتار بهتری داشته باشید و درباره نتیجه بررسی 5 شنبه تان، با همسر خود، گفت و گو کنید و سوء تفاهمات را برطرف نمایید. (البته نتیجه ی بهتر وقتی حاصل می شودکه هر دوی زن و شوهر، این کار را انجام دهند) و به یاد داشته باشید: همانگونه که خطا کردن، مخصوص انسانهاست، بخشش نیز مخصوص انسانهاست! رسول خدا (ص) فرمود : «…به یکدیگر ستم نکنید و کینه نورزید» [2] و نیز فرمود : «از کسی که به تو ستم کرده درگذر و به آن که از تو بریده است بپیوند و به آن که تو را محروم کرده، بخشش کن!» [3]

دوستانتان را ارزیابی کنید!

دوستان شما چه کسانی هستند؟ نصیحت چه کسانی را می پذیرید؟ با چه کسانی مشورت می کنید؟

در زندگی هر کدام از ما پیش آمده است که درباره کار یا زندگی شخصی مان، به بن بست رسیده باشیم. آن وقت است که اگر دوست خوبی نداشته باشیم، با سر به زمین می خوریم. چه کار باید کرد؟ دوستانتان را ارزیابی کنید تا خوب ها و یاری دهنده ها  از بدها و سوءاستفاده گران ، متمایز شوند. اگر خیلی عالی هم نبودند، اشکالی ندارد، هیچ انسانی کامل نیست!  اما آیا شما چند فرد مطمئن را دارید که می توانید افکار درونی تان را با آنان در میان بگذارید و به عنوان افراد عاقل، از آنان کمک بخواهید؟ امیر مومنان علی (ع) می فرمایند: مشورت، اندیشه های صحیح دیگران را برایت به ارمغان می آورد و تو را هدایت می کند. [4]

حقایقی درباره‌ی شوهر شما

به شوهرتان، در نظم بخشیدن به بچه‌ها کمک کنید

کمتر مردی است که در مقابل بچه ها، گیج نشود ! وقتی کوچولوی شما بداخلاقی می کند ، او نمی داند باید چه تصمیمی بگیرد و چه عکس العملی نشان دهد؟

به او کمک کنید تا متوجه شود سیلی زدن، عکس العمل درستی برای حل این مشکل نیست! ساعت های کاری مداوم نیز نمی تواند دلیل خوبی برای «پدر خشنی بودن» باشد! او را متوجه این قضیه کنید که ایجاد تعادل بین کار و خانواده، اولویتی است که در درجه اول قرار دارد. به همسرتان اعتماد کنید و به او اجازه دهید «هنرِ پدرِ خوب بودن» را کسب کند! مطمئن باشید او از پَسش برمیاید! فقط کافیست که بداند تنها یک زندگی وجود دارد، نه دو زندگی (یکی کاری و یکی خانوادگی!). پس با تعیین اهداف و اولویت بندی آنها، شوهرتان می فهمد که باید اوقاتش را با شما و بچه ها تقسیم کند. آنگاه متعجب خواهید شد از اینکه بعضی از روزهای تعطیل، بدون اینکه شما بگویید، همسرتان، بچه ها را به پارک می برد تا شما بیشتر استراحت کنید!

دانستن برخی حقایق درباره شوهرتان، کار سختی نیست! ولی به آسانی می تواند زندگی تان را شیرین تر و دلچسب تر کند!

البته یادمان باشد که هیچ موفقیتی، یک طرفه حاصل نمی شود و برای کسب نتیجه ی مطلوب، هردوی زن و مرد، باید تلاش کنند! لذا به تلاشهایی که مردان باید بکنند نیز در فرصتی دیگر خواهیم پرداخت.

پی‌نوشت ها:

[1] مفاتیح الحیات . ص 262

[2] مفاتیح الحیات . ص 289

[3] بحارالانوار . ج 75 . ص 71

[4] غرر الحکم . ص 441

ادامه مطلب / دانلود

اولین حلقه ازدواج را چه کسی به دست کرد؟

به دست کردن حلقه ازدواج یکی از قدیمی ترین و جهانی ترین  رسوم است . این رسم مربوط به زمان های خیلی قدیم است .  در واقع کسی نمی تواند زمان درست آن را بگوید ؛ اما استفاده از انگشتری  در مراسم ازدواج به شکل حلقه ، علامت کمال و ارتباط آن با وصلت دو فرد ، مؤید کمال زندگی انسانی به  شمار می رفت . اولین مردمی که در تاریخ ، حلقه ازدواج را به کار بردند مصریان بوده اند  . گویا در نوشته های هیروگلیف که نوشته های تصویری مصریان است حلقه ، علامت ابدیت بود . یعنی حلقه ازدواج به انگشت زوجین کردن ، به نوعی رمز زناشویی  پایدار و ابدی بوده است و پس از مصریان ،  مسیحیان نیز در حدود سال 900 میلادی شروع به دست کردن و استفاده انگشتر و حلقه در مراسم ازدواج خود نمودند . شاید  برای بسیاری این سؤال پیش  بیاید کهچرا حلقه ازدواج در انگشت چهارم دست چپ می اندازند؟  تحقیقات نشان داده است که یونانیان  قدیم عقیده داشتند  که رگ مخصوصی از این انگشت می گذرد و مستقیماً بهقلب وارد  می گردد  و برخی ها نیز بر این معتقدند که چون  این انگشت را کمتر از سایر انگشتان دست خود مورد استفاده قرار می دهیم حلقه درآن  قرار می گیرد و به طور کلی برای به دست کردن یک وسیله زینتی مناسب تر از سایر انگشتان دست است .

ادامه مطلب / دانلود

خیال پردازی های زوجین، به زندگی مشترک آسیب می رساند.
دخترو پسرهایی که به دنبال ازدواج هستند باید بدانند تصورات بسیاری که زندگیتان را احاطه کرده می تواند موجب بوجود آمدن انتظاراتی غیر واقعی گردد. مطمئنا اگردائما به دنبال یک زندگی سیندرلایی تا ابد شاد باشید، ناامید خواهید شد

خیال پردازی هایی درباره ازدواج

ادامه مطلب / دانلود