نتايج جستجو مطالب برچسب : خجالتی

۶ نکته برای از بین بردن حس خجالت

۶ نکته برای از بین بردن حس خجالت

اعتماد‌به نفس پایین حاصل نوعی کمرویی اجتماعی است. مجله و سایت روانشناسی امروز (Psychology Today) کمرویی و خجالتی‌ بودن را اینطور تعریف می‌کند: «احساس بد و ترسی که بعضی از آدم‌ها در برخورد با آدم‌های دیگر احساس می‌کنند». برخلاف درو‌نگرایان که در اوقات تنهایی خود انرژی می‌گیرند، اغلب آدم‌های خجالتی از ته دل می‌خواهند با دیگران رابطه برقرار کنند، ولی نمی‌دانند چطور باید این کار را انجام دهند یا اینکه نمی‌توانند اضطراب ناشی از برخورد اجتماعی را تحمل کنند. در این مقاله با ۶ نکته برای از بین بردن حس خجالت آشنا می‌شوید.

آیا در اجتماع فردی خجالتی هستید؟

اگر اینطور است، باید بدانید که تنها نیستید. نزدیک به نیمی از آمریکایی‌ها می‌گویند خجالتی هستند و به نظر می‌رسد کمرویی مسئله‌ای جهانی و رو به افزایش است. تکنولوژی هم در این موج کمرویی نقش بسزایی دارد و هر روز آدم‌های بیشتری می‌توانند پشت کامپیوتر خود مخفی شوند و از برخورد‌های رو در رو دوری کنند.

حتی انسان‌های خجالتی معمولی هم حالا می‌توانند بهانه‌ای برای دوری از تعاملات اجتماعی و موقعیت‌های جدید داشته باشند؛ تنها چیزی که آنها برای معاشرت یا دوستی نیاز دارند فشار دادن دکمه‌های کامپیوتر است. فرصت‌های رو به کاهش برای ارتباطات رو در رو در زندگی کاری و شخصی، آدم‌های خجالتی را در شرایط نا‌مساعد فزاینده‌ای قرار می‌دهد، چرا که آنها در روال عادی زندگی روزانه‌شان مهارت‌های اجتماعی را تمرین نمی‌کنند.

حتی قبل از شهرت فعالیت‌های اجتماعی آنلاین و ارتباطات سایبری، کمرو بودن، به طور شگفت‌انگیزی، امری شایع میان آمریکایی‌های زیادی بوده و

ادامه مطلب / دانلود

درونگرا هستید یا خجالتی؟

شاید تصور کنید که خجالتی هستید، زیرا همیشه اینطور به شما تلقین شده است . امادرونگرا بودن به معنای  خجالتی بودن  نیست !

بله این دو متفاوتند اگرچه اغلب این دو واژه به جای یکدیگر به کار برده می‌شوند، اما روانشناسان معتقدند که این دو واژه مشابه و یکسان نیستند.

دکتر لورا هلگو، استادیار روانشناسی در کالج دیوید و الکینز و همچنین مٔولف کتاب ” قدرت درونگرایی: چرا زندگی درون شما، قدرت پنهان شماست” می‌گوید، از آنجایی که برونگرایی در فرهنگ ما چارچوبی از رفتارهای طبیعی تلقی می‌شود، فرض بر آن قرار می‌گیرد که اگر خوش‌برخورد و معاشرتی نیستید، پس خجالتی هستید. در واقع، افراد درونگرا ابدا خجالتی نیستند، بلکه ترجیح می‌دهند اغلب اوقاتِ خود را در تنهایی سپری کنند. چنانچه خود را خجالتی تصور می‌کنید، پس تنها نیستید. تقریبا ۴۰٪ مردم خود را خجالتی تصور می‌کنند.

وجه اشتراک افراد خجالتی با افراد برونگرا بیش از وجه اشتراک آنها با افراد درونگراست.

براندو جی. کاردوسی معتقد است که افراد خجالتی دوست دارند که اجتماعی باشند، اما اضطراب و کمرویی این اجازه را به آنها نمی‌دهد و این دردسر کمرو و خجالتی بودن است. به عبارت دیگر، افراد خجالتی به جمع علاقه دارند، اما در تعاملات اجتماعی احساس خوشایندی پیدا می‌کنند، زیرا ابزارهای اجتماعی مناسبی در اختیار ندارند. اما مادامی که به جمع خو بگیرند، از آنها انرژی گرفته و رفتارهایی همچون افراد برونگرا از خود بروز می‌دهند.

در واقع، افراد بیشماری خجالتی، در عین حال برونگرا هستند، که برخی از آنها در قالب هنرپیشه، خواننده، کمدین یا روزنامه‌نگار فعالیت می‌کنند، از جمله این افراد می‌توان به باربارا استراسند، جانی دپ و کریسین استوارت اشاره نمود. کاردوسی می‌گوید، دستنوشته یا متن فیلمنامه به هنرمندِ خجالتی اجازه می‌دهد تا شرایط را تحت کنترل در بیاورد، اما برخوردهای بی‌مقدمه آنها را در سکوت فرو می‌برد. برخی افراد فقط در موقعیت‌های خاص، به عنوان مثال هنگامی که در محضر فردی قدرتمند قرار می‌گیرند یا مواقعی که شکست می‌خورند، خجالتی هستند.

افراد خجالتی و درونگرا متفاوت می‌اندیشند.

افراد خجالتی و درونگرا در یک مهمانی در کناره‌گیری از جمع همانند یکدیگر به نظر می‌رسند. اما آنچه این دو تیپ شخصیتی را از اساس از یکدیگر متمایز می‌سازد، نحوه‌ی تفکر و آنچه درون مغز آنها می‌گذرد، است. فرد خجالتی از اینکه خارج از معرکه است احساس سرخوردگی می‌کند، با این وجود از پیوستن به جمع می‌هراسد. دائم در ذهنش زمزمه می‌کند که، چطور می‌توانم با فلانی همکلام شوم؟ یا اگر سر صحبت را با فلانی باز کنم احمق به نظر می‌رسم؟
حال آنکه، شخص درونگرا اینچنین می‌اندیشد که، ای کاش الان در روی کاناپه لم داده بودم، ای‌ کاش هرچه زودتر از این موقعیت خلاص می‌شدم. هلگو معتقد است اغلب، اولین واکنشی که فرد پس از دعوت به یک رویدار بزرگ از خود نشان می‌دهد، احوالات وی را آشکار می‌کند. اگر علاقمند اما بیمناک باشد، پس احتمالا خجالتی است. اما اگر واکنش فرد آهی طولانی همراه با زمرمه‌هایی دال بر اینکه چطور می‌تواند از این موقعیت خلاص شود، پس احتمالا درونگرا و بیزار از هیاهو و جنجال مهمانی.

افراد خجالتی و درونگرا هر دو ساکتند، اما نه به دلایل مشابه.

حرف‌های خودمانی، تیپ‌های شخصیتی را مشخص نمی‌کند. جالب توجه اینکه، افراد درونگرا می‌توانند اجتماعی باشند، اما اغلب تنهایی را بر می‌گزینند، ترجیح می‌دهند تنها باشند و با افراد معدودی بحث‌های عمیق نمایند. درونگراها اطلاعات را درون ذهن خود تجزیه تحلیل می‌کنند و موقعیت‌های بسیار مهیج و محرک بر نحوه‌ی اندیشیدن آنها تاثیر می‌گذارد. از طرف دیگر، برونگراها تمایل دارند در حین سخن گفتن، بیاندیشند. هلگو می‌گوید، به عنوان شخصی درونگرا، در حین جلسه معمولا به ساعت‌ها بعد که می‌خواهم به خانه بازگردم، می‌اندیشم به همین دلیل در طول جلسه حرفی برای گفتن ندارم.
کاردوسی اینچنین تشریح می‌کند، از طرف دیگر، تجربیات افراد خجالتی بیشتر توهماتی زنجیروار است. چنانچه فرد خجالتی قادر به واکنشی صحیح در موقعیتی اجتماعی نباشد، دچار هراس می‌شود، ضربان قلبش بالا می‌رود، کف دستانش عرق می‌کند و عضلاتش منقبض می‌گردند. این واکنش‌های روانی اضطراب فرد را دردناک‌تر می‌کنند و همین امر علائم را بیش از حد معمول نشان می‌دهد.

درونگرایی با سرشت فرد عجین است؛ اما خجالتی بودن را می‌توان فراموش نمود.

هلگو معتقد است که مردم از لحاظ زیستی به درونگرایی و برونگرایی پیوند خورده‌اند. شاید فرد درونگرا بتواند نقش برونگرا را ایفا کند و استادانه جمعی را تحت تاثیر قرار دهد. اما نمی‌تواند از این واقعیت اجتناب کند که پس از این نمایش اجتماعی باید با خود خلوت کرده تا نیروی خود را بازیابد.

اما افراد خجالتی می‌توانند خود را تعلیم داده و این حس را از خود دور نمایند تا این کمرویی اجتماعی با تمرین کم و کمتر شود. کاردوسی می‌گوید، رمز آن، درک و تلاش برای غلبه بر کمرویی است. به عنوان مثال، افراد خجالتی اغلب دیر به مهمانی می‌روند، اما همین امر اضطراب را در آنها افزایش می‌دهد. کاردوسی خاطر نشان می‌کند که، تا آن زمان محفل دیگر مهمان‌ها گرم شده است. همین امر موجب می‌شود تا به جای تمرکز بر رابطه با دیگران، خودتان و اعصابتان کانون توجه قرار گیرد. مد نظر داشته باشید که گپ‌های خودمانی از فشار واکنش‌های اجتماعی می‌کاهد.

ادامه مطلب / دانلود

آیا افراد خجالتی جز افراد روانی هستند؟

دکتر قنبری، روان پزشک: دلتان می خواهد وقتی وارد یک جمع می شوید چطور با شما رفتار شود؟ قطعا دوست دارید از شما استقبال  به حرف هایتان گوش داده شود، اما اگر از قضا احساس کنید در جمعی که به آن وارد شده اید معذب هستید و مدام می خواهید خودتان را از نگاه دیگران بدزدید و خدا خدا می کنید کسی با شما صحبت نکند، احتمالا جزو آدم های خجالتی هستید.

خجالت و کمرویی از جمله عواطف اجتماعی است که در رفتارهای اجتماعی برخی افراد بروز می کند. اینکه این حالت از کجا می آید، ذاتی است یا اکتسابی، چقدر از آن طبیعی است و چقدرش آزاردهنده است و راهکارهای مقابله با آن همگی از جمله سوال هایی است که در این گفت و گو به آنها پاسخ داده شده است.

خجالتی بودن چطور تعریف می شود؟
خجالت از جمله رفتارهایی است که می تواند افراد را از زندگی عادی روزمره باز دارد. اغلب افراد خجالتی آنقدر با موضوع خجالتشان درگیر هستند که تیپ شخصیتی به نام تیپ شخصیت اجتنابی به خود می گیرند. این افراد در جمع های ناآشنا سخت وارد می شوند و برای ایجاد دوستی های جدید دچار مشکل هستند و معمولا مشکل جراتمندی دارند.

یکی از مواردی که بیشتر این افراد با آن درگیر هستند در «نه» گفتن است. اگر کاری از آنها خواسته شود که نخواهند انجام دهند نمی توانند به بگویند و اغلب به خاطر خجالتشان مورد سوءاستفاده افراد دیگر قرار می گیرند. فرد خجالتی حتی زمانی که نظر مخالف دارد نمی تواند نظرش را بگوید چون نگران است که طرد شود.

برعکس افراد درونگرا، این افراد میل به دوستی دارند و خیلی علاقه دارند در جمع پذیرفته شوند. ولی از ترس طرد شدن شروع به دوستی نمی کنند چون احساس ترس و اضطراب دارند و فکر می کنند کفایت لازم را برای اینکه مورد قبول جمع واقع شوند، ندارند.

به طور کلی همه این علائم در اختلال شخصیت اجتنابی مشخص می شود. جالب است بدانید که شیوع این اختلال ۱۰ تا ۱۲ درصد است و در آقایان و خانم ها چندان تفاوتی ندارد. سن شیوع آن هم معمولا از نوجوانی است گرچه مزاج خجالتی بودن از بچگی در برخی افراد وجود دارد.

آیا افرادی که اضطراب اجتماعی دارند هم درجاتی از خجالتی بودن را نشان می دهند؟
اصطلاح دیگری به نام ترس اجتماعی هم وجود دارد که خصوصیاتی بسیار شبیه اختلال اجتنابی دارد. قطعا همه ما درجاتی از ترس اجتماعی را تجربه کنیم، مثلا وقتی قرار است سخنرانی داشته باشیم یا به صورت شفاهی درس جواب دهیم. این اضطراب دو نمونه دارد؛ یکی نمود ذهنی و شناختی است که در آن فرد مدام در ذهنش نگران قضاوت دیگران است و می ترسد نتواند از عهده اجرای نقشی که به او سپرده شده بربیاید.

یکی دیگر نمود جسمی است که با حالت برافروختگی صورت، لرزش صدا و دست، تپش قلب و تعریق خودش را نشان می دهد. گاهی اوقات این ترس اجتماعی به قدری زیاد است که در کارهای بسیار پایه فرد هم اخلال ایجاد می کند. مثلا اینکه حتی نمی تواند قیمت یک کالا را بپرسد یا در حضور دیگران غذا بخورد و… که این موضوع باعث می شود از جمع اجتناب کند.

این افراد ولع بودن با دیگران را دارند اما به دلیل ترسی که دارند نمی توانند پیشقدم شوند. گاهی اوقات هم این اضطراب درونی است و دیگران متوجه آن نمی شوند که به این حالت اضطراب اجتماعی گفته شود.

خجالتی بودن با نداشتن اعتماد به نفس چه ارتباط دارد؟
بدون شک این دو ارتباط زیادی با یکدیگر دارند. اعتماد به نفس نقش بسیار مهمی در شکل گیری زیربنای شخصیت اجتنابی دارد. اعتماد به نفس از کودکی شکل می گیرد و دو جزء دارد؛ یکی جزء ژنتیکی و یکی جزء یادگیری.

گاهی اوقات کودکان با خوی محتاط متولد می شوند که این جزء ژنتیکی محسوب می شود و به اصطلاح مزاج نامیده می شود که از کودکی در فرد وجود دارد. مثلا کودکی خجالتی است و مدام پشت مادرش قایم می شود و دیرآشناست، اما اینکه بچه ای مزاج به اصطلاح دیرآشنا دارد و دلیل کافی برای ایجاد اختلال اجتنابی نیست.

خیلی اوقات با تشویق و اعتماد به نفس دادن می توان به تجربه موقعیت های جدید در کودک کمک کرد. اگر در این سن کودک را تشویق کنیم باعث می شود مزاج شرم را اگر هم دارد با اعتماد به نفس زیاد کمرنگ کند.

خجالتی بودن وقتی اختلال است که مانع پیشرفت و باعث نارضایتی فرد شود

چطور می توان خجالتی بودن را از درونگرا بودن تفکیک کرد؟
فرد درونگرا ممکن است خجالتی باشد اما این طور نیست که هر فرد درونگرایی خجالتی باشد. یعنی یک درصدی از افراد درونگرا خجالتی هستند و احساساتشان را کمتر بروز می دهند ولی در اغلب موارد افراد درونگرا اصلا خجالتی نیستند و اعتماد به نفس خوبی دارند. این افراد احساساتشان را کمتر بروز می دهند و این ویژگی شخصیتی آنهاست.

مرز تشخیص این دو کجاست؟
گرفتن شرح حال در تشخیص این دو نوع شخصیت بسیار کمک کننده است. فرد درونگرا در موقعیت های جدید به هیچ عنوان دچار اضطراب نمی شود. فرد درونگرا تنهایی را ترجیح می دهد و بروز احساسات ندارد و این به هیچ عنوان اختلال محسوب نمی شود ولی اختلال اجتناب که به دلیل خجالت زیاد بروز می کند همان طور که گفته شد نوعی اختلال است و باید درمان شود.

خجالتی بودن اختلال محسوب می شود؟
خجالتی بودن در صورتی اختلال است که هم مانع پیشرفت فرد شود و هم او را ناراضی کند. در غیر این صورت در جوامع شرقی و از جمله جامعه ما درجاتی از خجالتی بودن پسندیده محسوب می شود مثلا اینکه در جوامع غربی تماس چشمی مستقیم تشویق می شود در حالی که در جوامع شرقی این نوع نگاه گاهی بی ادبی محسوب می شود و با توجه به فرهنگ متفاوت است.

راهکارهای درمانی برای افرادی که خجالت مانع از فعالیت های روزانه شان شده چیست؟
برخی راهکارهای درمانی دارویی است. این افراد به علت شکست هایی که در اثر همین مشکل در آنها به وجود آمده ممکن است همزمان دچار افسردگی شوند یا اختلالات اضطرابی دیگر را تجربه کنند. بنابراین در این مواقع دارو به کمک فرد می آید ولی روان درمانی اهمیت بیشتری دارد.

از جمله کارهایی که انجام می شود آموزش جراتمندی است.

در این نوع آموزش به افراد یاد داده می شود تا بتوانند نه بگویند و این خیلی به تمرین نیاز دارد. مثلا به آنها گفته می شود به یک فروشگاه بروند و قیمت برخی اجناس را سوال کنند اما نخرند و از مغازه بیرون بیایند. ذکر این نکته مهم است که برخی اوقات همین ناتوانی در نه گفتن فشاری به فرد خجالتی می آورد که او را پرخاشگر می کند. چون احساساتش را بروز نمی دهد.

یکی دیگر از تمرین ها آموزش مهارت های اجتماعی است، اینکه چطور فرد وارد صحبت شود، چه موضوعاتی را مطرح کند که بتواند در  جمع روند صحبت را ادامه بدهد و گوش دادن فعال داشته باشد و تماس چشمی خوبی داشته باشد. حتی موقعیت حرکتی فرد در توجه اطرافیان به او اثر می گذارد مثلا اگر قوز کند و خمیده باشد و از بدنش درست استفاده نکند نشان می دهد اعتماد به نفس پایینی دارد و جمع به او اعتماد نمی کند و همه اینها مهارت هایی است که فرد خجالتی باید به دست بیاورد.

در روند درمان تکالیف از کم به زیاد است. با توجه به ترس اجتماعی ای که فرد دارد این تکلیف آنقدر انجام می شود تا اضطراب نسبت به آن موضوع کاملا برطرف شود. در مورد اضطراب اجتماعی هم وقتی فرد مثلا سخنرانی دارد و در مدرسه و سر  کلاس باید ارائه داشته باشد داروهایی به او تجویز می شود که اگر مصرف کند اضطرابش کنترل می شود و می تواند اجرای خیلی خوبی داشته باشد. دراصل دارودرمانی برای کاهش اضطراب است.

ادامه مطلب / دانلود