فونت جو

نتايج جستجو مطالب برچسب : ارتباط با همسر

چند قانون برای ایجاد ارتباط عاشقانه با همسر

چند قانون برای ایجاد ارتباط عاشقانه با همسر

مراقبت از روابط بین زوجین به طور موثر، کمی غیر ممکن است. عاشق شدن کار ساده ای است، اما تداوم بخشیدن به آن مشکل است. حتما تا به حال این سوال برای شما پیش آمده که چرا بعضی ارتباط ها طولانی مدت و «باکیفیت» هستند، ولی بعضی دیگر کوتاه مدت و پرتنش؟!

احتمالا شما هم با من موافق هستید؛ آن هایی که رابطه طولانی مدتی دارند، به احتمال زیاد روش های خاصی را استفاده می کنند که رابطه شان دوام پیدا می کند. اما آن هایی که رابطه کوتاه مدتی را تجربه می کنند، احتمالا یا بلد نیستند چه طور رابطه برقرار کنند، یا بنا به هر دلیل دیگری نمی توانند رابطه را ادامه دهند. اما آن ها چه روش هایی را استفاده می کنند که رابطه شان دوام پیدا می کند؟ من قصد دارم چند قانون ساده در رابطه را با شما در میان بگذارم که اگر این قوانی را رعایت کنید، به احتملا زیاد رابطه پایدار و باکیفیتی را سپری خواهید کرد.

برای این گفتم «باکیفیت»، چون لزوما بادوام بودن رابطه به معنای «سالم» بودن آن نیست. برای همین حتما باید «کیفیت» رابطه را هم در نظر داشت؛ یک رابطه طولانی مدت با کیفیت. این قوانین با وجود سادگی، مهارت هایی هستند که برای موثر واقع شدن، نیاز به تلاش دارند.

قانون اول؛ همسرتان را همان طور که هست بپذیرید

مطالعات نشان می دهد که یکی از لایل بروز تنش و کشمکش بین زوجین که احتمال جدایی را بالا می برد، تمایل آن ها برای تغییر دیگری است؛ آن گونه که خود دوست دارند. زوجینی که

ادامه مطلب / دانلود

به گزارش میهن فال: همه چیز از یک تفاوت اساسی شروع می‌شود. از اینکه شما و همسرتاندر دو دنیای متفاوت پرورش یافته‌اید و به همین دلیل دنیا را به شیوه‌های متفاوتی می‌بینید؛ شیوه‌هایی که باعث می‌شود تحلیل شما از واقعیت‌ها و نحوه مواجهه‌تان با آنها، زمین تا آسمان با هم فرق کند. تفاوت‌های میان شما و همسرتان ممکن است شما را برای پهن کردن دام‌هایی در جریان بحث، وسوسه کند و خیال شکست دادن همسرتاناز مسیر نقطه‌ضعف‌هایش را به ذهن‌تان بیندازد.

خانمها بخوانند:چرا مردا شبها دعوا نمیکنند

البته زیاد احساس عذاب وجدان نکنید. مردها هم برای پیروز شدن در جریان بحث‌ها از همین راه می‌روند و بی‌آنکه بدانید چطور و چرا، به‌راحتی همه چیز را به نفع خود تمام می‌کنند. ما در این صفحه دام‌هایی را که همسرتاندر بحث‌های زن و شوهری برای‌تان پهن می‌کند معرفی می‌کنیم و به شما یاد می‌دهیم از مسیر‌های میانبر و امن‌تری برای رسیدن به نتیجه دلخواه‌تان بروید.

می‌ترسند ببازند

هنگامی که مردها احساس می‌کنند مورد تهدید واقع شده‌اند، می‌ترسند و احساس آسیب‌پذیری می‌کنند. در این مواقع سعی می‌کنند شما را از احساسات‌تان دور کنند تا شاید شانس بیشتری برای برنده بودن پیدا کنند. واقعیت این است که مردها میانه‌ای با احساسات و ابراز‌‌آنها ندارند. آنها در همه سال‌های زندگی‌شان یاد گرفته‌اند با منطق و جدیت به همه چیز نگاه کنند و قبل از بررسی هر واقعیتی، احساسات‌شان را از آن بیرون بکشند.

در دعواهای زن و شوهری نبازید

مردها هنگام استفاده از مغز و قوه تفکر خود، در مقایسه با هنگامی که از قلب و احساسات‌شان صحبت می‌کنند، احساس تسلط بیشتری دارند؛ چراکه تمرین بیشتری در این زمینه داشته‌اند. به همین دلیل است آنها هنگامی که شما به ابراز احساسات می‌پردازید، احساس ضعف می‌کنند و برای موازنه قدرت، سعی می‌کنند مکالمه را از «احساسات» به سمت «داده‌ها» سوق دهند و در این راه سوال‌های زیادی از شما می‌پرسند.

از کدام راه می‌روند

گفتیم مردها همیشه دنبال این هستند که شما را به تله منطق بیندازند و از همین راه پیروز بحث‌های زن و شوهری شوند. آنها به جای اینکه احساسات خود را در این باره ابراز کنند، همه چیز را به دقت و با به خدمت گرفتن همه قدرت منطق‌شان مشاهده کرده و سعی می‌کنند با گفتن جملاتی نظیر جملات زیر احساسات شما را زیر سوال ببرند.

• کمی عصبی به نظر می‌رسی! خیلی احساساتی برخورد می‌کنی. . .

• نمی‌فهمم چرا اینطور به هم ریختی. . .

• آرام باش! خیلی عصبی شدی!

• به خودت بیا! بیش از حد احساساتی هستی و نق‌می‌زنی!

جالب اینجاست که این تاکتیک‌ها که اغلب مردها با به کار بردن‌شان می‌خواهند عنان بحث را به دست بگیرند، در مورد اغلب زن‌ها موثر واقع می‌شود. زن‌هایی که با این سرکوب‌ها مواجه می‌شوند، توان خود را از دست می‌دهند و بی‌آنکه بخواهند یا توانش را داشته باشند، به یک نبرد منطقی کشیده می‌شوند. درست در همین زمان که پای منطق به میان می‌آید، مردها شانس بیشتری پیدا می‌کنند. در این موقع مشکل اصلی همچنان حل و فصل نشده باقی می‌ماند و شما سرخورده و گیج با بحث منطقی‌ای که همسرتانبه راه انداخته دست و پنجه نرم می‌کنید و او پیروزمندانه بازی را در دست می‌گیرد.

شاید تصور کنید همسرتاننمی‌داند چه می‌کند، اما واقعیت این است که اغلب مردها این بازی را با آگاهی کامل طراحی و شروع می‌کنند و چون می‌دانند در آن پیروز می‌شوند، همیشه سراغش می‌روند. برای یک مرد، همین که در جریان بحث با کاستی‌ها و ناتوانی‌های احساسی و عاطفی‌اش روبه‌رو نشود، کافی است.

خانمها بخوانند:چرا مردا شبها دعوا نمیکنند

چه باید کرد؟

اجازه ندهید نامزد یا همسرتانبا شما چنین برخورد کند و هیچ‌وقت با تله‌هایی که او سر راه بحث‌های‌تان چیده‌ است، تماس خود را با احساسات‌تان از دست ندهید و به خاطر داشته باشید احساساتی شدن، نقطه ضعف شما نیست بلکه برای همه خانم‌ها نقطه قدرت به شمار می‌آید.

از طرف دیگر، برای حل یک بحران چاره‌ای جز کندوکاو ریشه‌های آن ندارید. اگر واقعا احساس می‌کنید دل‌تان شکسته یا ناراحت شده‌اید، دلیلی ندارد با شمشیر منطق سر احساسات‌تان را ببرید و این واقعیت را به گوش همسرتاننرسانید. از طرف دیگر، شما باید این فرصت را برای شریک زندگی‌تان ایجاد کنید که از احساساتش باخبر شود.

بسیاری از مردها آگاهانه یا ناآگاهانه از احساسات‌شان فاصله می‌گیرند و نمی‌توانند احساس امنیتی را که درنتیجه شناخت احساسات و کندوکاو‌شان ایجاد می‌شود تجربه کنند. اگر برای آشتی دادن همسرتانبا احساساتش تلاش کنید، دیگر شاهد سرکوب‌های او نخواهید بود.

برای شما هم پیش آمده که حدود ۱۱ شب که همسرتانکمی از خستگی کارش رها شده و مشغول تماشای تلویزیون است با او در مورد چیزی که فکرتان را مشغول کرده صحبت کنید؟ احتمالا شما هم در این شرایط شنیده‌اید که «خسته‌ام! وقت گیر آوردی؟» یا «بگذار فردا در موردش حرف می‌زنیم!» تکرار چنین طفره رفتن‌هایی می‌تواند شما را کلافه کند اما اگر واقعیت این موضوع را بدانید، بهتر می‌توانید حلش کنید.

واقعیت این است که مردها شب‌ها هنگامی که خسته هستند، احساس تسلط کمتری بر تفکرشان و بحثی که با شما راه افتاده می‌کنند. مردها اغلب به مکالمه، به چشم یک «نبرد قدرت» کوچک می‌نگرند و به همین دلیل دوست دارند زمانی که لباس رزم پوشیده‌اند و در اوج آمادگی هستند، گفت‌وگو را شروع کنند.

گفتیم مردها هنگامی که مکالمه حول موضوع‌های احساسی و عاطفی دور ‌می‌زند، به‌مراتب احساس توانایی کمتری در خود می‌کنند و قطعا دنبال زمان ایده‌آلی برای شروع آن می‌گردند؛ بنابراین سعی خواهند کرد مکالمه را به زمان دیگری موکول کنند تا شانس بیشتری برای پیروزی داشته باشند. البته عکس این حالت در مورد زن‌ها هم صدق می‌کند. ما خانم‌ها به شکلی غریزی دوست داریم هنگامی که مردها خسته هستند راجع به چنین مسائلی صحبت کنیم تا شانس بیشتری برای پیروزی داشته باشیم؛ چراکه می‌دانیم هنگام خستگی و در انتهای روز، مقاومت‌شان پایین بوده و ذهن و فکرشان خیلی آماده نیست.

برابر بجنگید

به جای اینکه شما هم مثل همسرتان دنبال طراحی یک دام باشید، بهتر است موقعیتی ایجاد کنید که هر دوی شما حرف‌های‌تان را به بهترین شکل‌مقابل هم بزنید. پس چاره‌ای جز این ندارید که با همسرتان صحبت کرده و سعی کنید راجع به زمانی که باید صحبت کنید، به توافق برسید. شاید لازم باشد تا فردا صبح صبر کنید اما واضح است که باید برای خود محدودیت زمانی در نظر بگیرید و گفت‌وگو را بیش از حد به تعویق نیندازید. برای نجات زندگی مشترک‌تان هرگز احساسات منفی را روزها و هفته‌ها در خود نگه ندارید تا یک‌باره همه آنها را روی سر همسرتان خالی کنید.

حرف هم را نمی‌فهمید؟

درحالی‌که شما و همسرتان همین‌طور مشغول دعوا هستید، احساس گیجی و سردرگمی هر دوی شما هر لحظه بیشتر شده و بحث از مسیری که بتوانید کنترلش کنید خارج می‌شود. شاید از خود بپرسید یک گفت‌وگوی ساده چرا همیشه به بالا رفتن صداهای‌تان و تنش‌های آزار‌دهنده ختم می‌شود. واقعیت از این قرار است؛ شما و همسرتان چشم مشترکی برای دیدن و زبان مشترکی برای حرف زدن ندارید؛ برای مثال به آن اندازه که زن‌ها به جزئیات دقت دارند، مردها ندارند. مردها آموزش دیده‌اند که بسیار هوشیار باشند و زن‌ها آموزش دیده‌اند به جزئیات توجه بیشتری داشته باشند. مردها دوردست‌ها را زیر نظر می‌گیرند و زن‌ها همیشه به اینجا و اکنون نگاه می‌کنند؛ به همین دلیل است که شما و همسرتان همیشه در بحث‌ها قربانی این واقعیت می‌شوید که مردها و زن‌ها تنها به دو طریق متفاوت دنیای اطراف خود را می‌بینند و درک می‌کنند.

زن‌ها این‌طور آموزش دیده‌اند که تمامی جزئیات را ببینند و در جریان بحث اغلب از اینکه همسرشان متوجه بسیاری از چیزهایی که آشفته و نگران‌شان کرده، نشده زجر می‌کشند. مشکل اینجاست که زن‌ها ناخودآگاه انتظار دارند مردها هم همان نوع ادراک را داشته باشند و مثل آنها به جزئیات توجه کنند؛ درحالی‌که چنین اتفاقی هرگز نمی‌افتد.

تنها چاره‌ای که برای بیرون آمدن از این وضعیت دارید، این است که به همسر یا نامزدتان آموزش دهید به جزئیات توجه بیشتری نشان دهد. کار سختی است و شاید ماه‌ها و سال‌ها زمان ببرد اما وقتی همه چیز را با جزئیات بیشتری توصیف کنید، این عادت را در او ایجاد می‌کنید که به جزئیات بیشتر از قبل توجه کند. همین که بگویید «لباس سفیدت را که یقه ایستاده دارد بپوش. . . »، «روی این صندلی که پارچه مخمل قرمز دارد، بنشینیم. . . »، «امروز آسمان چه رنگ سبز آبی عجیبی دارد. . . » و… کافی است.

جام

ادامه مطلب / دانلود
صداقت همان آهن ربای نامرئی است که باعث جذب دل ها به هم می شود و از آن جا که قدرت این آهن ربا در اختیار ما انسان هاست، این ما هستیم که می توانیم از آن…..

آهن ربایی برای جذب دل ها

عوامل اخلاقی و روانی متعددی در توفیق و حفظ زناشویی مۆثرند، و باید قبل از ازدواج در انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرند. عوامل توفیق در زناشویی علاوه بر آن که در انتخاب مهم است، در حفظ و تداوم زندگی نیز اهمیت دارد. یکی از این عوامل مهع در توفیق زندی زناشویی وجود صداقت است.

صداقت یا راستگویی یکی از بهترین ویژگی هایی است که هر انسان سالمی می تواند داشته باشد. صداقت همان آهن ربای نامرئی است که باعث جذب دل ها به هم می شود و از آن جا که قدرت این آهن ربا در اختیار ما انسان هاست، این ما هستیم که می توانیم از آن بهترین بهره را ببریم. صداقت شاه کلید روابط انسانی سالم است که بدون آن روابط دچار لطمه خواهد شد و تنها نتیجه آن دلگیری و دلخوری خواهد بود. مبحث صداقت آن قدر اهمیت داشته که روایات فراوانی در این زمینه آمده و در قرآن بارها این کلمه آمده است. مشهورترین روایت در این زمینه همان روایت مشهور «النجاه فی الصدق» از حضرت علی(ع) است ، یعنی نجات در صدق است. این روایت علی الظاهر یک روایت 3 کلمه ای است اما یکی از پرمحتواترین روایات در این زمینه است.

در واقع امام می فرمایند انسان هایی که می خواهند به نجات به معنای سعادتمند شدن برسند، باید بر محور صداقت حرکت کنند.

پیامدهای صداقت در زندگی

صداقت در وهله اول نفعش به خود فرد می رسد و سپس اطرافیان و جامعه را بهره مند می کند. صداقت گفتار و کردار انسان را در بر می گیرد و تعامل سالم در سایه صداقت امکان پذیر است. انسان صادق به طور طبیعی احساس آرامش و امنیت می کند.

از دیگر ویژگی هایی که صداقت در زندگی به همراه می آورد امیدواری و اعتماد به خداوند است. فرد صادق همواره خوش بین است و بدبینی را به کناری نهاده است و از سوءظن نسبت به دیگران پرهیز می کند. صداقت داشتن یعنی عادت نداشتن به مخفی کاری و نیفتادن در دام دروغ های مصلحتی. صداقت نه یک ابزار بلکه شیوه صحیح درست زندگی است.

خانواده و صداقت

یک نکته بسیار مهم در این بحث وجود دارد که همه باید به آن دقت نظر خاصی داشته باشند و آن این است که «هر راستی را نشاید» به عبارتی صداقت این نیست که بدون توجه به زمان و مکان هر حرف راستی را به زبان آوریم.

خیلی ها فکر می کنند که درست از لحظه ای که خطبه عقد جاری شد، دیگر تمام مرزها از بین می رود و زن و شوهر باید بدون هیچ حرف ناگفته ای زندگی عاشقانه شان را شروع کنند! در دایره لغت این افراد، رازداری بعد از ازدواج جایی ندارد و معتقدند که زن و شوهر هیچ چیز را نباید از هم مخفی نگه دارند.

این صداقت خالصانه خیلی ستودنی است اما وقتی رنگ و بوی افراط و صداقت محض به خود می گیرد، کم کم شبیه یک ساده لوحی پردردسر می شود که ممکن است مشکلات زیادی برایتان به وجود آورد.

جز راست نباید گفت هر راست نشاید گفت

برای مثال در ارتباط با همسرتان، به مسایلی که در ذیل اشاره می شود، با احتیاط وارد شوید:

** دلخوری های مربوط به خانواده همسر که شما بدون هیچ ملاحظه ای با همسرتان در میان می گذارید، مصداق بارز همین رازگویی هایی است که فایده چندانی ندارند.

بگذارید این مسائل بین شما و مادرشوهرتان به شکلی منطقی و باگذشت حل شود و روی روابط شما با همسرتان سایه نیندازد.

بدتر از آن وقتی است که شما از خانواده نامزدتان دلخورید و اتفاقا ماجرایی پیش می آید که نامزدتان هم از یکی از اعضای خانواده اش دلخور می شود و این دلخوری را با شما درمیان می گذارد. بعد از آن شما شروع به برشمردن تمام بدی های آن فرد می کنید و باز داستان دلخوری هایتان را از او سر می دهید و از خود همسرتان هم بیشتر بد طرف مقابل را می گویید!

یادتان باشد که همسر شما هر قدر هم که در آن لحظه عصبانی باشد، دوست ندارد از زبان نفر سومی مثل شما خطاهای خانواده اش را بشنود. این لحظات در ذهن همسر شما ثبت می شود و اگر زمینه تلافی کردن او را فراهم نکند، قطعا او را از شما دل چرکین می کند و باعث می شود دفعات بعدی درد دل هایش را با شما در میان نگذارد.

** مشکلات اعضای خانواده شما با هم، چیزی نیست که بخواهید به همسرتان انتقال دهید. البته قرار نیست چیزی را هم مخفی کنید اما از این مسائل در حدی با او صحبت کنید که اگر بعدها در جمعی کسی راجع به این مشکل چیزی گفت، همسر شما بی خبر نباشد

آهن ربایی برای جذب دل ها

** اگر در خانواده شما یا همسرتان، کسی پشت سر همسر شما بدگویی کرد، لازم نیست عین همین حرف ها را به همسرتان انتقال دهید. در غیر این صورت، آتشی در می گیرد که خودتان در آن خواهید سوخت. ولی اگر موضوع خیلی اهمیت داشت و پای اشتباهات همسرتان در میان بود، سعی کنید به نرم ترین حالت ممکن، جوری که همسرتان ذره ای متوجه بدگویی دیگری از خودش نشود، ماجرا را با او در میان بگذارید. فقط در حدی که درباره اشتباهش به او هشدار داده باشید و در صورت نیاز، او را متوجه دلخوری طرف دیگر از همسرتان کرده باشید.

** این که تمام پسرهای فامیل و دوست و آشنا روزی آرزوی ازدواج با شما را داشته اند (خانم محترم!) یا مادر شما به محض تمام شدن سربازی تان یک لیست بلند بالا از دختران دم بخت در اختیارتان قرار داده که از قضا همه شان علاقه مند ازدواج با شما بوده اند(آقای محترم!)، چیزی نیست که بخواهید با نامزدتان در میان بگذارید. مگر آنکه بخواهید پای بی اعتمادی، سرخوردگی، تحقیر و احساس ناامنی را به زندگی تان باز کنید.

ادامه مطلب / دانلود

5 راز ارتباط صمیمانه با همسر

پنج شیوه ارتباطی می تواند زندگی شما را متحول کند. از این جمع سه شیوه مربوط به مهارت های شنیدن و دو شیوه مربوط به مهارت های ابراز وجود کردن هستند.

مهارت گوش دادن شماره ۱: روش خلع سلاح

۱ – در گفته های طرف مقابل حقایقی بیابید. هیچ کسی صددرصد بی اشتباه نیست. معمولاً وقتی کسی را تأیید می کنید خود مورد تأیید قرار می گیرید. این پدیده جالب را «قانون اضداد» نامیده اند.

۲ – اگر خشمگین هستید و احساس می کنید مورد تهاجم واقع شده اید احساستان را به کمک عبارتی با مفهوم «من احساس می کنم» بیان کنید. از بحث و مشاجره بپرهیزید و حالت تدافعی نگیرید.

۳ – طوری جواب دهید که حتی در صورت پذیرش انتقاد احترام و شأن و عزت نفستان حفظ شود.

۴ – میل به سرزنش کردن طرف مقابل را در خود سرکوب کنید. سعی کنید احترام متقابل میان شما از بین نرود.

۵- از وارد شدن به بحث «حق با کیست؟» خودداری کنید. با این کار به جایی نمی رسید.

مهارت گوش دادن شماره ۲: برخورد همدلانه

۱ – خود را به جای طرف مقابل بگذارید. خوب گوش بدهید و بفهمید که منظورش چیست و چه می خواهد بگوید. نظر خود را درباره طرز اندیشه و احساس او بیان کنید: «به نظر می رسد …» و بعد حرف او را به طور خلاصه تکرار کنید.

۲ – سعی کنید احساس طرف مقابل را درک کنید. به حرکات و نشانه های جسمانی آنها توجه کنید.

۳ – برای تأیید احساسات آنها پرس وجو کنید: « مثل اینکه از من ناراحت هستی. آیا همین طور است؟ »

۴ – از عبارت هایی با مفهوم « من احساس می کنم » استفاده کنید تا بدانند که اگر جای آنها بودید چه احساسی داشتید: « اگر این احساس برای من هم پیش می آمد احساس شما را داشتم.»

مهارت گوش دادن شماره ۳ : پرس و جو

۱ – اغلب اشخاص از ابراز علنی احساسات خود هراس دارند. می توانید از همسرتان بخواهید تا درباره احساسات منفی خود توضیح بیشتری دهد. با این کار از شدت ناراحتی او می کاهید.

۲ – از او بپرسید از کدام عمل یا کدام حرف شما دلگیر شده است؟ وقتی به جواب او گوش می دهید حالت تدافعی نگیرید، به جای آن از روش برخورد همدلانه و شیوه خلع سلاح استفاده کنید. در عبارات او واقعیتی بجویید. اگر ناراحت هستید، اگر احساس می کنید که تحقیر شده اید، احساسات خود را همان طور که گفته شد به او انتقال دهید.

۳ – وقتی دلیل ناخشنودی و عصبانیت او را می پرسید، از لحن احترام آمیز استفاده کنید. از مبارزه جویی بپرهیزید.

۴ – از خشم و اختلاف نهراسید. اشکالی در این ها نیست. اجازه ندهید که احساسات ناخوشایند همسرتان ابراز نشده باقی بماند. این کار بر شدت ناراحتی او می افزاید.

مهارت ابراز وجود شماره ۱ : استفاده از عبارت هایی با مفهوم:

۱ – هنگام ابراز احساسات خود از عباراتی که مفهوم « من احساس می کنم » را تداعی کنند استفاده کنید. مثل « ناراحتم ». از عبارت‌هایی که با « تو » یا « شما » شروع می شوند و حالت خطابی دارند بپرهیزید: مثل « تو مرا ناراحت می کنی. » این قبیل عبارات، انتقادآمیز و داوری کننده هستند و همیشه به مشاجره ختم می شوند.

۲ – احساسات خود را به نمایش نگذارید، آنها را بیان کنید. به نمایش گذاشتن احساسات می تواند به شکل‌های زیر باشد : اخم کردن،سکوت های طولانی،به هم کوبیدن در اتاق،چهره در هم کشیدن.

۳ – جراحات احساسی را هم می توانید با عباراتی که مفهوم «من احساس می کنم» را تداعی می کنند ابراز کنید، احساساتی مانند اندوه، مورد رنجش واقع شده، بی کفایت، مورد بی اعتنایی واقع شده، رعب و ترس

۴ – آرزوها و خواسته ها را نیز می توانید با عباراتی از این قبیل انتقال دهید :

دوست دارم با تو بیشتر وقت صرف کنم.

دلم می خواهد سعی کنی منظور مرا بفهمی.

مهارت ابراز وجود شماره ۲ : احترام بگذارید.

۱ – روی هم رفته اغلب مردم مایلند که بر کارشان ارج گذاشته شود. بیشترین نگرانی اشخاص از این است که تحقیر شوند، مورد قبول واقع نشوند و یا درباره آنها داوری شود.

۲ – همسر خود را مطمئن کنید. با آن که از او عصبانی یا مخالف او هستید به او احترام می گذارید. او برای شما شخصیت مهمی است.

۳ – بگذارید تا همسرتان بداند که می خواهید مسئله موجود را به شکل رضایت بخشی حل کنید

۴ – از شخصیت وی انتقاد نکنید. از این کار سودی نمی برید. انتقاد شخصیت با انتقاد از کار و رفتار متفاوت است.

* مهارت های گوش دادن و ابرازوجودکردن فقط به عنوان روش هستند. ارتباط واقعی ناشی از روح احترام برای خود و برای همسرتان است. اگر هدف شما این است که حق به جانب بودن خود را ثابت کنید، اگر می خواهید او را مقصر جلوه بدهید، هر شیوه ارتباطی بی تأثیر می شود. اما اگر هدف شما حل مسئله است، اگر می خواهید با طرز فکر و احساس همسر خود آشنا شوید، این روش ها در حکم ابزار مطمئنی هستند که می توانید از آنها استفاده کنید.

.

ادامه مطلب / دانلود