تیشرت bnw

نتايج جستجو مطالب برچسب : اختلافات زناشویی

…این گونه اختلافات زناشویی آخرش به طلاق سر می دهد…

میهن فال به نقل از برترین‌ها: آیا می‌دانید مشاجره‌ها و اختلاف‌های زناشویی‌تان چه زمانی به مرز خطرناک می‌رسند؟
با ما همراه باشید تا به شما بگوییم علائم اینکه زندگی مشترک‌تان در معرض خطر است چیست،
تا با آگاه بودن نسبت به آن‌ها شاید بتوانید پیش از اینکه خیلی دیر شود چاره‌ای بیندیشید.

این اختلافات زناشویی به طلاق می‌انجامد.

ادامه مطلب / دانلود

با این ترفندها زندگی رویایی بسازید

بی شک انسان ها در «رابطه» است که متولد می شوند و می میرند. قدمت «رابطه» به قدمت عمر «آدمی» است و تصور اینکه آدمی بدون رابطه با خود یا دیگران باشد، محال می نماید.

با این حال و به رغم پیوند تاریخی رابطه با وجود آدمی، انسان ها همواره در یافتن رابطه صمیمی با دشواری رو به رو بوده اند. امروزه دیگر بر کسی پوشیده نیست که داشتن یک رابطه صمیمی آرزوی دل هاست.

من همسری مهربان و دلسوز دارم. وفادار، سخت کوش و متعهد. در ظاهر، هر کس شاهد زندگی ما باشد به خوشبختی ما غبطه می خورد اما آن چیزی که در طی این ده سال زندگی همیشه مرا عذاب داده، سکوت همسرم است. بسیار سخت حرف می زند و همیشه در حال شنیدن است نهایتاً با پاسخ هایی مثل: بله، نه، شاید، حق با شماست و … قائله را تمام می کند.

گاهی دلم هم صحبت می خواهد. تاکی من فقط گوینده باشم و او شنونده؟
چند ماه از عقد من و همسرم می گذرد. کم کم به این نتیجه رسیده ام که خانمم اصلاً مناسب من نیست. من بسیار برون گرا، پر حرف و پر جنب و جوش هستم در حالیکه همسرم همیشه ساکت است. هیچ گاه برای شروع رابطه پیش قدم نیست. وقتی کنار هم هستیم به من سخت می گذرد چون اگر من حرفی نزنم، سکوت حکم فرماست.

اکثر زوجین آرزوی پیش رفتن با یکدیگر را دارند. در این دنیای پیچیده که ما در آن زندگی می کنیم، رسیدن به این مرحله چیزی بیش از یک رویاست. وقتی شما و شریک زندگی تان بر رابطه تان توجه می کنید و از آن مراقبت می کنید، به توانایی خود برای پیش رفتن می افزایید. البته خیلی از افراد هستند که معتقدند برای حفظ تعامل با همسرشان، تمام تلاش ها یک طرفه شده است و طرف مقابل در این زمینه کوتاهی می کند یا اصلاً استعداد و انگیزه آن را ندارد. ولی ما معتقدیم حتی اگر شما و همسرتان هر دو بدانید که چگونه مهارت های ارتباط ممکن است استفاده کنید، گاهی یکی از شما ممکن است مهارت ها را کنار بگذارد. اما مطمئن باشید که فقط یک نفر کافی است که تعامل را تحت تأثیر قرار دهد.

شما شخصاً می توانید تفاوت ایجاد کنید، صرف نظر از اینکه همسرتان چه کار می کند، این حق شماست که این مهارت ها را به کار ببرید. شما به طور انحصاری می توانید روی گفت و گوی تان، به گونه ای مثبت تأثیر بگذارید.

آغاز تغییرات
وقتی در زندگی زناشویی تان مساله ای ایجاد می شود، فعالیتی باید طراحی شود، چالشی ایجاد می شود و … و باید تصمیمی اتخاذ شود، شاید در نقطه ای قرار بگیرید که یکی از طرفین مخالف شرایط ایجاد شده باشد. مثلاً شاید در برهه ای از زمان یکی از شما دو نفر پیشنهادی ارائه دهد و دیگری پاسخ دهد. عمدتاً عمده اختلافات و مشکلات در همین آغازگری و پاسخ دهی، کلید می خورد. در ادامه چند دستورالعمل ارائه می شود که در آغاز تغییر و در پاسخ دادن به تغییر به گونه ای مثبت یاری دهد:

دستورالعمل برای آغاز تغییر به گونه مثبت
قطعاً در یک رابطه زناشویی زن و شوهر نمی توانند درباره چیزی نظر ندهند یا دائماً سکوت کنند. تعامل جز لاینفک یک زندگی مشترک است. برای داشتن و آغاز تغییرات مثبت به ذهن بسپارید که:
– زمان و مکان خوبی را انتخاب کنید.
– با لحنی دلنشین و جذاب از طرف خودتان صحبت کنید.
– به علایق همسرتان بپیوندید و خواسته هایی را به نفع دیگری مطرح کنید.
– بی میلی و پاسخ های سرد همسرتان را تصدیق کنید.
– همسرتان را به حرف زدن دعوت کنید.
– حق انتخاب را به حداکثر برسانید.

مراقب باشید که:
– مرزها را زیر پا نگذارید یعنی مطلبی را به طرز نامناسب مطرح نکنید.
– با لحن مطالبه آمیز، شکوه گرانه، دو پهلو درشت آزاردهنده حرف هایتان را بیان نکنید.
– توقع نداشته باشید هر چه می خواهید به دست آورید.
– به زور توافق را تحمیل نکنید یا به شکل منفی خود را کنار نکشید.

دستورالعمل برای پاسخ دادن به تغییر به شیوه ای مثبت
برای اینکه پاسخ شما بر تبادل نظر تأثیرگذار باشد لازم است که:
– از مهارت گوش دادن به طور جدی بهره ببرید
– توجه کنید
– سوال کنید
– دعوت به حرف زدن کنید
–  خلاصه کنید
– هنگام پاسخ دادن به جای خودتان حرف بزنید
– وقتی جواب می دهید به رفتارهای سرد و گرم در همسری که پیش قدم شده، توجه داشته باشید.

مراقب باشید که:
– از پیام های «تو» استفاده نکنید
– انتقاد نکنید
– خود را به شکل منفی کنار نکشید
– از کارهای بی فایده مثل دست نگه داشتن، تغییر جهت دادن، قهر کردن و … خودداری کنید

ادامه مطلب / دانلود

چگونه زندگی مشترکمان را رویایی کنیم؟

بی شک انسان ها در «رابطه» است که متولد می شوند و می میرند. قدمت «رابطه» به قدمت عمر «آدمی» است و تصور اینکه آدمی بدون رابطه با خود یا دیگران باشد، محال می نماید.

با این حال و به رغم پیوند تاریخی رابطه با وجود آدمی، انسان ها همواره در یافتن رابطه صمیمی با دشواری رو به رو بوده اند. امروزه دیگر بر کسی پوشیده نیست که داشتن یک رابطه صمیمی آرزوی دل هاست.

من همسری مهربان و دلسوز دارم. وفادار، سخت کوش و متعهد. در ظاهر، هر کس شاهد زندگی ما باشد به خوشبختی ما غبطه می خورد اما آن چیزی که در طی این ده سال زندگی همیشه مرا عذاب داده، سکوت همسرم است. بسیار سخت حرف می زند و همیشه در حال شنیدن است نهایتاً با پاسخ هایی مثل: بله، نه، شاید، حق با شماست و … قائله را تمام می کند.

گاهی دلم هم صحبت می خواهد. تاکی من فقط گوینده باشم و او شنونده؟
چند ماه از عقد من و همسرم می گذرد. کم کم به این نتیجه رسیده ام که خانمم اصلاً مناسب من نیست. من بسیار برون گرا، پر حرف و پر جنب و جوش هستم در حالیکه همسرم همیشه ساکت است. هیچ گاه برای شروع رابطه پیش قدم نیست. وقتی کنار هم هستیم به من سخت می گذرد چون اگر من حرفی نزنم، سکوت حکم فرماست.

اکثر زوجین آرزوی پیش رفتن با یکدیگر را دارند. در این دنیای پیچیده که ما در آن زندگی می کنیم، رسیدن به این مرحله چیزی بیش از یک رویاست. وقتی شما و شریک زندگی تان بر رابطه تان توجه می کنید و از آن مراقبت می کنید، به توانایی خود برای پیش رفتن می افزایید. البته خیلی از افراد هستند که معتقدند برای حفظ تعامل با همسرشان، تمام تلاش ها یک طرفه شده است و طرف مقابل در این زمینه کوتاهی می کند یا اصلاً استعداد و انگیزه آن را ندارد. ولی ما معتقدیم حتی اگر شما و همسرتان هر دو بدانید که چگونه مهارت های ارتباط ممکن است استفاده کنید، گاهی یکی از شما ممکن است مهارت ها را کنار بگذارد. اما مطمئن باشید که فقط یک نفر کافی است که تعامل را تحت تأثیر قرار دهد.

شما شخصاً می توانید تفاوت ایجاد کنید، صرف نظر از اینکه همسرتان چه کار می کند، این حق شماست که این مهارت ها را به کار ببرید. شما به طور انحصاری می توانید روی گفت و گوی تان، به گونه ای مثبت تأثیر بگذارید.

آغاز تغییرات
وقتی در زندگی زناشویی تان مساله ای ایجاد می شود، فعالیتی باید طراحی شود، چالشی ایجاد می شود و … و باید تصمیمی اتخاذ شود، شاید در نقطه ای قرار بگیرید که یکی از طرفین مخالف شرایط ایجاد شده باشد. مثلاً شاید در برهه ای از زمان یکی از شما دو نفر پیشنهادی ارائه دهد و دیگری پاسخ دهد. عمدتاً عمده اختلافات و مشکلات در همین آغازگری و پاسخ دهی، کلید می خورد. در ادامه چند دستورالعمل ارائه می شود که در آغاز تغییر و در پاسخ دادن به تغییر به گونه ای مثبت یاری دهد:

دستورالعمل برای آغاز تغییر به گونه مثبت
قطعاً در یک رابطه زناشویی زن و شوهر نمی توانند درباره چیزی نظر ندهند یا دائماً سکوت کنند. تعامل جز لاینفک یک زندگی مشترک است. برای داشتن و آغاز تغییرات مثبت به ذهن بسپارید که:
– زمان و مکان خوبی را انتخاب کنید.
– با لحنی دلنشین و جذاب از طرف خودتان صحبت کنید.
– به علایق همسرتان بپیوندید و خواسته هایی را به نفع دیگری مطرح کنید.
– بی میلی و پاسخ های سرد همسرتان را تصدیق کنید.
– همسرتان را به حرف زدن دعوت کنید.
– حق انتخاب را به حداکثر برسانید.

مراقب باشید که:
– مرزها را زیر پا نگذارید یعنی مطلبی را به طرز نامناسب مطرح نکنید.
– با لحن مطالبه آمیز، شکوه گرانه، دو پهلو درشت آزاردهنده حرف هایتان را بیان نکنید.
– توقع نداشته باشید هر چه می خواهید به دست آورید.
– به زور توافق را تحمیل نکنید یا به شکل منفی خود را کنار نکشید.

دستورالعمل برای پاسخ دادن به تغییر به شیوه ای مثبت
برای اینکه پاسخ شما بر تبادل نظر تأثیرگذار باشد لازم است که:
– از مهارت گوش دادن به طور جدی بهره ببرید
– توجه کنید
– سوال کنید
– دعوت به حرف زدن کنید
–  خلاصه کنید
– هنگام پاسخ دادن به جای خودتان حرف بزنید
– وقتی جواب می دهید به رفتارهای سرد و گرم در همسری که پیش قدم شده، توجه داشته باشید.

مراقب باشید که:
– از پیام های «تو» استفاده نکنید
– انتقاد نکنید
– خود را به شکل منفی کنار نکشید
– از کارهای بی فایده مثل دست نگه داشتن، تغییر جهت دادن، قهر کردن و … خودداری کنید

ادامه مطلب / دانلود

گاهی رابطه نیاز به اکسیژن رسانی و وقت گذاری دارد وگرنه خشک می شود و از بین می رود.

کسانی که وقت ندارند بگویند دوستت دارم بخوانند!!

13 سال از ازدواج زهره و منصور می‌گذرد، 3 فرزند دارند و هر دو شاغل هستند. از شغل و درآمد و فرزندانشان راضی هستند و به طور کلی زندگی‌شان برای کسانی که با آنها آمد و شد دارند مثال‌زدنی است. از نگاه دیگران همه چیز در زندگی آنها خوب و درست به نظر می‌رسد اما در پس این ظواهر فریبنده رابطه واقعی آنها طور دیگری است: مدتهاست رابطه زناشویی نداشته‌اند، با هم سر یک سفره غذا نخورده‌اند، با این توضیح که نمی‌خواهند جلوی بچه‌ها با هم بحث کنند روزهای زیادی را در سکوت به شب رسانده‌اند، مدتهاست منصور روی اضافه وزن زهره که بعد از تولد فرزند سوم همچنان باقی مانده است انگشت گذاشته و زهره هم روی سخت‌گیریهای متعصبانه منصور نسبت به بچه‌ها، خلاصه کلام اینکه مدتهاست شادی از زندگی آنها رخت بربسته است.

مشکل زهره و منصور مورد شایعی است که با گذر ایام عمر، همسران بسیاری -که روزی عاشق همدیگر بوده‌اند- را به سمت طلاق عاطفی سوق می‌دهد. چرا چنین مشکلی به وجود می‌آید؟ آیا غفلت از ارگانیسم ظریف رابطه زندگی آنها را به این وضع می‌کشاند؟

در مواردی مانند زندگی زهره و منصور، تغییر انتظارات همسران از یکدیگر و نامتناسب بودن انتظار یکی با انتظار دیگری عاملی است که نقش مهمی ایفا می‌کند. بخشی از این تغییر به سبک زندگی ما در دوران معاصر مربوط می‌شود. در گذشته انتظارات زوجین از یکدیگر با امروز متفاوت بود. انتظار اغلب افراد از ازدواج این بود که خورد و خوراک و پناه مناسبی فراهم شود و فرزندانی هم به وجود بیایند. اما امروزه انتظار از ازدواج و همسر فراتر از این است. کمک به

ادامه مطلب / دانلود
بر آنیم تا در طی چند مقاله ، جهت کاهش اختلافات زناشویی، شما را با تفاوت های موجود درمیان دوجنس آشنا نمائیم. تفاوت هایی درساختارمغز، حرف زدن وگوش کردن، تجسم فضایی، احساسات وادراک، بیوشیمی بدن ونهایتا ، تفاوت درنوع عاشق شدن وازدواج. درهربخش، راه حلهایی برای رویارویی با این تفاوت ها نیز پیشنهاد شده است.

تفاوت‌ها را بشناسیم و بهتر زندگی کنیم (1)

یکی از دلایل اصلی بروز اختلافات زندگی زناشویی، عدم شناخت زن ومرد از یکدیگر است.اگر به دانش بشری رجوع کنیم ، به این نتیجه می رسیم که بسیاری از باورهای ما ، پندارهای استواربرروی آب بوده اند،واگر این گونه پندارهای نادرست، اساس یک ارتباط جدی وسرنوشت سازهمانند زندگی طولانی زناشویی باشند، به تحقیق زندگی ما دستخوش کژی وکاستی خواهد شد وروزی نیز با کمال تاسف به بن بستی تلخ  خواهد رسید.

تفاوت هایی درساختارمغز، حرف زدن وگوش کردن، تجسم فضایی، احساسات وادراک، بیوشیمی بدن ونهایتا ، تفاوت درنوع عاشق شدن وازدواج. درهربخش ، راه حلهایی برای رویارویی با این تفاوت هانیز پیشنهاد شده است.از آنجا که چگونگی ارتباط با جنس مخالف وتشکیل خانواده ، ازدغدغه های اصلی نسل جوان محسوب می شود ،  امیدوارم که این چند مقاله ، بتواند اطلاعات مفیدی را دراختیار شما عزیزان  قرار دهد.

تفاوت، با تساوی حقوق درتضاد نیست. منظوراز تساوی حقوق، آزادی برای انجام کاری است که برای آن ساخته شده ایم ومنظور از تفاوت ، این است که زن و مرد برای کار یکسانی ساخته نشده اند.

این سلسله مقالات ، درصدد تبیین تفاوتهای زیست شناختی واساسی زنان و مردان است وبحثی کاملا منطقی وتحقیقی را مطرح می کند که میانگین زنان ومردان را دربرمی گیرد. یعنی ممکن است کسانی فکرکنند که این تعبیر وتعریف صد در صد بر آنان منطبق نیست . از آنجا که مسائل مطرح شده ، برمبنای دلایل بیولوژیکی انسان است، منطقه جغرافیایی، فرهنگ، نژاد ومذهب هیچ تفاوتی دراصل موضوع ایجاد نمی کند .

شاید به غلط تصور می کنیم ، رفتاری که از همسرمان می بینیم، خاص خود اوست .درحالی که با مطالعه ی این مقاله ، درمی یابیم تا چه حد این رفتارها عمومیت دارد و اشتباه ما ، ناشی از عدم شناخت ما نسبت به این تفاوت هاست .

وقتی شما دلایل شکل گیری بعضی از تفکرات ورفتارهای فرد مقابل را بدانید، می توانید نسبت به او واکنش منطقی و درستی نشان دهید. مثلا وقتی بدانید آقایان به دلیل تفاوت دربینایی نمی توانند به آسانی وسایل خود را درکمد ویا جایی دیگر پیدا کنند ویا خانم ها نمی توانند کم حرف بزنند به خصوص وقتی مشکلی دارند – چرا که یکی از روش های حل مشکلاتشان همین رفتار است –دیگرمثل سابق از یکدیگر خرده نمی گیرید ،  ویا همدیگر را مسخره نخواهید کرد.

اگر انتظار داشته باشیم فردمقابل ما مثل خودمان رفتاری از خود نشان دهد ویا واکنشی داشته باشد،به طورحتم دچار رفتارها وبرخوردهایی خواهیم شد که به ناچار مارا با یاس وناامیدی مواجه خواهد کرد.این نوع تصور وبرخورد ، نه تنها کارساز نخواهد بود بلکه موجب برخورد احساسی فرد مقابل ما خواهد گردید.

اگربه منظور کمک به همسرمان رفتاری را که نسبت به خود مناسب می دانیم،  درارتباط با او به کار گیریم، مسلما  دچار مشکل خواهد شد.شاید با اندیشه اینکه” آنچه برای من خوب است برای او خوب یا بهتر است” چنین رفتاری را پیش می گیریم، اما این تصور درزندگی زناشویی جواب منفی خواهد داد ونتیجه ی معکوسی از آن خواهیم گرفت.

هرزن و مردی باید درک کند و بپذیرد که فرد مقابلش مجبور نیست که مثل او بیندیشد، تصور کند یا دست به عمل بزند.

چرا از درک تفاوت‌ها می‌ترسیم؟

یکی از دلایل مهم در ترس از پذیرشِ وجود تفاوت میان خود ودیگران ، این است که : وقتی به سن بلوغ می رسیم، همیشه واهمه داریم که شاید دیگران مارا قبول نکنند ویا رد نمایند.

هرانسانی از روزی که خود وموقعیت اجتماعی اش را می شناسد، سعی دارد به نحوی نگاه های جامعه را به سوی خود جلب ویا چهره مردمی پیدا کند.

حتی در دوران کودکی نیز همه ما سعی داشته ایم که بیش از دیگران محبوب باشیم و یا درمدرسه وخانواده مطرح گردیم.اگر روزگار با ما یار باشد وحتی به آن موفق گردیم که درجامعه به پیروزی های اجتماعی وشخصیتی نایل آییم وحتی اگر این موفقیتها تا پایان زندگی وسنین پیری نیز ادامه پیدا کند، باز ازاینکه شاید موقعیت خودمان را بادرک اینکه با دیگران متفاوت هستیم، از دست بدهیم ترس و واهمه وجودمان را می گیرد.

بسیاری از انسانها از درک اینکه با دیگران متفاوت هستند احساس ناامنی وناراحتی می کنند، دلیل این ناراحتی ، استنباط شخصی آنهاست که تصور می کنند با درک وقبول تفاوتشان با دیگران به نوعی معترف به نواقص شخصیتی ووجودی خود هستند.البته دراین واهمه حق با ماست ولی باید قبول کرد که ادامه ی این ترس ، به رکود شخصیتی ودیدگاهی ما منجر خواهد شد وخود زیانبار است.ناگفته نماند که انسانهایی که از درک تفاوتهای خودشان می ترسند ، اغلب دارای شخصیتی خودخواه می باشند وهرکاری را بدون اینکه به درستی به آن بیندیشند ویا توجه داشته باشند ویا نظرات دیگران را بپرسند، انجام می دهند.ازاین روست که عدم توجه به تفاوتهای فردی ، بسیار خطرناک ودرعین حال تهدید کننده ی روابط درست اجتماعی است.

تفاوت‌ها، عامل جذب زوجین

همانطور که جنسهای مختلف از بسیاری جهات جاذب یکدیگر هستند، درجهت وجود تفاوتها نیز همدیگر را جذب می نمایند.تفاوتهای میان زنان ومردان دراساس تکامل دهنده وجود هر دوی آنهاست.هرکدام از آنها درنوع خود کامل نیستند وبرای کسب توازن زندگی وزیستی ، باید درکنار هم باشند وبه تکامل  خود بیندیشند.

اگر فرض کنید شما انسانی عصبی باشید و همیشه با تهاجم با دیگران برخورد نمایید، ممکن است باانسانی که درخود وساکت وآرام است جور دربیایید.

در زندگی های بادوام ، همیشه میان زن وشوهر تفاوت هایی بوده که وجود هرکدام ، تکمیل کننده آن تفاوتهاست.همین تفاوتها هستند که انسانها را به یکدیگر جلب می نمایند وزمینه ی سازش آنها را فراهم می آورند. وجود تفاوتها وسحروجادوی آنها ، به روابط دوجانبه معنا وارزش دیگری نیز می بخشد.

تفاوت‌ها را بشناسیم و بهتر زندگی کنیم (1)

زن ومرد با هم تفاوت دارند؛ نه بهترند ونه بدتر، بلکه متفاوتند

با اینکه  زن و مرد ، هر دو به یک گونه از موجودات تعلق دارند، هیچ اشتراک قابل ذکری بین آنها وجود ندارد.

آنان در دو دنیای متفاوت زندگی می کنند، ارزش گذاری متفاوتی دارند واز قوانین متفاوتی تبعیت می کنند.این را همه می دانند، اما افراد کمی به خصوص مردان ، حاضرند آن را بپذیرند. ومشکل درست همین جاست.تمامی زنان ومردان دارای هرفرهنگ، مذهب و نژادی که باشند، روش برخورد، کردار وعقاید همسرانشان را مانعی نفوذناپذیر تصور می کنند.

تفاوت‌ها از کجا شروع شد؟

زنان ومردان در طول تاریخ ، به طرز متفاوتی تکامل یافتند ؛ وگرنه امکان بقا برایشان وجود نداشت.مردان به شکار می رفتند وزنان آذوقه جمع آوری می کردند.مردان محافظت می کردند و زنان غذا آماده می کردند.نتیجه اش این شد که مغز واندام آنان کاملا متفاوت تکامل یافت.

مغز همزمان با بدن که باید برای کارکردهای خاصی شکل می گرفت، تغییر کرد. مردان قوی تر ودرشت تر از اغلب زنان شدند و مغزشان متناسب با وظایفشان رشد کرد.زنان اکثرا از این که مردان بیرون خانه بودند تا غذایی تهیه کنند وخودشان آتش را در غار روشن نگه می داشتند، راضی بو دند.مغز آنان درطول زمان متناسب وظایفشان رشد کرد.

پس از میلیون ها سال، ساختار مغز زنان ومردان به طور متفاوت برنامه ریزی شد. ما در این بین فهمیده ایم هر دو جنس ، اطلاعات را به شکلی متفاوت پردازش می کنند.آنان به شیوه های متفاوتی فکر می کنند واولویت ها، دریافت ها، ورفتارهای متفاوتی دارند.

حال که در این مقاله ، ضرورت شناخت علمی و منطقی تفاوت میان زن و مرد ، برایمان آشکار گردید ، در چندین مقاله ی بعد، به تفاوت های اساسی بین زوجین و دلیل علمی و روان شناختی  آن خواهیم پرداخت .

تفاوت هایی مثل اینکه: “چرا مردان قدرت عینی و زنان  قدرت ذهنی دارند ” و یا اینکه “چرا زنان از حرف زدن دست نمی کشند؟”

ادامه مطلب / دانلود

 

چه زوج هایی نباید بچه دار شوند؟!

 

آیا همسرانی وجود دارند که روانشناسان به آنها توصیه کنند در شرایط کنونی شان بچه دار نشوند؟ جواب مثبت است. متاسفانه برخی از همسران دارای شرایطی هستند که به دنیا آمدن بچه آن را وخیم تر می کند.
در ذیل به معرفی این شرایط پرداخته ایم:

۱- اختلافات زناشویی:

اگر فکر می کنید که به دنیا آمدن بچه اختلافات شما با همسرتان را از بین می برد یا حداقل آن را کاهش می دهد، باید بگوییم که بر اساس تحقیقات روانشناسان اشتباه می کنید. دکتر لارنس اومبرگ، روانشناس کودک آمریکایی، در تحقیقات خود این فرضیه را بررسی کرد و متوجه شد که تفاوت معناداری بین میزان اختلافات قبل و بعد از به دنیا آمدن بچه وجود ندارد و در برخی از مواقع حضور بچه کار را خرابتر و تقابل همسران را بیشتر می کند.
بنابراین اگر اختلافات زناشویی زیادی با همسرتان دارید، ابتدا با کمک یک روانشناس این اختلافات را حل کنید و بعد تصمیم به فرزنددار شدن بگیرید.

۲- اعتیاد:

علاوه بر خطرات جسمی اعتیاد والدین بر جنین، که در تحقیقات متعددی به آنها اشاره شده است، روانشناسان به تاثیرات روانی و رفتاری والدین معتاد بر جنین و نوزاد اشاره کرده و هشدار داده اند.
دکتر لارنس اومبرگ، نتایج تحقیقی را ارائه می کند که در آن مشخص شده نوزادان دارای والدین معتاد به مواد مخدر یا الکل احتمال بسیار بیشتری دارد که نسبت به نوزادان دارای والدین غیرمعتاد در نوجوانی و بزرگسالی به اقدامات بزهکارانه دست بزنند. برخی از زنان افراد معتاد به این باور اشتباه اعتقاد دارند که در صورت بچه دار شدن، همسرشان اقدام به ترک کرده و بهبود می یابد. علاوه بر آنکه هیچ تحقیقات معتبری این باور را تایید نمی کند، پذیرش خطرات پیش گفته بر اساس چنین احتمال کاذبی عقلانی نیست.

۳- وضعیت شغلی و اقتصادی آشفته و نابسامان:

این سخن درستی است که روزی فرزند را خداوند می دهد و مشکلات اقتصادی نباید مانع از فرزنددار شدن همسران شود اما در مورد برخی از همسران مشکل اقتصادی قبل از فرزنددار شدن موجب مشکلات دیگری از جمله اختلافات زناشویی نیز شده و به نوعی به آشفتگی اقتصادی تبدیل شده است. دکتر همسبر نادالی، روانشناس کودک نروژی، در تحقیقات خود دریافته است که همسران دارای آشفتگی اقتصادی که از لحاظ مالی بسیار تحت فشارند در صورت فرزنددار شدن زندگی پرتنش تری را پیش رو خواهند داشت.

۴- بلافاصله بعد از ازدواج:

تحقیقات متعدد روانشناسان و مشاوران خانواده نشان می دهد که همسران بعد از ازدواج نیازمند زمانی هستند که رابطه خود را بسنجند و نقاط قوت و ضعف آن را شناسایی کنند. برخی از همسرانی که قبل از ازدواج رابطه بسیار خوبی با هم داشته اند ممکن است بعد از ازدواج و رو در رو شدن با واقعیت های زندگی زناشویی و نداشتن مهارت های ارتباطی یا تفاوت های شخصیتی بسیار بزرگی که قبل از ازدواج به آنها بی توجهی کرده اند، رابطه شان دستخوش اختلافات شود و به جدایی بکشد.
بنابراین، بهترین زمان مناسب برای فرزنددار شدن حداقل دو سال بعد از ازدواج است که البته این زمان میانگین است و برخی از همسران ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشند.

ادامه مطلب / دانلود