نتايج جستجو مطالب برچسب : آیة الکرسی

خدا ولى و سرپرست کسانى است که بخواهند ایمان آورند، و با لطف و کمک خویش آنان را از تاریکی‌هاى کفر و گمراهى خارج می کند و به نور و هدایت راهنمایى می‌کند.

۵ نکته پر اهمیت درباره آیه الکرسی

آیه الکرسی

۱٫ شأن نزول «آیه الکرسی»

در مورد شأن نزول آیه الکرسی امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «یهود معتقد بودند وقتى خداى توانا آسمان‌‌ها و زمین را آفرید ، در حالى‌که بر فراز کرسى نشسته بود که روى دو زانوى خود تکیه کرده بود و بدین وسیله رفع خستگى نمود؛ لذا آیه الکرسی بر ردّ اعتقاد آنان نازل شد».[۱]

 

۲٫ اهمیت و جایگاه «آیه الکرسى»

در اهمیت و فضیلت آیه الکرسی احادیث زیادی با ثواب‌های گوناگون نقل شده است، که برای نمونه دو مورد بیان می‌شود:

 

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «برگزیده قرآن سوره بقره و برگزیده بقره، آیه الکرسى است، در آن پنجاه کلمه است و در هر کلمه‌اى پنجاه برکت است».[۲]

همچنین امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «براى هر چیز نخبه‌اى است و نخبه و قلّه قرآن، آیه الکرسى است. هر کس یک‌بار آن‌را بخواند خداوند هزار ناگوارى از ناگواری‌هاى دنیا و هزار ناگوارى از ناگواری‌هاى آخرت را از او بر می‌گرداند، آسان‌ترین ناگوارى دنیا فقر و سهل‌ترین ناگوارى آخرت عذاب قبر است و من به امید ارتقای درجه و مقامم آن‌را می‌خوانم»‏.[۳]

 

در روایات به خواندن آیه الکرسی در منزل،[۴] در تعقیب نمازها،[۵] موقع خواب،[۶] هنگام خارج شدن از منزل،[۷] زمان سوار شدن بر مرکب،[۸] وقت زیارت قبور مۆمنان[۹] و… سفارش شده است.

 

۳٫ حدود آیه الکرسی

در مورد حدود آیه الکرسی دو دیدگاه وجود دارد و قائلان به هر دیدگاه، دلایلی ارائه کرده‌اند که به اختصار بیان می‌شود.

 

۱٫ آیه الکرسی، یک آیه است؛ یعنی از «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ» تا «وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ» است؛ به چند دلیل:

الف. ظاهر بسیارى از روایات همین را تأیید می‌کند، به ویژه این‌که آنچه مشهور است و در روایات آمده عبارت «آیه الکرسى» است که کلمه «آیه» مفرد است و تنها شامل یک آیه می‌شود.[۱۰] و اگر تا «هُمْ فِیها خالِدُونَ» بود باید تعبیر به آیات می‌شد.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «برگزیده قرآن سوره بقره و برگزیده بقره، آیه الکرسى است، در آن پنجاه کلمه است و در هر کلمه‌اى پنجاه برکت است»

 

ب. اضافه شدن آیه به کرسى هم، مۆیّد دیگر است؛ زیرا آیه‌ای که مشتمل بر لفظ «کرسى» است، آیه ۲۵۵ سوره بقره بوده، ولی در آیات بعد از آن، لفظ کرسى نیامده است.[۱۱]

 

ج. تمام مفسران شیعی و سنی؛ فضائل و خواص آیه الکرسى را ذیل آیه ۲۵۵ سوره بقره بیان کرده‌اند، سپس به تفسیر دو آیه بعد از آن پرداخته‌اند.

 

۲٫ برخی نیز آیه الکرسی را تا آیه ۲۵۷ (هُمْ فِیها خالِدُونَ) دانسته‌اند. به سه دلیل:

الف. متعارف بودن بین مسلمانان.

 

ب. در روایات سفارش شده است که آیه الکرسى و دو آیه بعد از آن خوانده شود.[۱۲]

 

آنچه درباره آیه الکرسی مناسب به نظر می‌رسد این است که؛ با توجه به روایاتی که عنوان «آیه الکرسی» در آن ذکر شده، به همان آیه ۲۵۵ سوره بقره می‌گویند، اما در برخی روایات علاوه بر سفارش به خواندن آیه الکرسی، به خواندن دو آیه بعد از آن هم سفارش شده است، ولی نه به عنوان آیه الکرسی؛ از این‌رو، میان عرف مۆمنان جا افتاده است که آیه الکرسی به سه آیه ۲۵۵ تا ۲۵۷ سوره بقره گفته می‌شود.

 

در عین حال؛ در این‌جا تفسیر هر سه آیه بیان می‌شود.

 

۴٫ تفسیر آیه ۲۵۵ سوره بقره

«اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَۆُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ».

 

پس از آن‌که خداوند داستان امت‌هاى گذشته و اختلاف آنان را با پیامبرانشان در مسئله توحید بیان کرد، در این آیه شریفه به بیان توحید می‌پردازد.

 

«اللَّهُ»؛ یعنى کسى که به دلیل قدرت و توانایی‌اش بر نعمت‌ها، پرستش سزاوار اوست.

 

«لا إِلهَ إِلَّا هُوَ»؛ احدى جز او سزاوار پرستش و خدایى نیست.

 

«الْحَیُّ الْقَیُّومُ»؛ زنده‌اى که قائم است به تدبیر خلق از آفرینش ابتدایى مردم و سپس روزى دادن به آنها.
فرزند خدا بچه

 

«لا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَوْمٌ»؛ او را نه چُرت و نه خواب سنگین می‌گیرد. بعضى می‌گویند: یعنى او غافل از مردم نمی‌گردد و آنها را فراموش نمی‌نماید.

 

«لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ»؛ براى اوست سلطنت و تصرف آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است.

 

«مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ»؛ کیست که شفاعت کند نزد او جز به اجازه‌اش. این جمله استفهامى است که معناى انکار و نفى دارد؛ یعنى شفاعت نمی‌کند در روز قیامت کسى براى دیگرى جز به اجازه خدا و امر خدا؛ چون مشرکان می‌پنداشتند که بُت‌ها براى آنان شفاعت می‌کنند.

 

«یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»؛ می‌داند آنچه روبه‌رو و آنچه پشت سر ایشان است.

 

«وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ»؛ به چیزى از دانش او احاطه ندارند. مقصود از کلمه «علم» در این‌جا «معلوم» است یعنى به معلومات او احاطه ندارند.

 

«إِلَّا بِما شاءَ»؛ مگر آنچه را که خود او بخواهد که دیگران بدانند و آنان را آگاه کند.

 

«وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ»؛ علم و آگاهى خدا آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته است.

 

«وَ لا یَۆُدُهُ حِفْظُهُما»؛ یعنى بر خداوند حفظ آسمان‌ها و زمین سنگین و سخت نمی‌باشد.

 

«وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ»؛ او بالاتر است از مانندها و ضدها و مثل‌ها و از آنچه نشانه نقص و دلیل حدوث است و او توانا است و عظیم الشأن که هیچ چیز او را ناتوان نمی‌کند و دانایى است که هیچ چیز بر او پوشیده نیست و براى مقدورات و معلومات او نهایت و پایانى نیست.[۱۳]

 

تفسیر آیه ۲۵۶ سوره بقره

«لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیم».
ظاهر بسیارى از روایات همین را تأیید می‌کند، بویژه این‌که آنچه مشهور است و در روایات آمده عبارت «آیه الکرسى» است که کلمه «آیه» مفرد است و تنها شامل یک آیه می‌شود

 

«لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ»؛ اکراه و اجبارى در دین نیست و امور مذهب بر قدرت و اختیار مبتنى است نه بر إجبار.

 

«قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ»؛ ایمان از کفر (و حق از باطل) با دلایل روشن، جدا شد.

 

«فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ…»؛ هر کس کافر شود به شیطان و بت‌ها، و خدا را تصدیق کند، به نیروى بازدارنده مطمئنى دست یافته که قطع نمی‌شود.

 

تفسیر آیه ۲۵۷ سوره بقره

«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ».

 

«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»؛ خدا ولى و سرپرست کسانى است که بخواهند ایمان آورند، و با لطف و کمک خویش آنان را از تاریکی‌هاى کفر و گمراهى بیرون می‌آورد و به نور و هدایت راهنمایى می‌کند. یا منظور این است که خداوند مۆمنان را از شبهاتى که در دین براى آنها به وجود می‌آید بیرون می‌برد و به وسیله راه حل‌هایى که در اختیارشان می‌گذارد، آنان را به نور یقین می‌رساند.

 

«وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاۆُهُمُ الطَّاغُوتُ»؛ کسانى که بر کفر اصرار ورزند به عکس مۆمنان، اولیاى آنها شیاطین هستند که عهده‌دار امور آنان می‌باشند.

 

«یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ»؛ آنان را از نور هدایت و روشنایى به تاریکی‌هاى جهل و شرک بیرون می‌برند.

 

«أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ»؛ اینان اهل آتش و براى همیشه در آن خواهند بود.[۱۴]

 

ادامه مطلب / دانلود

خدا ولى و سرپرست کسانى است که بخواهند ایمان آورند، و با لطف و کمک خویش آنان را از تاریکی‌هاى کفر و گمراهى بیرون می‌آورد و به نور و هدایت راهنمایى می‌کند.

نکاتی مهم در مورد آیه الکرسی

1. شأن نزول «آیه الکرسی»

در مورد شأن نزول آیه الکرسی امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «یهود معتقد بودند وقتى خداى توانا آسمان‌‌ها و زمین را آفرید ، در حالى‌که بر فراز کرسى نشسته بود که روى دو زانوى خود تکیه کرده بود و بدین وسیله رفع خستگى نمود؛ لذا آیه الکرسی بر ردّ اعتقاد آنان نازل شد».[1]

2. اهمیت و جایگاه «آیه الکرسى»

در اهمیت و فضیلت آیه الکرسی احادیث زیادی با ثواب‌های گوناگون نقل شده است، که برای نمونه دو مورد بیان می‌شود:

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «برگزیده قرآن سوره بقره و برگزیده بقره، آیه الکرسى است، در آن پنجاه کلمه است و در هر کلمه‌اى پنجاه برکت است».[2]

همچنین امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «براى هر چیز نخبه‌اى است و نخبه و قلّه قرآن، آیه الکرسى است. هر کس یک‌بار آن‌را بخواند خداوند هزار ناگوارى از ناگواری‌هاى دنیا و هزار ناگوارى از ناگواری‌هاى آخرت را از او بر می‌گرداند، آسان‌ترین ناگوارى دنیا فقر و سهل‌ترین ناگوارى آخرت عذاب قبر است و من به امید ارتقای درجه و مقامم آن‌را می‌خوانم».[3]

در روایات به خواندن آیه الکرسی در منزل،[4] در تعقیب نمازها،[5] موقع خواب،[6] هنگام خارج شدن از منزل،[7] زمان سوار شدن بر مرکب،[8] وقت زیارت قبور مۆمنان[9] و… سفارش شده است.

3. حدود آیه الکرسی

در مورد حدود آیه الکرسی دو دیدگاه وجود دارد و قائلان به هر دیدگاه، دلایلی ارائه کرده‌اند که به اختصار بیان می‌شود.

3-1. آیه الکرسی، یک آیه است؛ یعنی از «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ» تا «وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ» است؛ به چند دلیل:

الف. ظاهر بسیارى از روایات همین را تأیید می‌کند، به ویژه این‌که آنچه مشهور است و در روایات آمده عبارت «آیه الکرسى» است که کلمه «آیه» مفرد است و تنها شامل یک آیه می‌شود.[10] و اگر تا «هُمْ فِیها خالِدُونَ» بود باید تعبیر به آیات می‌شد.

ب. اضافه شدن آیه به کرسى هم، مۆیّد دیگر است؛ زیرا آیه‌ای که مشتمل بر لفظ «کرسى» است، آیه 255 سوره بقره بوده، ولی در آیات بعد از آن، لفظ کرسى نیامده است.[11]

ج. تمام مفسران شیعی و سنی؛ فضائل و خواص آیه الکرسى را ذیل آیه 255 سوره بقره بیان کرده‌اند، سپس به تفسیر دو آیه بعد از آن پرداخته‌اند.

2. برخی نیز آیه الکرسی را تا آیه 257 (هُمْ فِیها خالِدُونَ) دانسته‌اند. به سه دلیل:

الف. متعارف بودن بین مسلمانان.

ب. در روایات سفارش شده است که آیه الکرسى و دو آیه بعد از آن خوانده شود.[12]

آنچه درباره آیه الکرسی مناسب به نظر می‌رسد این است که؛ با توجه به روایاتی که عنوان «آیه الکرسی» در آن ذکر شده، به همان آیه 255 سوره بقره می‌گویند، اما در برخی روایات علاوه بر سفارش به خواندن آیه الکرسی، به خواندن دو آیه بعد از آن هم سفارش شده است، ولی نه به عنوان آیه الکرسی؛ از این‌رو، میان عرف مۆمنان جا افتاده است که آیه الکرسی به سه آیه 255 تا 257 سوره بقره گفته می‌شود.

در عین حال؛ در این‌جا تفسیر هر سه آیه بیان می‌شود.

4. تفسیر آیه 255 سوره بقره

«اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَۆُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ».

پس از آن‌که خداوند داستان امت‌هاى گذشته و اختلاف آنان را با پیامبرانشان در مسئله توحید بیان کرد، در این آیه شریفه به بیان توحید می‌پردازد.

«اللَّهُ»؛ یعنى کسى که به دلیل قدرت و توانایی‌اش بر نعمت‌ها، پرستش سزاوار اوست.

«لا إِلهَ إِلَّا هُوَ»؛ احدى جز او سزاوار پرستش و خدایى نیست.

«الْحَیُّ الْقَیُّومُ»؛ زنده‌اى که قائم است به تدبیر خلق از آفرینش ابتدایى مردم و سپس روزى دادن به آنها.

«لا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَوْمٌ»؛ او را نه چُرت و نه خواب سنگین می‌گیرد. بعضى می‌گویند: یعنى او غافل از مردم نمی‌گردد و آنها را فراموش نمی‌نماید.

«لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ»؛ براى اوست سلطنت و تصرف آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است.

«مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ»؛ کیست که شفاعت کند نزد او جز به اجازه‌اش. این جمله استفهامى است که معناى انکار و نفى دارد؛ یعنى شفاعت نمی‌کند در روز قیامت کسى براى دیگرى جز به اجازه خدا و امر خدا؛ چون مشرکان می‌پنداشتند که بُت‌ها براى آنان شفاعت می‌کنند.

«یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»؛ می‌داند آنچه روبه‌رو و آنچه پشت سر ایشان است.

«وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ»؛ به چیزى از دانش او احاطه ندارند. مقصود از کلمه «علم» در این‌جا «معلوم» است یعنى به معلومات او احاطه ندارند.

«إِلَّا بِما شاءَ»؛ مگر آنچه را که خود او بخواهد که دیگران بدانند و آنان را آگاه کند.

«وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ»؛ علم و آگاهى خدا آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته است.

«وَ لا یَۆُدُهُ حِفْظُهُما»؛ یعنى بر خداوند حفظ آسمان‌ها و زمین سنگین و سخت نمی‌باشد.

«وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ»؛ او بالاتر است از مانندها و ضدها و مثل‌ها و از آنچه نشانه نقص و دلیل حدوث است و او توانا است و عظیم الشأن که هیچ چیز او را ناتوان نمی‌کند و دانایى است که هیچ چیز بر او پوشیده نیست و براى مقدورات و معلومات او نهایت و پایانى نیست.[13]

تفسیر آیه 256 سوره بقره

«لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیم».

«لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ»؛ اکراه و اجبارى در دین نیست و امور مذهب بر قدرت و اختیار مبتنى است نه بر إجبار.

«قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ»؛ ایمان از کفر (و حق از باطل) با دلایل روشن، جدا شد.

«فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ…»؛ هر کس کافر شود به شیطان و بت‌ها، و خدا را تصدیق کند، به نیروى بازدارنده مطمئنى دست یافته که قطع نمی‌شود.

تفسیر آیه 257 سوره بقره

«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ».

«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»؛ خدا ولى و سرپرست کسانى است که بخواهند ایمان آورند، و با لطف و کمک خویش آنان را از تاریکی‌هاى کفر و گمراهى بیرون می‌آورد و به نور و هدایت راهنمایى می‌کند. یا منظور این است که خداوند مۆمنان را از شبهاتى که در دین براى آنها به وجود می‌آید بیرون می‌برد و به وسیله راه حل‌هایى که در اختیارشان می‌گذارد، آنان را به نور یقین می‌رساند.

«وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاۆُهُمُ الطَّاغُوتُ»؛ کسانى که بر کفر اصرار ورزند به عکس مۆمنان، اولیاى آنها شیاطین هستند که عهده‌دار امور آنان می‌باشند.

«یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ»؛ آنان را از نور هدایت و روشنایى به تاریکی‌هاى جهل و شرک بیرون می‌برند.

«أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ»؛ اینان اهل آتش و براى همیشه در آن خواهند بود.[14]

پی نوشت ها

[1] کلینی، الکافی، محقق، مصحح، غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج ‏2، ص 661، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم‏، 1407ق‏.

[2] طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، با مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج ‏2، ص 626، تهران، انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.

[3] عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، تحقیق، رسولى محلاتى، سید هاشم، ج ‏1، ص 136، تهران، چاپخانه علمیه، چاپ اول، 1380ق.

[4] مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 626؛ سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ‏1، ص 20، قم، کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، 1404ق.

[5] شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص 45 – 46، نجف، مطبعه حیدریه، چاپ اول، بی‌تا.

[6] الکافی، ج ‏2، ص 539.

[7] طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص 345، قم، شریف رضی، چاپ چهارم، 1412ق.

[8] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ‏73، ص 295، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.

[9] دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب إلی الصواب، ج ‏1، ص 176، قم، شریف رضی، چاپ اول، 1412ق.

[10] جعفری، یعقوب، کوثر، ج ‏1، ص 581 – 582؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏2، ص 276، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، 1374ش.

[11] همان.

[12] الکافی، ج 2، ص 621.

[13] مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 628 – 629.

[14] همان، ص 631 – 633.

ادامه مطلب / دانلود

یکی از آیاتی که کمتر به ان دقت شده است آیهالکرسی است.

واژه ای زیبا در آیه الکرسی

باتوجه به اینکه ریشه اصلی تفکر مهدویت در قرآن در بیش از یکصد آیه بیان شده است، لزوم توجه به آیات مهدوی بیش از پیش احساس می شود، درحالی که در تفسیر این آیات، روایات فراوانی بر پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) نقل شده است که بنابر آنها، حکومت امام مهدی(عج) در آخرالزمان همان حکومت مستضعفان و صالحانی است که در قرآن به آن بشارت داده شده است. یکی از آیاتی که این موضوع در آن به کار رفته شده و کمتر به آن دقت شده است آیت الکرسی می باشد در این مجال بر آنیم که در مورد این آیه و محوریت این موضوع مطالبی را بیان کنیم.

آیه الکرسی «ایه ۲۵۵ سوره بقره است»، علامه طباطبایی در جلد دوم تفسیر المیزان درباره ایه الکرسی می‌فرماید:ایه الکرسی،از صدر اسلام مشهور بوده، در زمان رسول خدا (ص) و حتی از زبان آن جناب به این نام بیان می‌شد، همچنان که این نامگذاری در روایات وارده از آن جناب و از اهل بیت(ع) و از صحابه به چشم می‌خورد و این احترام،بدون جهت نبوده، بلکه بخاطر معارف دقیق و لطیفی است که در این ایه آمده و آن عبارت است از: توحید خالصی که جمله «اللّه لا اله الا هو…» بر آن دلالت دارد و همچنین «قیمومیت مطلقه‌ای» که در آن آمده و … (۱)

آیه‌‌الکرسی در واقع مجموعه‌ای از توحید و سپاس جمال و جلال خداست که اساس دین را تشکیل می‌دهد چون تمام مراحل دین با دلیل عقل قابل اثبات است و نیازی به اجبار و اکراه نیست که در این آیه می‌فرماید در قبول دین اجباری نیست زیرا راه درست از بیراهه آشکار شده است البته برخی معتقدند این اجبار و اکراه در دین نیست مربوط به امور تکوینی است نه تشریعی یعنی خدا انسان را تکوینا مختار خلق کرده است اما در حوزه تشریع انسان موظف است به دین حق ایمان آورده و از آن تبعیت کند.

این آیه مصادیق مختلفی می‌تواند داشته باشد، همان‌طور که همه آیات قرآن که در آن مصادیقی ذکر شده این‌ آیه نیز این‌گونه است یعنی قابل انطباق بر مصادیق مختلفی می‌باشد، بزرگ‌ترین مصداق آیه که در روایات به آن اشاره شده اهل بیت پیامبر می‌باشد، مثلا پیامبر در حدیثی به امام علی(ع) فرمودند تو عروه‌الوثقی هستی. همچنین در حدیثی از امام رضا(ع) نقل شده است که ایشان فرمودند عروه‌الوثقی یعنی ولایت امام علی(ع) و ائمه بعد از او.

در عصر فعلی ما این نور وجود امام عصر(عج) است، به واسطه این نور مۆمنان هدایت می‌شوند و هر امری خلاف این نور ظلمت است. انسان مۆمن را از طریق هدایت به آتش جهنم خواهد کشانید، آنان که ولایت امام را پذیرفتند کارهایشان رنگ خدایی پیدا می‌کند، برای خود رهبری الهی برمی‌گزینند، همچنین راه‌شان روشن است، آینده‌شان معلوم و به کارهایشان دلگرم هستند چون از نور ایمان برخوردارند

از آن طرف طاغوت در روایات ما به کسانی که حق آل‌ پیامبر را غصب کردند، اطلاق شده است، کسانی که با آنها دشمنی کرده و مردم را از طریق هدایت اهل بیت(ع) به ضلالت و گمراهی کشاندند. باید توجه داشت که حقیقت اهل بیت(ع) یکی از آنها یک نور واحدند و هرچه در امور امامی گفته شده در مورد امام بعد نیز گفته خواهد شد، بنابراین در عصر ما امام زمان(عج) مصداق کامل عروه ‌الوثقی می‌باشد که انسان‌ها از طریق او به خدا می‌رسند.

نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد این است که اگر به امام ریسمان الهی گفته شده بود به این جهت است که یک طرف امام به دست خداست و یک طرف نیز همان وجود بشری امام است که ما در محضر او هستیم اما امام به مثابه ریسمانی محکم است که بین ما و خدا قرار گرفته است و به مۆمنان امر شده است که با تا تمسک و توسل به این ریسمان از آن حرکت کرده و به آن طرفی که به محضر خداست، برسند؛ همان‌طور که قرآن نیز این‌گونه است.

در اینجا سۆالی مطرح است که هدایت باید به وسیله نور باشد، قرآن فرمود خدا به واسطه نورش هر کس را بخواهد هدایت می‌کند، پس چگونه هدایت از طریق امام انجام می‌شود. در جواب باید بگوییم که این نور در احادیث ما به وجود مقدس خلیفه‌الله و انسان کامل اطلاق می‌شود. در آیه مورد بحث این نور در احادیث به آل‌پیامبر اطلاق شده است و ظلمات را دشمنان آن دانسته‌اند.

آیه‌‌الکرسی در واقع مجموعه‌ای از توحید و سپاس جمال و جلال خداست که اساس دین را تشکیل می‌دهد چون تمام مراحل دین با دلیل عقل قابل اثبات است و نیازی به اجبار و اکراه نیست که در این آیه می‌فرماید در قبول دین اجباری نیست زیرا راه درست از بیراهه آشکار شده است البته برخی معتقدند این اجبار و اکراه در دین نیست مربوط به امور تکوینی است نه تشریعی یعنی خدا انسان را تکوینا مختار خلق کرده است اما در حوزه تشریع انسان موظف است به دین حق ایمان آورده و از آن تبعیت کند

در روایات دیگری از امام صادق(ع) نقل شده است که ایشان فرمودند در این آیه خدا می‌فرماید آنها را خارج می‌کنم از ظلمات گناهان به نور توبه و مغفرت به خاطر اینکه آنها تحت ولایت امام عادل از جانب خدا هستند و کسانی که از نور به سمت ظلمت رفتند کسانی هستند که تحت امام ظالمی بودند که از طرف خدا نبود، آنها خارج شدند به امامت امامان ظالم از نور اسلام به سمت کفر، پس واجب شد بر آنها آتش.

در عصر فعلی ما این نور وجود امام عصر(عج) است، به واسطه این نور مۆمنان هدایت می‌شوند و هر امری خلاف این نور ظلمت است. انسان مۆمن را از طریق هدایت به آتش جهنم خواهد کشانید، آنان که ولایت امام را پذیرفتند کارهایشان رنگ خدایی پیدا می‌کند، برای خود رهبری الهی برمی‌گزینند، همچنین راه‌شان روشن است، آینده‌شان معلوم و به کارهایشان دلگرم هستند چون از نور ایمان برخوردارند و خدا اجر مسلمین را ضایع نمی‌کند، تنهایی در زندگی برای آنها تلخ است چون می‌دانند تحت نظر امام‌اند و همه چیز غیر از او را کوچک می‌شمارند و آنها راهی را جز راه خدا قبول نمی‌کنند چون متمسک به سبیل‌الله شده‌اند.

ادامه مطلب / دانلود
css.php