تیشرت bnw

مطالب دسته بندی : ازدواج

وزیر ورزش و جوانان گفت: بیمه تا حد زیادی می‌تواند مشکل جوانان را تسهیل کند در این جهت بیمه ایران کوشش کرده بدون توجه به سود و در جهت حمایت از جوانان عمل کند.

شرایط استفاده جوانان از بیمه ازدواج

شرایط استفاده جوانان از بیمه ازدواج

محمود گودرزی در مراسم رونمایی از بیمه ازدواج جوانان که امروز در وزارت ورزش و جوانان برگزار شد، گفت: موارد بسیار مهمی در بیمه ازدواج جوانان گنجانده شده است که شامل آموزش‌های پیش و پس از ازدواج و حمایت‌های مادی و معنوی پس از ازدواج می‌شود و این امر موجب می‌شود که جوانان با اطمینان خاطر بیشتری نسبت به آینده ازدواج کنند.

او با تاکید بر ضرورت اطلاع رسانی در زمینه بیمه ازدواج جوانان گفت: اطلاع مردم از این بیمه می‌تواند در نضج گرفتن و تقویت بیمه ازدواج جوانان موثر باشد و در این زمینه رسانه‌ها نقش مهمی ایفا می‌کنند.

وزیر ورزش و جوانان تاکید کرد: فعالیت بیمه‌ها در زمینه ازدواج،‌ مسکن،‌ اشتغال و سایر مسایل مبتلا به جوانان می‌تواند در کاهش این مشکلات جوانان بسیار موثر باشد.

وزیر ورزش و جوانان در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت:‌ بدیهی است که دولت به تنهایی قادر به رفع مسایل مبتلا به جوانان نیست بنابراین باید از همه ظرفیت‌های موجود در جامعه به ویژه ظرفیت‌های مردمی بهره برد و از تکنیک‌هایی استفاده کرد که الزاما شناخته شده نیست.

گودرزی در پایان گفت: بیمه بخشی از مشکلات جوانان را ولو محدود پوشش می‌دهد که در این شرایط باید از این ظرفیت مناسب بیشتر استفاده کنیم چرا که بیمه گستره وسیعی دارد و حتی بیرون از مرزها را نیز شامل می‌شود.

سید عباس حسینی مدیرعامل بیمه ایران نیز گفت: در این جلسه شاهد پیوند صنعت بیمه و جوانان هستیم. بیمه ایران به عنوان پدر معنوی بیمه کشور تلاش می‌کند با ارائه خدمات نوین بیمه‌ای نیاز امروز کشور را پاسخ دهد و امیدواریم حضور بیمه ایران توجه سایر بیمه‌ها به نیازهای روز جامعه به ویژه جوانان را موجب شود و ما آمادگی داریم که از امروز در زمینه صدور بیمه ازدواج اقدام کنیم.

او انعطاف پذیری را از جمله ویژگی‌های بیمه ازدواج ذکر کرد و گفت: این بیمه پس از پنج سال امکان بازخرید دارد و ما باید تلاش کنیم بیمه‌ نامه‌هایی مانند بیمه‌نامه جوانان را توسعه دهیم. در این جهت توانسته‌ایم در کمتر از دو ماه از انعقاد تفاهم نامه بین وزارت ورزش و جوانان و بیمه ایران به مرحله اجرای بیمه ازدواج برسیم.

مدیرعامل بیمه ایران گفت: این بیمه به عنوان تنها شرکت بیمه‌ای دولتی کشور خود را متعهد می‌داند تا به مسئولیت اجتماعی بیش از پیش بپردازد و امیدواریم بیمه نامه ازدواج موجب ایجاد امید و نشاط بیشتری بین جوانان شود.

در ادامه این مراسم اکبر افتخاری عضو هیئت مدیره بیمه ایران نیز گفت: حداقل مبلغ پرداختی ماهانه برای بیمه ازدواج ۵۰ هزار تومان است که با این مبلغ، پس از بیست سال به افراد ۱۸ میلیون تومان بابت مراسم عقد، ۱۸ میلیون تومان برای جهیزیه، ۱۲ میلیون تومان به منظور تولد نخستین فرزند و ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان برای کنسل شدن مراسم ازدواج و ۱۰ میلیون تومان برای کمک هزینه مهریه در صورت فوت همسر پرداخت می‌شود.

شرایط استفاده جوانان از بیمه ازدواج

هر خانواده می‌تواند با پرداخت حداقل ماهانه ۵۰ هزار تومان برای فرزند خود خریداری کند. البته برای بهره‌مندی از مزایای این بیمه‌نامه باید حداقل ۵ سال از پرداخت حق بیمه گذشته باشد تا فردی بتواند از مزایای آن استفاده کند.

اگر خانواده‌ای ماهانه ۵۰ هزار تومان حق بیمه برای تهیه بیمه نامه ازدواج پرداخت کند در پایان سال بیستم بابت مشاوره ازدواج دو میلیون و ۶۰۰ هزار تومان، کمک هزینه عقد و عروسی ۱۸ میلیون تومان، کمک هزینه جهیزیه ۱۸ میلیون تومان(برای خانم‌ها)، کمک هزینه مسکن ۱۸ میلیون تومان(برای آقایان) و تولد اولین فرزند ۱۲ میلیون تومان دریافت کند.

به عبارت دیگر اگر خانواده‌ای هر ماه ۵۰ هزار تومان به مدت ۲۰ سال پرداخت کند سرمایه‌ای معادل ۵۲ میلیون تومان برای فرد ایجاد شده است.

ادامه مطلب / دانلود

سوالات خانم‌ها در اولین قرار عاشقانه

خانم‌ها در دنیای قرار ملاقات‌های عاشقانه بسیار باهوش هستند. آنها معمولاً با مجموعه‌ای از سوالات برای آشنایی با همسر آینده شان سر اولین قرار می‌آیند و این سوالها را از همه مردهایی که به تازگی برای ازدواج با آنها آشنا می‌شوند، می‌پرسند.

این سوالات بسیار هوشمندانه هستند و ممکن است علیه شما عمل کنند.

به همین دلیل اگر می‌خواهید همسر آینده خود را به دست آورید و قربانی ذکاوت او نشوید، باید این سوالات و انگیزه‌های پشت آنها را بدانید.

بیشتر زن‌ها می‌دانند در مردها به دنبال چه منافعی هستند. به همین دلیل است که این سوالات استاندارد را به محض اینکه فرصت پیدا کنند از آنها می‌پرسند. این سوالات به خانم‌ها کمک می‌کند در وقتشان صرفه‌جویی کنند و اطلاعات لازم را درمورد مرد موردنظرشان به دست آورند.

اگر از قبل بدانید که خانم‌ها با این سوالات در ذهنشان به ملاقات شما خواهند آمد، خودتان برای پاسخگویی قوی‌تر خواهید کرد.

چون دیگر می‌دانید می‌خواهند چه بکنند و آنقدر خودتان را قوی می‌کنید که این شما باشید که دینامیک رابطه را تعیین می‌کنید نه آنها.

بااینکه دانستن سوالاتی که خانم‌ها ممکن است در اولین قرارملاقات از شما بپرسند خیلی مهم است اما اینکه انگیزه‌های پشت این سوالات را بدانید مهم‌تر است.
قصد و نیت‌هایی که خانم‌ها از آقایان پنهان می‌کنند…

خانم‌ها برای ازدواج با مردها دو دلیل اصلی دارند: منافع خارجی و منافع داخلی.

پشت این منافع، شما می‌توانید احساس ببینید. واقعاً همینطور است. خانم‌ها به دنبال همین احساس هستند.

اگر این واقعیت را نادیده بگیرید آنوقت دنیای دوستی‌ها و عاشقی‌ها شما را زنده‌زنده می‌بلعد و با دلی شکسته می‌مانید.

خوب اجازه بدهید از نزدیک‌تر به آن نگاه کنیم…

منافع خارجی دارایی‌های مادی و فرصت‌هایی هستند که در وقت و تلاش خانم‌ها صرفه‌جویی می‌کنند و به آنها احساس امنیت و لوکس بودن می‌دهند. درحالیکه منافع داخلی چیزهایی مثل ماجراجویی‌ها و چالش‌ها هستند که به آنها حس هیجان و لذت می‌دهد.

و درست مثل این دو انگیزه اصلی، مردها هم به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: یا حمایت‌کننده می‌شوند یا عاشق‌پیشه.

چیزی که متوجه می‌شوید این است که مردان حمایت‌کننده، منافع خارجی را ارائه می‌کنند و مردان عاشق‌پیشه منافع داخلی را.

بنابراین دلیل اینکه خانم‌ها این سوالات را از شما می‌پرسند این است که ببینند شما جزء کدام دسته از مردها هستید. به این ترتیب می‌فهمد که چطور باید شما را در چارچوب زندگی‌اش جا دهد.

… به عبارت دیگر، چطور به این منافع دست پیدا کند.

خوب، رمز اصل کنار آمدن با خانم‌ها این است:

دوست دارید آن زن بخاطر کسی که واقعاً هستید با شما ازدواج کند، درست است؟ و تنها راه آن این است که به آنها نشان دهید که مرد عاشق‌پیشه هستید.

اگر «عشق» واحد رایج داشت، آنوقت مردان حمایت‌کننده واقعاً فقیر بودند.

چرا؟

چون خانم‌ها بخاطر چیزی که خودشان واقعاً هستند با آنها نیستند. به این دلیل با آنها هستند که از منافع بیرونی که برایشان فراهم می‌کنند استفاده کنند.

مردان حمایت‌کننده همیشه قابل جایگزین شدن هستند!

بنابراین اگر مستقیم به سوال خانمی جواب دهید، دارید به او نشان می‌دهید که در ازدواج احتمالی‌تان در آینده مرد حمایت‌گر خواهید بود. و این یعنی زن قصد و نیت واقعی خودش را برای به دست آوردن منافع بیرونی از شما، پنهان می‌کند.

اما اگر به این سوالات ابتدایی اولین قرارملاقات جواب ندهید (آن هم به طریق خاصی که به شما یاد می‌دهیم)، به آنها نشان خواهید داد که از دسته مردان عاشق‌پیشه هستید.

آنوقت آن زن بخاطر منافع درونی که دارید با شما خواهد ماند و این نه تنها یعنی بخاطر آن کسی که واقعاً هستید با شماست بلکه شما برای او مثل مرد حمایت‌کننده وسیله‌ای برای رسیدن به هدفش نیستید.

حالا که درک لازم برای تشخیص نیت واقعی خانم‌ها را پیدا کردید، سوالات را برایتان برملا می‌کنیم…

خوب، سوالات خانم‌ها در اولین قرار ملاقات چیست؟

… و چطور می‌توانید به آنها پاسخ دهید که آن زن شما را از دسته مردان حمایت‌کننده نبیند؟

این سوالات اشکال و انواع مختلفی دارند. رمز کار در تشخیص آنها هوشیار بودن است، آن هم با یک ذهن سوال‌کننده.

هرزمان که آن خانم از شما هر نوع سوال خصوصی پرسید، مخصوصاً وقتی مربوط به بحث آن لحظه نباشد، باید کمی مشکوک شوید. باید از خودتان انگیزه او را سوال کنید، «چرا باید این سوال را از من بپرسد؟ از پرسیدن این سوال واقعاً چه هدفی دارد؟»

به طور کلی خانم‌ها خیلی دوست دارند بدانند که چقدر پول درمی‌آورید و دوست دارند درمورد گذشته روابط‌تان هم چیزهایی بدانند. اینها دو سرنخی برایشان هستند که بفهمند شما را در کدام دسته از مردان جا دهند.

دوست دارد بداند چقدر پول درمی‌آورید تا ببیند چه منافع بیرونی را می‌تواند از طریق شما به دست آورد.
سوالاتی مثل:

– کجا کار میکنی؟
– شغلت چیه؟
– چقدر درآمد داری؟ (البته سوال جسورانه‌ای است!)

مردانی که درمورد کار و پولشان پز می‌دهند، بااینکه تصورشان این است که می‌توانند از این طریق نظر آن زن را جلب کنند، اما فقط خودشان را طعمه منفعت‌طلبی خانم‌ها قرار می‌دهند.

و به این دلیل می‌خواهد درمورد گذشته روابطتان بداند که بفهمد چه منافع درونی را می‌تواند از طریق شما به دست آورد.
سوالاتی مثل:

– آخرین باری که نامزد داشتی کی بود؟
– رابطه‌ات با او چطور بود؟
– الان با کس دیگری معاشرت می‌کنی؟ (این هم یک سوال جسورانه دیگر برای اولین قرارملاقات!)

مردانی که درمورد گذشته رابطه‌هایشان حرف می‌زنند، دیدگاهشان را برای آن زن برملا کرده و رویکردشان به رابطه را نشان می‌دهند. این دقیقاً به آن زن نشان می‌دهد چطور می‌تواند منافع درونی که در نظر دارد را از طریق او به دست آورد.

بنابراین، رمز کار در پاسخ دادن به این سوال‌ها، پاسخی است که در جواب به هر کدام از این سوال‌ها به کار می‌آید:

«واقعاً دوست داری بدونی؟» آن هم با یک پوزخند بازیگوشانه.

در دنیای روابط عاشقانه باهوش عمل کنید. وقتی خانمی این سوال‌ها را از شما پرسید، هیچ جوابی به او ندهید!

ادامه مطلب / دانلود

یک پسر جوان که ادعا میکند عاشق عروسک یک زن شده است ، مراسم ازدواجی با این عروسک برگزار کرد .این مرد چینی به گزارش پارس ناز پس از مرگ همسرش, عاشق یک عروسک شده و با آن ازدواج کرده است!

به تازگی عکس هایی از مراسم ازدواج این مرد چینی با یک عروسک زیبا و خوش اندام منتشر شده است.این مرد که یک عروسک را به عنوان همسر انتخاب کرده ، برای برگزاری مراسم ازدواجش, عروسک را به آرایشگاه برده و مانند یک عروس واقعی خواستار آرایش کردن او شده است.

ازدواج یک پسر با زن پلاستیکی زیبا و خوش اندام

ازدواج این پسر با زن پلاستیکی زیبا و خوش اندام

حضور عروس خانم در آرایشگاه!!

این مرد همچنین از یک عکاس حرفه ای برای گرفتن عکس های عروسی اش دعوت کرده است!

ازدواج یک پسر با زن پلاستیکی زیبا و خوش اندام

ازدواج این پسر با زن پلاستیکی زیبا و خوش اندام

عکس آتلیه ای دونفره از ازدواج با عروسک!

کسی نام این مرد را نمیداند اما عده ای ازکاربران فضای مجازی اعلام کرده اند که این مرد پس از مرگ همسرش, سالها تنها بوده و حالا عاشق این عروسک شده است!

ادامه مطلب / دانلود

لباس مناسب در شب خواستگاری

دختر خانم ها و آقا پسرهای عزیز در مورد لباس شب خواستگاری توجه به برخی از نکات خیلی مهم و راهگشا خواهد بود. مدل و رنگ لباسی که برای این شب انتخاب می کنید باید متناسب با جنسیت،‌ سن و اندام شما باشد.

سعی کنید در این مراسم از لباس های رسمی، ساده و راحت استفاده کنید. پوشیدن لباس های غیر رسمی و جلف، تنگ و چسبان و… در شب خواستگاری نه تنها شایسته مقام و شان شما نیست بلکه نگاه خانواده و فرد مقابل را نسبت به شما تغییر می دهد. علاوه بر همه اینها شب خواستگاری استرس و فشار خاص خود را دارد پس بهتر است با اجتناب از لباس های تنگ و چسبان این استرس و فشار را چند برابر نکنید.

یادتان باشد که در این روز باید خودتان باشید. یعنی سعی کنید آنچه هستید و خواهید بود به فرد مقابل نشان دهید. مثلاً دختر خانم محترم اگر

ادامه مطلب / دانلود

دلایل درست و نادرست ازدواج کردن

دلایل درست و نادرست ازدواج کردن

هر انسانی در مراحل مختلف زندگی اش باید تصمیماتی را بگیرد. یکی از مهم ترین این تصمیمات انتخاب همسر است. ازدواج کردن و انتخاب همسر، امروزه اکثرا، به صورت آگاهانه انجام می گیرد. دو جوان آگاهانه تصمیم می گیرند که در کنار هم با یکدیگر زندگی کنند.

اهداف ازدواج

هر انسانی برای موفق شدن در کارهای روزانه، باید برای خود اهدافی را مشخص کند. مسلما برای ازدواج نیز به همین صورت است. اهداف صحیح ازدواج عبارتند از:

۱- رسیدن به آرامش و داشتن یک منبع آرامبخش و دلآرام.

۲- تامین نیازهای فیزیولوژیک و

ادامه مطلب / دانلود

۴ ترس جوانان در ازدواج

۴ ترس جوانان در ازدواج

ترس از ازدواج یا گاموفوبیا GAMOPHOBIA اصطلاحی است که برای توصیف ترس های غیر عادی از تعهد و ازدواج به کار می رود. دلایلی که می توان برای آن برشمرد عبارتند از:

ابهام در تصویر آینده

فرد نمی داند در ازدواج با چه چیزی مواجه خواهد شد. خانواده جدید، روابط جدید همه و همه برای کسی که برای خودش خلوتی داشته، مثلا سال ها تنها زندگی کرده، درونگرا است یا شخصیت اجتنابی دارد، کابوس است. برای چنین فردی معمولا ازدواج پیشنهاد نمی شود، مگر آنکه با فردی درست به اندازه خودش درونگرا یا اجتنابی ازدواج کند تا در

ادامه مطلب / دانلود

چرا با کسی که برایمان جذابیت ظاهری ندارد ازدواج می‌کنیم؟

[box type=”shadow” align=”” class=”” width=””]اغلب افراد پیش از ازدواج آگاه هستند که یک جای کار می‌لنگد اما باز هم ادامه می دهند ، این همان کاریست که نباید انجام داد![/box]

اهمیت پایه‌های زیربنایی یک رابطه‌ی خوب

یکی از کارهایی که برای ارزیابی زوج‌هایی که در شرف جدایی از یکدیگرند، انجام می‌دهم پرسیدن سوالات زیر است: آیا جذب ظاهر همسرتان شده بودید؟ آیا هیچ‌گاه ظاهر همسرتان برایتان جذاب بوده؟ روابط ج-ن-س-ی شما چگونه است؟ در ابتدای ازدواج روابط ج-ن-س-ی شما چگونه بود؟ چرا با همسرتان ازدواج کردید؟

برخی از این پاسخ‌ها:

[box type=”shadow” align=”” class=”” width=””]

به نظرم ظاهر چندان جذابی نداشت.
خوش قیافه بود، اما من قد بلندهایی که موهای پرپشتی دارند را ترجیح می‌دهم.
همسرم چشم ابرو مشکی و سبزه است، اما من به بلوندها علاقه داشتم.
به نظرم واقعا جذاب نبود، اما تصور می‌کردم به مرور حل می‌شود.
به نظر می‌رسید که واقعا عاشق من شده و من هم به سادگی عاشق افرادی می‌شدم که پاپی من بودند.
من زیاد اهل قرارهای عاشقانه نبودم، او اولین دختری بود که با من قرار گذاشت.
واقعا برایم جذاب بود، اما دیگر به خودش اهمیت نمی‌دهد.
مجذوبش شده بودم، اما الکلی بودنش در نهایت من را بیزار کرده بود.
واقعا برایم جذاب بود اما از وقتی به من خیانت کرد، از اینکه نزدیک من باشد حالت تهوع می‌گیرم.
رابطه ی ج-ن-س-ی نداریم.
در بهترین حالت، خیلی دیر به دیر رابطه‌ داریم.
از اول هم رابطه‌یج-ن-س-ی ما دلچسب نبود.
هیچ گاه تصور نمی‌کردم رابطه‌ی ج-ن-س-ی اینقدر در زندگی مهم باشد.
می‌دانستم که با او آینده‌ی من تامین است و تصور می‌کردم همین کافیست.
هیچ‌گاه طرز بوسیدنش را دوست نداشتم.
شوهرم هیچ‌وقت شروع کننده‌ی رابطه‌ نبود. همیشه شک داشتم که واقعا به من علاقه‌مند هست یا نه.
زنِ من هیچ‌وقت شروع کننده‌ی رابطه‌ نبود.
با او ازدواج کردم چون والدینم به او علاقه داشتند.
با او ازدواج کردم چون زمان ازدواجم فرا رسیده بود.
با او ازدواج کردم چون تصور می‌کردم پدر خوبی خواهد بود.
با او ازدواج کردم چون اعتقادات مذهبی برای هر دوی ما به یک اندازه مهم بود.
من ازدواج کردم چون خانواده‌ی خوبی داشت.
ازدواج کردم، چون نمی‌توانستم نه بگویم.
سالها با هم رابطه داشتیم و نمی‌توانستم قلب او را بشکنم.
با او ازدواج کردم چون تصوراتی که از جذاب نبودنش داشتم به نظرم سطحی بود پس آنها را جدی نگرفتم.

[/box]

اعتقادم به عنوان روان‌درمانگر این است که اغلب پاسخ‌ها، چیزی در خود نهفته دارد که منجر به حفظ رابطه می‌شود تا بر هم زدن آن. اما آنچه مضحک به نظر می‌رسید این بود که اغلب آنها پیش از ازدواج آگاه بودند که یک جای کار می‌لنگد اما باز هم ادامه دادند. این همان کاریست که نباید انجام داد. باید پیش از ازدواج بیشتر دقت کنید و هوشیار باشید که چرا تصمیم دارید با این فرد ازدواج کنید. باید بدانید که: اگر چیزی شما را می‌آزارد، حتی اگر نکته‌ایی بسیار جزئی باشد، باید تآمل و تفکر کنید و ریشه‌ی آن را بیابید.

ازدواج که بازی نیست. تعهدی جدیست که بالقوه عواقب نهفته‌ی جدی‌تری در خود دارد. و از آنجایی که تمام تعهدات پیچیده همواره متضمن ریسک‌هایی نیز هستند، اغلب آن را مسلم فرض می‌کنند. به عنوان مثال، خانمی از خیره شدن همسرش به زنان دیگر در اولین ملاقات به من شکایت می‌کرد. او تصور می‌کرد که بعد از ازدواج، همسرش فقط به او توجه خواهد نمود. خب. این خانم اشتباه می‌کند… و همه چیز بدتر می‌شود. ‌

در اغلب مواقع، هنگامی که پیش از ازدواج مشکلی وجود دارد، پس از آن بدتر می‌شود. به همین دلیل، نمی‌توان ارزش پایه‌های زیربنایی یک رابطه‌ی خوب را نادیده انگاشت. عدم وجود پایه‌های مستحکم در زندگی، رابطه‌‌‌ایی پوشالی و سست بنیاد در پی خواهد داشت که با اولین بحران جدی پایه‌های آن فرو می‌ریزد.

ادامه مطلب / دانلود

وقتی خانواده با ازدواج شما مخالفند

وقتی خانواده با ازدواج شما مخالفند

در خانواده های ایرانی ازدواج نمی تواند بدون رضایت خانواده انجام شود. در واقع ازدواجی که با مخالفت خانواده باشد درست شبیه به بنایی است که روی شن ساخته باشید و هر زمان امکان فرو ریختن آن وجود دارد.

درباره ازدواج، شاید نتوانید رضایت صد در صدی والدینتان را کسب کنید اما حداقل باید یک رضایت نسبی وجود داشته باشد. خانواده ایرانی شباهتی به خانواده های غربی ندارد. هر چند در جوامع غربی هم رضایت والدین اهمیت دارد، به دلیل روحیه فردگرایی خیلی در مسائل یکدیگر دخالت نمی کنند. در ایران خانواده ها گسترده هستند و

ادامه مطلب / دانلود

با قانون ۳ + ۷ ازدواج کنید!

با قانون ۳ + ۷ ازدواج کنید!

در جوامع شهری که انتظارات متفاوتی از زن و مرد وجود دارد سن ازدواج بالاتر از جوامع قبیله‌ای و عشیره‌ای است.

دکتر بهروز جلیلی – روان پزشک و دانشیار دانشگاه در هفته نامه زندگی مثبت نوشت: ازدواج هم از نظر مذهبی و هم از دیدگاه عرف و ارزش‌های جامعه امری مقدس است. برخلاف برخی جوامع غربی که ازدواج را امری جنسی می‌بینند در جامعه ما ازدواج شروع رابطه‌ای مقدس بین مرد و زن است و دیدگاه علمی و اجتماعی ما با این طرز نگاه غربی‌ها کاملا متفاوت است.

همخانه شدن قبل ازدواج معنا ندارد

هم از لحاظ دینی و هم عرف جامعه آشنایی یک خانم و آقا قبل از ازدواج هیچ منعی ندارد. البته به شرطی که با شرایط، رسوم و عرف جامعه همخوانی داشته باشد. ما همانند جوامع غربی نمی‌توانیم بپذیریم مرد و زن بدون هیچ عقد قراردادی زیر یک سقف با یکدیگر زندگی کنند، اما نکته مهمی که در امر ازدواج باید به آن پرداخت این است که این آشنایی باید در چه سنی اتفاق بیفتد و آیا ۲ جوان در سنین ۱۸ یا ۱۹ سالگی می‌توانند دو زوجی خوب برای یکدیگر باشند؟ این اتفاق در جوامعی که به صورت قبیله‌ای زندگی می‌کنند، می‌تواند بیفتد و مشکلی هم ایجاد نمی‌کند چون افرادی که در یک جامعه قبیله‌ای و عشیره‌ای زندگی می‌کنند بلوغ جسمی و جنسی‌شان به یکدیگر نزدیک‌تر می‌شود و انتظاراتی که از یک مرد در چنین محیطی ایجاد می‌شود بر همین اساس است و همین‌طور هم در مورد یک زن. برای مثال در چنین محیط‌هایی وقتی زن بتواند از عهده برخی وظایف زنانه مثل خانه‌داری، آشپزی و… برآید مناسب برای ازدواج است، اما سوال اینجاست چند درصد مردم جامعه ما به صورت عشیره‌ای و قبیله‌ای زندگی می‌کنند؟

از گذشته‌های دور سن ازدواج از نظر جامعه شهری و عشیره‌ای همیشه با یکدیگر متفاوت بوده و در حال حاضر هم این تفاوت دیده می‌شود.

سن مناسب ازدواج

معمولا دخترها و پسرها از اوایل سن ۱۵ و ۱۷ سالگی به یک ثبات فکری نسبی می‌رسند که بر همین اساس می‌توانند در مورد ازدواج فکر کنند. (البته تنها فکر کنند) اما انتظارات خانواده و جامعه متفاوت است. برای مثال در جامعه شهری در برخی خانواده‌ها اتمام دوره دبیرستان و گرفتن مدرک دیپلم را پایان تحصیلات فرزندشان در نظر می‌گیرند در حالی که در برخی خانواده‌های دیگر مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد حداقل تحصیلات برای فرزندشان است و بالطبع سن ازدواج در خانواده دوم بالاتر خواهد بود که نمی‌توان این اتفاق را نامعقول در نظر گرفت.

اما آیا ازدواج در سنین پایین‌تر می‌تواند با شکست و طلاق بیشتری همراه باشد؟ متاسفانه جواب مثبت است و در ۶۰ و ۷۰ درصد موارد به دلیل ناپختگی هیجانی این اتفاق می‌افتد. زیرا برخی هوس‌ها به پای عشق و علاقه گذاشته می‌شود و ازدواجی که بر این اساس شکل گرفته پایان خوشی در انتظارش نخواهد بود.

بیایید ساده‌تر صحبت کنیم. به نظر شما در اجتماعی مانند شهر تهران، سن ازدواج یک خانم و آقای تحصیلکرده چقدر می‌تواند باشد؟ یک مرد حوالی سن ۳۲ تا ۳۵ و یک خانم با سن ۲۵ تا ۲۶ در سن مناسب و طبیعی ازدواج قرار دارند، اما تنها از نظر مساله درک تفاهم بین زوج نباید به سن ازدواج دقت کنیم بلکه مسائل بیولوژیک و زیست‌شناسی هم در سن ازدواج اهمیت زیادی دارد. برای مثال از لحاظ علمی سنین باروری در یک خانم بین ۲۳ تا ۳۲ سال است که باروری را در این سنین بی‌خطر می کند. البته مواردی هم وجود دارد که زنی با ۴۲ یا ۵۰ سال بارداری موفقی داشته اما مقصود از ذکر کردن سن باروری میانگین سن باروری سالم در خانم‌هاست. البته این نکته را هم باید اضافه کرد که در این مورد سن مرد چندان دخالت ندارد و باعث خطر در باروری نمی‌شود چه بسا مردی در ۷۰ سالگی هم می‌تواند صاحب فرزندی سالم شود.

قانون ۳۷

در مورد سن ازدواج قانونی به نام ۳۷ وجود دارد که بر این اساس یک مرد می‌تواند ۷ سال از یک زن بزرگ‌تر باشد که اگر این تفاوت در مواردی ۳ سال کمتر از ۷ سال یا ۳ سال بیشتر از ۷ سال باشد هم ایرادی ندارد. البته باز هم تاکید می‌کنم مواردی هم وجود دارد که زن از مرد چند سال بزرگ‌تر بوده و هیچ مشکلی در ازدواج ایجاد نشده است و حتی زن به‌دلیل پختگی‌ای که داشته، توانسته بهتر زندگی زناشویی‌اش را کنترل کند، بنابراین قوانین موجود به صورت مطلق نیست. سوال دیگری که مطرح می‌شود اینکه برای ازدواج تنها سن و توقعات تحصیلی اهمیت دارد یا عوامل دیگری در سن ازدواج دخالت دارند؟ مطمئنا عوامل دیگری در ازدواج تاثیرگذار هستند که یکی از آنها وجود نداشتن تفاوت مذهبی است. برای مثال ازدواج‌هایی که زن و مرد از یک مذهب نبوده‌اند باعث بروز اختلافاتی بین همسران شده است. تا حدی که تفاوت زبانی بین زوجین به اندازه تفاوت مذهبی در تفاهم و سازگاری زن و مرد تاثیرگذار نبوده است.

قبل ازدواج چشمتان را به عیوب یکدیگر باز کنید

این قانون روان‌شناختی و جامعه‌شناختی کاملا درست است که تا قبل از ازدواج چشم خود را تا می‌توانید نسبت به عیوب یکدیگر باز کنید و بعد از ازدواج چشم خود را نسبت به عیوب یکدیگر ببندید، اما متاسفانه جوان‌ها نسبت به این قانون چندان پایبند نیستند و تن درنمی‌دهند. ممکن است مردی از یک خانواده مذهبی با زنی از خانواده نه‌چندان مذهبی ازدواج کند و به امید تغییر زن چشم خود را نسبت به بی‌حجابی و بی‌بندوباری‌های اخلاقی خانواده همسرش ببندد اما اصلاح رفتار زن و تغییر او ممکن است اصلا اتفاق نیفتد و عملی نباشد. برعکس این مورد هم ممکن است اتفاق بیفتد. در واقع، بی‌توجهی نسبت به همین موضوعات است که باعث بالارفتن آمار طلاق می‌شود.

اول تفاهم بعد بارداری

ازدواج به معنای یک عمر زندگی است نه اینکه بعد از چند سال به طلاق ختم شود. زن و مرد باید بر اساس اصولی با یکدیگر ازدواج کنند که اگر حتی بعد از گذشت ۳ یا ۵ سال صاحب فرزندی نشدند باز هم امید بارداری وجود داشته باشد زیرا ابتدا باید تفاهم‌هایی بین زن و مرد وجود داشته باشد و بعد نسبت به بارداری اقدام کرد. در جامعه ما عوامل تاثیرگذاری مانند مسکن و شغل وجود دارد که در امر ازدواج دخالت دارد و نمی‌توان از آن چشمپوشی کرد. اگر تا ۳۰ یا ۴۰ سال پیش تهیه مسکن آسان بود، در حال حاضر سخت است. به همین دلیل خانواده‌های طرفین خصوصا مرد باید به او در این امر کمک و او را حمایت کنند. البته ابتدا باید به این اطمینان رسید که دختر و پسر به بلوغ فکری رسیده‌اند و قدرت مبارزه در زندگی را به دست آورده‌اند.

ادامه مطلب / دانلود

ازدواج عاشقانه

توجه به اصالت خانواده و ریشه‌دار بودن فرد مورد نظر؛دختر و پسری که در یک خانواده اصیل رشد می‌یابند، منش‌های اخلاقی را از پدر و مادر خود به ارث می‌برند و در برخورد با دشواری‌ها و سختی‌های زندگی، هرگز از جادوی راستی و درستی خارج نمی‌شوند.

توجه به شرایط سنی فرد مورد نظر

در بهداشت روانی گفته می‌شود که سن شناسنامه‌ای ملاک نمی‌تواند باشد. ملاک سن عقلانی است. یعنی رسیدن به بلوغ روانی. ولی برای زنان بهتر است با توجه به اینکه زایمان می‌کنند و چاق و لاغر می‌شوند و این وضعیت در چهره‌شان مؤثر واقع می‌شود و

ادامه مطلب / دانلود

اولین اشتباهات در اولین دیدار خواستگاری

اولین قرارهای دو نفره بعد از مراسم خواستگاری، یکی از مهم ترین مراحل در انتخاب و تصمیم گیری است. کارهای غلطی وجود دارد که باید در اولین قرارتان از آنها دوری کنید. این کارهای غلط عبارتند از :

اشتباهاتی بزرگ در اولین قرارهای دو نفره
همیشه اولین برخورد با یک خواستگار تعیین‌کننده‌تریــن تصویر را در ذهن می‌نشاند. اولین برخورد است که نوع شخصیت طرف مقابل را نشان می‌دهد و حتی می‌تواند تعیین کند که رابطه‌ای ادامه پیدا کند یا نه. فرض کنید که آقایی از شما به عنوان یک خانم جوان خواستگاری کرده و قرار است با یکدیگر برای یک جلسه صحبت کنید، احتمالا برای این جلسه اضطراب زیادی خواهید داشت و حتی شاید گیج شوید که چه بگویید و چه نگویید؛ به شما نمی‌گوییم آرامش خود را حفظ کنید چون این جلسه اصلا مهم نیست. نمی‌خواهیم گول‌تان بزنیم، ترجیح می‌دهیم به شما بگوییم که چطور رفتار کنید و چه اشتباهاتی را مرتکب نشوید، به هر صورت این دیداری است که نمی‌توان آن را جدی نگرفت، زیرا ممکن است در زندگی شما نقشی تعیین‌کننده داشته ‌باشد.

در اولین قرار ملاقات دو نفره از گذشته تان صحبت نکنید
شما قرار است آینده را با خواستگارتان بسازید و به همین دلیل باید بیشتر درباره برنامه‌‌‌های آتی خود صحبت کنید؛ اینکه چه اشتباهاتی کرده‌اید، چه خواستگارانی داشته‌اید، چه بر سر زندگی‌تان آمده‌ و… نباید در جلسه اول گفته شود زیرا جلسه اول آشنایی، وقت تاریخچه گفتن نیست. در جلسات بعدی می‌توانید کمی به گذشته بروید و هم از گذشته خودتان حرف بزنید و هم از گذشته او باخبر شوید ولی فعلا باید بفهمید چقدر با برنامه‌های آینده‌تان به هم می‌خورید.

در اولین قرار ملاقات دو نفره دیر نکنید
به طور متوسط ۳۰ درصد مردان و ۵۰ درصد زنان سعی می‌کنند در جلسه اول دیدار کمی دیر به قرار برسند تا به طرف مقابل نشان دهند خیلی هم اشتیاق ندارند اما باید بدانید دیر کردن سر قرار، اولین اشتباهی است که می‌توانید مرتکب شوید؛ بسیاری از خانم‌ها گمان می‌کنند که دیر کردن برای جلسه اول یک رسم رایج خانم‌هاست اما باید بدانید که درحقیقت اینگونه نیست؛ وقتی سر قرار دیر می‌رسید، اولین پیامی که به خواستگارتان منتقل می‌کنید این است که چندان برایتان ارزش ندارد تا بخواهید سر وقت به قرار برسید.

در اولین قرار ملاقات دو نفره تنها نباید گوینده باشید
زندگی زناشویی وقتی می‌تواند موفق باشد که دو طرف بتوانند به راحتی با هم حرف بزنند و حرف یکدیگر را بفهمند. وقتی در جلسه اول فقط بخواهید خودتان حرف بزنید این فکر را در طرف مقابل به وجود می‌آورید که شنونده خوبی نیستید؛ در همان جلسه اول اجازه بدهید طرفتان هم فرصت حرف زدن داشته باشد. باید بدانید که لازم نیست همه اطلاعات مربوط به زندگی، شغل، تحصیلات و خانواده‌تان را پشت‌سر هم و یک‌نفس بیان کنید؛ کمی صبور باشید؛ اگر از یکدیگر خوشتان بیاید در جلسات بعدی فرصت این حرف‌ها پیش می‌آید.

در اولین قرار ملاقات دو نفره پول را فراموش کنید
درست است که مسائل مالی نقش مهمی در زندگی زناشویی دارد ولی به طور حتم در درجه اول اولویت نیست. چیزهای با اهمیت‌تری وجود دارد که آنها را هنگام انتخاب همسر در اولویت قرار دهید؛ به همین دلیل در جلسه اول دیدار با خواستگارتان هم خیلی سراغ مادیات نروید، لازم نیست در همان جلسه اول شروع به خط و نشان کشیدن و بیان انتظارات مالی‌تان کنید. چون او را به این نتیجه می‌رسانید که خیلی فرد مادی‌ای هستید و اولویت اول زندگی‌تان پول است؛ نگذارید او حس کند در حال چشم‌وهم‌چشمی هستید. درباره مسائل مالی می‌توانید با کمک بزرگ‌ترها به توافق برسید.

در اولین قرار ملاقات دو نفره زیاد صمیمی نشوید
در جلسه اول آشنایی دو طرف فقط یکدیگر را ارزیابی می‌کنند تا ببینند آیا به هم می‌‌آیند که بخواهند رابطه را ادامه دهند یا نه؛ به همین دلیل توصیه می‌کنیم حتما حریم‌تان را حفظ کنید و حتی اگر در همان نگاه اول او را پسندیدید و احساس کردید همسر موفقی برای شما خواهد شد، ذوق‌زده رفتار نکنید. بگذارید رابطه‌تان روند طبیعی خود را طی کند و کم‌کم جلو برود تا رسمیت پیدا کند. در نزدیک کردن رابطه عجله نکنید.

در اولین قرار ملاقات دو نفره خود را بی‌خیال نشان ندهید
بعضی‌ها هستند که گمان می‌کنند باید در جلسه اول خود را بی‌خیال جلوه دهند تا عزت نفس‌شان را حفظ کنند. همه آدم‌ها به طریقی از رد شدن می‌ترسند. وقتی تظاهر می‌کنید اصلا درگیر نیستید، باعث می‌شود احساس امنیت کنید اما ممکن است از نظر طرف مقابل کناره‌‌گیر و بی‌خیال باشید و همین او را دلسرد ‌کند. اشکالی ندارد که بهترین شکل و شخصیت خودتان را به طرف مقابل نشان دهید و کمی محتاط باشید اما باید جرات داشته و خود واقعی‌تان را به طرف مقابل نشان دهید.

اول سؤال بعد جواب
وقتی یک نفر از شما خواستگاری می‌کند احتمالا از قبل درباره خانواده‌تان کمی تحقیق کرده است. در واقع خواستگار شما و خانواده‌اش، موقعیت‌تان را می‌دانند. اگر هم از قبل چیزی درباره شما ندانند، با ورود به خانه‌تان می‌توانند نقاط قوت خانواده شما را درک کنند؛ بنابراین روی دارایی‌هایتان، اصل و نسب و جایگاه‌تان بیش از حد تاکید نکنید. فقط در حد معرفی بگویید و بقیه موارد را به سؤال پرسیدن او واگذار کنید.

در اولین قرار ملاقات دو نفره شکسته‌ نفسی نکنید
جلسه اول، فرصتی برای بیشتر آشنا شدن است؛ بنابراین از خودتان و چارچوب‌های زندگی‌تان بگویید. نمی‌گوییم فخرفروشی کنید ولی تواضع بیش از اندازه هم به خرج ندهید زیرا او شما را نمی‌شناسد و نمی‌فهمد که این گفته‌ها ناشی از فروتنی شماست نه عدم موفقیت‌تان در زندگی. به اندازه کافی از موفقیت‌ها و برنامه‌های آینده‌تان بگویید اما مختصر و کلی. وقت برای صحبت درباره جزئیات زیاد است؛ آن را به جلسات بعد موکول کنید.

در اولین قرار ملاقات دو نفره عروس نشوید
همین‌طور که هستید باشید؛ یعنی به هیچ وجه بیش از اندازه آرایش نکنید و دنبال لباس‌های خاص و عجیب هم نباشید. درست است که دوست دارید زیبایی و برازندگی خود را نشان دهید اما قرار نیست مثل یک عروس آرایش کنید و لباس بپوشید! سادگی این حسن را دارد که واقعیت شما را نشان می‌دهد و علاوه بر اینها با سلیقه هیچ‌کس هم ناسازگار نیست و خواستگارتان هر سلیقه‌ای داشته‌ باشد، به نظرش شما نامتناسب جلوه نخواهید کرد.

همیشه اولین برخورد با یک خواستگار تعیین‌کننده‌تریــن تصویر را در ذهن می‌نشاند

در اولین قرار ملاقات دو نفره،بگذارید محل ملاقات را خانواده ها تعیین کنند
اگر در جلسه خواستگاری قرار شد یکدیگر را خارج از خانه هم ملاقات کنید، ترجیحا تعیین محل ملاقات را به خانواده‌ها بسپارید. در غیر این صورت سعی کنید شما تعیین‌کننده باشید و تا حد ممکن محل این قرار در اطراف خانه شما، محل کار یا دانشگاه‌تان نباشد تا در صورت به هم خوردن نامزدی و آشنایی، نگران قضاوت اطرافیان نباشید.

در اولین قرار ملاقات دو نفره به موبایل جواب ندهید
در قرار اول یک تصویر کلی از شما در ذهن طرف مقابل خواهد نشست؛ تصویری که می‌تواند تعیین‌ کننده باشد. وقتی او در حال صحبت است اگر شما به دلیل جواب دادن به گوشی همراه‌تان حرف‌هایش را قطع کنید، گمان می‌کند شما آدمی هستید که نمی‌توانید بین مسائل مهم و خانوادگی و مسائل جزئی تمایز قائل شوید و در کل خیلی فرد منضبطی نیستید؛ پس حتی اگر جراح قلب هم هستید تلفن‌تان را در این جلسه مهم خاموش کنید.

در اولین قرار ملاقات دو نفره کودک درونتان را مهار کنید
بعضی از دخترها هستند که با دوستانشان با لحنی کودکانه صحبت می‌کنند و در واقع این طرز حرف زدن برایشان نوعی شوخی است؛ توصیه می‌کنیم در اولین جلسه با خواستگارتان همانند یک خانم جوان کاملا باوقار صحبت کنید و واژه‌ای کودکانه را به کار نبرید. لازم نیست در همان جلسه اول آنقدر با خواستگارتان خودمانی شوید که همانند جمع‌های دوستانه‌تان رفتار کنید. البته این بدان معنا هم نیست که آنقدر رسمی صحبت کنید که طرف مقابل را بترسانید؛ به طوری که دیگر نتواند حرف‌هایش را به راحتی با شما مطرح کند.

 در اولین قرار ملاقات دو نفره مدام سؤال نپرسید
اشتباه دیگری که بسیاری از خانم‌ها مرتکب می‌شوند، پرسیدن سؤال شخصی و البته بسیار زیاد است؛ سؤالاتی چون «شما تا به حال چند بار خواستگاری رفته‌اید؟» یا «آیا تا به حال شکست عشقی خورده‌اید؟» یا… درست است که شما می‌‌خواهید او را بیشتر بشناسید ولی قرار نیست در همان جلسه اول درباره تمام جزئیات زندگی او بدانید؛ خودتان را جای او بگذارید؛ اگر فرد ناآشنا ناگهان چنین سؤال‌هایی را از شما بپرسد، چه جوابی می‌دهید؟ پس اجازه دهید در جلسه اول او هم راحت باشد.

ادامه مطلب / دانلود

نحوه زنده نگه داشتن عشق در زندگی

عشق های اوایل ازدواج را چگونه زنده نگه داریم؟

حتما شنیده اید که خیلی ها معتقدند ازدواج باعث تکراری شدن زندگی مشترک می شود و شور و هیجانی که زوج در دوره نامزدی تجربه می کنند، نهایتا بعد از یکی- دو سال زندگی مشترک از بین می رود. هر چند که روزمرگی بالاخره در پی تکرار روزها ناگزیر اتفاق خواهدافتاد اما راهکارهایی هم وجود دارد که می توانید با کمک آنها به رابطه تان رنگ و لعاب تازه ای بزنید و آسیب های تکراری شدن زندگی را کاهش دهید. کافی است وقت بگذارید و این ۱۳ راه را امتحان کنید و کمی هم خلاقیت خودتان را چاشنی اش کنید تا نتیجه بهتری بگیرید.

کدامتان می توانید به بهبود رابطه زناشویی کمک کنید؟

در بیشتر رابطه ها، معمولا یکی از زوجین ارزش بیشتری برای احساسات قائل است و این فرد، همیشه خانم خانه نیست. ببینید در رابطه شما کدامتان این احساس را بیشتر دارید؟ این فرد معمولا زودتر از دیگر متوجه سردشدن رابطه با فاصله گرفتنتان از یکدیگر می شود و می تواند با قدرتی که ذاتا دارد، راههایی برای نزدیک تر شدن و صمیمیت را به شما نشان دهد. این فرد نه تنها خودش را مسئول می داند که همیشه از همه چیز مراقبت کند، بلکه به خاطر هوشیاری اش، می تواند عمق رابطه تان را هم تحت تاثیر قرار دهد.

برای زنده نگه داشتن عشق تان با هم قرارهای عاشقانه بگذارید

یادتان هست اوایل آشنایی با بهانه و بی بهانه برای دیدن هم بی تاب می شدید و قرار ملاقات های عاشقانه در رستوران، پارک، کافی شاپ، سینما و… می گذاشتید؟ یادتان باشد این قرار و مدارها فقط برای عاشق های تازه کار نیست؛ این کار ساده می تواند برای عشاق قدیمی هم جادو کند. برنامه های «دوتایی» را در برنامه زندگی تان بگذارید؛ دو تایی سینما، کنسرت و رستوران بروید یا با هم برای ورزش به پارک بروید. این قرارها می تواند بیش از چند ساعت طول بکشد؛ یک روز، یک هفته یا حتی بیشتر!

برای زنده نگه داشتن دوباره (یا سه باره) ماه عسل بروید!

ماه عسل ها (قطعا بدون حضور بچه ها) فقط برای تازه عروس و تازه دامادها نیست. سالی یک ماه عسل اصلا زیاد نیست! خیلی از مردم این سنت را مدام تکرار می کنند و کلی هم به آنها خوش می گذرد.

برای زنده نگه داشتن عشق تان از تکنولوژی ها دور شوید

فکر کنید می خواهید مدیتیشن کنید؛ اما این بار دوتایی همراه با همسرتان. جایی را پیدا کنید که هیچ تکنولوژی ای دم دستتان نباشد تا هیچ کس مزاحم لحظه های عاشقانه تان نشود. حالا لذت ببرید!

سرگرم شوید!

بعضی کارهای دوتایی به خرج زیادی نیاز ندارد، فقط کافی است کمی خلاقیت به خرج دهید. ببینید چه بازی هایی مورد علاقه شما و همسرتان است و هر دو از آن لذت می برید. قطعا این کار می تواند شما را بیش از پیش به هم نزدیک کند.

برای زنده نگه داشتن عشق تان در خدمت هم باشید

نوبتی به یکدیگر خدمت رسانی کنید. مثلا شما می توانید ریش های همسرتان را برایش بتراشید و او می تواند موهایتان را برایتان بشوید یا شانه کند. این کارها هیچ خرجی ندارد و همه اش منفعت است!

برای زنده نگه داشتن عشق تان به هم غذا بدهید

شام خوردن زیر نور شمع را امتحان کنید. گاهی هم دور سفره یا میز کنار هم بنشینید و برای هم لقمه بگیرید.

برای زنده نگه داشتن عشق تان در چشم هم خیره شوید

سعی کنید لحظاتی فقط از طریق تماس چشمی با هم رابطه بگیرید، بدون اینکه نیاز به حرف زدن باشد. شاید اولش در این کار ناشی باشید یا خنده تان بگیرد اما مطمئنا بعد از چند دقیقه لحظات خوبی را تجربه خواهید کرد و با احساس بی نظیری غافلگیر خواهید شد.

موسیقی دونفره

بعد از صرف شام که بچه ها به اتاق خودشان می روند، شما هم با همسرتان به اتاق خوابتان بروید، یک موسیقی ملایم بگذارید و با هم گوش کنید. مطمئن باشید اتفاق های خوبی خواهد افتاد.

دوره دیدنی نمی خواهد

ماساژدادن یکی از روش های زنده نگه داشتن عشق است. نیازی به تخت مخصوص یا روغن های خوشبو و فانتزی نیست؛ برای لمس عشق، احتیاجی به دوره های حرفه ای ماساژ و… نیست. فقط کنار هم باشید.

با هم شعر بخوانید

برای هم اشعار عاشقانه بخوانید. جادوی کلام حافظ و مولانا را فراموش نکنید که می تواند مدهوشتان کند.

برای عشقتان یادداشت های عاشقانه بگذارید

یادداشت های عاشقانه ای که لای یک صفحه از کتاب، زیر بشقاب یا بالش پنهان شده باشد، مسلما لبخند تحسین برانگیزی را بر لبان همسرتان خواهدنشاند.

با زبان عشق با هم صحبت کنید

به روش عشاق افسانه ای با هم صحبت کنید. سرشار از ارادت، صمیمیت و احساساتی که از قلبتان نشات گرفته است.

ادامه مطلب / دانلود

ازدواج چه تاثیری بر جسم دارد؟

یک ازدواج ناموفق می‌تواند قلبتان را بشکند. آیا بهتر است یک رابطه سخت که ممکن است موجب به خطر انداختن سلامتی‌تان شود را ترک کنید یا برای اصلاح آن تلاش کنید؟

افراد متاهل معمولاً از افراد مجرد سالم‌تر هستند. این را تحقیقات نشان می‌دهد. اما آنهایی که در روابط پر از ناراحتی و مشکل هستند ممکن است از همه ناسالم‌تر باشند. در تحقیقی که در ژورنال سلامت و رفتار اجتماعی در امریکا به چاپ رسید، مشخص شده است که ازدواج‌هایی که پر از مشکل و انتقاد هستند، خطر بروز بیماری قلبی را بالا می‌برند.

محققان از اطلاعات ۱۱۹۸ زوج استفاده کردند و عوامل خطرزای شناخته‌شده برای حملات قلبی و سکته و سابقه بیماری قلبی را با کیفیت روابط این زوج‌ها مقایسه کردند. اگر مجرد هستید و تصور می‌کنید یافته‌های این تحقیق به درد شما نمی‌خورد، احتمالاً اشتباه می‌کنید. بااینکه این تحقیق فقط روی زوج‌هایی که ازدواج کرده بودند بررسی کرده است اما تحقیقات جدید دیگر نشان می‌دهند که دوران نامزدی هم می‌تواند موجب بهبود سلامتی شود — گرچه تاثیرات هر دو وضعیت ممکن است بعد از ماه‌عسل و رفتن زیر یک سقف از بین برود. چیزی که همه تحقیقات نشان می‌دهد این است که روابط، در هر شکلی که باشد، برای اینکه بتواند سلامت شما را بهبود بخشد، باید رابطه‌ای موفق و شاد باشد.

این تحقیق که روی زوج‌های متاهل انجام گرفت مشخص کرد که کسانیکه در روابط استرس‌زا هستند (و با معیارهای کیفیت مربوط به نزدیکی، رضایت احساسی، میزان زمانی که در طرف با هم می‌گذرانند و اینکه چند وقت یکبار می‌توانند درمورد نگرانی‌های خود با هم حرف بزنند، مشخص می‌شود) بیشتر در معرض ابتلا به بیماری قلبی قرار دارند – مخصوصاً درمورد زنان و آنها که سن‌شان بالاتر است. استرس نه تنها فشارخون را بالا می‌برد بلکه به اندازه کافی هورمون‌هایتان را بر هم می‌ریزد که ایمنی بدنتان کاهش یافته، دچار افسردگی شده و چاقتان کند. پس چه باید کرد؟ آیا باید رابطه‌ای که باعث ناراحتی‌مان می‌شود را ترک کنیم یا برای درست کردن آن بیشتر تلاش کنیم؟

راه‌حل
بعضی روابط بیشتر از آن خراب هستند که بتوان درستشان کرد. اما آدمها معمولاً نمی‌دانند که چقدر می‌توانند بر سلامت طرف مقابلشان اثر بگذارند. کریستین پرولکس، مولف یک تحقیق بر روی روابط طولانی‌مدت که در ژورنال روانشناسی خانواده به چاپ رسیده، دریافته است که کسانیکه در روابط و ازدواج‌های موفق هستند، با بالا رفتن سن بسیار بیشتر از افراد مجرد و طلاق‌گرفته یا بیوه ،احساس سلامتی می‌کنند.

او می‌گوید زوج‌ها باید بدانند که رفتارشان با طرف‌مقابل تا حد بسیار بالایی بر سلامت خودشان و آنها اثر دارد. اگر می‌خواهید کاری کنید که وقتی سنتان بالاتر رفت، سلامت باشید، باید به همان اندازه‌ای که در باشگاه ورزشی تلاش می‌کنید برای بهتر کردن رابطه‌تان بکوشید.

یکی از بهترین نکات در این زمینه این است که با همدیگر مهربان باشید، از دشمنی و اهانت کردن به همدیگر دوری کرده و از همه اینها مهمتر نقاط مثبت همسرتان را ببینید. بدجنس نباشید. این اصلاً کار خوبی نیست و ممکن است نه تنها به مرگ رابطه‌تان بلکه به خطر افتادن سلامتی هر دو شما منجر شود.

ادامه مطلب / دانلود

چه عواملی در انتخاب همسر موثر است؟

شما چی فکر می کنید، به نظر شما مردان چه زنانی را زیبا می دانند؟ آیا فقط به خاطر زیبایی ظاهری، ممکن است یک مرد، زنی را به عنوان شریک زندگی آینده اش انتخاب کند؟

قدیم ها خیلی جالب بود، نه خیلی قدیم ها، تا همین صد سال پیش، مردها تا قبل از ازدواجشان فقط مادر و خواهرانشان و شاید هم خاله و عمه شان را می دیدند و بقیه زنان در پوشش کامل قرار داشتند، بعد از ازدواج هم، فقط چشمشان در چشم همسرشان بود و با انتخاب شان افتخار می کردند. همچنین تصور می کردند که همه زن ها حدودا شبیه هم هستند و انتخاب مادرشان بهترین است.
اما امروز با وجود زنان زیبا و انواع و اقسام مدل های مختلف زیبایی در ماهواره و تلویزیون و …

تعریف آقایان از زیبایی زنان چیست؟ آنها کدام زن را زیباتر می دانند و دوست دارند که با او پیمان زناشویی ببندند و تا آخر عمر با او باشند؟ آیا آنها فقط عامل زیبایی را ملاک انتخاب همسر می دانند و یا عوامل مهمتر دیگر در انتخاب آنها تاثیر دارد؟ از میان خیل دخترانی که در محل کار، در فامیل و همسایه وجود دارند، مردها کدامیک را بهترین می دانند و او را انتخاب می کنند؟

زیبایی طبیعی
از نظر مردان امروزی زنی زیباتر است که زیباییش خدادادی و طبیعی باشد، نه این که با انواع و اقسام عمل های جراحی و لنز و آرایش های غلیظ خودش را زیبا کرده باشد.
مردهای امروزی دوست دارند که وقتی همسرشان از خواب بلند می شود و یا از حمام بیرون می آید بتوانند در صورت او نگاه کنند ، نه این که تصور کنند که این خانم شخص دیگری  است و باورشان نشود، همسر خودشان است.
در ثانی خانمی که خیلی آرایش می کند و خود را در معرض انواع و اقسام جراحی ها قرار می دهد، با زبان بی زبانی می گوید که به زیبایی طبیعی اش اعتقادی ندارد و  اعتماد به نفسش در حد صفر است، کسی که به خودش اعتماد ندارد ، چگونه می توان به او دل سپرد؟

عاملی که زیباترتان می کند
مردان عاشق زن باحیا هستند، دخترانی که مثل فیلم ها صورتشان سرخ می شود و رویشان نمی شود که حتی حرفشان را بزنند، چه برسد به این که مستقیم در چشم طرف مقابل نگاه کنند.
اما بالعکس بعضی از زنان، به اصطلاح آرایش از صورتشان می ریزد، بلند بلند در کوچه و خیابان می خندد، از حرف زدن و حتی بگو مگو و دعوا با راننده تاکسی و فروشنده و پارکبان باکی ندارد، جلب توجه می کند. اگر این زن ملکه زیبایی در جهان هم باشد، در نظر مردها منفور و زشت است و به درد زندگی نمی خورد.

زن شاد
لبخند زیبایی را دو چندان می کند، در دنیایی که پر از مشکلات و استرس است، همه به دنبال انسان های شاد و سرحال هستند، کسانی که بودن در کنار آنها بتواند از فشار های روانی شان بکاهد و زندگی را قشنگ تر از آن چیزی که هست نشان دهد.
خانم خوش اخلاق ، کسی که مدام نمی گوید بیمار است، از رفتار کسی گلایه نمی کند، غر نمی زند، چشمش به لباس و جواهر و ماشین این و آن نیست و در عوض سعی می کند از یک موقعیت معمولی ، شادی بیافریند، دقیقا همان چیزی است که می توانید با آن طرف مقابل را جذب کنید.

هم پا
مردان امروزی دنبال هم پا می گردند. خانمی که کفش های پاشنه بلندش نمی گذارد که حتی دو قدم با شریک زندگی اش راه برود. همچنین از کوه و بیابان متنفر است، گرمای آفتاب و سرمای زمستان، وجود نازنین او را می آزارند و فقط دوست دارد در رستوران های شیک بنشیند و انواع غذاهای فرنگی سفارش دهد، از نظر مردها همسر جالبی نیست. همسر خوب کسی است که در کنار شوهرش حتی از زیر باران ماندن لذت ببرد.

حرفی برای گفتن
این عامل هم مهمتر از زیبایی ظاهری است، بالا بردن اطلاعات در زمینه های مورد علاقه طرف مقابل، مثل سیاست، انواع نرم افزار های کامپیوتر و تلفن همراه حشرات گوناگون آفریقای جنوبی و … باعث می شود گفتگو هیجان انگیز شود.
مردان از زنانی که کمی با بقیه فرق داشته باشند، خوششان می آید و احساس می کنند زندگی در کنار زنی که همراه او  فوتبال می بیند و اطلاعات به روزی دارد، چقدر می تواند هیجان انگیز باشد!

ادامه مطلب / دانلود

معلوم کردن تکلیفتان قبل از ازدواج

هرچند در انتخاب همسر، دقت در هم کفو بودن از لحاظ اقتصادی، مذهبی، فرهنگی و … لازم و ضروری است اما کافی نیست؛ بعد از رعایت اصول هم کفو بودن باید قبل از ازدواج و در جلسات خواستگاری، تکلیف خود و همسر آینده تان را با ۸ موضوعی که در ادامه مطرح می شود، مشخص کنید.

فراموش نکنید که این ۸ موضوع، مهم ترین مسائلی است که با شروع زندگی مشترک با آن ها درگیر می شوید و اگر برنامه ای برای آن ها نداشته باشید، خوشبختی در انتظار زندگی مشترک تان نخواهد بود!

۸ موضوعی‌که بایدتکلیفش را درجلسات خواستگاری مشخص‌کرد
«در کار خودم مانده ام! من از آن دسته آدم هایی بودم که برای ازدواج به هم کفو بودن خیلی اهمیت می دادم و روی خیلی از گزینه های ازدواجم را به علت این که با من هم کفو نبودند، خط می کشیدم. اما حالا و بعد از گذشت مدت کوتاهی از زندگی مشترک احساس می کنم در انتخابم اشتباه کرده ام. نمی دانم چرا این قدر با همسرم اختلاف سلیقه و نظر داریم. نمی دانم چرا نمی توانیم در گفت و گوهایمان به جمع بندی برسیم و نمی دانم چرا یکدیگر را درک نمی کنیم. به این دلیل در کار خودم مانده ام که این قدر در انتخاب دقت کردم ولی نتیجه آن چیزی نشد که می خواستم.»

آنچه را که در ابتدای این مطلب خواندید شاید به عنوان درددل از بعضی زن و شوهرها شنیده باشید. هرچند در انتخاب همسر، دقت در هم کفو بودن از لحاظ اقتصادی، مذهبی، فرهنگی و … لازم و ضروری است اما کافی نیست؛ بنابراین اگر می خواهید به سرنوشت های مشابه آن چه مطرح شد دچار نشوید، بعد از رعایت اصول هم کفو بودن که بارها در همین صفحه به آن ها اشاره شده است باید قبل از ازدواج و در جلسات خواستگاری، تکلیف خود و همسر آینده تان را با ۸ موضوعی که در ادامه مطرح می شود، مشخص کنید. فراموش نکنید که این ۸ موضوع، مهم ترین مسائلی است که با شروع زندگی مشترک با آن ها درگیر می شوید و اگر برنامه ای برای آن ها نداشته باشید، خوشبختی در انتظار زندگی مشترک تان نخواهد بود!

اگر در مسئله ای به تفاهم نرسیدید
نحوه مدیریت زندگی و تصمیم گیری بین زن و شوهر در زندگی مشترک باید به طور کامل مشخص و واضح باشد. اگر زن و شوهری بعد از ازدواج، بخواهند دست به کار مهمی بزنند و بعد از این که صمیمانه و بسیار منطقی با همدیگر مشورت کردند به نتیجه نرسیدند، باید مشخص شود که در نهایت چگونه می خواهند جمع بندی کنند و تصمیم نهایی را بگیرند. گاهی اتفاق می افتد که زوجی صمیمانه و منطقی با همدیگر بحث می کنند اما نمی توانند در آن شرایط همدیگر را قانع و تصمیم گیری کنند؛ بنابراین دختر و پسرها در جلسات خواستگاری باید مشخص کنند که برنامه شان برای لحظاتی که گفته شد، چیست.

مسئولیت پذیر هست یا نه؟
مسئولانه برخورد کردن زوجین در زندگی مشترک، بسیار مهم است و باید قبل از ازدواج این خصوصیت در هر ۲ نفر آن ها مشخص شود. مسئولیت پذیری یعنی چسبندگی داشتن به کار و این که آیا طرف مقابل کارهای نصفه دارد یا خیر؟ یعنی از آن دسته افرادی است که کارها را نصفه رها کرده، یا آن ها را به نتیجه می رساند.آیا کاری که برعهده او است، تا انتها انجام می دهد یا خیر؟ دختر و پسر با پی بردن به چند موضوع می توانند به مسئولیت پذیری طرف مقابل پی ببرند؛ به طور مثال دختر یا پسری که کتابی را بدون دلیل تا نیمه مطالعه کرده و به حال خود رها کرده است یا دوختن لباس و بافتنی را نیمه تمام گذاشته است، به احتمال زیاد مسئولیت پذیری کمی دارد. توجه داشته باشید که داشتن حس مسئولیت پذیری و مسئولانه برخورد کردن در زندگی مشترک بسیار مهم است.

ثبات روانی دارد یا نه؟
دختر و پسر باید قبل از ازدواج از ثبات عاطفی همدیگر باخبر شوند یعنی بدانند که وقتی طرف مقابل عصبانی می شود، چطور خود را کنترل می کند و نحوه بروز ناراحتی و خشم او چطور است زیرا برخی افراد از ثبات روانی برخوردار نیستند. افرادی که از ثبات روانی برخوردار نیستند، زندگی با آن ها بسیار دشوار است. دختر و پسر باید قبل از ازدواج از روحیات همدیگر باخبر شوند و بدانند که طرف مقابل شان احساساتش را چطور ابراز می کند.

اهل رفت و آمد هست یا نه؟
برخی افراد هیچ تمایلی ندارند در جمع قرار بگیرند اما برخی برعکس، ترجیح می دهند مدام در مسافرت، جشن یا مهمانی ها در کنار خانواده یا جمع دوستان باشند. این موضوع باید قبل از ازدواج مشخص شود. گاهی می بینیم که شوهر تمایل دارد در کنار خانواده یا اجتماع باشد، اما خانم هیچ تمایلی ندارد و ترجیح می دهد همراه همسرش به مسافرت برود و یا برعکس. این خصوصیت بسیار مهم است که دختر و پسر قبل از ازدواج باید به آن توجه و تکلیف خود را روشن کنند، زیرا نداشتن تفاهم در این مقوله، به احتمال زیاد باعث اختلافات می شود که به جدایی می انجامد.

ریسک پذیری تان شبیه هم است یا نه؟
گاهی افرادی وجود دارند که قدرت ریسک پذیری بسیار بالایی دارند اما با دختر یا پسری ازدواج می کنند که کاملا محتاط است و تحمل هیچ گونه ریسکی در زندگی خود را ندارد. دختر و پسر قبل از ازدواج باید بدانند که طرف مقابل شان چقدر قدرت ریسک پذیری دارد. در همین باره می توان مثالی از نظر قدرت ریسک پذیری حتی از لحاظ مالی و اقتصادی، زد. به طور مثال یکی از زوجین امکان دارد تمام پس انداز خود را صرف معامله ای که نتیجه آن مشخص نیست، کند و طرف مقابل با چنین کاری موافق نباشد و درد سرهای زیادی به وجود بیاید.

حس تحت سلطه گرفتن دارد یا نه؟
برخی دختر و پسرها سعی می کنند که طرف مقابل خود را تحت استانداردهای خود قرار دهند تا طبق نظر آن ها رفتار کند. در جلسات خواستگاری باید مشخص شود که این افراد چقدر اصرار دارند که طرف مقابل شان را وارد استانداردهای خود کنند یا چقدر آمادگی این را دارند که طرف مقابل را هرچه که هست، بپذیرند. باید مشخص کنند که دقیقا چه ملاک هایی را باید رعایت کنند تا طرف مقابل شان از آن ها راضی باشد.

به طور مثال ملاک هایی مانند این که چطور لباس بپوشد؟ چطور برخورد کند؟ سرکار برود یا خیر؟ و … ملاک های بسیار مهمی است که اگر قبل از ازدواج مشخص نشود، مشکل ساز خواهد شد.

میزان انرژی تان مثل هم است یا نه؟
برخی افراد سرشار از انرژی هستند اما برخی برعکس، حوصله و توان کمتری برای کار و حتی تفریح دارند؛ به طور مثال ممکن است یکی از همسران دوست داشته باشد که روز تعطیل خود را این طور به پایان برساند که ساعت ۵ صبح به کوه برود، بعد از آن سری به کارهای عقب افتاده اش بزند و بعد به مهمانی و قدم زدن در پارک برود اما طرف مقابلش دوست داشته باشد تا ۱۲ ظهر بخوابد، بعدش هم تلویزیون تماشا کند. به طور طبیعی زوجین ترجیح می دهند در کنار همسر خود اوقات فراغت شان را بگذرانند و اگر تفاهم نداشته باشند، هر روز از هم دورتر می شوند.

ادامه مطلب / دانلود

چگونه با افراد خسیس زندگی کنیم؟

به تازگی نامزد کرده اید، منتظرید نامزدتان با یک تیپ حسابی وشیک دنبال تان بیاید، البته هنوز به خاطردسته گل بی رمقش در شب خواستگاری دلخورید اما با خودتان می گویید دسته گل مهم نیست، مهم این است که دوستم دارد. می آید، اما باز همان شلوار رنگ و رو رفته عهد بوق و همان کت چهارخانه را که از روز اول تا شب خواستگاری هربار تنش بود، پوشیده است. راه می افتید. اولین گردش دو نفری تان در دوران نامزدی است اما به بد ترین خاطره عمرتان تبدیل می شود.

وقتی به خانه برمی گردید، هم خسته و کوفته اید، هم گرسنه وعصبانی. همان روز است که درکمال تعجب می فهمید دست نامزدتان، سخت به جیبش می رود. تاکسی نمی گیرد. می گوید: «پیاده برویم هوا بخوریم.» آخر شب هم درحالی که هردوگرسنه اید می گوید: «می ریم خونه یه چیزی می خوریم.» آن اوایل دل تان نمی آید بگویید خسیس است اما تکرار رفتارهای عجیبش کلافه تان می کند. ازدواج با آدم خسیس یعنی سوءتغذیه، گرفتاری در کشمکش مداوم به خاطر پول، انزوای اجتماعی و خیلی موارد آزار دهنده دیگر. پس می ارزد به جای اینکه خودتان را به آن راه بزنید، شش دانگ حواس تان را جمع کنید تابه یک عمر عذاب، بله نگویید.

این درد بی درمان است. . .
اجازه بدهید همین اول داستان، آخرش را بگوییم وآن هم اینکه خساست درمان ندارد یعنی نمی شود فردی را که خسیس است، با روان درمانی و حتی قرص و دارو به فردی دست و دلباز تبدیل کرد. بنابراین تشخیص این ویژگی آن هم در زمان درست خودش می تواند در روند تصمیم گیری برای ازدواج و چه بسا سرنوشت شما، بسیار موثر باشد.

باید بدانید آدم خسیس همان کسی است که یک عمرزندگی خود و دیگران را قربانی روزمبادا می کند. برای او فرقی ندارد که چقدر پول پس انداز کرده است چون هر چه پس انداز کرده باشد، باز قصد خرج کردنش را ندارد. او به طور افراطی و بیمارگونه ای صرفه جوست و می خواهد تا جای ممکن ازهزینه های لازم و غیر ضروری کم کند که این کم کردن دائم از هزینه ها در زندگی مشترک می تواند منجر به سوء تغذیه در فرزندان، تنش های مداوم بین زن و شوهر و حتی آبروریزی و انگشت نما شدن در میان فامیل و آشنایان شود. پس برای کشف خسیس بودن یا نبودن نامزدتان کاملا جدی باشید.

مسابقات ملی چشم و همچشمی با حضور اسکروچ؟!
لازم است همین ابتدا اشاره کنیم که یک مرز باریک اما محسوس، بین مدیریت پول و خساست وجود دارد و نباید این موارد را باهم اشتباه گرفت. کسی که هر دو سال یا حتی سه سال یکبار هم مبلمان منزلش رابه درخواست همسرش عوض نمی کند، خسیس نیست. کسی که از همسرش می خواهد به جای سفر به خارج از کشور به دلیل کمبود بودجه، راهی نمک آبرود شوند هم خسیس نیست چون برای اکثر افراد طبقه متوسط اجتماع به طور مداوم خرید کردن یا به سفرهای خارجی رفتن عملا ممکن نیست. پس لطفا مخالفت نامزدتان با خرج کردن بیش از حد یا بریز و بپاش به دلیل شرکت در مسابقات ملی چشم و همچشمی را خساست تعریف نکنید.

خسیس کسی است که پول دارد اما نمی خواهد به پول هایش دست بزند. این فرد اگر صدها میلیون تومان هم در حسابش پول باشد ممکن است بر سریک ۵۰۰ تومانی زمین را به آسمان بدوزد. اوحتی در سیرکردن شکم فرزندش تردید دارد و ممکن است بخواهد از غذای کودکش بزند تا بتواند بیشتر صرفه جویی کند. پس خست یک رفتار بیمارگونه است که با سختگیری بیش از حد و آزاردهنده همراه است. توجه داشته باشیم اینکه باتوجه به شرایط اقتصادی امروز افراد سعی می کنند از هزینه های زندگی تا جای ممکن کم کنند نشانه خست نیست بلکه خست وقتی خودش را به صورت گل درشت نمایش می دهد که فرد مورد نظر پول کافی دارد اما خرج کردن برایش سخت و گاهی غیرممکن است.

نگهبان بانک اشیا!
فرد خسیس به نگهداری همه چیز علاقه مند است؛ از جوراب کهنه ای که سوراخش را بار ها دوخته اند تا قوطی رب، سطل ماست و ته مانده های مدادرنگی دوران دبستانش. ترس از آینده، فقر و مشکلات مالی باعث می شود که این افراد هرگز نتوانند یک زندگی عادی و به دور از نگرانی را تجربه کنند. نکته ای که وجود دارد این است که معمولا خسیس ها مثل وسواسی ها عمل می کنند و بسیاری از افراد وسواسی، خسیس هم هستند. این افراد از هر شی با ارزش و بی ارزشی مثل یک نگهبان شبانه روزی با حواس جمع، سال ها نگهداری می کنند.

  یکی از نشانه های افراد خسیس در دوران نامزدی ، خست در نوع کادو خریدن شان است

کادو نخر است!
یکی از بارز ترین نشانه هایی که افراد خسیس در دوران نامزدی از خودشان نشان می دهند، خست در نوع کادو خریدن شان است. فرد مورد نظر تا جای ممکن از هدیه خریدن طفره می رود اما اگر هدیه ای هم بخرد هدیه اش کم ارزش و نامرسوم است ضمن اینکه اغلب چیزهایی می خرد که یک عمر کار کند و ماندگاری اش بالا باشد. با این اوصاف اگر به خسیس بودن نامزدتان شک دارید و می خواهید بفهمید خسیس هست یا نه باید بیشتر از دوستان و نزدیکانش پرس وجو کنید و با خودش درباره خرید کردن یا مسافرت کردن صحبت کنید و روی عقایدش دقیق شوید.

نشانه دیگر اینکه وقتی با فرد خسیس به گردش می روید یا در رفت و آمدهای دوران نامزدی هستید، او معمولا کم هزینه ترین محل ها را انتخاب می کند و سعی دارد قانع تان کند که این صرفه جویی لازم است. اگر بخواهید نوشیدنی بخورید خیلی سخت به کافی شاپ رفتن راضی می شود و فکر می کند همان کنار خیابان می شود سروته قصه را هم آورد. او رستوران ها را نمی شناسد و توجیهات عقلانی زیادی را برای تان ردیف می کند تا خسیس بودنش را توجیه کند.

روابط اجتماعی؟ نفرمایید. . .
فرد خسیس از آنجا که بدون محاسبه هزینه ها قدم از قدم برنمی دارد، رفت و آمدهای فامیلی و خانوادگی را دوست ندارد. این افراد دوستان محدودی دارند و از همان دوستان محدود هم ترجیحا با تلفن احوال پرسی کرده و میلی به رفت و آمد با آنان ندارند بنابراین اگر شما دارای روابط اجتماعی زیاد و خواستار یک زندگی با روابط گسترده فامیلی و دوستانه هستید با هیچ معجزه ای نمی توانید در کنار فرد خسیس دوام بیاورید. به فرض محال کسی مهمان خانه تان شود از همان لحظه که بخواهید میوه بخرید تا آنجا که برنج پیمانه کنید اعصاب خردی ها آغاز می شود و تا لحظه رفتن شان و غر زدن از حیف شدن باقیمانده غذا ها ادامه دارد.

آموزش ممنوع
فرد خسیس هیچ نوع سرمایه گذاری مالی با زمان بازده طولانی را نمی تواند بپذیرد بنابراین اگر فرد پدرخانواده باشد، به طور مثال با صرف هزینه برای دانشگاه های غیردولتی آن هم به مدت چهار سال از اساس مخالف است. یکی از مهم ترین مشکلات در زمان زندگی مشترک با این افراد، مربوط به فرزندان آنهاست چون این روز ها کسب هر آموزش و مهارتی به هزینه نیاز دارد و این هزینه همان چیزی است که اوقات فرد خسیس را تلخ کرده و باعث درگیری های فرساینده بین او و فرزندانش می شود. پس در مورد ازدواج با مرد خسیس آینده نگر باشید.

خرید با اعمال شاقه
اگر بخواهید با فرد خسیس راهی خرید شوید باید باید توانایی گذر از هفت خوان رستم را داشته باشید. اولین مرحله سختی که پیش رو دارید قانع کردن فرد موردنظر به لزوم این خرید است که دیگر بستگی به هنر خودتان دارد که چطور بتوانید از خریدتان دفاع کنید و پشت این اقدام چقدر منطق نهفته باشد؟! مرحله بعد هم این است که از کجا خرید کنید که به اندازه کافی ارزان باشد. او حتی از نگاه کردن به پاساژهای شیک و دیدن ویترین های شان می ترسد اما از همه اینها سخت تر خوان آخر است یعنی همان خوان بی سروته چانه زنی.

در این خوان که اغلب خیلی هم طول می کشد و اعصاب بسیار قوی برای تحملش نیاز هست، همسر محترم دقایق طولانی به بحث با فروشنده درباره کیفیت جنس مورد نظر و تمام جوانب دیده و نادیده اش می پردازد. روی پایین آوردن قیمت تمام تلاش و همتش را می گذارد و در نهایت هم اصلا بعید نیست شما را دست خالی از مغازه برگرداند؛ بنابراین اگر از آن دسته افرادی هستید که به خرید به عنوان یک لذت بی رقیب نگاه می کنند، فکرش را هم نکنید که با شخصی که حتی دارای رگه های خساست است، ازدواج کنید.

اعتراف بدون مشکل؟
گفت وگو درباره مسائل مالی با فرد خسیس اغلب یک چالش بی نتیجه است. اگر بخواهید با این افراد درباره توقعات مالی تان حرف بزنید علائم استرس در آنها پدیدار می شود و چه بسا معمولی ترین گفت وگو های تان درباره موضوعات مالی به دعوا و جاروجنجال بکشد. خلاصه بازجوهای خبره هم نمی توانند از این افراد در مورد توان مالی شان حرف راست را بیرون بکشند. البته یک دلیل واضح برای این طفره رفتن ها ، ترس از نقشه ای است که ممکن است بخواهید برای پول هایش بکشید. تعطیلی بهداشت و درمان یکی از معضلات زندگی با فرد خسیس عدم تمایل به هزینه کردن در بخش سلامت و درمان است. این افراد علاوه براینکه حاضر نیستند برای سرووضع ظاهری خود و همسرشان هزینه کنند، برای سلامت و درمان هم به سختی هزینه می کنند. بسیاری از این افراد مراجعه به دندانپزشک، مشاور و روانشناس را ولخرجی می دانند. استفاده از داروهای تقویتی از نظر فرد خسیس توجیه منطقی ندارد و اگر بخواهید به این دلیل از آنها پول بگیرید، باز هم با وضعیت بغرنجی مواجه خواهید شد.

ناخن خشکی در احساسات؟
فرد خسیس درصورتی که وسواسی هم باشد، اصولا آدمی خشک و بی انعطاف است، به زمان اهمیت می دهد و بسیار مقرراتی است. معمولا اگر هدف تان از ازدواج تجربه روابط گرم عاطفی است، باید از ازدواج با فرد خسیس صرفنظر کنید. کسی که تمام حواس و حساسیت هایش روی مسائل مالی متمرکز شده و در این مورد به خودش و شما سخت می گیرد، نمی تواند روابط عاطفی گرمی داشته باشد، ضمن اینکه پیش آمدن دلخوری های مداوم در زندگی با این افراد، ردخور ندارد.

پول شمردن و حساب و کتاب کردن از معدود تفریحات افراد خسیس است. آنها از این کار لذت می برند همان طور که وسواسی ها هم به شمارش علاقه مندند و این کار را به تناوب تکرار می کنند.

وقتی بخواهید از میزان درآمد نامزدتان پرس وجو کنید، او هیچ رغبتی به جواب دادن نشان نمی دهد، لحن صدایش آرام شده و دست و پایش شل می شود.

افراد خسیس همان طور که در بذل و بخشش پول های شان به قول معروف ناخن خشکند، در زمینه ابراز احساسات هم دست و دلباز نبوده و در محبت کردن هم صرفه جویی می کنند. اگر دیدید نامزدتان زیادی حساب و کتاب می کند و وقت زیادی را به این کار اختصاص می دهد، می توانید با حساسیت بیشتری رفتار هایش را درمورد مسائل مالی دنبال کنید چون شاید خسیس باشد.

حرف آخر. . .
از مجموع آنچه گفته شد چنین برمی آید که زندگی با فرد خسیس زندگی شاد و آرامی نیست. شاید بتوان گفت افراد خسیس نزدیک ترین روحیه را به افراد وسواسی دارند و از این لحاظ همراهی شان در طول زندگی مشترک نیاز به صبر و انعطاف زیادی دارد. با همه اینها اگر به هر دلیلی در دوران نامزدی به خست همسرتان پی بردید اما باز هم به ازدواج با او مصر بودید، می توانید با کمک گرفتن از روانشناسان و دفا تر مشاوره این وجه شخصیتی همسرتان را تا حدودی تعدیل کنید اما همان طور که گفتیم باید بدانید خساست درمان قطعی ندارد.

ادامه مطلب / دانلود

چگونه اعتماد بین زوجین را بوجود آوریم؟

راه های اعتماد بین زوجین اعتماد افراد خانواده و به ویژه زوجین نسبت به هم،بهترین راه موفقیّت در زندگی است

بین اعتماد و بی‌اعتمادی، فقط یک خط کمرنگ فاصله است؛ اگر حواستان به رفتار‌هایتان و معادلات زندگی‌تان نباشد، خیلی زود محو می‌شود و دیگر نمی‌توانید پیدایش کنید. پس اعتماد کردن را یاد بگیرید و راه‌هایی که اعتماد همسرتان را به شما جلب می‌کند را هم بیاموزید.

اعتماد افراد خانواده و به ویژه زوجین نسبت به هم، یکی از ارکان بهداشت روانی و بهترین راه موفقیّت در زندگی است و بیشتر موانعی که در راه وصول به هدف های مشترک خانوادگی و زناشویی پیدا می شود به وسیله جلب اعتماد همسر برطرف می گردد.

برخی راهکارهای جلب اعتماد همسر عبارتند از :

– به همسرتان اعتماد کنید تا وی نیز به شما اعتماد کند.

در واقع با انتقال این احساس مثبت به همسرتان همین احساس را از سوی وی دریافت خواهید نمود. توجه داشته باشید که این احساس هر قدر صادقانه تر باشد همان قدر قویتر و ارضا کننده تر می باشد. توضیح اینکه اصولاً هر خصلتی را با کمی تلقین و دادن واکنش مناسب، می توان در اشخاص ایجاد کرد. وقتی به کسی می گویید: «چون به تو اطمینان دارم…» فرد ناخودآگاه از خود انتظار یک فرد مطمئن را دارد مگر آن که از لحاظ شخصیتی آدم بی وجدانی باشد. اعتماد متقابل یکی از رموز روابط صمیمی و صادقانه همسران است.

– با حرف چیزی را ثابت نکنید
به‌جای اینکه با حرف زدن بخواهید کار‌هایتان را توجیه و اعتماد او را جلب کنید، سعی کنید با رفتار‌هایتان او را به خود مطمئن کنید. اگر می‌خواهید با حرف‌هایتان خود را بهتر از آنچه هستید نشان دهید، باید بگوییم که تضاد میان حرف‌هایتان و آنچه عمل می‌کنید، می‌تواند اوضاع را از این هم پیچیده‌تر کند. اگر هم فکر می‌کنید او شما را آنطور که واقعا هستید نمی‌بیند و باید با حرف زدن و توضیح دادن به او بقبولانید که صادق و مورد اعتمادید، باز هم در اشتباهید. بیش از حد توضیح دادن نه تنها کمکی به بهتر دیده شدن نمی‌کند، بلکه خودش می‌تواند یکی از دلایل شک کردن باشد. پس وفاداری‌تان را در عمل‌تان نشان دهید و مسوولیت قضاوت او را بر عهده خودش بگذارید.

– تصدیق وی را از خاطر مبرید

یکی از راهکارهای جلب اعتماد همسر، تصدیق سخن و ادعای اوست. اگر این اصل در روابط متقابل میان زوجین رعایت نشود، زندگی برای هر دوی آنها مشکل می شود؛ زیرا تصدیق نکردن همسر، یعنی بدگمانی و محصول بدگمانی، بی اعتمادی است. طبیعی است که اگر زوجین از سوی همسرشان تصدیق شوند، به یکدیگر اعتماد پیدا کرده و همین اعتماد، زمینه ساز برخورد صادقانه آنان با یکدیگر می­شود.

– برای همسرتان فضای عاطفی امن فراهم کنید
اگر درصدد ایجاد فضای عاطفی امن برای همسرتان نباشید، احتمال دارد در تدارک فضایی ناامن باشید!

– از همسرتان حمایت کنید

راهکار دیگر برای جلب اعتماد همسر، دفاع و حمایت از همسر در حضور و غیاب وی است. اگر فردی بنگرد که همسرش با تمام جدیت و تلاش از او در مقابل دیگران (جایی که حق با اوست) حمایت و پاسداری می نماید، اعتمادش به او جلب خواهد شد.

– به خودتان اعتماد کنید
بی‌اعتمادی شما نسبت به خودتان، یکی دیگر از دلایلی است که می‌تواند شک همسرتان را باعث شود. آدم‌هایی که در مورد عقاید و سبک زندگی‌شان مطمئن نیستند، هیچ وقت هم مورد اعتماد قرار نمی‌گیرند. سعی کنید چارچوب مشخصی برای عقاید‌تان داشته باشید و با قاطعیت نظر‌تان را اعلام کنید. به خودتان و توانایی‌هایتان اعتماد داشته باشید تا دیگران هم به شما اطمینان کنند. اگر همسرتان احساس کند که فرد توانا و قدرتمندی هستید، دیگر به خودش اجازه نمی‌دهد که به شما شک کند. البته این موضوعی نیست که به تنهایی از پس آن بربیایید. اگر شما هیچ وقت آدم قوی‌ای نبوده‌اید، نمی‌توانید یک شبه خودتان را تغییر دهید. کلاس‌های خود‌شناسی و جلسات انفرادی با یک روانشناس، می‌تواند بهترین کمک برای تقویت عزت نفس شما باشد.

ایجاد اعتماد به زمان زیادی نیاز دارد، اما نابودی آن، به سرعت صورت می گیرد

– جنگیدن منصفانه
ـ هرگز الفاظ ناخوشایند یا تحقیرآمیز به کار نبرید

ـ تنها به موضوع مورد بحث بپردازید و مشکلات حل نشده گذشته را پیش نکشید

ـ از به کار بردن عبارات قطعی مانند «تو هیچ وقت…» یا «تو همیشه…» اجتناب ورزید.

ـ برای حمایت از موضوع مورد بحث تان یا حمله به طرف مقابل، افراد خانواده یکدیگر را به میان نیاورید.

ـ پیشاپیش، در استفاده از یک روش با هم توافق کنید تا اگر یکی از شما احساس کرد نزاع تان از مهار خارج می شود، آن روش را به کار برد.

ـ هرگز آخر شب به نزاع نپردازید؛ زیرا در این ساعت هر دو خسته اید و نمی توانید احساسات تان را مهار کنید.

ـ باز هم، از عبارات «من…» به جای «تو…» استفاده کنید، زیرا به طرف مقابل احساس مورد حمله واقع شدن نمی دهد و محرک نیست.

– بهترین همسر روی زمین باشید
برای آنکه بتوانید یک زندگی سرشار از اعتماد را بسازید، قبل از هرچیزی باید در یک خانه آرام زندگی کنید. تا زمانی که همسرتان به آینده زندگی مشترک‌تان امیدوار است و احساس خلأ نمی‌کند، دلیلی هم برای شک کردن پیدا نمی‌کند. البته زیاد از حد محبت کردن و باج دادن در زندگی مشترک هم می‌تواند باعث بی‌اعتمادی او شود. پس اغراق نکنید و در عین رعایت توازن، برای خوشبخت کردن او هم تلاش کنید. دلیلی ندارد که با هر یک قدمی که او برای شاد کردن شما برمی‌دارد، ۱۰ قدم به سمتش بروید اما می‌توانید به او نشان دهید که قدر محبت‌هایش را می‌دانید و تمام تلاشتان را برای نگران نکردنش می‌کنید.

– از دارایی همسرتان چشم پوشی کنید

یکی از راهکارهای جلب اعتماد همسر، چشم پوشی از دارایی های اوست. طبیعی است که هر انسانی به دست رنج خویش حساس بوده و طمع ورزی اطرافیان خود را بر نمی تابد. بخش زیادی از بی اعتمادی حاکم میان همسران، معلول بدگمانی هایی است که به یکدیگر در امور مالی دارند. اگر فرد به طور کلی از آنچه همسرش در اختیار دارد و از آن بهره مند است، چشم بپوشد و به آن ها بی رغبت باشد، همسرش به او اعتماد پیدا کرده و محبوبیت همسرش در نظر وی افزایش می یابد.

– زبان یکدیگر را بفهمید
در مورد حسی که دارید با او صحبت کنید. دلایلی که باعث بی‌اعتمادی‌تان شده را مطرح کنید و بگویید که به دلیل این موارد، نگاه‌تان نسبت به او در حال تغییر است. برایش توضیح بدهید که این شک‌ها به شما و زندگی مشترک‌تان آسیب می‌زند و اگر او واقعا اشتباهی نکرده‌ است، باید با رفتار‌هایش این موضوع را به شما ثابت کند. با گفتن این حرف‌ها یک دعوای دیگر راه نیندازید و فاصله را بیشتر نکنید؛ تنها با مهربانی و آرامش توضیح دهید و از او برای برگرداندن زندگی‌تان به روزهای قبل کمک بخواهید.

– شریک زندگی باشید
به همسرتان نشان دهید که شما هم به اندازه او نگران زندگی مشترک‌تان هستید و برای بهتر کردنش تلاش می‌کنید. بی‌تفاوتی شما در مورد موضوعات مالی یا مشکلات‌تان می‌تواند جرقه‌های شک را بزند. به او بفهمانید که سرنوشت این زندگی برایتان مهم است و می‌خواهید پابه‌پای او برای موفق بودن تلاش کنید. به او نشان دهید که در زمان مشکلات، شرایطش را درک می‌کنید و تا بهتر شدن اوضاع کنارش می‌ایستید. یکی از موضوعاتی که می‌تواند تردید او نسبت به شما را برانگیزد، حس کردن این موضوع است که شما در شرایط بحرانی در کنار او نمی‌مانید یا اینکه نسبت به او و توانایی‌هایش ناامید شده‌اید و ماندن در این زندگی آزار‌تان می‌دهد.

– از بچه‌ها جاسوس نسازید
هرگز از بچه‌ها به عنوان ابزاری برای کنترل همسرتان استفاده نکنید. گمان نکنید که وقتی فرزند‌تان را برای جاسوسی همسرتان بسیج می‌کنید، او حس و حالتان را نمی‌فهمد و متوجه فاصله میانتان نمی‌شود. اگر شما به همسرتان شک دارید، حق پیگیری و حتی در موارد شدید‌تر تفتیش را دارید، اما حق ندارید در جریان این کار‌ها، از فرزندتان به عنوان یک ابزار استفاده کنید. پس در هیچ شرایطی، بچه‌ها را وارد بازی خودتان نکنید.

– خودتان قضاوت کنید
شاید همسرتان به دلیل شیطنت، تنهایی، مشکلات زندگی یا هر دلیل دیگری،‌ حرمت‌ها را شکسته باشد. اما این حرمت‌شکنی در ذهن هرکسی معنا و مجازات خاص خودش را دارد. برای یک فرد ممکن است یک پنهانکاری ساده، مصداق خیانت و غیربخشش باشد و برای فرد دیگری ممکن است دروغی بزرگ‌تر و آسیب‌زننده‌تر هم باعث از هم پاشیدن زندگی نشود. پس در این زمینه، تجربه‌ها و واکنش‌های دیگران را ملاک قرار ندهید و فقط و فقط به خودتان فکر کنید. به دلیل این رفتار چه حسی به شما دست داده، چه برنامه‌ای برای آینده ارتباط‌تان دارید، چقدر می‌توانید از کاری که کرده بگذرید و… برای این موضوع هیچ الگوی ثابت و قانونی وجود ندارد پس فقط به دل خودتان رجوع کنید.

– ماجرا را فریاد نزنید
حتی اگر شک‌های شما اثبات شد و فهمیدید که همسرتان به هر بهانه‌ای از خط‌قرمز‌های زندگی مشترک‌تان گذشته، حق ندارید ذهن بچه‌ها را نسبت به پدرشان مسموم کنید. اگر شما به دلیل خیانتکار بودن همسرتان می‌خواهید او را ترک کنید و بچه‌ها به سنی رسیده‌اند که توانایی پذیرش این موضوع را دارند، می‌توانید تا حدودی آنها را در جریان واقعیت بگذارید. اما اگر قرار نیست اقدامی بکنید و این موضوع تنها یک زنگ خطر برای شما و همسرتان بوده، بچه‌ها را به دلیل خالی کردن خودتان با یک ترس همیشگی روبه‌رو نکنید و مشکل را میان خودتان حل کنید.

ایجاد اعتماد به زمان زیادی نیاز دارد، اما نابودی آن، به سرعت صورت می گیرد.

ادامه مطلب / دانلود

با این نشانه ها عاشق واقعی را بشناسید؟

عاشق واقعی چع نشانه هایی دارد؟,حتما شما هم دوست دارید بدانید که آیا شریک زندگی تان واقعا عاشق شما است یا خیر. برخی از نشانه های عشق واقعی واضح و روشن اند. اما اگر هنوز به احساس واقعی او شک دارید، به دنبال نشانه هایی که در اینجا برایتان آورده ایم، باشید. اگر این نشانه ها را در رفتار او مشاهده کردید، باور کنید که او یک عاشق واقعی است.

نشانه های یک عاشق واقعی

• او به شما آزادی لازم را می دهد و هیچگاه شما را مجبور به کاری که دوست ندارید، نمی کند.• تمام دوستان او شما را می شناسند و زمانی که ملاقات شان می کنید، در مورد شخصیت و محل کار و علاقمندی هایتان اطلاع دارند زیرا شریک زندگی تان همیشه از شما پیش آنها سخن می گوید.• او شما را به خانواده اش معرفی کرده است یا به زودی قصد آن را دارد.• او برای گفتن «صبح بخیر» و «شب بخیر» به شما پیغام می دهد.• او تمام حالات شما را تحسین می کند، به عنوان مثال: «تو زیباترین لبخند دنیا را داری!»

• او شما را بدون هیچ منتی در اولویت کارهایش قرار می دهد. به عنوان مثال تماشای بازی فوتبال تیم مورد علاقه اش را از دست می دهد تا با شما به میهمانی دوست تان آید.• زمانی که مرد دیگری به شما نزدیک می شود، او در آن واحد هم به خود مغرور می شود که تنها قهرمان زندگی شما است و هم حسادت می کند.• او در مورد آینده با شما برنامه ریزی می کند. به عنوان مثال «تابستان آینده باید … را انجام دهیم.»

• او همیشه آخرین لقمه خوشمزه غذایش را برای شما نگه می دارد.• او می خواهد که شما هم زیر کارت پستالی که برای مادرتان خریده است را امضا کنید یا چیزی بنویسید.• هنگامی که شما در رختخواب هستید و در ناحیه ای از بدن خود احساس درد می کنید، او برای خرید مسکن به داروخانه می رود.• تمام انگیزه ای که او برای ادامه راهش احتیاج دارد، لبخند شما است. در این صورت هیچ چیز نمی تواند جلوی عشق و دیوانگی او را بگیرد.

• فرقی نمی کند که او برای یک میهمانی بزرگ حاضر می شود یا یک قرار ملاقات کوچک، همیشه نظر شما را درباره لباس هایی که به تن می کند، می پرسد.• آیا دل تان پیش آن لباس یا خوراکی که در خیابان از کنارش رد شده اید، گیر کرده است؟ نگران نباشید، شریک زندگی تان آن را برای شما خریده است.• او حتی از دنیای مجازی هم عشق خود را به شما نشان می دهد و هر چند وقت یک بار پیامی که موجب لبخندتان شود، برایتان ارسال می کند.

• هنگامی که او با شما است، به گوشی خود اهمیتی نمی دهد.• او برای خنداندن شما، نه به هدف طعنه و کنایه، سر به سرتان می گذارد.• او تمام چیزهایی که شما به او داده اید را نگه داشته است، حتی پاپیونی را که دور اولین هدیه شما به او پیچیده بود.• او موفقیت های شما را برای دیگران بازگو و به آن افتخار می کند.• او هر روز به شما می گوید: «دوستت دارم» و شما بی هیچ تردیدی باورش دارید.

ادامه مطلب / دانلود

آیا بازگشت به رابطه قبلی صحیح است؟

می شود گفت که افراد در شرایطی در موقعیتی قرار می گیرند که باید برای بازگشت به رابطه قبلی تصمیم بگیرند اما این شرایط چیست و در چه مواقعی بازگشت به رابطه قبلی می تواند گزینه مناسبی باشد؟

بسیاری از افراد مطلقه، برای ازدواج مجدد، احساس شک و تردید شدید دارند؛ در حالی که ازدواج مجدد، حق طبیعی هر فرد مطلقه است؛ البته آدم های مختلف دلایل متفاوتی برای ازدواج مجدد نکردن دارند و مجرد ماندن تا پایان عمر، در صورتی که انتخاب واقع بیانه باشد، یک سبک زندگی محترمانه است.

در واقع سلامت انسان ها فقط به ازدواج مجدد بعد از طلاق وابسته نیست اما به نظر می رسد کسانی که تن به ازدواج دوم نمی دهند بیشتر در یک حالت اجبار این کار را می کنند.

با اینحال باید اذعان داشت که طلاق پایان بسیاری از روابط مهم و نخستین گام برای شروع جدید است. برای عبور از فرآیند طلاق باید هیجان های پس از طلاق را تجربه کرد تا بتوان با گذشت زمان، دوباره ازدواج کرد و زندگی بهتری نسبت به قبل داشت.

در این بین اولین گزینه برای برخی افراد، ازدواج مجدد با همان همسر سابق است. می شود گفت که افراد در شرایطی در موقعیتی قرار می گیرند که باید برای بازگشت به رابطه قبلی تصمیم بگیرند اما این شرایط چیست و در چه مواقعی بازگشت به رابطه قبلی می تواند گزینه مناسبی باشد؟ در این مطلب به این دو سوال پاسخ خواهیم داد.

شرایطی که ما را به فکر بازگشت می اندازد
مردان عموما چه تقاضادهنده طلاق باشند چه نه، معمولا تمایل بیشتری به بازگشت و آشتی را از خود نشان می دهند، بازگشت (پس از طلاق) که از آن به عنوان وابستگی عاطفی به همسر یاد می شود، با میزان خو گرفتن و عادت کردن به زندگی پس از طلاق (به اصطلاح جا افتادن) رابطه عکس دارد؛ یعنی هر چه شما با زندگی فعلی پس از طلاق از ابعاد مختلف بیشتر خو گرفته باشید، کمتر مایل به بازگشت هستید و بالعکس. در هر حال برخی از دلایلی که باعث می شود به ازدواج مجدد با همسر سابق فکر کنیم، عبارتند از:

۱- ترس از وضعیت فرزندان
مهمترین دلیلی که بیشتر افراد مطلقه به خصوص زنان، برای ازدواج کردن با همسر سابق می آورند این است که نمی خواهند بچه ها زیر دست ناپدری یا نامادری بروند.

۲- خبرهایی از تغییر همسر
در شرایطی نیز ما دائما خبرهای مبتنی بر تغییر همسر سابق مان می شنویم. تغییر همان مسائلی که باعث گرایش ما به طلاق شد. برای مثال مشکلات اقتصادی و بیکاری همسر یا اعتیاد که دیگر رفع شده است. به خاطر همین تمایل به بازگشت بیشتر می شود.

۳- ترس از روبرو شدن با موقعیت کاملا جدید
ازدواج با فردی غیر از همسر سابق، نیازمند سازگاری جدید با موقعیتی است که تقریبا برای ما کاملا ناشناخته است. ترس از این ناشناخته ها، ممکن است باعث شود ما تمایل داشته باشیم که به همان وضعیت قبلی برگردیم؛ وضعیتی که گرچه گاهی سخت بود اما برای ما شناخته شده تر بود.

۴- فشارهای اطرافیان
برخی از افراد بعد از طلاق دائما از طرف دیگران سرزنش می شوند که چرا طلاق گرفتند. این فشارها می تواند احساسات متناقض و گاه تمایل به بازگشت را ایجاد کند؛ بخصوص زمانی که رابطه قبلی خویشاوندی است.

۵- ابراز تمایل و اصرار همسر سابق
همسر سابق از رفتارهای خود ابراز پشیمانی می کند و دائما اصرار بر برقراری رابطه مجدد دارد.

۶- موج هیجانات منفی
بعد از طلاق موجی از هیجانات منفی از تردید تا تنهایی، از احساس گناه و تقصیر تا اضطراب و … وجود ما را می گیرد. گاهی فکر می کنیم برای رهایی از همین هیجانات منفی و جبران خطاها، باید دوباره به این رابطه برگردیم.

۷- وجود زمینه های تماس مجدد
یکی بودن محل کار و آموزش، تماس اینترنتی، فرستادن پیامک، تلفن کردن، دیدار در مسیر رفت و آمد، پیغام دادن توسط دوستان مشترک، گفتگو و مشورت کردن با همسر سابق درباره مسائل و مشکلات فرزند و … زمینه سازان برقراری رابطه های مکرر است که می تواند تمایل به بازگشت در رابطه را ایجاد کند.

۸- اجبار شرایط
البته باید متذکر شوم که در شرایطی خاص، انگیزه های بسیار منفی از بازگشت به رابطه در بین طرفین یا یکی از آنان وجود دارد. انگیزه های منفی از قبیل: فرار از خانواده بی محبت، ملامت گر یا محدود کننده پدری؛ جلوگیری از ازدواج همسر سابق خود با زنی دیگر؛ فریب دادن زن برای بخشیدن مهریه ای که مرد مجبور به پرداخت آن شده است؛ آسیب رساندن به همسر سابق یا خانواده او پس از ازدواج مجدد و دوباره او را به طلاقی بدتر واداشتن و …!

آیا بازگشت به رابطه قبلی صحیح است؟

لازم است صادقانه در مورد انگیزه های بازگشت خود به رابطه قبلی فکر کنید

شرایط صحیح کدام اند؟
در هر حال اگر تصمیم به بازگشت دوباره و ازدواج مجدد با همسر سابق خود دارید (البته به شرط انگیزه مثبت)، این انتخاب در شرایط زیر می تواند درست باشد. البته قبل از مطالعه این شرایط یک نکته را متذکر می شوم، اینکه: اگر فرزندی دارید، تا زمانی که تصمیم تان جدی نشده، به او چیزی نگویید، زیرا باعث احساسات منفی در او می شود.

۱- واقع گرایانه اندیشیده اید
شاید از همان اوایل طلاق، میل به برگشت داشته باشید اما خیال برگشت دوباره به زندگی مشترک با همسر سابق باید بر اساس شواهدی مستند و دقیق باشد، در غیر اینصورت خیالی بیش نیست. همچنین باید بدانید در ابتدای بازگشت دوباره شاهد اختلافاتی خواهید بود و باید برای مقابله با این اختلافات نیز خود را آماده کنید. برگشت شما به این معنی نیست که دیگر مشکلی وجود نخواهد داشت.

۲- انگیزه های صحیح و واقعی برای بازگشت دارید
ابتدا لازم است صادقانه در مورد انگیزه های بازگشت خود به رابطه فکر کنید و آن را مورد تحلیل قرار دهید. همانطور که گفته شد، انگیزه ها گاهی می تواند منفی باشد یا حداقل به اندازه لازم کافی نباشد؛ بنابراین با دادن وقت به خودتان و البته گرفتن کمک تخصصی در این مورد، انگیزه را به دقت مرور کنید. همچنین باید در مورد انگیزه طرف مقابل نیز تحلیل و جستجو کنید.

۳- با یک (و شاید چند) روانشناس مشورت کرده اید
اولین کار قبل از اعلام تصمیم به همسر و حتی خانواده تان مراجعه به یک مشاور معتمد و با صلاحیت است. تردید در بازگشت دوباره به دلایل زیادی اتفاق می افتد که شاید برخی از این دلایل برای شما روشن نباشد، شاید هم حس برگشت، یک حس موقت و ناشی از فشارهای مختلف باشد.

روانشناس به شما کمک می کند تا با این افکار و احساسات ضد و نقیض آشنا شوید و بتوانید تصمیمی محکم و قاطع بگیرید. همچنین روانشناس می تواند به شما در شروع مجدد اما بهتر و طی کردن روشی درست، کمک کند. وقتی خودتان تکلیف تان مشخص شد، باید به همراه طرف مقابل نیز یک روانشناس و خانواده درمانگر بروید تا در مورد موارد اختلاف بحث کنید و مهارت های جدید را کسب کنید؛ زیرا مهارت های قبلی و فعلی شما کافی نیست چون اگر کافی بود کار به طلاق نمی کشید.

۴- از دلایل طلاق، یک لیست مشترک دارید
این مرحله دقیقا شبیه این است که می خواهید تازه با هم ازدواج کنید، با این تفاوت که این بار شما از یکدیگر شناخت بیشتری دارید و باید بیشتر دقت کنید تا دوباره به بن بست عاطفی نرسید.
در مورد هر علت به خوبی بحث و بررسی کنید؛ سعی کنید بفهمید که چگونه می توانید آن مورد را حل کرده و به نتیجه برسید. با یکدیگر در مورد مسائل مالی، شغلی، روابط جنسی، تربیت فرزندان، انتظاراتی که از یکدیگر دارید، دین و مذهب، والدین تان و تمام مسائلی که یک زوج در آستانه ازدواج صحبت می کنند، بحث کنید.

شما باید به دو علت در مورد این مسائل صحبت کنید؛ یک، شما هدف و برنامه ای دارید که می خواهید دو نفری در مورد آن به توافق برسید و دلیل دوم اینکه شما نیاز دارید که قبل از اینکه زندگی تان را شروع کنید، تمرین کرده که با همدیگر فکر کنید و تصمیم بگیرید. شما باید یاد بگیرید که به جای بحث و جدل با همدیگر به راه حل برسید و راه حل مشکل تان را پیدا کنید.

۵- بخشیدن را یاد گرفته اید
شما باید هر مسئله ای را که تا به حال برای تان به وجود آمده بود، فراموش کنید و طرف مقابل تان را ببخشید. اگر نمی توانید این کار را بکنید، نمی توانید رابطه تان را بهبود ببخشید و مجبورید که دوباره از همسرتان جدا شوید. البته زمانی که شما می گویید که همسرتان را بخشیده اید، به این معنی نیست که او تغییر کرده و تبدیل به فردی منحصر شده است. این کار به این معنی است که «من به خودمان اجازه می دهم که گذشته را فراموش کنیم و دوباره شروع کنیم.»

۶- به یکدیگر قول داده اید که برای داشتن یک رابطه پایدار و بادوام سعی کنید
اگر قصد دارید که رابطه خراب شده تان را ترمیم کنید، سعی کنید که خوب برگردید! این را بدانید که فرزندان شما از داشتن والدین دمدمی مزاج و سست اراده اذیت می شوند.

به این فکر نکنید که رابطه تان چه زمانی دچار مشکل می شود؟ افکاری از قبیل: «آیا این هفته دوباره با او دعوا می کنم و او ترکم می کند.» یا «آیا او فقط برای تعطیلات نزد ما آمده یا برای تولدم رفتارش را تغییر داده و به محض تمام شدن جشن تولدم ترکم می کند؟» سعی کنید به یک رابطه پایدار فکر کنید.

۷- تغییرات اساسی در خود و طرف مقابل ایجاد شده است
بگذارید نکته آخر را بگویم که می تواند خلاصه این مطلب باشد: اگر با همان ساز و کارهای قبلی به رابطه خود برگردید، فرآیند تنش و طلاق حتما دوباره (البته با حس سرخوردگی شدیدتر) پیش خواهد آمد زیرا هیچ چیز تغییر نکرده است. بازگشت مجدد نیازمند تغییرات اساسی و عملی است. گفتن جملاتی مانند «برگرد، من عوض می شوم» یا «می روم تا دوباره تلاش کنم» هیچ چیز را درست نمی کند چون شما و طرف مقابل نیز هیچ فرقی نکرده اید اما اگر تغییرات جدی را احساس می کنید و عملا می بینید، برای تغییرات برنامه عملی دارید و مهارت های جدید کسب کرده اید، شاید بازگشت گزینه خوبی باشد.

ادامه مطلب / دانلود

چه بر سر فرزندان ازدواج موقت می آید؟

مهمترین سوال و بحثی که در ازدواج موقت مطرح است، بحث فرزندان حاصل از این نوع ازدواج است. این امر که مطالبات حقوق این فرزندان چگونه استیفا می شود و آیا فرزند حاصل از ازدواج موقت با فرزند حاصل از ازدواج دایم متفاوت خواهد بود یا خیر؟ قابل پاسخگویی است.

در دین مبین اسلام دو نوع ازدواج وجود دارد که نکته اشتراک آنها محرمیت زن و مرد به همدیگر است و زن و شوهر می توانند با همدیگر مباشرت داشته باشند و صاحب فرزند شوند. نوع اول ازدواج، دایم است که در آن اگر زوجین از همدیگر طلاق نگیرند یا یکی از زوجین فوت نکند، همچنان بر همدیگر محرم می مانند و در کنار فرزندان خود زندگی می کنند، در چنین خانواده ای حقوق زوجین و فرزندان مشخص است و زندگی اعضای خانواده در کنار هم و معمولا زیر یک سقف است.

نوع دیگر ازدواج، از نوع موقت است این ازدواج بر خلاف دایم احکام خاص خودش را دارد مثلا زن از شوهر ارث نمی برد و تمتع جنسی به همان میزانی است که در زمان عقد قید شده است.

حقوق فرزندان حاصله از ازدواج موقت
یکی از نکات حائز اهمیت در ازدواج موقت این است که اگر فرزندی حاصل شد،حقوق این فرزندان چگونه باید رعایت شود؟
قبل از بررسی حقوق فرزندان حاصله از این نوع ازدواج ذکر این نکته ضروری است که هدف از ازدواج موقت تشکیل خانواده نیست و اشخاصی که قصد تشکیل خانواده دارند باید ازدواج دایم نمایند.
حکمت ازدواج موقت با دایم متفاوت است و در واقع ازدواج موقت سر ریز ازدواج دایم است و در مواقع ضرورری برای رفع نیازهای جنسی و کمک به اشخاص بی همسر (هر چند ناقص) عملی می شود. یکی از حکمت های ازدواج موقت پاسخ به غریزه جنسی است که از راه حلال باید تامین شود از امام باقر علیه‌السلام روایت شده است: «انّ اللّه رأف بکم فجعل المتعه عوضا لکم من الأشربه؛ خداوند به شما رأفت دارد، از این رو در عوض آنکه شراب را حرام کرده، ازدواج موقت را حلال دانسته است.»( وسائل‏الشیعه، ج‏۱۴، ح‏۷ و ۸، ص‏۴۳۸)

حال می پردازیم به حقوق فرزندان حاصله از ازدواج موقت یا صیغه: اگر به هر دلیلی زن و شوهری که با همدیگر ازدواج موقت کرده اند بچه دار شوند این بچه از نظر حقوقی هیچ تفاوتی با فرزند حاصل از ازدواج دایم نخواهد داشت و تمام شئونات وی را دارا خواهد بود.
در ازدواج موقت، پدر موظف است از کودک خود مراقبت نماید کما اینکه در ازدواج دایم هم وظیفه نگهداری و نفقه کودک بر عهده پدر است.

در ماده ۱۱۵۸ قانون مدنی می خوانیم: «طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است، مشروط بر اینکه از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از شش ماه و بیشتر از ده ماه نگذشته باشد.» همچنین وی از پدر و مادر خود ارث خواهد برد نفقه وی نیز بر پدر واجب است.

شاید بگویید، ازدواج موقت ممکن است یک روزه باشد و اتفاقا زوجه در اثر مباشرت با شوهر بچه دار شود، در این صورت که این دو فرد بعد از ۲۴ ساعت به همدیگر نامحرم خواهند شد، تکلیف کودک چه خواهد شد؟ در جواب پرسش مقدر باید عرض کنم که این احتمال وجود دارد و اگر چنین اتفاقی روی داد باید در مرحله اول والدین کودک بنا به حکم اخلاق ازدواج دایم کنند یا حداقل مدت ازدواج موقت شان را چند سال تمدید نمایند تا کودک از نعمت  هر دو پدر و مادر بهره مند گردد. اگر چنین کاری را انجام ندهند، نگهداری و نفقه کودک بر عهده پدر است و پدر موظف است از کودک خود مراقبت نماید. کما اینکه در ازدواج دایم هم وظیفه نگهداری و نفقه کودک بر عهده پدر است.
بر اساس ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی حضانت و نگهداری از فرزندان حق و تکلیف والدین معرفی شده و از آنجایی که پدر سرپرست خانواده محسوب می‌شود، هزینه‌های نگهداری از فرزندان نیز برعهده وی گذارده شده است.

این نکات را فراموش نکنید
۱- ازدواج موقت باید ثبت رسمی شود و الا اگر شرعا هم عقد به طور صحیح جاری شود اثبات نسب فرزند به پدر مشکل خواهد شد و چه بسا مرد زیر بار نرود و مشکلات حیثیتی و حقوقی فراوان برای خانم ایجاد نماید. چرا که در قانون مدنی اثبات هر دعوایی منوط به پنج دلیل است که در ماده ۱۲۵۸ چنین بیان شده است«دلایل اثبات دعوا از قرار ذیل است: ۱- اقرار ۲- اسناد کتبی ۳- شهادت ۴- امارات ۵- قسم» البته در ماده ۲۱ قانون جدید حمایت  از خانواده این مسئله الزام آور بوده و چنین  آمده است: «نظام حقوقی جمهوری اسلامی ‌ایران در جهت محوریت و استواری روابط خانوادگی، نکاح دائم را که مبنای تشکیل خانواده است، مورد حمایت قرار می‌دهد. نکاح موقت نیز تابع موازین شرعی و مقررات قانون مدنی است و ثبت آن در موارد زیر الزامی‌است: ۱- باردار شدن ۲- توافق زوجین ۳ – شرط ضمن عقد

۲- با توجه به اینکه در ازدواج موقت پدر و مادر معمولا جدا زندگی می کنند و در واقع زندگی شان زیر دو سقف است، قهرا فرزند باید یکی از والدین را انتخاب نماید در این صورت باید با کودک طوری رفتار شود که جای خالی والد جدا خیلی احساس نشود و مرتب با وی در ارتباط باشند و حتی اگر امکانش باشد زوجین همچنان در قید زوجیت بمانند تا مشکل محرمیت نداشته باشند.

۳- به کرامت کودک باید احترام گذاشته شود و از اینکه وی از ازدواج موقت به دنیا آمده است تحقیر نشود بلکه طوری به وی القا شود که وی با بقیه کودکان هیچ تفاوتی ندارد.

۴- پدر کودک نباید از دادن نفقه خودداری نماید و باید رفاه بچه را در نظر بگیرد تا حداقل موجب آزار مالی کودک نگردد و فرزند امنیت مالی داشته باشد.

در پایان خاطر نشان می شوم خانمهایی که بنا به هر دلیلی ازدواج موقت می نمایند باید نسبت به موضوع احتمال بچه دار شدن بی توجه نباشند و در این زمینه حتما شرایط را در نظر بگیرند و الزامات لازم را در حین عقد اجرا نمایند.

ادامه مطلب / دانلود

صفحه 2 از 4 قبلی 123 بعدی ...»