تیشرت bnw

مطالب دسته بندی : زناشویی

عشق واقعی یک مرد به همسرش + عكس

اين مرد كه سليم رخروخ نام دارد در سال 1375 با اين زن ازدواج كرده و حاصل زندگي مشتركشان يك فرزند است. همسر اين مرد به دليل مرگ والدينش به فاصله 20 روز از يكديگر به بيماري فلج دچار شد و از آن روز تاكنون قادر به حركت و تكلم نيست.

عشق واقعی یک مرد به همسرش + عكس

 اين مرد كه سرايدار يك مدرسه بوده و در يك اتاق با همسر و فرزند خود زندگي خوبي را سپري مي‌كرده اينك هر روز صبحانه را براي همسر خود مهيا مي‌كند و وقتي براي كار بيرون مي‌رود خود را موظف مي‌داند كه مرخضي گرفته و به خانه بازگردد تا خانه را تميز و ناهار را براي همسر خود آماده كند. او نه تنها غذا را براي خود و همسر و فرزندش آماده مي‌كند بلكه غذا را در دهان همسر بيمار خود مي‌گذارد چرا كه او قادر به غذا خوردن نيست.

عشق واقعی یک مرد به همسرش + عكس

 سليم علاوه بر اين كارها، داروي همسرش را نيز بايد سر وقت بدهد. او روزي دوبار به خاطر غذا و دارو دادن به همسرش مرخصي مي‌گيرد و دوباره به كارش باز مي‌گردد. اين مرد مي‌گويد شبها به طور ميانگين سه الي چهار بار بيدار مي‌شود تا همسرش  كه قادر به غلت‌زدن نيست  را اين پهلو و آن پهلو كند تا زخم بستر نگيرد.

او مي‌گويد: در اين سالها بارها متوجه شدم كه همسرم درحال درد كشيدن است اما به خاطر اينكه خواب هستم و براي رعايت حالم، مرا بيدار نكرده است.

ادامه مطلب / دانلود

۱۰ گام تا همیشه عاشق ماندن

بعضی عادات و بعضی کارها هستند که حتی بعد از ده ها سال باعث می شوند عشق بین یک زوج زنده بماند. این عادات آنقدر ساده هستند که شاید اصلاً متوجه آنها نشده باشید، ولی بدانید که قطعاً معجزه می کنند.
۱٫ با هم خندیدن

شادترین زوج های دنیا لزوماً زوج هایی نیستند که مشکلات کمتر دارند، بلکه کسانی هستند که می دانند چطور در این شرایط نیز بخندند. ناتالی واهل از لاس وگاس می گوید: «ما ۱۰ سال است که ازدواج کرده ایم و اکثر اوقات من مریض بودم. ولی در کل این ۱۰ سال خیلی خوشبخت بودیم و همیشه در کنار هم بودیم. من فکر می کنم یکی از بزرگترین عوامل خوشبختی ما تعهد دوطرفه به آسایش و رفاه یکدیگر بود. یکی عامل دیگر شوخ طبعی و خنده بود.»
۲٫ ارتباط همیشگی با روش های مهربانانه

وقتی بهم می رسید یکدیگر را با مهربانی در آغوش بگیرید. وقتی بیرون می روید دست در دست هم قدم بزنید. وقتی به هم محبت می کنید، رابطه شما از استرس دور می شود. حداقل روزی ۱۵ دقیقه فقط با هم حرف بزنید و پیوندتان را قویتر کنید.
۳٫ مسافرت و امتحان کردن چیزهای جدید

زوج های عاشق قدر تغییرات گهگاه را می دانند، زیرا این تغییرات رابطه آنها را تازه و مهیج نگه می دارد. با هم مسافرت بروید و چیزهای تازه، سرگرم کننده و هیجان انگیز را امتحان کنید. حداقل یکی دوبار در سال چنین چیزی را تجربه کنید. مسافرت یکی از بهترین فعالیت ها برای تجدید رابطه است. همین که به مکان جدیدی بروید و از خانه و مسئولیت ها و روتین روزانه دور شوید برای هر دوی شما خوب است و رابطه شما را دوباره گرم و پرشور می کند.
۴٫ ارتباط مؤثر و اعتراف به اشتباهات

زوج های عاشق مسئولیت حرف ها و واکنش های خود را به عهده می گیرند. زوج ها اغلب می خواهند ثابت کنند که مقصر اصلی دعوا های آنها طرف مقابل است. متأسفانه این رفتار هیچ پیامد مثبتی برای رابطه یک زوج ندارد. یکی از مهمترین جنبه های مسئولیت پذیری این است که با هم ارتباطی واقعی و سازنده برقرار می کنید. مهارت های ارتباطی خوب برای رابطه یک زوج بسیار حیاتی هستند. وجه تشابه افرادی که از هم طلاق می گیرند همین است، آنها دیگر با هم ارتباط برقرار نمی کنند.

۵٫ بخشیدن همدیگر و فراموش کردن ناراحتی های کوچک در زندگی

زوج هایی که عاشق یکدیگرند، تولرانس بخشیدن را دارند و این مهارت را فعال نگه می دارند. بعضی افراد هستند که حتی کوچکترین خطاها را نمی بخشند. این مسائل می مانند و مانند یک دندان درد باعث می شوند که فرد مقابل کم کم عشقش را فراموش کند. بودن در یک رابطه نزدیک بدان معناست که شما بالاخره یک روز همسرتان را ناراحت می کنید، زیرا همه ما انسان هستیم، ولی بخشش یک مهارت است و باید برای آن تمرین کنیم تا رابطه ما از هم نپاشد.
۶٫ حفظ عناصر رمانتیک خارج از اتاق خواب

همسرانی که عاشق هم هستند به نیازها، علایق و خواسته های یکدیگر توجه می کنند و چیزهای جدید را امتحان می کنند. با انجام کارهای کوچک و رمانتیک و حرکات عاشقانه دوباره رابطه خود را به گرمی اولیه تبدیل کنید. همین چیزهای کوچک است که عشق را پرحرارت نگه می دارد و اگر آنها را فراموش کنید با گذشت زمان عشقتان رنگ می بازد.
۷٫ به یکدیگر فرصت بدهید که هر کس برای خودش زمانی را به تنهایی سپری کند

عاشق بودن بدان معنا نیست که باید دائماً با شریک خود در ارتباط باشید… گاهی کمی دوری و جدایی از هم می تواند باعث بیشتر به هم نزدیک شوید. اینکه همیشه پیش هم باشید عالی است و حس خوبی دارد. ولی وقتی مدتی از هم دور بمانید، رسیدن به هم می تواند بسیار شیرین و رمانتیک باشد.

8. هر دوی شما از لحاظ جسمی سلامت باشید و ورزش کنید

وقتی زوج ها با هم ورزش می کنند، از هم حمایت می کنند و با هم زمان سپری می کنند و بدن آنها اندورفین ترشح می کند، این باعث می شود که هر دو در کنار هم احساس خوبی داشته باشند. همچنین وقتی با هم ورزش می کنید، به هم انگیزه می دهید و این به ادامه فعالیت های ورزشی و ادامه رابطه شما کمک می کند.
۹٫ قدردانی و محبت خود را دائماً به هم نشان دهید

محبت و تحسین یکی از بزرگترین عواملی است که باعث می شود یک زوج بعد از سال ها همچنان عاشق هم باشند. نشان دادن قدردانی واقعی از خصلت ها و رفتارهای شریک زندگی تان و پذیرفتن و درک نقش شما در این خصلت ها باعث می شود که رابطه شما پر از عشق بماند.
۱۰٫ حرارت و اشتیاق خود را در روابط جنسی بالا نگه دارید

زوج هایی که عاشق هم هستند می دانند چطور رابطه خود را در اتاق خواب نیز پرشور نگه دارند. سعی کنید حیات جنسی خود را نیز فعال نگه دارید. با هم برای این کار برنامه ریزی کنید و درباره آن حرف بزنید. بر اختلاف نظرها غلبه کنید و حیات جنسی تان را به همان روزهای اول برگردانید. واکنش های مغزی ناشی از فعالیت جنسی، برای محکم کردن پیوندتان، نقشی اساسی و حیاتی دارند.

ادامه مطلب / دانلود

قبل از بهم زدن نامزدی‌تان بخوانید!

احساس می‌کنید به آخر خط رسیده‌اید؛ دیگر نمی‌خواهید ادامه دهید چون اساسا آینده ای برای این رابطه نمی بینید. اما کمی دست نگه دارید! نمی‌خواهیم شمارا از تصمیمتان منصرف کنیم فقط می‌خواهیم کمی با هم مواردی را که شاید در ذهنتان مرور نکرده‌اید، مرور کنیم.

شکی نیست که جدایی در دوران نامزدی بسیار بهتر از جدایی در دوران عقد، و جدایی در دوران عقد بسیار کم ضررتر از جدایی بعد از ازدواج است.

با این حال همین تصمیم در دوران نامزدی هم تبعاتی دارد که باید مراقب آنها باشید و آنها را در تصمیم تان لحاظ کنید.

روی کاغذ بیاورید

سعی کنید افکار و ‌نظرهایی که دارید، بنویسید و آنها را با نامزدتان در میان بگذارید. تمام نارضایتی ها، خواسته ها و ناراحتی هایتان را بنویسید. در بسیاری موارد حرف‌هایی وجود دارد که نمی‌توانید آنها را به زبان بیاورید اما اگر فضایی آرام برای خودتان ایجاد کنید و به خودتان زمان بدهید، می‌توانید آن حرف‌ها را روی کاغذ و در مرحله بعد به زبان بیاورید.

این کار حتی می‌تواند باعث شود همسرتان برای اولین بار هم که شده به حرف‌های شما گوش دهد چرا که نوشتن به نوعی خارج شدن از محدوده شخصی است و شما رازهای این محدوده شخصی را با طرف مقابلتان در میان می‌گذارید. در خلوت و تنهایی و فکر کردن می‌توانید دلیل واقعی عصبانیت‌ها و برخی رفتارهایتان را بیابید.

هزینه‌هایش را بسنجید

با خودتان فکر کنید هزینه‌های زوج‌درمانی و مشاوره را پرداختن و به حل مشکل فکر کردن بهتر است یا مهر طلاق را در شناسنامه کوبیدن و پله‌های دادگاه‌ها را بالا و پایین رفتن کدام یک برایتان کم هزینه تر در می آید؟

شاید هنوز این راه را که انتهایش بن‌بست نیست، امتحان نکرده باشید. البته یک نکته را هم باید در نظر داشته باشید. زمان تان را هدر ندهید.

عمر و جوانی شما چیزی است که نباید با دست دست کردن یا بی گدار به آب زدن حرامش کنید.

تا زمانی که نتوانید صادقانه و بی‌طرفانه به این شرایط نگاه کنید، نمی‌توانید موقعیت نادرست را ترک و به موقعیت درست دست پیدا کنید، نمی‌توانید همراه بهتری برای زندگی‌تان پیدا کنید و حتی نمی‌توانید یک رابطه قوی و ماندگار با اطرافیانتان داشته باشید و حتی در ازدواج های بعدی هم دچار مشکل خواهیدشد

مجرب و دلسوز و قاطعیت تصمیم بگیرید. با صداقت باشید اگر سوال‌های درستی در ذهنتان درباره‌ تصمیمی که گرفته‌اید، نداشته و همه ابعاد آن را نسنجیده باشید و برای سوال‌هایتان و خودتان جواب قانع‌کننده نداشته باشید، به جای اینکه از طلاق راهی برای رهایی بسازید، قلعه‌ای برای اسارت می‌سازید بنابراین لازم است از خودتان بپرسید:

چرا در این موقعیت قرار گرفته‌ام؟

چرا تصمیم به ازدواج با این فرد گرفتم؟ چه کارهایی انجام دادم که باعث وخامت اوضاع و عصبانیت و درگیری شد؟ سهم هر کدام از ما در این اختلاف ها چقدر است؟ چه بخشی از اختلاف ها به تفاوت های شخصیتی ما برمی گردد؟ چه بخشی به دخالت اطرافیان و چه بخشی مربوط به اشتباهات و بی تجربگی هایمان است؟ تا زمانی که نتوانید صادقانه و بی‌طرفانه به این شرایط نگاه کنید، نمی‌توانید موقعیت نادرست را ترک و به موقعیت درست دست پیدا کنید، نمی‌توانید همراه بهتری برای زندگی‌تان پیدا کنید و حتی نمی‌توانید یک رابطه قوی و ماندگار با اطرافیانتان داشته باشید و حتی در ازدواج های بعدی هم دچار مشکل خواهیدشد.

بیشتر ازدواج‌ها سیاه و سفید نیستند و اغلب خاکستری‌اند و این یعنی می‌توانید آن را به سمت سیاه و سفید ببرید در حالی که بیشتر افراد وقتی اتفاقی میانشان می‌افتد، به جای درست کردن اوضاع، به سمت تخریب کامل پیش می‌روند.

مشورت کنید

قبل از مشورت با اطرافیان، تصمیمی نگیرید. خیلی از اطرافیان شما هستند که در دوران نامزدی مشکلاتی شبیه شما داشته اند اما بعدها این مشکل را حل کرده اند. از آنها بپرسید چطور با مشکلاتشان کنار آمده اند و چگونه توانسته اند رابطه و نامزدی شان را مدیریت کنند.

مشورت با بزرگترها می تواند راهگشا باشد اما دقت کنید که تصمیم گیرنده نهایی شما هستید. با اقتدار اما نه لجبازی تصمیم بگیرید. اگر به اندازه کافی مطمئن هستید، راه های بالا را رفته اید و هنوز فکر می کنید ازدواج شما با این شخص سرانجامی نخواهد داشت، با احترام به والدین تان بگویید تصمیم تان قطعی است و می خواهید آینده خوبی برای خود بسازید.

عواقبش را بشناسید

بدانید تصمیمی که گرفته اید تبعاتی دارد. خیلی ها از نامزدی شما با خبر هستند و همین می تواند باعث شود تا مدت ها حرف جدایی شما بین دیگران زده شود. با این مساله کنار بیایید و سعی کنید به چیزی جز آینده درخشان تان و ساختن زندگی بهتر و رشد دادن خودتان فکر نکنید.
به جای متمرکز شدن روی گذشته، به آینده نگاه کنید و بدانید این تصمیم را برای داشتن آینده بهتر گرفته اید. پس با درگیر شدن در حرف و حدیث های دیگران وقت و انرژی خود را هدر ندهید.

در مقابل سوال و جواب دیگران خیلی محترمانه و سربسته بگویید که این ازدواج نمی توانست سرانجامی داشته باشد و ترجیح داده اید جلوی ضرر را از همین جا بگیرید.

به دوستان و آشنایان کنجکاو بگویید نامزدی به معنی ازدواج نیست و دوره ای است برای شناخت بهتر. بنابراین تصمیمی که گرفته اید بر اساس منطق بوده است

 

ادامه مطلب / دانلود

پنج راه برای شناختن کامل نامزدتان

۱ – فرآیند زندگی فرد را مرور کنید
بسیار مهم است که در جلسات خواستگاری تنها به آخرین اخبار زندگی فرد مقابل بسنده نکنید. در مواردی فردی که شما را پسندیده است، ممکن است تحت تأثیر هیجانات و احساسات عاشقانه و دوست داشتن، تغییراتی در خود احساس کند که با دیدگاه شما همسو است، اما این یک امر پایدار نیست. بنابراین شما باید از ویژگی های ثابت شخصیت فرد آگاهی پیدا کنید که بخشی از آن در گفت و گوهای دو نفره مشخص می شود و بخشی در تحقیقاتی که باید انجام دهید. از فرد بخواهید خودش را توصیف کند. از زبان خودش ویژگی هایش را بشنوید و در تحقیقات بعدی در پی این باشید که صحت ادعای او را کشف کنید. دکتر «محسن ایمانی» در کتاب «شیوه های شناخت و گزینش همسر» برای تناسب میان ادعا و عمل طرفین به جوانان توصیه می کند که این امر را جدی بگیرند و به آن توجه کنند؛ برای مثال از کسی که خود را فردی هنرمند یا نویسنده، شاعر یا خوشنویس و … معرفی می کند بخواهید نمونه اثرش را به شما نشان دهد.

۲ – از فن سؤال معکوس، هوشمندانه استفاده کنید
دکتر ایمانی در تبیین شیوه های گزینش همسر این شیوه را با مثال زیر مطرح می کند؛ اگر شما فردی اجتماعی هستید و دوست دارید همسرتان نیز اجتماعی باشد، بهتر است سؤال خود را این گونه مطرح کنید: “اگر همسر شما اجتماعی نباشد، خیلی ناراحت می شوید یا برایتان مهم است؟” و در این شرایط پاسخ فرد احتمالا به واقعیت نزدیک است.

۳ – دوستان فرد، منبع اطلاعاتی ارزشمندی هستند
فراموش نکنید از او بخواهید دوستانش را به شما معرفی کند. هر کسی با افرادی دوستی می کند که به آن ها شبیه است و از سوی دیگر دوستان تأثیر زیادی بر شخصیت فرد می گذارند؛ بر این اساس شناخت دوستان طرف مقابل، اطلاعات خوبی در اختیار شمامی گذارد.

۴ – ویژگی های شخصیتی را ارزیابی کنید
روحیات طرف مقابل را هم مستقیما از خود او بپرسید و هم در اطلاعاتی که از او به دست می آورید واکاوی کنید.
برخی ویژگی ها برای تشکیل زندگی مشترک اهمیت زیادی دارد در حالی که برخی دیگر تنها به این بستگی دارد که خود شما چه روحیه ای دارید. به عنوان مثال: ازدواج با کسی که اهل گذشت نیست در زندگی مشترک می تواند خیلی مشکل ساز باشد، اما این که کسی معتقد باشد که در مهمانی نباید چند نوع غذا پخت، آسیبی به اصل زندگی مشترک نمی زند!

۵ – به قضاوت چشم هایتان اعتماد نکنید
امکاناتی را که در جلسه خواستگاری به چشمتان می آید چه از طرف دختر و چه از طرف پسر مبنای تصمیم گیری و قضاوت قرار ندهید. مثلا این که داماد با دسته گل یا خودرویی گران قیمت به خواستگاری آمد و یا همراهان او از لباس های بسیار شیکی برخوردار بودند، اگر چه در صورت واقعی بودن معرف ویژگی های اقتصادی طرف مقابل است، اما دلیل نمی شود که شما دست از بررسی بردارید، کم نبوده اند کسانی که با آراستگی های ظاهری در جلسات خواستگاری خانواده های بسیاری را فریفته اند. در شماره های بعد به موضوع «تحقیقات» بیشتر می پردازیم.

ادامه مطلب / دانلود

درستی ها و نادرستی های ازدواج با همکار

وقتی زن و مرد با هم همکار باشند یعنی شبانه روز در کنار هم هستند و گاهی همین حضور شبانه روزی زن و مرد در کنار هم و عدم دوری باعث سردی و یکنواختی روابطشان می شود.

محیط های کاری یکی از روش های آشنایی افراد با یکدیگر محسوب می شود و بسیار اتفاق می افتد که افراد پس از آشنایی با یکدیگر در این محیط تصمیم بر خواستگاری از یکدیگر و ازدواج با هم می گیرند. این امر علاوه بر مزایای بسیاری که دارد، معایبی را هم به دنبال می آورد که بهتر است قبل از هر تصمیمی تمام جوانب آن سنجیده شود.
درستی های ازدواج با یک همکار

  • وقتی همکار فرد، خواستگارش می شود بدین معناست که این دو نفر ماهها و یا حتی سالها در کنار هم بوده اند و با هم آشنا هستند. همین آشنایی باعث شناخت بهتر و کاملتر فرد از همکارش شده و شرایطی را حاصل می کند تا طرفین به سمت ازدواجی آگاهانه حرکت نموده و در تشکیل زندگی مشترکشان موفقتر از دیگران باشند.
  • وقتی زن و مرد هر دو در یک شغل مشغول به کار باشند بسیار بهتر از دیگران می توانند فرد مقابل را درک کنند زیرا با مشکلات و معضلات شغلشان آشنایی کامل دارند. مثلاً وقتی یک خانم پرستار با یک آقای پزشک ازدواج می کند؛ هر دوشان نسبت به شغل فرد مقابل شناخت و آگاهی کامل داشته و می دانند که شغل نامزدشان دارای محدودیت ها و مشکلاتی است که آنها به عنوان یک همسر باید این معضلات و محدودیت ها را درک کنند و فرد مقابل را در تحمل این سختی ها یاری رسانند. در حالی که اگر همین خانم پرستار با آقایی که کارمند است یا شغل آزاد دارد ازدواج کند در بسیاری از امور چون مواقع ضروری و شیفت های شبانه، ساعات کاری زیاد،‌خستگی فراوان، حساسیت های روحی و … نمی تواند همسر خود را درک کند و همین امور باعث ایجاد تنش هایی در زندگی زناشویی شان می شود.
  • حضور همسر در محیط کار باعث افزایش اعتماد به نفس فرد می شود. به بیان دیگر وقتی فرد حس می کند که همسرش در کنار اوست و در مواقع نیاز می تواند به وی تکیه کند اعتماد به نفسش بالا رفته و روحیه اش بهتر می شود.
  • افزایش اعتماد به نفس و داشتن روحیه بالا، باعث افزایش انرژی و در نتیجه کارایی افراد می شود.

نادرستی های ازدواج با یک همکار

  • بسیاری گمان می کنند که چون چند سال است با خواستگارشان همکارند پس او را کامل می شناسند به همین دلیل به اموری چون صحبتهای جدی و منطقی و تحقیق اهمیت نداده و از انجام آنها خودداری می کنند. در حالیکه تحقیقات محلی یکی از اصول شناخت کاملتر فرد محسوب می شود. برخی از خصلت های فردی تنها در خانواده و محله بروز می یابند.
  • گاهی اتفاق می افتد که خواستگار همکار جز رده روسا و مدیران محسوب می شود. همین امر محدودیت ها و معذوریت های فراوانی برای فرد مقابل به همراه می آورد. مثلاً اگر خانم قصد ازدواج با مدیر خود را نداشته باشد و پاسخش به خواستگاری وی منفی باشد احتمالا آینده شغلی اش تا حدودی به خطر می افتد. وجود این قبیل مشکلات بسیاری را از دادن پاسخ منفی می ترساند یا وادار به دادن جواب مثبت و در نتیجه تشکیل زندگی ناموفق می کند.
  • پاسخ منفی به خواستگاری که جز همکاران معمولی نیز می باشد خالی از مشکل نبوده و یقیناً بر روابط کاری طرفین و نحوه برخورد آنها با یکدیگر تاثیر گذار است.
  • ازدواج دو همکار باعث ایجاد برخی ملاحظات و محدودیت ها در میان خودشان می شود که تا پیش از ازدواج اصلاً برایشان مهم نبوده و به آنها توجه نمی کردند. مثلاً وقتی خانمی ببیند شوهرش با یک همکار خانم دیگری گرم صحبت و یا خنده است از خود واکنش نشان می دهد حال آنکه قبل از ازدواج چنین حساسیتی نداشته است.
  • وقتی زن و مرد با هم همکار باشند یعنی شبانه روز در کنار هم هستند و گاهی همین حضور شبانه روزی زن و مرد در کنار هم و عدم دوری باعث سردی و یکنواختی روابطشان می شود. یادمان باشد که دوری متعارف، دلتنگی و در نتیجه عشق و علاقه می آورد.

معمولاً برای این زوج ها فاصله قرار دادن میان کار و زندگی سخت و گاه غیرممکن است. به همین دلیل آنها مشکلات کاری را وارد زندگی مشترک و مشکلات و دعواهای زناشویی شان را وارد محیط کار می کنند

وقتی زن و مرد با هم همکار باشند یعنی شبانه روز در کنار هم هستند و گاهی همین حضور شبانه روزی زن و مرد در کنار هم و عدم دوری باعث سردی و یکنواختی روابطشان می شود.

محیط های کاری یکی از روش های آشنایی افراد با یکدیگر محسوب می شود و بسیار اتفاق می افتد که افراد پس از آشنایی با یکدیگر در این محیط تصمیم بر خواستگاری از یکدیگر و ازدواج با هم می گیرند. این امر علاوه بر مزایای بسیاری که دارد، معایبی را هم به دنبال می آورد که بهتر است قبل از هر تصمیمی تمام جوانب آن سنجیده شود.
درستی های ازدواج با یک همکار

  • وقتی همکار فرد، خواستگارش می شود بدین معناست که این دو نفر ماهها و یا حتی سالها در کنار هم بوده اند و با هم آشنا هستند. همین آشنایی باعث شناخت بهتر و کاملتر فرد از همکارش شده و شرایطی را حاصل می کند تا طرفین به سمت ازدواجی آگاهانه حرکت نموده و در تشکیل زندگی مشترکشان موفقتر از دیگران باشند.
  • وقتی زن و مرد هر دو در یک شغل مشغول به کار باشند بسیار بهتر از دیگران می توانند فرد مقابل را درک کنند زیرا با مشکلات و معضلات شغلشان آشنایی کامل دارند. مثلاً وقتی یک خانم پرستار با یک آقای پزشک ازدواج می کند؛ هر دوشان نسبت به شغل فرد مقابل شناخت و آگاهی کامل داشته و می دانند که شغل نامزدشان دارای محدودیت ها و مشکلاتی است که آنها به عنوان یک همسر باید این معضلات و محدودیت ها را درک کنند و فرد مقابل را در تحمل این سختی ها یاری رسانند. در حالی که اگر همین خانم پرستار با آقایی که کارمند است یا شغل آزاد دارد ازدواج کند در بسیاری از امور چون مواقع ضروری و شیفت های شبانه، ساعات کاری زیاد،‌خستگی فراوان، حساسیت های روحی و … نمی تواند همسر خود را درک کند و همین امور باعث ایجاد تنش هایی در زندگی زناشویی شان می شود.
  • حضور همسر در محیط کار باعث افزایش اعتماد به نفس فرد می شود. به بیان دیگر وقتی فرد حس می کند که همسرش در کنار اوست و در مواقع نیاز می تواند به وی تکیه کند اعتماد به نفسش بالا رفته و روحیه اش بهتر می شود.
  • افزایش اعتماد به نفس و داشتن روحیه بالا، باعث افزایش انرژی و در نتیجه کارایی افراد می شود.

نادرستی های ازدواج با یک همکار

  • بسیاری گمان می کنند که چون چند سال است با خواستگارشان همکارند پس او را کامل می شناسند به همین دلیل به اموری چون صحبتهای جدی و منطقی و تحقیق اهمیت نداده و از انجام آنها خودداری می کنند. در حالیکه تحقیقات محلی یکی از اصول شناخت کاملتر فرد محسوب می شود. برخی از خصلت های فردی تنها در خانواده و محله بروز می یابند.
  • گاهی اتفاق می افتد که خواستگار همکار جز رده روسا و مدیران محسوب می شود. همین امر محدودیت ها و معذوریت های فراوانی برای فرد مقابل به همراه می آورد. مثلاً اگر خانم قصد ازدواج با مدیر خود را نداشته باشد و پاسخش به خواستگاری وی منفی باشد احتمالا آینده شغلی اش تا حدودی به خطر می افتد. وجود این قبیل مشکلات بسیاری را از دادن پاسخ منفی می ترساند یا وادار به دادن جواب مثبت و در نتیجه تشکیل زندگی ناموفق می کند.
  • پاسخ منفی به خواستگاری که جز همکاران معمولی نیز می باشد خالی از مشکل نبوده و یقیناً بر روابط کاری طرفین و نحوه برخورد آنها با یکدیگر تاثیر گذار است.
  • ازدواج دو همکار باعث ایجاد برخی ملاحظات و محدودیت ها در میان خودشان می شود که تا پیش از ازدواج اصلاً برایشان مهم نبوده و به آنها توجه نمی کردند. مثلاً وقتی خانمی ببیند شوهرش با یک همکار خانم دیگری گرم صحبت و یا خنده است از خود واکنش نشان می دهد حال آنکه قبل از ازدواج چنین حساسیتی نداشته است.
  • وقتی زن و مرد با هم همکار باشند یعنی شبانه روز در کنار هم هستند و گاهی همین حضور شبانه روزی زن و مرد در کنار هم و عدم دوری باعث سردی و یکنواختی روابطشان می شود. یادمان باشد که دوری متعارف، دلتنگی و در نتیجه عشق و علاقه می آورد.

معمولاً برای این زوج ها فاصله قرار دادن میان کار و زندگی سخت و گاه غیرممکن است. به همین دلیل آنها مشکلات کاری را وارد زندگی مشترک و مشکلات و دعواهای زناشویی شان را وارد محیط کار می کنند

ادامه مطلب / دانلود

 

گیاهی برای بهبود دردهای قاعدگی

دیسمنوره به معنی مشکلات و دردهای دوره قاعدگی است که شیوع بالایی در میان خانم های جوان دارد. دیسمنوره معمولا در روز اول خونریزی شروع می شود و تا روز سوم ادامه داشته و با قطع خونریزی خاتمه می یابد.

بیماران ممکن است همراه با آن علایم دیگری مثل تهوع، استفراغ، اسهال، سردرد، گیجی و نفخ را نیز تجربه کنند.

دیسمنوره اگر به صورت اولیه و بدون علت مشخص باشد، معمولاخطر خاصی به همراه ندارد اما زندگی روزمره و فعالیت های فرد را با اختلالاتی همراه می سازد. متخصصان برای بهبود و تسکین این علایم، استفاده از برخی داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی (NSAIDs) از جمله مفنامیک اسید و ایبوپروفن را توصیه می نمایند.

مطالعات انجام شده در دانشکده علوم پزشکی شهید بهشتی نشان می دهد که گیاه زنجبیل در بهبود دردهای قاعدگی موثر بوده و اثری مشابه داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی رایج (مفنامیک اسید و ایبوپروفن) دارا می باشد.

برای انجام این تحقیق ۱۵۰ فرد مبتلا به دردهای دوران قاعدگی مورد بررسی قرار گرفتند و اثر بخشی زنجبیل با دو داروی ذکر شده مقایسه گردید.

نتایج نشان داد که زنجبیل به اندازه مفنامیک اسید و ایبوپروفن در کاهش دردهای قاعدگی موثر است.

ادامه مطلب / دانلود

 نیاز اساسی مردان در روابط زناشویی

۱ – اعتماد
۲ – پذیرش ( باورد داشتن )
۳ – قدردانی
۴ – تحسین
۵ – تایید
۶ – تشویق

، تفاوت های بسیاری در بین زن و مرد وجود دارد و عدم شناخت و آگاهی نسبت به این تفاوت ها گاه باعث ایجاد مشکلات فروانی در روابط و زندگی زناشویی ایجاد می کند. و به همین دلیل در این مقاله به وجود نیازهای اساسی که یک مرد در روابط دارد و همسرش باید به آنان توجه ویژه داشته باشد.

 

1 – مرد به اعتماد نیاز دارد
هنگامی که زن به شوهرش به گونه ای بنگرد که او را باور دارد، مرد احساس می کند که همسرش او را باور دارد. از اعتماد داشتن به مرد چنین استنباط می شود که او تمام توان خود را به کار می گیرد و برای همسر خود نهایت تلاش خود را می کند. وقتی واکنش زن نشان دهنده باور مثبتی درباره توانایی های همسرش است، همین باور مثبت، نخستین نیاز اساسی عاشقانه مرد را برآورده می کند و خود مرد نیز توجه بیشتری به احساسات و نیازهای همسرش می نماید.

۲ – مرد به پذیرش نیازمند است
زمانی که زن صمیمانه شوهرش را بدون آن که بخواهد او را تغییر دهد، بپذیرد و باور داشته باشد، شوهرش احساس می کند که نیاز او به پذیرفته شدن از سوی همسرش برآورده شده است. مفهوم باور داشتن به این معنی است که زن ، شوهرش را به گونه ای صمیمانه بپذیرد و از او استقبال کند.این صحبت به این معنی نیست که زن فکر کند شوهرش از هر جهت کامل و بی نقص است، بلکه حاکی از آن است که زن تلاش نمی کند که همسرش را اصلاح نماید. او به شوهر اعتماد می کند که خودش در پی اصلاح و بهبود خویش باشد. وقتی مرد حس می کند که مورد قبول و پذیرش همرش وافع شده، بسیار راحت تر می تواند به سخنان همسرش گوش دهد و او را درک نماید و نیاز او را به گونه ای شایسته برآورده کند.

۳ – مرد به تقدیر و تشکر نیاز دارد
وقتی که زن نشان می دهد که از رفتار و تلاش همسرش، شخصا” سود برده است، مرد حس می کند که همسرش از او قدردانی می کند. تقدیر و سپاس گزاری، واکنش طبیعی شخصی است که مورد حمایت قرار می گیرد. هنگامی که مرد مورد تقدیر قرار می گیرد، احساس می کند که تلاش های او بی فایده نبوده است و به همین دلیل دلگرم می شود تا بیشتر تلاش کند. مرد در این زمان ، خود به خود نیرو می گیرد و انگیزه پیدا می کند تا با شریک زندگی خود بیشتر احترام بگذارد.

۴ – مرد به تحسین نیاز دارد
درست همان گونه که زن نیازمند عشق و محبت شوهرش است، مرد نیز به تحسین و ستایش همسرش نیاز دارد. برای تحسین و ستایش مرد، باید با خشنودی و خرسندی و رضایت به او نگریست. مرد زمانی احساس ستایش می کند که همسرش از ویژگی های منحصر به فرد یا استعدادهای او به وجد آید که از جمله آن ویژگی ها یا استعدادها می توان به شوخ طبعی ، مقاومت، صداقت، شرافت و مهربانی و دیگر فضایل اشاره کرد. و در نهایت این که وقتی مردی احساس کند که مورد ستایش و تحسین واقع شده، اطمینان خاطر پیدا می کند و خود را وقف همسرش می نماید.

۵ – مرد به تایید نیازمند است
هر مردی در اعماق وجود خویش دوست دارد که در نزد همسرش یک قهرمان باشد. نمره ای که مرد از آزمون های همسرش گرفته ، نمره تایید و قبولی است. موفقیت زن تایید کننده مهربانی و خوب بودن مرد بوده و هم چنین بیان کننده خشنودی و رضایت همسر مرد است. ( البته گاهی این موافقت ناشنه توافق با شوهرش نیست. ) نظر موافق زن، حاصل دلایل مثبت آن چه مرد انجام می دهد است. وقتی مرد موافقت همسرش را به دست می آورد، به راحتی می تواند به احساسات او احترام بگذارد.

۶ – مرد به تشویق نیاز دارد
زن باید با تشویق کردن همسرش این نیاز اساسی او را برآورده سازد. زن با اطمینان به توانایی ها و قابلیت های همسرش و تشویف او، احساساتی چون شجاعت و امیدواری را به وی منتقل می کند. وقتی زن به همسرش اعتماد می کند و او را باور دارد و مورد تحسین و قدردانی خویش قرار می دهد ، موجب دلگرمی شوهرش می شود و او می کوشد آن گونه که باید ، باشد. مرد زمانی که مورد تشویق و تحین قرار می گیرد، انگیزه پیدا می کند تا خود را عاشقانه وقف همسرش نمایید.

ادامه مطلب / دانلود

چگونه کسی که عاشقش بودید را فراموش کنید

همه یادگاری‌های رابطه قبلی را از دیدرس خود دور کنید. شاید خیلی جالب به نظر نرسد اما لازم و ضروری است.

عشق چیزی بسیار خاص است زیرا وقتی شکست می‌خورد قدرت آسیب زدن به ما را دارد. نباید این شکست را به خودتان بگیرید. هر روز روابط بسیاری با شکست مواجه می‌شوند و این به آن معنی نیست که دیگر عشقی وجود نخواهد داشت. دلیل آن هر چه که باشد، اینکه یاد بگیرید چطور کسی که خیلی دوست داشته‌اید را فراموش کنید کار بسیار سختی است و نیازمند گذشت زمان است. خوشبختانه، خیلی‌ها این کار را انجام داده‌ و با موفقیت روبه‌رو شده‌اند. ما روش آن را به شما آموزش می‌دهیم.

مراحل

 

بخش اول: تغییر دیدگاهتان

1 – بفهمید که هنوز ممکن است این فرد را دوست داشته باشید

اگر تصور می‌کنید نمی‌توانید فراموشش کنید، احتمالاً دلیلی دارد. شما اوقات فوق‌العاده‌ای را با هم گذرانده‌اید و بخش مهمی از قلبتان را به او داده‌اید. حالا که تصمیم گرفته‌اید فراموشش کنید، دیگر به آن فرد طوری که دوست دارید باشد نگاه نکنید و سعی کنید خودِ واقعی‌اش را ببینید.

_ اگر به شما دروغ می‌گوید یا فریبتان می‌دهد و یا احساسش نسبت به شما عوض شده است باید بفهمید که این رابطه اصلاً رابطه سالمی برای شما به حساب نمی‌آید. ممکن است برایتان سوءتفاهم شود یا عصبانی شوید. فراموش کردن این فرد ممکن است خیلی سخت باشد اما به این معنی نیست که نمی توانید فراموشش کرده و زندگی‌تان را پیش ببرید.

_ همچنین درک کنید که فراموش کردن به این معنی نیست که دیگر نمی‌توانید آن فرد را دوست داشته باشید. فقط به این معنی است که عشق شما به او تغییر کرده است. هنوز می‌توانید او را ببینید، بهترین آرزوها را برایش داشته باشید و دعا کنید که خوشبخت شود. فراموش کردن به این معنی نیست که باید به طور کل نادیده‌اش بگیرید؛ یعنی باید بیشتر به فکر خودتان باشید.

_ به خودتان باور داشته باشید. شما چیزهای زیادی دارید. عشق یعنی فهمیدن بیشتر درمورد خودتان از طریق دیگران. با تجربه عشق‌های بیشتر، اطلاعات بیشتری درمورد خودتان به دست می‌آورید. اگر خودتان، خودتان را باور نداشته باشید، عشق بعدی‌تان چطور می‌تواند باورتان کند؟

2 – درک کنید که آدم‌های دیگری هم هستند، فقط شما نمی‌بینید

احتمالاً خیلی زیاد این فرد را دوست داشته‌اید که شما را به نقطه‌ای رسانده است که هیچ کس دیگری را در دنیا به جز او نمی‌بینید. فراموش کردن سخت‌ترین قسمت کار است و ممکن است زمان زیادی طول بکشد اما زندگی کوتاه‌تر از آن است که بخواهید آن را هدر دهید.

_ همه ما دوست داریم در دنیای افسانه ای زندگی کنیم که در آن همه چیز دقیقاً طبق برنامه‌مان پیش می‌رود و هیچ سختی و مشکلی وجود ندارد، اما زندگی واقعی اینطور نیست. افراد زیادی هستد که قبل از این که با یک فرد خاص بمانند، در طول زندگی‌شان با آدم‌های زیادی رابطه عاشقانه برقرار می‌کنند.

_ سعی کنید خوش‌بین باشید. نیمه پر لیوان را ببینید. به جای اینکه فکر کنید، «من عشقم را از دست دادم»، فکر کنید «من الان مجردم!». به جای اینکه فکر کنید «کسی که خیلی وقت بود می‌شناختم را از دست دادم»، فکر کنید «حالا باید با آدمهای زیادی آشنا بشوم». خوش‌بین بودم کمکتان می‌کند زودتر فراموش کنید.

3 – بدانید که ممکن است شما بیشتر از مقداری که طرف‌مقابلتان دوستتان داشته، دوستش داشته‌اید

این مورد شاید سخت باشد زیرا به احتمال زیاد طرف مقابل نمی‌دانسته است که شما چقدر عاشقش بوده‌اید. اما اشکالی ندارد. این به آن معنی نیست که شما فردی دوست‌داشتنی، جذاب یا فریبنده نیستید. فقط به این معنی است که فرصت دیگری برایتان هست که کسی را پیدا کنید که درست همان اندازه که شما دوستش دارید، دوستتان بدارد.

_ اگر تصورتان این است که شما بیشتر از طرف مقابلتان او را دوست داشته‌اید، از این بعنوان یک انگیزه استفاده کنید. فکر کنید: ترجیح می‌دهید با کسی باشید که کمتر از آن مقداری که دوستش دارید، دوستتان دارد یا به همان اندازه؟

_ درگیر این ایده نشوید که «شاید کس بهتری را پیدا نکنم». نباید هیچوقت خودتان را اسیر کسی کنید که به دردتان نمی‌خورد. بیرون بروید، به استانداردهای خودتان باور داشته باشید و سعی کنید کسی که می‌خواهید را پیدا کنید.بهتر است مستقل و شاد باشید تا در رابطه با کسی که به فکرتان نیست.

4 – اگر احساستان را به کسی که عاشقش هستید گفته‌اید و هیچ جوابی دریافت نکرده‌اید، درک کنید که هیچ دلیلی برای ادامه آن وجود ندارد. فراموش کردن به نفعتان است.

_با یک فرد بی‌طرف که چنین موقعیتی داشته است حرف بزنید. یکی از دوستان یا اعضای خانواده‌تان. اگر مجبور شدید پیش مشاور هم بروید. درمیان گذاشتن فکر و احساستان با یک فرد بی‌طرف سبک‌ترتان می‌کند و کمک می‌کند زودتر فراموش کنید.

_ با درد به طرقی سازنده برخورد کنید. وانمود نکنید که غصه‌ای ندارید. راه‌های فرار خلاقانه‌ای پیدا کنید مثل هنر یا گفتگو تا دردتان را از طریق آن بیرون بریزید. سعی کنید بیشتر وقت‌ها به آن فکر نکنید زیرا فکر کردن مداوم به آن بدترش می‌کند.

5 – تصمیم بگیرید می‌خواهید همچنان دوست بمانید یا نه

به خودتان بستگی دارد. خیلی سخت است که دوستی یک عشق قدیمی را با استقلال تازه‌تان در کنار هم داشته باشید. بیشتر افراد تصور می‌کنند آسان‌تر است که یک دوستی دور با فردمقابل نگه دارید اما تصمیم با خودتان است.

بخش دوم : برگرداندن استقلال شخصی

1 – به مسافرت بروید. لازم نیست یک سفر رویایی باشد. مهم این است که فقط مناظر تازه ببینید و چیزی شما را مشغول نگه دارد. افراد زیادی باور دارند که تغییر محل موقتی باعث می‌شود ذهنتان را پاک کنید و به وضعیت عادی برگردید.

_ با محلی‌ها معاشرت کنید. اگر قرار است همیشه خودتان تنها باشید چه فایده‌ای دارد که به محلی جدید بروید؟ با محلی‌ها معاشرت کنید، به داستان‌هایشان گوش دهید و خوش بگذرانید.

_ زمان‌هایی را به تنهایی بگذرانید. سعی کنید از استقلال کنونی‌تان شاد شوید. اگر نتوانید به تنهایی شاد باشید، چطور فردی که قرار است بعدها به زندگی‌تان بیاید می‌تواند با شما شاد شود؟

2 – به دوستان و خانواده تکیه کنید. دوستان و خانواده‌تان در هر شرایطی در دسترس شما هستند – از آنها استفاده کنید! وقتی احساس ناراحتی می‌کنید، با اعضای خانواده وقت بیشتری را بگذرانید یا با دوستانتان قرار گذاشته و بیرون بروید. دوستان و خانواده‌تان درست به همان اندازه یک شریک عاشقانه دوستتان دارند اما به طریقی متفاوت.

_ برای اتفاقاتی که می‌افتد به نزدیک‌ترین دوستتان پناه ببرید. اگر آمادگی شنیدن نصیحت دارید، از دوستتان بخواهید این کار را بکند. بهترین دوست شما از دیدی شما را می‌بیند که خودتان نمی‌توانید و دیدگاهی واقعاً تازه به شما خواهد داد. دوست نزدیک شما هر کاری هم که نتواند بکند، فرصتی برای بیرون ریختن حرف‌های دلتان در اختیار شما قرار می‌دهد و باعث می‌شود فکر کنید ارزشمندید.

3 – همه یادگاری‌های رابطه قبلی را از دیدرس خود دور کنید. شاید خیلی جالب به نظر نرسد اما لازم و ضروری است. فراموش کردن یک عشق قبلی مستلزم این است که در آینده زندگی کنید نه گذشته. همه عکس‌ها، یادداشت‌ها، فیلم‌ها، هدیه‌ها و هر چیز دیگری که به او مربوط می‌شود را جمع کرده و در جایی دور از دسترس و دیدتان بگذارید. کار ناراحت‌کننده‌ای است اما روحیه‌تان را بهتر خواهد کرد.

_ به خاطر داشته باشید که برداشتن و دور کردن به معنی از بین بردن نیست. ممکن است دوست داشته باشید که همه یادگاری‌هایتان را نگه دارید، درست همانطور که ممکن است نخواهید آن فرد را به طور کل فراموش کنید. شاید دلتان بخواهد وقتی به کل رابطه را پشت سر گذاشتید، نگاهی به آن یادگاری‌ها بیندازید.

4 – همانطور که غصه می‌خورید، حتماً خودتان را خالی کنید. خیلی‌ها تصمیم می‌گیرند همه احساساتشان را جایی بنویسند. وقتی حوصله‌اش را داشتید، یک تکه کاغذ بردارید و افکارتان را روی آن یادداشت کنید. با این روش وقتی توانستید به خوبی رابطه را پشت سر بگذارید، با خواندن آن نوشته‌ها خواهید فهمید که چقدر قوی بوده‌اید که توانستید آن را فراموش کنید.

_ چه حسی دارید؟ پنج سال پیش اگر در چنین موقعیتی می‌بودید چه حسی داشتید؟ پنج سال دیگر در چنین شرایطی چه حسی خواهید داشت؟ به این فکر کنید که آن رابطه چه معنا و مفهومی برایتان داشته است.

_ فقط از طریق نوشتن نیست که می‌توانید خودتان را تخلیه کنید. نقاشی، طراحی، رقص، ساخت و ساز و دویدن راه‌های عالی دیگری برای آن هستند. هر چه که باشد، باید از ته قلبتان باشد و چیزی که از آن به دست آید، فوق‌العاده خواهد بود.

5 – از جسمتان خوب مراقبت کنید. به طور مرتب ورزش کنید. اگر آنقدر از بر هم خوردن عشقتان غصه می‌خورید که تصور می‌کنید به جسمتان آسیب می‌زند، حتماً با یک مشاور صحبت کنید.

6 – وقتی آماده بودید، دوباره در جستجوی عشق باشید. این فرایند ممکن است ماه‌ها طول بکشد یک حتی یک سال. اگر هنوز آماده نیستید، خودتان را مجبور نکنید؛ نه برای خودتان و نه آن فرد جدید منصفانه نیست. بدانید که آدم‌های زیاد دیگری هم هستند که اگر به آنها فرصت دهید، برایتان احترام و ارزش قائلند.

_ خیلی‌ها تصور می‌کنند که اگر وارد رابطه‌های سرسری شوند کمک می‌کند که زودتر فراموش کنند. اگر تصمیم به این کار گرفتید، حتماً این کار را به دلایل درست انجام دهید: اینکه مثلاً به دنبال محبت هستید، دیدن آدم‌های جدید برایتان جالب است و … دقت کنید که برای جلب حسادت فرد قبلی هیچوقت وارد چنین رابطه‌هایی نشوید چون ارزشش را ندارد.

_ از اشتباهاتتان درس بگیرید. وقتی دنبال فرد جدیدی هستید که عشقتان را با او سهیم شوید، با انجام اشتباهات قبلی یک دل‌شکستگی دیگر را رقم نزنید. اشتباهات و تقصیراتتان در رابطه قبلی را پیدا کرده و سهی کنید دیگر آنها را تکرار نکنید.

_ خودتان باشید. مهم نیست که با چه کسی آشنا شوید، فقط باید خودتان باشید. برای اینکه کسی دوستتان داشته باشد، باید خود واقعی‌تان را به او نشان دهید. آنها باید بپذیرند که اشتباهاتشان را بپذیرند، آنها را برای پارتنر جدیدشان عنوان کنند و بدانند که پارتنرشان هم آنها را قبول می‌کند.

نکات :

_ کسی که شما برایش فقط یک گزینه هستید را به اولویت زندگی‌تان تبدیل نکنید.

_ وقتتان را برای کسی که با شما وقت نمی‌گذراند تلف نکنید.

_ اگر احساس عصبانیت و افسردگی دارید، سعی نکنید انتقام بگیرید، فقط درمورد آن با یکی از دوستانتان حرف بزنید. هیچکس ارزش اینهمه ناراحتی و غصه شما را ندارد.

_ یادتان باشد که بالاخره فراموشش خواهید کرد اما باید از کارهایی که شما را یاد او می‌اندازد دست بکشید. زندگی بسیار کوتاه است و نباید خودتان را نگران این کنید. تا می‌توانید از آن استفاده کنید.

_ اشکالی ندارد که بعد از آن احساس ناراحتی و تنهایی کنید، فقط مطمئن شوید که نگذارید خیلی اذیتتان کند. گاهی‌اوقات احساس ناراحتی و گریه باعث می‌شود حالتان بهتر شود.

_ زمان بهترین دارو است.

_ به جای اینکه بخواهید فردی خاص دوباره وارد زندگی‌تان شود، عشق و خوشبختی بخواهید.

_ تلفنتان را عوض کنید تا مدام پیام‌های قبلی‌تان را چک نکنید.

_ فراموش کردن خیلی سخت است اما اصلاً دلیلی ندارد که بگذارید آسیب ببینید و یا با شما بدرفتاری شود. شما لایق بهترین‌ها هستید!

ادامه مطلب / دانلود

من و همسرم یک زندگی عاشقانه داریم زیرا :

1- برای همدیگر وقت صرف می کنیم

2- به همه می گویم که دوستش دارم

3- برای قدردانی از محبت هایش ، نامه ای عاشقانه برایش می نویسم .

4- در جمع از او تعریف می کنم

5- وقتی غمگین است سعی می کنم ناراحتی اش را بفهمم و او را درک کنم.

6- همیشه در اتفاقات خوب و مهم زندگی ، او را سهیم می کنم قبل از اینکه دیگران چیزی بدانند .

7- در همه مراحل زندگی با هم برنامه ریزی می کنیم .

8- همواره مراقبش هستم و به نیازهایش توجه خاصی نشان می دهم .

9- آرامش را در همه حال حفظ می کنم .

10- باورهایم را نسبت به او همواره حفظ می کنم .

11- پس از به پایان رسیدن روزهای پرتحرک ، شبها همه چیز را برایش تعریف می کنم .

12- اولین کسی هستم که تولدش را تبریک می گویم .

13- به کارهایی که برایم انجام می دهد توجه می کنم و قدردان محبت های او هستم .

14- ازدواجمان را از موهبت های الهی می دانم .

15- برای سلامتی اش صدقه می دهم .

16- در یک مکان یادداشتی محبت آمیز برایش پنهان می کنم و او را راهنمایی می کنم تا پیدایش کند .

17- در همه لحظات زندگی با گذشت رفتار می کنم .

18- سعی می کنم که همیشه سرزنده و شوخ طبع باشم .

19- کارهایی که نشان دهنده محبتم نسبت به اوست برایش انجام می دهم .

20- هرگاه از او خیلی عصبانی هستم ، به نکات مثبتش هم فکر می کنم .

21- اگر احساس کنم از وسایل شخصی اش چیزی کم دارد و خودش نمی خرد ، حتما برایش تهیه می کنم .

22- همه هدایایی را که به من داده است ، از صمیم قلب دوست دارم .

23- همیشه دل آرام یکدیگر هستیم .

ادامه مطلب / دانلود
بهترين سن ازدواج از ديدگاه روانشناسان مشخص شد!

روانشناسان مختلف دیدگاه های متفاوتی برای تعیین سن ازدواج دارند و بهترین سن برای ازدواج دخترها 23 تا 26 و برای پسرها 27 تا 29 سال است، در این بین برخی از روانشناسان بیشترین سن را برای ازدواج و برخی کمترین سن را در نظر گرفته اند.همه روانشناسان تاکید کرده اند؛ این سن زمانی درست است که فرد در شرایط ایده آل تربیتی رشد کرده باشد و به نبوغ کافی برای پذیرش مسئولیت رسیده باشد.برای اطمینان از این پختگی نیز بهترین راه کمک گرفتن از یک روانشناس است.

البته اگر بخواهیم درباره سن دخترخانم ها بیشتر بررسی کنیم، به این نتیجه می رسیم که میانگین سنی که روانشناسان بدان اشاره کرده اند، برای مادرشدن هم مناسب است.
همچنین؛ متخصصان و روانشناسان سن 25 سالگی را سن طلایی برای مادرشدن دانسته اند و معتقدند، پسرها در سن 27 سالگی در اوج پذیرش مسئولیت برای پدرشدن هستند.

ادامه مطلب / دانلود

 

10 راز موفقیت در روابط عاشقانه

 

در روابط عاشقانه، مثل سایر روابط، چیزهای کوچک و جزئی هستند که اهمیت دارند. همانطور که به زبان آوردن یک کلمه نادرست یا یک نگاه ناجور می‌تواند یک زوج را هفته‌ها به قهر بکشاند، رفتارهای جزئی و کم‌اهمیت هم باعث موفقیت و دوام یک رابطه می‌شوند. یک هدیه کوچک، یک تحسین غیرمنتظره و یک لحظه تماس جسمی می‌تواند یک رابطه را مستحکم‌تر کند. به اعتقاد روانشناسان، این ابراز علاقه‌ها و محبت‌ها خیلی بیشتر از گوش دادن فعال و اعتماد در رابطه اهمیت دارند. تحقیقات مختلف ۱۰ رمز موفقیت شاد، راضی و خوشبخت نگه داشتن زوج‌ها را معرفی کرده است که تقدیم شما دوستان عزیز می کنیم….

1. به همسرتان بگویید دوستش دارید

بااینکه درست است که عمل کردن بهتر از حرف زدن است اما گاهی‌اوقات کلمات و حرف‌ها تاثیر به‌مراتب بیشتر نسبت به اعمال دارند. هرازگاهی احساساتتان را به صورت کلامی نشان دهید. یک “دوستت دارم” ساده می‌تواند احساسی عالی در همسرتان ایجاد کند و باعث می‌شود او احساس دوست‌ داشته شدن و امنیت کند.

2. کمی محبت نشان دهید

رفتارهایی که نشان‌دهنده صمیمیت جسمی است. (گذاشتن دستتان به پشت همسرتان، انداختن دستتان روی شانه‌هایش وقتی جلوی تلویزیون نشسته‌اید، گذاشتن دستتان روی پایش وقتی کنار هم نشسته‌اید، گرفتن دست‌هایش موقع راه رفتن) احساسی گرم و صمیمی به همسرتان منتقل می‌کند و عشق و محبت شما را به او می‌رساند.

3. همسرتان را تحسین کنید

همیشه چیزهایی که در همسرتان دوست دارید را به او بگویید. چیزهایی که تحسین می‌کنید، چیزهایی که در شما ایجاد غرور می‌کند، توانایی‌ها و نقاط قدرت او. ایجاد یک رابطه عاشقانه فقط مربوط به پیوند درونی نیست، برای به دست آوردن چنین رابطه‌ای باید بتوانید او را تشویق و تحسین کنید و برای رشد و پیشرفت در جریان زندگی حمایتش کنید. به همسرتان کمک کنید از توانایی‌های خود در بالاترین حد استفاده کند.

4. خود را تقسیم کنید

چیزهایی که دوست دارید و دوست ندارید، آرزوها و ترس‌ها، دستاوردها و اشتباهات یا هر چیز دیگر مربوط به خودتان را فقط برای خود نگه ندارید. اگر چیزی برایتان مهم است، آن را با همسرتان تقسیم کنید. از این مهمتر، این تقسیم کردن خودتان باید بیشتر از هر کس دیگر با همسرتان باشد. بااینکه لازم است در هر رابطه‌ای کمی فضای شخصی برای هر دو طرف وجود داشته باشد، اما همسرتان باید همیشه نزدیک‌ترین فرد به شما باشد.

5. هر زمان همسرتان نیاز داشت، حضور داشته باشید

وقتی همسرتان با یک مشکل مهم در زندگی خود روبه‌رو می شود، مثل از دست دادن کار خود یا مرگ یکی از عزیزانش، مشخص است که باید چه بکنید. اما در اتفاقات جزئی زندگی هم خیلی مهم است که همیشه برای او حضور داشته باشید. مثل یک مشاجره کوچک در محل‌کار، یک اشتباه کاری و … باید به حرف‌های او گوش دهید، با او دردودل کنید و بتوانید آرامش را دوباره به همسرتان برگردانید.

6. هدیه بدهید

از فرصت‌ها برای دادن هدایای مادی استفاده کنید. یک کتاب خوب، یک دسر خوشمزه، یک تکه طلا یا جواهر یا لباس، هر چیز کوچک یا بزرگی که به او نشان دهد به فکرش هستید. یک یادداشت عاشقانه برای او بگذارید یا یک پیامک عاشقانه بفرستید. این کارها به همسرتان نشان می‌دهد همیشه به یادش هستید و دوستش دارید.

7. به نیازها و کمبودهای همسرتان با سخاوت جواب دهید

یکی از بزرگترین قاتلان روابط، انتظارات غیرمنطقی است. شما با یک انسان ازدواج کرده‌اید نه یک ربات، انسانی که سرشار از اشتباه و نقص است. اینها خصوصیات او هستند نه اشکالات او. باید یاد بگیرید خصوصیات و ویژگی‌های همسرتان را بشناسید و تحسین کنید. باید او را همانطور که هست بپذیرید. از آنجا که ضعف‌های ما در مرکز عمیق‌ترین ناامنی‌های ماست، به هیچ عنوان سعی نکنید اشتباهات و اشکالات او را برجسته‌تر از آنچه که هست نشان دهید.

8. زمان تنهایی را یکی از اولویت‌ها قرار دهید

هر چقدر هم هر دو شما زندگی‌های پرمشغله‌ای داشته باشید، حتماً حداقل یک روز یا شب در هفته را تنها با هم بگذرانید. تجربه‌های تازه با هم داشته باشید، از خاطراتتان برای هم بگویید و از بودن با هم لذت ببرید.

9. هیچ چیز را دست‌کم نگیرید

هر روز بخاطر وجود همسرتان و هزاران خوشی که با خود به زندگی‌تان آورده است، قدردانی و شکرگزاری کنید. به خاطر داشته باشید که اگر در رابطه‌تان شاد و خوشبخت هستید، مطمئناً همسرتان روزی هزاران کار انجام می‌دهد که رابطه‌تان پابرجا بماند. هیچوقت این را دست‌کم نگیرید.

10. به دنبال برابری باشید

حتماً از قانون طلایی رابطه پیروی کنید و با همسرتان همانطور رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. کارها و مسئولیت‌ها را بین خودتان تقسیم کنید و انتظار چیزهای غیرمنطقی نداشته باشید که خودتان حاضر به دادن آنها نیستید.

ادامه مطلب / دانلود

اشتباهات خانمها در رابطه جنسی

خانم‌ ها بیایید صادق باشید: وقتی زندگی جنسیتان کمی دچار یکنواختی می‌شود، همیشه فکر متهم کردن همسرتان به ذهنتان خطور می‌کند. مردها معمولاً سعی نمی‌کنند بدن زنان را کشف کنند و ببینند چه چیز شور و شهوت آنها را بالاتر می‌برد، به همین دلیل است که وقتی زندگی جنسی به یکنواختی می‌خورد، آنها متهمان خوبی هستند. و مطمئناً آنها هم در یکنواخت شدن روابط جنسیتان سهم کافی دارند. اما همه تقصیرها هم همیشه گردن آنها نیست. متخصصین روابط جنسی می‌گویند زن‌ها هم به اندازه مردان در روابط جنسی دچار اشتباه می‌شوند. در زیر به شش مورد از متداولترین اشتباهات جنسی خانم‌ها اشاره می‌کنیم که می‌تواند دلیل یکنواخت شدن زندگی جنسی دو طرف باشد.

خیلی از ما نگران زنانه بودن رفتارمان هستیم. برای اینکه برچسب خشن بودن به ما نزنند نمی‌خواهیم خود را تحمیل ‌کننده یا قوی نشان دهیم. به نظر دکتر لِپاروت، استاد روانشناسی دانشگاه سیتل پاسیفیک، اینکه نتوانید شروع‌کننده رابطه جنسی باشید خود یکی از بزرگترین اشتباهات زنان است.

او می‌گوید، “بیشتر مردها حس می‌کنند که همیشه آنها شروع‌کننده رابطه هستند و این توازن ترازوی شور و شهوت را در رابطه بر هم می زند.” به طور کلی، مردها دوست دارند زنان هم به همان اندازه خودشان برای شروع اقدام کنند.

دکتر رات وستایمر، مشاور روان ‌جنسی، استاد دانشگاه نیویورک می‌گوید، “مردها فکر می‌کردند که زن‌ها تمایل کمتری به فعالیت جنسی دارند، اما نمی‌خواهم دیگر این را بگویم. فکر می‌کنم زن‌هایی هستند که به اندازه مردان به فعالیت جنسی علاقه‌مند باشند.”

با هرازگاهی شروع کردن رابطه سعی کنید علاقه‌مندی خود را نشان دهید. مطمئن باشید که همسرتان از این پیشقدمی استقبال خواهد کرد و ممکن است به یک سطح رضایت جدید دست پیدا کنید، رضایتی که قبلاً تجربه نکرده بودید.

اشتباه اول: اینکه نگران وضعیت ظاهرتان باشید

فکر کردن به وضعیت ظاهرتان حین رابطه جنسی باعث می‌شود نتوانید خودتان از رابطه لذت ببرید و شانس رسیدن شما به ارگاسم را پایین می‌آورد.

دکتر وستایمر می‌گوید، “به چربی‌های روی شکمتان یا آرایش روی صورتتان فکر نکنید. فقط تمرکزتان روی لذت آن لحظه باشد. باید به خودتان اجازه ارگاسم شدن بدهید. مردها دوست دارند که همسرشان خود را در رابطه جنسی رها کند و اگر بخواهید نگران ظاهرتان باشید، این اتفاق نخواهد افتاد.”

دکتر هلن فیشر، انسان‌شناس فرهنگی در دانشگاه راجرز اعتقاد دارد که مردها نیمی از چیزهایی که زن‌ها مدام نگران آن هستند را اصلاً نمی‌بینند.

اشتباه دوم: باز هم اینکه نگران وضعیت ظاهرتان باشید…

“اگر شور و هیجان داشته باشید، پرانرژی باشید و به آنها علاقه نشان دهید، تعجب می‌کنید اگر بفهمید مردها به چه چیزهاییتان اصلاً توجه نمی‌کنند.”

به نظر دکتر فیشر، کوری اختیاری که مردها به نقص‌های ظاهری زنان نشان می‌دهند، توضیح تکاملی دارد. او می‌گوید، براساس دلایل داروینی، مردها به طور ناخودآگاه دنبال زنانی هستند که بتوانند فرزندانی سالم به دنیا بیاورند. مردهایی که از میلیون‌ها سال پیش زنان بارور را به سمت خود جذب می‌کردند و فرزندان زیادی به دنیا می‌آوردند. بااینکه این مسئله این روزها چندان لازم به نظر نمی‌رسد اما هنوز مکانیزم بقای اولیه وجود دارد.

او توصیه می‌کند، “مردها بیشتر جذب زنانی می‌شوند که نشانه‌های سلامت و جوانی و باروری از خود نشان دهند. به جای اینکه نگران شکل کمر و باسن خود باشید، نگران سطح انرژی و شور و هیجانتان باشید و به او علاقه نشان دهید.”

اشتباه سوم: اینکه تصور کنید که رابطه جنسی برای مردان مسئله‌ای اتفاقی است.

دکتر وستایمر باور دارد که همه ما باید عقاید قدیمی مثل اینکه زنان موجوداتی جنس‌گرا نیستند و فقط این مردان هستند که به دنبال سکس هستند را دور بریزیم. او می‌گوید، “برای بعضی از مردان رابطه جنسی مسئله‌ای بسیار مهم است. نباید آن را دست‌کم بگیرید.”

دکتر پاروت می‌گوید، تحقیقات این ایده را که هم مردان و هم زنان رضایت از رابطه‌جنسی در یک رابطه متعهد را بیشتر می‌دانند، تایید می‌کند.

او می‌گوید، “تحقیقات مختلفی مشخص می‌کند که آنهایی که بیشترین و باکیفیت‌ترین رابطه‌جنسی را دارند زوج‌های ازدواج‌کرده هستند. این مسائل زیادی درمورد عدم کفایت “سکس اتفاقی” مطرح می‌کند.”

در تحقیقی که توسط دکتر فیشر و همکاران او بر روی دانشجویانی که در رابطه جنسی‌ با همسرشان شرکت‌ داشته‌اند انجام گرفت، ارقام و آمار نشان داد که مردان نیز به اندازه زنان درمورد مسئله سکس و روابط جدی فکر می‌کنند. درواقع، بیش از ۵۰ درصد از زنان و ۵۲ درصد از مردان که سکس داشته‌اند گزارش کردند که به امید ایجاد یک رابطه طولانی و بادوام وارد آن رابطه شده‌اند. و یک سوم از آنها به این امید خود دست پیدا کردند. خود از این چه درسی می‌توان گرفت؟

دکتر فیشر می‌گوید، “هیچوقت تصور نکنید که مردها موجوداتی رمانتیک نیستند. دو اشتباه بزرگ در فرهنگ ما این است که تصور می‌شود زن‌ها مثل مردها اهل رابطه جنسی نیستند و مردها مثل زن‌ها رمانتیک نیستند.”

اشتباه چهارم: اینکه فکر کنید مردتان همیشه برای رابطه جنسی آماده است.

شاید این باور درمورد پسرهای نوجوان صدق کند اما برای مردهای واقعی اینطور نیست. فشارهای زندگی روزمره—خانواده، کار، مخارج—می‌تواند میل و کشش جنسی مردها را پایین بیاورد. این برای خانم‌ها جای تعجب دارد و خیلی وقت‌ها کم بودن میل جنسی مرد باعث می‌شود زن آن را به خود بگیرد.

دکتر فیشر درمورد واکنش بسیاری از زنان نسبت به زمانی که همسرشان می‌گوید حال رابطه جنسی ندارد، می‌گوید، “این برای زن‌ها مثل شوک است و آنها آن را باور نمی‌کنند. آنها می‌دانند که خودشان همیشه در حال و هوای سکس نیستند اما بااینحال عاشق همسرشان هستند. اما وقتی می‌فهمند که مردشان نمی‌خواهد آن زمان با آنها رابطه جنسی داشته باشد، فکر می‌کنند که دیگر دوستشان ندارد. این اصلاً درست نیست. آن مرد فقط دوست ندارد در آن لحظه رابطه جنسی داشته باشد. همین.”

اشتباه پنجم: راهنمایی نکردن مرد

دکتر پاروت می‌گوید،ر حرف زدن خیلی مستقیم درمورد رابطه جنسی، اینکه چه دوست دارید و چه دوست ندارید ممکن است باعث شود احساس راحتی نداشته باشید، حتی با همسری که سال‌ها است با او زندگی می‌کنید. اما تنها راه برای رسیدن به یک رابطه جنسی رضایت‌بخش، همین است.

دکتر وستایمر در این زمینه می‌گوید، “زن باید مسئولیت رابطه‌جنسی خود را بپذیرد. هیچ مردی نمی‌تواند بدون اینکه خود زن مسئولیت تجربه جنسی خود را قبول کند او را به ارگاسم برساند. حتی بهترین معشوق‌ها هم نمی‌دانند که زنشان چه دوست دارد.”

خوشبختانه به عقیده دکتر فیشر، مردها خیلی دوست دارند که به همسرشان لذت بدهند.

دکتر فیشر می‌گوید، “اگر بتوانید به طریقی که میل‌جنسی مردتان را از بین نبرد به او بگویید که چه دوست دارید، مطمئن باشید که از آن استقبال خواهند کرد.”. او به زن‌ها توصیه می‌کند که چیزهایی که دوست ندارند را بین ۵ مورد از چیزهایی که دوست دارند بگنجانند و به مردها بگویند. او می‌گوید، “تا دفعه بعد که رابطه جنسی داشته باشید نمی‌فهمید که به حرفهایتان گوش کرده است یا نه. اما مردها گوش می‌دهند مخصوصاً اگر حرف‌هایتان را واضح زده باشید.”

اشتباه ششم: اینکه وقتی چیز تازه‌ای پیشنهاد می‌دهد ناراحت شوید.

بعد از اینکه یک زوج مدتی با هم باشند، طبیعی است که بخواهند با ایجاد کمی تنوع به رابطه‌شان تازگی بدهند. فقط به این دلیل که همسرتان می‌خواهد چیز جدیدی را تجربه کند به این معنی نیست که از زندگی جنسی با شما خسته شده است. خلاصه بگوییم: نباید آن را به خودتان بگیرید!

دکتر پاروت می‌‌گوید، بااینحال خیلی مهم است که با منطقه امنتان هماهنگ باشید.

“هیچکس نباید در رابطه‌جنسی خودش را مجبور به انجام کاری کند که دوست ندارد. اگر همسرتان از شما بخواهد کاری بکنید که در خصوصیات و باورهایتان نمی‌گنجد، برای او مشخص کنید که آن کار فراتر از محدوده شماست و دلیلش را هم توضیح دهید. البته باید اینکار را به طریقی محبت‌آمیز بکنید. اما اگر مسئله‌ای است که چندان برایتان اخلاق‌گرایانه یا اعتقادی نیست اما باز هم نمی‌خواهید آن را انجام دهید، باز هم دلیلتان را توضیح دهید. سعی کنید واکنش شدید نشان دهید، درعوض، به او بگویید که لازم است مدتی درمورد آن فکر کنید.”

ادامه مطلب / دانلود
تاثیر داشتن زن زیبا برروی مردان!!

یک بررسی علمی نشان می‌‌دهد، مردانی که همسران زیبا دارند. عمرشان کوتاه‌تر است.
براساس این بررسی که بر روی سه‌هزار و 509 مرد که همسران‌شان زیبا هستد، انجام شده، هر چه زیبایی زنان بیشتر باشد، مرد آنها در سن پایین‌تری از دنیا رخت بربسته است.
این بررسی نشان می‌دهد حتی زنانی که فقط 20درصد از زیبایی بهره داشته‌اند، در ابتدای زندگی یا اواسط آن بیوه شده‌اند.
برخلاف آن، زنانی که از زیبایی ، بهره کمتری برده‌اند، شوهران آنها عمر بیشتری نسبت به شوهران زنان زیبا داشته‌اند.

 این بررسی نشان می‌‌دهد، 80 درصد مردانی که از همسران زیبایی برخوردار هستند در قبال آنها مسئولیت سنگینی را در خانه و محل کار و خیابان بر دوش دارند.

 در این رابطه نیز روانشناسان معتقدند، به گمان برخی افراد، خوشبختی و آسایش درونی ، بستگی خاصی به زیبایی دارد. اما برعکس این قضیه مردان زیادی هستند که نسبت به واکنش دیگران به همسران زیبارویشان حسادت نشان می‌دهند و در واقع با دو مسئله در آن واحد مواجه هستند و نمی‌توانند آن دو را (زیبایی و خوشبختی) را از هم جدا کنند.

 اما این کافی نیست، بلکه باید زنان به ویژگی‌های دیگری نیز مزین باشند که به شخصیت آنها وابسته است.

زیبایی ممکن است باعث خوشبختی در زندگی یک زن باشد ، ولی آیا مردان به آن توجه می‌کنند؟!

 

ادامه مطلب / دانلود
در ارتباط عاشقانه با همسرتان این باورهای غلط را فراموش کنید
زنان اما در هنگام بحث و یا صحبت کردن، به دنبال نشان دادن برتری خود نیستند، آن‌ها یا درد دل می‌کنند و یا مسائل مربوط به زندگی زناشویی‌شان را مطرح می‌کنند.

تفاوت در دیدگاه مردان و زنان نسبت به برقراری رابطه با همسر، گاهی باعث بروز تعارضاتی می‌شود که می‌توان با چند تکنیک ساده از ایجادشان جلوگیری کرد.
حتی مسائلی که زنان و مردان تمایل دارند درباره آنها صحبت کنند نیز با هم متفاوت است. به عنوان مثال مردان تمایل دارند درباره موضوعاتی صحبت کنند که زنان نسبت به آن اطلاعات کمتری دارند، و از این طریق به آنها اثبات کنند که بالاتر و برتر هستند. علت این مسئله هم به مسائل تربیتی برمی‌گردد و این نکته که مردان گمان می‌کنند، به دنیا آمده‌اند تا قدرت و برتری خود را ثابت کنند. آنها حتی در ارتباط با همجنسان خود به سراغ بحث‌هایی می‌روند که دیگران نسبت به آن دانش کمتری دارند.
زنان اما در هنگام بحث و یا صحبت کردن، به دنبال نشان دادن برتری خود نیستند، آن‌ها یا درد دل می‌کنند و یا مسائل مربوط به زندگی زناشویی‌شان را مطرح می‌کنند.
تفاوت دیگر زنان و مردان، در هنگام مقابله با مشکلات است. مردان در مقابل بروز مشکلات سریعاً به دنبال راه‌حل می‌روند. احساس ناجی بودن در مردان بسیار قوی است و حتی در فیلم و سریال‌ها بسیار دیده‌ایم که تا مشکلی پیش می‌آید، مردی همچون یک ناجی افسانه‌ای در صحنه ظاهر می‌شود! اما زنان تنها دوست دارند درباره مشکلشان صحبت کنند، اینکه چرا به وجود آمده، و چه احساسی نسبت به آن دارند.
پس اگر ما بدانیم این تفاوت‌ها، ویژگی‌هایی هستند که در هر دو جنس وجود دارند، دیگر در برابر آنها جبهه‌گیری نمی‌کنیم و این باعث می‌شود بتوانیم بهتر زندگی کنیم.
در ایجاد یک ارتباط درست و موثر، باورهایی دخیل‌اند که می‌توانند به صورت یک عامل ممانعت کننده عمل کنند
_ یکی از این باورها این است که هر کدام از طرفین گمان کند حق با خودش است و دیگری را مقصر بداند. این باور نادرست باعث می‌شود رابطه‌ محکم و صمیمانه‌ نباشد، چون یکی از زوجین یه طور کامل حق را به خودش می‌دهد و خواسته‌ها و نیازهای خود را در اولویت قرار می‌دهد.
_ باور نادرست دیگر این است که بعد از مدتی که از زندگی مشترک بگذرد، طرفین این باور را در خود پرورش می‌دهد که همسرشان حالا دیگر با تمام خصوصیات و ویژگی‌های آنها آشنایی دارد پس لازم نیست هرگاه احساس ناخوشایندی نسبت به او پیدا می‌کنند، آن را بیان کنند زیرا همسرشان باید در یک نگاه آن را تشخیص دهد. اما این درست نیست! همسران همیشه نمی‌توانند ذهن هم را بخوانند. بیان احساسات در هر لحظه لازم است. چه در ابتدای زندگی و چه بعد از گذشت سال‌های طولانی. به علاوه این باور غلط باعث کم شدن و کم رنگ شدن روابط می‌شود. همسران به جای حرف زدن توقع دارند، درک شوند و این به ارتباط‌شان آسیب می‌رساند.

پس علاوه بر شناخت، از بین بردن باورهای نادرست نیز به بهبودی روابط، کمک شایانی می‌کند و باعث می‌شود صمیمیت و توجه جای بی‌توجهی و سکوت را بگیرد.

ادامه مطلب / دانلود
چطور کسی که عاشقش بودیم را فراموش کنیم
.
عشق چیزی بسیار خاص است زیرا وقتی شکست می‌خورد قدرت آسیب زدن به ما را دارد. نباید این شکست را به خودتان بگیرید. هر روز روابط بسیاری با شکست مواجه می‌شوند و این به آن معنی نیست که دیگر عشقی وجود نخواهد داشت. دلیل آن هر چه که باشد، اینکه یاد بگیرید چطور کسی که خیلی دوست داشته‌اید را فراموش کنید کار بسیار سختی است و نیازمند گذشت زمان است. خوشبختانه، خیلی‌ها این کار را انجام داده‌ و با موفقیت روبه‌رو شده‌اند. ما روش آن را به شما آموزش می‌دهیم.

بخش اول: تغییر دیدگاهتان

۱- بفهمید که هنوز ممکن است این فرد را دوست داشته باشید. اگر تصور می‌کنید نمی‌توانید فراموشش کنید، احتمالاً دلیلی دارد. شما اوقات فوق‌العاده‌ای را با هم گذرانده‌اید و بخش مهمی از قلبتان را به او داده‌اید. حالا که تصمیم گرفته‌اید فراموشش کنید، دیگر به آن فرد طوری که دوست دارید باشد نگاه نکنید و سعی کنید خودِ واقعی‌اش را ببینید.

  • اگر به شما دروغ می‌گوید یا فریبتان می‌دهد و یا احساسش نسبت به شما عوض شده است باید بفهمید که این رابطه اصلاً رابطه سالمی برای شما به حساب نمی‌آید. ممکن است برایتان سوءتفاهم شود یا عصبانی شوید. فراموش کردن این فرد ممکن است خیلی سخت باشد اما به این معنی نیست که نمی توانید فراموشش کرده و زندگی‌تان را پیش ببرید.
  • همچنین درک کنید که فراموش کردن به این معنی نیست که دیگر نمی‌توانید آن فرد را دوست داشته باشید. فقط به این معنی است که عشق شما به او تغییر کرده است. هنوز می‌توانید او را ببینید، بهترین آرزوها را برایش داشته باشید و دعا کنید که خوشبخت شود. فراموش کردن به این معنی نیست که باید به طور کل نادیده‌اش بگیرید؛ یعنی باید بیشتر به فکر خودتان باشید.
  • به خودتان باور داشته باشید. شما چیزهای زیادی دارید. عشق یعنی فهمیدن بیشتر درمورد خودتان از طریق دیگران. با تجربه عشق‌های بیشتر، اطلاعات بیشتری درمورد خودتان به دست می‌آورید. اگر خودتان، خودتان را باور نداشته باشید، عشق بعدی‌تان چطور می‌تواند باورتان کند؟

۲- درک کنید که آدم‌های دیگری هم هستند–فقط شما نمی‌بینید. احتمالاً خیلی زیاد این فرد را دوست داشته‌اید که شما را به نقطه‌ای رسانده است که هیچ کس دیگری را در دنیا به جز او نمی‌بینید. فراموش کردن سخت‌ترین قسمت کار است و ممکن است زمان زیادی طول بکشد اما زندگی کوتاه‌تر از آن است که بخواهید آن را هدر دهید.

  • همه ما دوست داریم در دنیای افسانه ای زندگی کنیم که در آن همه چیز دقیقاً طبق برنامه‌مان پیش می‌رود و هیچ سختی و مشکلی وجود ندارد، اما زندگی واقعی اینطور نیست. افراد زیادی هستد که قبل از این که با یک فرد خاص بمانند، در طول زندگی‌شان با آدم‌های زیادی رابطه عاشقانه برقرار می‌کنند.
  • سعی کنید خوش‌بین باشید. نیمه پر لیوان را ببینید. به جای اینکه فکر کنید، «من عشقم را از دست دادم»، فکر کنید «من الان مجردم!». به جای اینکه فکر کنید «کسی که خیلی وقت بود می‌شناختم را از دست دادم»، فکر کنید «حالا باید با آدمهای زیادی آشنا بشوم». خوش‌بین بودم کمکتان می‌کند زودتر فراموش کنید.

 

۳- بدانید که ممکن است شما بیشتر از مقداری که طرف‌مقابلتان دوستتان داشته، دوستش داشته‌اید. این مورد شاید سخت باشد زیرا به احتمال زیاد طرف مقابل نمی‌دانسته است که شما چقدر عاشقش بوده‌اید. اما اشکالی ندارد. این به آن معنی نیست که شما فردی دوست‌داشتنی، جذاب یا فریبنده نیستید. فقط به این معنی است که فرصت دیگری برایتان هست که کسی را پیدا کنید که درست همان اندازه که شما دوستش دارید، دوستتان بدارد.

  • اگر تصورتان این است که شما بیشتر از طرف مقابلتان او را دوست داشته‌اید، از این بعنوان یک انگیزه استفاده کنید. فکر کنید: ترجیح می‌دهید با کسی باشید که کمتر از آن مقداری که دوستش دارید، دوستتان دارد یا به همان اندازه؟
  • درگیر این ایده نشوید که «شاید کس بهتری را پیدا نکنم». نباید هیچوقت خودتان را اسیر کسی کنید که به دردتان نمی‌خورد. بیرون بروید، به استانداردهای خودتان باور داشته باشید و سعی کنید کسی که می‌خواهید را پیدا کنید.بهتر است مستقل و شاد باشید تا در رابطه با کسی که به فکرتان نیست.

۴- اگر احساستان را به کسی که عاشقش هستید گفته‌اید و هیچ جوابی دریافت نکرده‌اید، درک کنید که هیچ دلیلی برای ادامه آن وجود ندارد. فراموش کردن به نفعتان است.

  • با یک فرد بی‌طرف که چنین موقعیتی داشته است حرف بزنید. یکی از دوستان یا اعضای خانواده‌تان. اگر مجبور شدید پیش مشاور هم بروید. درمیان گذاشتن فکر و احساستان با یک فرد بی‌طرف سبک‌ترتان می‌کند و کمک می‌کند زودتر فراموش کنید.
  • با درد به طرقی سازنده برخورد کنید. وانمود نکنید که غصه‌ای ندارید. راه‌های فرار خلاقانه‌ای پیدا کنید مثل هنر یا گفتگو تا دردتان را از طریق آن بیرون بریزید. سعی کنید بیشتر وقت‌ها به آن فکر نکنید زیرا فکر کردن مداوم به آن بدترش می‌کند.
۵. تصمیم بگیرید می‌خواهید همچنان دوست بمانید یا نه. به خودتان بستگی دارد. خیلی سخت است که دوستی یک عشق قدیمی را با استقلال تازه‌تان در کنار هم داشته باشید. بیشتر افراد تصور می‌کنند آسان‌تر است که یک دوستی دور با فردمقابل نگه دارید اما تصمیم با خودتان است.

بخش دوم: برگرداندن استقلال شخصی

۱- به مسافرت بروید. لازم نیست یک سفر رویایی باشد. مهم این است که فقط مناظر تازه ببینید و چیزی شما را مشغول نگه دارد. افراد زیادی باور دارند که تغییر محل موقتی باعث می‌شود ذهنتان را پاک کنید و به وضعیت عادی برگردید.

  • با محلی‌ها معاشرت کنید. اگر قرار است همیشه خودتان تنها باشید چه فایده‌ای دارد که به محلی جدید بروید؟ با محلی‌ها معاشرت کنید، به داستان‌هایشان گوش دهید و خوش بگذرانید.
  • زمان‌هایی را به تنهایی بگذرانید. سعی کنید از استقلال کنونی‌تان شاد شوید. اگر نتوانید به تنهایی شاد باشید، چطور فردی که قرار است بعدها به زندگی‌تان بیاید می‌تواند با شما شاد شود؟

۲- به دوستان و خانواده تکیه کنید. دوستان و خانواده‌تان در هر شرایطی در دسترس شما هستند – از آنها استفاده کنید! وقتی احساس ناراحتی می‌کنید، با اعضای خانواده وقت بیشتری را بگذرانید یا با دوستانتان قرار گذاشته و بیرون بروید. دوستان و خانواده‌تان درست به همان اندازه یک شریک عاشقانه دوستتان دارند اما به طریقی متفاوت.

  • برای اتفاقاتی که می‌افتد به نزدیک‌ترین دوستتان پناه ببرید. اگر آمادگی شنیدن نصیحت دارید، از دوستتان بخواهید این کار را بکند. بهترین دوست شما از دیدی شما را می‌بیند که خودتان نمی‌توانید و دیدگاهی واقعاً تازه به شما خواهد داد. دوست نزدیک شما هر کاری هم که نتواند بکند، فرصتی برای بیرون ریختن حرف‌های دلتان در اختیار شما قرار می‌دهد و باعث می‌شود فکر کنید ارزشمندید.

۳- همه یادگاری‌های رابطه قبلی را از دیدرس خود دور کنید. شاید خیلی جالب به نظر نرسد اما لازم و ضروری است. فراموش کردن یک عشق قبلی مستلزم این است که در آینده زندگی کنید نه گذشته. همه عکس‌ها، یادداشت‌ها، فیلم‌ها، هدیه‌ها و هر چیز دیگری که به او مربوط می‌شود را جمع کرده و در جایی دور از دسترس و دیدتان بگذارید. کار ناراحت‌کننده‌ای است اما روحیه‌تان را بهتر خواهد کرد.

  • به خاطر داشته باشید که برداشتن و دور کردن به معنی از بین بردن نیست. ممکن است دوست داشته باشید که همه یادگاری‌هایتان را نگه دارید، درست همانطور که ممکن است نخواهید آن فرد را به طور کل فراموش کنید. شاید دلتان بخواهد وقتی به کل رابطه را پشت سر گذاشتید، نگاهی به آن یادگاری‌ها بیندازید.

۴- همانطور که غصه می‌خورید، حتماً خودتان را خالی کنید. خیلی‌ها تصمیم می‌گیرند همه احساساتشان را جایی بنویسند. وقتی حوصله‌اش را داشتید، یک تکه کاغذ بردارید و افکارتان را روی آن یادداشت کنید. با این روش وقتی توانستید به خوبی رابطه را پشت سر بگذارید، با خواندن آن نوشته‌ها خواهید فهمید که چقدر قوی بوده‌اید که توانستید آن را فراموش کنید.

  • چه حسی دارید؟ پنج سال پیش اگر در چنین موقعیتی می‌بودید چه حسی داشتید؟ پنج سال دیگر در چنین شرایطی چه حسی خواهید داشت؟ به این فکر کنید که آن رابطه چه معنا و مفهومی برایتان داشته است.
  • فقط از طریق نوشتن نیست که می‌توانید خودتان را تخلیه کنید. نقاشی، طراحی، رقص، ساخت و ساز و دویدن راه‌های عالی دیگری برای آن هستند. هر چه که باشد، باید از ته قلبتان باشد و چیزی که از آن به دست آید، فوق‌العاده خواهد بود.
۵- از جسمتان خوب مراقبت کنید. به طور مرتب ورزش کنید. اگر آنقدر از بر هم خوردن عشقتان غصه می‌خورید که تصور می‌کنید به جسمتان آسیب می‌زند، حتماً با یک مشاور صحبت کنید.

۶- وقتی آماده بودید، دوباره در جستجوی عشق باشید. این فرایند ممکن است ماه‌ها طول بکشد یک حتی یک سال. اگر هنوز آماده نیستید، خودتان را مجبور نکنید؛ نه برای خودتان و نه آن فرد جدید منصفانه نیست. بدانید که آدم‌های زیاد دیگری هم هستند که اگر به آنها فرصت دهید، برایتان احترام و ارزش قائلند.

  • خیلی‌ها تصور می‌کنند که اگر وارد رابطه‌های سرسری شوند کمک می‌کند که زودتر فراموش کنند. اگر تصمیم به این کار گرفتید، حتماً این کار را به دلایل درست انجام دهید: اینکه مثلاً به دنبال محبت هستید، دیدن آدم‌های جدید برایتان جالب است و … دقت کنید که برای جلب حسادت فرد قبلی هیچوقت وارد چنین رابطه‌هایی نشوید چون ارزشش را ندارد.
  • از اشتباهاتتان درس بگیرید. وقتی دنبال فرد جدیدی هستید که عشقتان را با او سهیم شوید، با انجام اشتباهات قبلی یک دل‌شکستگی دیگر را رقم نزنید. اشتباهات و تقصیراتتان در رابطه قبلی را پیدا کرده و سهی کنید دیگر آنها را تکرار نکنید.
  • خودتان باشید. مهم نیست که با چه کسی آشنا شوید، فقط باید خودتان باشید. برای اینکه کسی دوستتان داشته باشد، باید خود واقعی‌تان را به او نشان دهید. آنها باید بپذیرند که اشتباهاتشان را بپذیرند، آنها را برای پارتنر جدیدشان عنوان کنند و بدانند که پارتنرشان هم آنها را قبول می‌کند.

نکات

  • کسی که شما برایش فقط یک گزینه هستید را به اولویت زندگی‌تان تبدیل نکنید.
  • وقتتان را برای کسی که با شما وقت نمی‌گذراند تلف نکنید.
  • اگر احساس عصبانیت و افسردگی دارید، سعی نکنید انتقام بگیرید، فقط درمورد آن با یکی از دوستانتان حرف بزنید. هیچکس ارزش اینهمه ناراحتی و غصه شما را ندارد.
  • یادتان باشد که بالاخره فراموشش خواهید کرد اما باید از کارهایی که شما را یاد او می‌اندازد دست بکشید. زندگی بسیار کوتاه است و نباید خودتان را نگران این کنید. تا می‌توانید از آن استفاده کنید.
  • اشکالی ندارد که بعد از آن احساس ناراحتی و تنهایی کنید، فقط مطمئن شوید که نگذارید خیلی اذیتتان کند. گاهی‌اوقات احساس ناراحتی و گریه باعث می‌شود حالتان بهتر شود.
  • زمان بهترین دارو است.
  • به جای اینکه بخواهید فردی خاص دوباره وارد زندگی‌تان شود، عشق و خوشبختی بخواهید.
  • تلفنتان را عوض کنید تا مدام پیام‌های قبلی‌تان را چک نکنید.
  • فراموش کردن خیلی سخت است اما اصلاً دلیلی ندارد که بگذارید آسیب ببینید و یا با شما بدرفتاری شود. شما لایق بهترین‌ها هستید!
ادامه مطلب / دانلود

 دوست دختر نداری؟ مگه می شه!

دوست دختر نداری؟ مگه می شه!

جوان شدی و نیازداری بایکی دوست باشی ،نه از این دوستای معمولی ها .بالاخر ه تو هم دل داری بابا…

وقتی دوران مدرسه به پایان می رسد و پا به دانشگاه می گذاری ،قند توی دلت آب می شود که دیگر مجبور نیستی سر ساعت 8 ،در مدرسه حاضر شوی و سر ساعت 3 برگردی خانه و اگر یک ربع دیرتر برسی ،مادرت با هزار سال و جواب ، آخر بفهمد که سر راه در پارک محل با دوستانت یک بستنی خورده ای!

خلاصه روزهای زیر ذره بین بودنت تمام شده و حالا به عنوان یک جوان ، دانشجو هستی ، سربازی می روی و یا کاری را انتخاب کرده ای. جز دوران سربازی در بقیه ی موقعیت های جدیدت ، یک فرق عمده وجود دارد که از خدا پنهان نیست از بنده ی خدا هم پنهان نباشد ، این تفاوت را بسیار دوست داری!

تو دیگر تا چشم کار می کند ، همجنسانت را نمی بینی ؛ حتی اگر در دانشگاهی باشی که کلاس هایش را تفکیک جنسیت کرده اند ، از سلف دانشگاه تا کتابخانه و حیاط که می توانی آزادانه تر در آن قدم بگذاری ، تو را در موقعیت ارتباط با جنس مخالف قرار می دهد.

فرض ما بر این است که تا امروز فقط حواست به درس و کتاب بوده و از امروز به بعد هم حواست پیش درس هایت خواهد بود اما بخش کوچکی از آن ، گاهی به سمت قطب منفی جنس مخالف کشیده می شود.

البته اینکه در عنفوان جوانی هستی و دوپینگ نکرده ، انرژی ات دنیا را تکان می دهد ، قابل انکار نیست . غریزه ای هم که چند وقتی است ،پررنگ تر شده را هم نمی توان منکر شد اما با تمام این شرایط، چیزی که باید شش دانگ حواست را به آن بدهی ، مهار نیازی است که اگر غافل شوی ،ضربه فنی ات خواهد کرد.

هرکاری در این دنیا قواعد خودش را دارد . باید نحوه ی انجامش را آموخت و بی گدار به آب نزد .تا قبل از این ، کنترل محسوس و نامحسوس والدین به تو کمک می کرد تا راحت تر رفتار کنی. هرچند در خیلی از موارد دلت آن جای دیگر بود و خودت جای دیگر اما نتیجه ی آن ، رفتارهای داخل چهارچوبی بود که داشتی .

همین اول بگویم که این کشش به جنس مخالف ، طبیعی است و غدد درون ریز بدنت بیکار ننشسته و کار خودشان را خواهند کرد.وقتی صفات ثانویه جنسی پیدا می کنی و به عنوان یک زن یا مرد ، تغییراتی در بدنت رخ می دهد ، یعنی دیر یا زود جنس مخالف برایت معنایی دیگر پیدا خواهد کرد.

از طرفی زمینه هم برای اقدام بلامانع در جهت رسیدن به آن مطلوب ِ مهجور ، آماده است. حال چه کنی تا گرفتار نشوی؟

در قدم اول بی خیال دوستانی شو که می گویند این روزها هر کسی کسی دارد و یار نو رسی دارد . این روابط نه تفریح است و نه سرگرمی ، صحبت عاطفه و احساس دونفر است و درگیر شدن های روحی که می تواند آسیب جدی برساند. صحبت از ارزش وجودی دختر و پسری است که قرار است خود را تا پیدا کردن نیمه ی گمشده شان پاک نگه دارند.

به دوستان و همکلاسی هایی که می گویند : مگه می شه دوست دختر و دوست پسر نداشته باشی؟ بگو : من در این موضوع بی استعدادم .بگذار دلشان خنک شود .

زیاد طول نمی کشد که ورق رابطه ی احساسی و هیجانی شان بر می گردد و تبدیل به آه های شبانه و بی تابی های روزانه می شود.مخالفت های خانواده ، بی وفایی یکی از طرفین ، افت تحصیلی ، چند شکست پی در پی ، بی اعتمادی به جنس مخالف ، مشکل در انتخاب همسر،تنوع طلبی و … .

اینها بخشی از مشکلاتی است که دوستانت به تو نخواهند گفت. البته می دانم اگر بخواهی برای هر کدام، توجیهی خواهی داشت اما کمی صبر کن و مقاله که به پایان رسید ، نظرت را برای ما بنویس.

پیشنهاد ما این است که همه ی حرفهای قدیمی ها اشتباه نبوده و یکی از حرف های درستشان تشبیه دختر و پسر به آتش و پنبه است. حتی اگر همکلاسی ِ جنس مخالف داری و یا در محل کار ، زیر یک سقف و در یک اطاق با جنس مخالفی کار می کنی ، به محدوده ی خطر نزدیک هم نشو. این موضوع مثل اعتیاد است. پیشگیری بهتر از درمان جواب خواهد داد.

کنترل چشم ها و دلت را به دست بگیر. دیگر بزرگ شده ای و اولین نشانه ی مرد شدن ، پشت لب سبز شدن نیست ! اولین نشانه ی زن شدن هم چیزهایی نیست که فکر می کنی. بلکه اولین نشانه ی یک بزرگ سال ،قدرت کنترل هیجانات و غرایزش می باشد .

خودت را به هرچه بادا باد نسپار ، در برابر وسوسه ها مقاوم عمل کن. مثل یک ساختمان ضد زلزله، چو بید بر سر ایمان خویش نلرز.فرمول آن راحت است ؛ دل به دست ِ کمان ابرویی کافر کیش نده تا با آرامش زندگی کنی.

البته داشتن رویاهای عاشقانه ، جزیی از روحیات یک جوان است اما باور کن ازدواج با این فانتزی ها فرق می کند و باید برای انتخابی صحیح ، بجای عاشق شدن در یک نگاه و در یک کلاس ، طبق معیارهای واقع بینانه عمل کنی.

نقش ایمان واقعی را جدی بگیر. کسی که خدا را در تمام لحظات زندگی اش می بیند ، باور می کند مانیتورینگ قلبی ،حرفی، چشمی، پیامکی، اینترنتی و….. می شود. در این شرایط دوری از گناه آسان تر است.

بجای ناله های عاشقانه بهتر است خودت را آماده کنی تا زودتر برای ازدواج آستین ها را بالا بزنی. درس، سربازی، پیدا کردن ِ کار مناسب و … .

خیلی کارها هست که باید انجام دهی پس وقتت را به روابط بی سرانجام با کسی که نمی دانی چقدر در زندگی ات جدی می شود یا نمی شود ، صرف نکن.

صبر کن تا گوهر شناس قابلی پیدا شود و آنوقت تحت نظارت خانواده ها و پس از مشورت با افرادی که دوتا پیراهن بیشتر پاره کرده اند ، برای ازدواج پا پیش بگذار و اگر لازم شد چند باری رفت و آمد و گفتگو کن .درست است که احتمال دارد با افراد زیادی برای ازدواج حرف بزنی و به نتیجه نرسی اما این حرف زدن ها کجا و آن کافی شاپ نشینی ها کجا !!! میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است.

جنس مخالف ،لولو نیست اما اگر ندانی با آن چگونه برخورد کنی بدتر از برق 220 ولت عمل می کند.

ادامه مطلب / دانلود

گناه دل شکستن...

شکستن دل انسانی و ناراحت کردن او از گناهانی است که فقط با پشیمان شدن و طلب آمرزش از خداوند آمرزیده نمی شود.

بلکه باید به نحوی دل آن فرد را نیز به دست آورد و او را از خود راضی و خشنود نمود .

در این زمینه شما می توانید با عذرخواهی و جبران کردن به وسیله احسان و هدیه و همچنین با به کار بردن کلمات دلنشین، اندوه و گرفتگی را از آن فرد برطرف نمایید.

در حدیث آمده است که خداوند می فرماید: «انا عند المنکسره قلوبهم؛ من همدم قلب های شکسته هستم»

یعنی انسان دل شکسته در پیشگاه خداوند دارای جایگاه ویژه ای است و مورد توجه خداوند می باشد و دعا و نفرین انسان دل شکسته خیلی زود اثر می بخشد.

قابل توجه دوستانی که دلشکستن و به خودشون افتخار میکنند.

 

ادامه مطلب / دانلود

جمله هایی که هرگز نباید به مادرشوهر گفت

تعجبی ندارد که عروس ها و مادرشوهرها روابط پیچیده ای دارند. به گفته دکتر دیانا بران، روانپزشک و مؤلف، هر دوی آنها احساس تهدید می کنند. عروس ها می خواهند در فامیل شوهر جا باز کنند، در حالیکه مادرشوهرها می خواهند مطمئن شوند که از زندگی فرزندشان خارج نشده اند. حتی وقتی هم که هر دوی این خانم ها همدیگر را دوست داشته باشند، مشخص کردن نقش هر یک سخت است. برای اجتناب از استرس خانوادگی، ما از مادرشوهرها (و البته از چند عروس) درباره حرف هایی که برایشان سنگین می آید سوال کردیم و از کارشناسان پرسیدیم چطور می توان با آرامش با این مسائل رسیدگی کرد.

۱٫ “هر وقت خواستید بیایید قدمتون رو چشم ماست. همیشه رو کمک ما حساب کنید.”

همیشه سیاست در باز نتیجه معکوس می دهد. مثال: عروس جودی به او گفت که اگر به چیزی نیاز داشت بگوید. ولی وقتی شوهر جودی آلزایمر گرفت، عروسش اصلاً سری به او نزد و قلبش را شکست. دکتر روانپزشک تینا تسینا می گوید: «وقتی قول هایی می دهید که به آنها وفا نمی کنید بیزاری ایجاد می کنید.» بجای قول دادن سعی خود را بکنید تا زمانی را برای دیدن یکدیگر تنظیم کنید که برای هر دوی شما مناسب باشد. اگر مجبور شدید در لحظه برنامه ریزی کنید، بگویید که باید قبلش با شوهرتان هماهنگ کنید.

۲٫ “من نظر شما را نخواستم.”

کاتلین می گوید: «وقتی به عروسم گفتم که بین کار و خانواده اش تعادل ایجاد کند، خیلی خشمگین شد.» شاید توصیه های مادرشوهر به شما حس تحکم بدهد، ولی فرض کنید که او نیتش خوب است و از او تشکر کنید و کار خودتان را بکنید. اگر به تحمیل نظراتش ادامه داد، برای مثال اینطور جواب بدهید: «متشکرم. ولی ما تصمیم گرفتیم نظر پزشک اطفال را پیاده کنیم.» اگر این حرف او را ساکت نکرد، از شوهرتان کمک بگیرید و با هم برای مادرشوهرتان توضیح دهید که رفتارهای او هم شما را آزار می دهد و هم به او می فهماند که بعضی موضوعات اصلاً قابل بحث نیستند.

۳٫ “باورم نمیشه به اون رأی دادید.”

سیاست، مذهب و موضوعات حساس دیگر باعث می شوند که شام خانوادگی تبدیل به صحنه جنگ شود. شارون می گوید: «در بحثی در مورد سیاست، عروسمان مستقیماً به ما گفت که اشتباه می کنیم و فکرمان غلط است. من شوکه شدم.» دکتر بران می گوید اگر نمی توانید در این مواقع خونسرد باشید و بگویید: «سیاست همیشه مرا ناراحت می کند. من نظری نمی دهم.» اگر وارد دعوا و مشاجره شوید، هیچکس برنده نمی شود.

۴٫ “چرا به پسرت یاد ندادی…”

بسیاری از خانم ها مادرشوهرهای خود را مسئول عیوب شوهرانشان می دانند. سارا اعتراف می کند: «من یک بار در میان حرف هایم به او گفتم که کاش به شوهرم مهارت های سازمانی یاد داده بود. او ناراحت شد و به دل گرفت.» دکتر بران می گوید: «چه انتظاری دارید؟ می خواهید مادرشوهرتان گارد نگیرد و ناراحت نشود؟» این موضوع او را هم وارد مسائل شما می کند و همه چیز بدتر می شود و شوهرتان دیگر مسئولیت کارهایش را به عهده نمی گیرد. با آنکه همیشه انداختن تقصیر گردن مادرش راحت تر است، ولی این شما و شوهرتان هستید که باید مسائلتان را حل کنید.

۵٫ “من خانواده خودم راحت ترم.”

این شکایت در میان مادرشوهرها رایج است. عروس ها همیشه به پدر و مادر خود بیشتر اهمیت می دهند. کاتلین می گوید: «عروسم در روز تعطیل یا عید پیش خانواده خودش می رود. عکس های پدر و مادرش در همه جای خانه دیده می شوند و آنها اصلاً عکسی از من و شوهرم در خانه نگذاشته اند.» با آنکه راحت بودن با پدر و مادر خودتان کاملاً منطقی است، ولی باید بپذیرید که این دو خانواده با هم وصلت کرده اند و باید پدر و مادر همسرتان را هم بازی بدهید. قدم اول: همیشه در مورد مسائلی از این دست که برای گذراندن هر تعطیلی کجا بروید با شوهرتان صحبت کنید. سپس با هم با خانواده ها هماهنگ کنید. اگر شوهرتان می خواهد بیشتر با خانواده اش باشد، اشکالی ندارد که زمانی را با آنها تنها بگذراند و شما هم گاهی بچه ها را پیش آنها بگذارید.

۶٫ امیدوارم کمد لباس هایتان به من برسد.”

جودی تعریف می کند: «عروسم گفت که یک کمد لباس خریده است چون امیدوار است لباس های من به او برسد. او گفت دیگر نمی تواند بیشتر از این منتظر بماند. انگار من باید همین الان سرم را زمین بگذارم و بمیرم!» گفتگوهای مربوط به ارث باید بین شوهرتان، خواهر و برادرهایش و پدر و مادرش باشند. شما حقی بر دارایی مادرشوهرتان ندارید. اگر او بعضی چیزها را به شما می دهد خیلی خوب است، ولی یک عروس هرگز نباید این بحث ها را پیش بکشد.

۷٫ “ما خیلی سرمان شلوغ است و وقتی برای دیدن شما نداریم.”

سارا می گوید: «مادرشوهرم خیلی بیشتر از ما دوست دارد ما را ببیند و وقتی می گوییم تعهدات و مشغله های دیگری داریم واکنش بدی می دهد.» در این مورد هم باید با شوهرتان هماهنگ شوید و دو نفری با مادرشوهرتان حرف بزنید. با مهربانی به او بگویید که چند وقت یکبار می توانید او را ببینید تا او هم توقعاتش را درست کند و غافلگیر یا ناراحت نشود. یک تاکتیک: «ما خیلی دوست داریم بیاییم شما را ببینیم، ولی برای بچه ها بهتر است که گاهی هم با دوستانمان دیدار کنیم و برای خودمان هم وقت بگذاریم.» اگر او شما را با برنامه ای غافلگیر کرد، بگویید: «این تاریخ ما نمی توانیم بیاییم، ولی دفعه بعد که برنامه مان اجازه داد می توانیم بیاییم.»

۸٫ “می شود بجای من با دخترت صحبت کنی؟”

دعواهای عروس و خواهرشوهری همیشه پرمسئله است و شما با کمک گرفتن از مادرشوهرتان به هیچ جایی نمی رسید. ملیسا می گوید: «ما خواهرشوهرم را استخدام کردیم که وقتی من سر کار می روم از بچه ها مراقبت کند، ولی همیشه کنسل می کرد، بنابراین از مادرشوهرم خواستم با او حرف بزند. مادرشوهرم طرف دخترش را گرفت و عصبانی شد.» دکتر بران می گوید: «وقتی مادرشوهرتان را درگیر ماجرا می کنید در واقع از او می خواهید طرف یک نفر را بگیرد.» این دعواها باید بین خودتان بماند.

۹٫ “فکر نکنید همیشه می توانید بچه ها را ببینید.”

کاتلین می گوید: «اگر عروسم می توانست کلاً ما را از زندگی نوه هایمان بیرون می انداخت.» دکتر تسینا می گوید که این کار واقعاً خجالت دارد زیرا: «دیدن اختلافات شخصیتی به بچه هایمان یاد می دهد که در شرایط و موقعیت های مختلف مذاکره کنند. اگر نگرانید که مادرشوهر و پدرشوهرتان تأثیر بدی بگذارند، برای مثال اگر پیش فرزندانتان سیگار می کشند، باید شما و شوهرتان با هم از آنها بخواهید که این کار را نکنند وگرنه دیگر نوه هایشان را نمی بینند. اگر پیامد کار را برایشان شرح دهید، طولی نمی کشد که آنها با شما همکاری می کنند.»

۱۰٫ “بهتر است پسرت با تو حرف بزند.”

سوزان می گوید: «همیشه پسرم با ما ارتباط برقرار می کند. وقتی شوهرم بیمارستان بود اصلاً خبری از عروسم نشد.» این یعنی عروسم می خواهد ما از آنها دور بمانیم. دکتر تسینا می گوید: «با آنکه این شوهرتان است که در اغلب مواقع باید به مسائل رسیدگی کند، ولی شما نباید پشت او قایم شوید و از ارتباط برقرار کردن با آنها خودداری کنید. شما هم باید با آنها ارتباط برقرار کنید تا شوهرتان از اینکه همیشه در وسط ماجرا باشد، احساس بیزاری نکند.» علاوه بر آن، وقتی فرزندانتان ببینند که شما با پدرشوهر و مادرشوهرتان خوب رفتار می کنید، آنها هم از شما تبعیت می کنند و در آینده همینطور رفتار می کنند.

ادامه مطلب / دانلود

چرا رفتار شوهرم عوض شده؟

غریزه مادری به زنان کمک می‌کند تا تغییرات کوچک را خیلی سریع درک کنند همانطور که این تغییرات را درکودکشان شهود می‌کنند. بیشتر زنان همین درک و شهود را نسبت به همسرانشان دارند و اگر چیزی در این رابطه تغییر کند آن را به راحتی متوجه می‌شوند.

در بیشتر موارد آنها نمی‌دانند باید چه واکنشی دربرابر این تغییرات داشته باشند و چگونه رفتار کنند و آنقدر از این تغییرات شوکه می‌شوند که نمی‌توانند ریشه و علت این تغییرات را بفهمند و با یادآوری خوبی‌ها، از خودگذشتگی‌ها و وفاداری‌هایشان به خود دلداری می‌دهند و مدام این جمله را تکرار می‌کنند «حق من نیست که زندگیم اینجوری بشه» و درنهایت به این نتیجه می‌رسند که «مردا سروته یه کرباسن و نمی‌شه ازشون بیشتر از این انتظار داشت»…

اگر شما هم احساس می‌کنید رفتار همسرتان مثل همیشه نیست، عادت‌هایش عوض شده‌اند، احساساتش نسبت به شما تغییر کرده است او را شاد نمی‌بینید و اعتمادتان را از دست داده‌اید به جای نگرانی و ترس از دست دادن رابطه، تلاش کنید تا درک درستی از این وضعیت پیدا کنید و اوضاعتان را سروسامان بدهید.

تلاش شما این نیست که با همسرتان دعوا و درگیری راه بیندازید، پیشاپیش از خودتان و عملکردتان دفاع کنید، ضعف‌هایتان را بپوشانید، به دنبال متهم باشید و با تندروی و بدرفتاری از حقوق خودتان دفاع کنید.

زمانی که این تغییرات را در زندگی احساس کردید پیش از هر واکنشی لازم است کمی تامل کنید و از خودتان صادقانه بپرسید «چه چیزی باعث شد رفتار همسرم عوض بشه؟ چرا اون دیگه درکنار من شاد نیست؟».

کمی به عملکردتان دقت کنید و ببینید چرا او مثل قبل در این رابطه خوشحال نیست؟ چرا برای زندگی تلاش نمی‌کند و شما در اولویت زندگی اش نیستید. این پرسش‌ها به شما کمک می‌کند وضعیت خودتان را ارزیابی کنید و علت تغییرات عاطفی همسرتان آشنا شوید:

آیا شور و هیجان مرده است؟

چقدر تلاش می‌کنید تا رابطه زناشویی تان را شاداب و پرهیجان نگه دارید؟ آیا هنوز همسرتان را قابل کشف و شناخت می‌دانید و یا فکر می‌کنید زندگی مشترک در درازمدت شما را تبدیل به دو همخانه کرده است؟ متاسفانه نباید انتظار داشته باشید شوهرتان این هیجان را به تنهایی ایجاد کند.

بسیاری از مردان نمی‌دانند چطور باید یک رابطه را بانشاط و پرشور نگه داشت اما توقع دارند همسرشان این شادابی را در زندگی حفظ کند. همیشه قدم‌های اساسی را شما باید برای اینکار بردارید. همسرتان متوجه تلاش شما می‌شود و ارزش آن را درک خواهد کرد و پابه پای شما پیش خواهد آمد، اما توقع دارد نقش فعال را شما داشته باشید.

راه‌های زیادی برای اینکه رابطه تان را در اوج نگه دارید وجود دارد، شما می‌توانید:

غافلگیرش کنید: یکی از کارهایی که برای بسیاری از مردان امروزی جالب است این است که گاهی با چیزهای ساده غافلگیر شوند. آنها کار بسیار فوق العاده‌ای انتظار ندارند اما می‌خواهند تحرک و نشاط را احساس کنند. هرازچندگاهی او را با چیزهایی که دوست دارد یا انتظارش را نمی‌کشد غافلگیر کنید.

فراموش نکنید که مردها دوست دارند پز توانایی‌ها و برتری‌های همسرشان را بدهند. پس سعی کنید مهارت‌های‌تان را بیشتر کنید، اهل مطالعه باشید، فعال و باانرژی باشید. اگر شما چنین شخصیتی دارید اما همین مسئله او را آزار می‌دهد دیگر نگران خودتان نباشید چون این مشکل فکری شوهرتان است نه شما!

به خودتان اهمیت بدهید: همین که شما اعتمادبه نفس داشته باشید برای همسرتان بسیار هیجان انگیز است. یک شوهر متعادل و کسی که مشکلات روحی و فکری و عقاید خاصی نداشته باشد از اینکه شما را قدرتمند ببیند لذت می‌برد.

اینکه شما به توانایی‌ها، استعدادها و زیبایی ظاهریتان توجه کنید و آنها را دست کم نگیرید به همسرتان روحیه و انگیزه می‌دهد. او در کنار شما شاد خواهد بود و نقطه ضعف‌هایتان را قابل قبول خواهد دانست اگر خودتان چنین طرز تفکری داشته باشید.

فراموش نکنید که مردها دوست دارند پز توانایی‌ها و برتری‌های همسرشان را بدهند. پس سعی کنید مهارت‌های‌تان را بیشتر کنید، اهل مطالعه باشید، فعال و باانرژی باشید. اگر شما چنین شخصیتی دارید اما همین مسئله او را آزار می‌دهد دیگر نگران خودتان نباشید چون این مشکل فکری شوهرتان است نه شما!

بی توجه نباشید: نکات بسیار کوچک و ظریفی هستند که شما با توجه به آنها می‌توانید حضور همسرتان را جدی بگیرید و او را متوجه عشق و علاقه خودتان بکنید. تصور کنید یک نفر هر روز صبح با نشاط و لبخند به شما صبح بخیر بگوید، صبحانه گرم آماده کند، برنامه کاریتان را بپرسد و شما را برای شروع یک روز خوب آماده کند، چه تاثیری در شما می‌گذارد؟

نمی توانید در خوشایندی این نوع رفتار شک کنید و تاثیر مثبت آن را انکار کنید پس اگر همسرتان واقعا خواهان این است که شما اینگونه رفتار کنید منتظر چیز دیگری نمانید. البته چنین رفتارهایی متقابل است و همسرتان نیز باید به همین نکات ساده توجه کند. اما بالاخره یک نفر باید شروع کننده باشد و چه بهتر که آن شروع کننده شما باشید.

از داستان‌های تکراری خسته نشوید: حتما همسرتان بارها و بارها یک ماجرا را برای شما با آب و تاب تعریف کرده است. خیلی خسته کننده به نظر می‌آید که او هربار ماجراهای خاصی را برایتان تعریف کند؟ چه اشکالی دارد؟ همین عادت را بهانه‌ای برای گفتگو بدانید و سعی کنید طوری به حرف‌هایش گوش بدهید که انگار هیچ وقت آنها را نشنیده‌اید.

مشخص نیست که چرا مردها چنین عادتی دارند اما چرا به آن احترام نگذارید و طوری رفتار کنید که او از هم صحبتی با شما ناامید نشود؟ روشتان را تغییر بدهید. سعی کنید هربار به داستان‌هایش گوش کنید، به لطیفه‌های تکراریش بلندتر بخندید و طوری نگاهش کنید و مشتاق باشید که انگار هرگز آن را نشنیده اید. جالب است نه؟

فوتبالی شوید: شاید به نظرتان عجیب باشد که همسرتان بخاطر اینکه او را در علایق شخصیش همراهی نمی‌کنید از شما دلسرد و مایوس شود. چه فکر کرده اید؟ او به همین سادگی راهش را از شما جدا می‌کند. او فوتبال دوست دارد؟ عاشق بازی‌های رایانه‌ای است؟

عاشق روزنامه و وب گردی است؟ دوست دارد هرشب فیلم ببیند؟ چرا همراهیش نمی‌کنید؟ کار بسیار ساده‌ای است اما برای همسرتان بسیار معنادار است. شماهم که بدتان نمی‌آید او همه چیز را باشما شریک شود!

مسحور فرزند نشوید: از شما بعید نیست که با تولد فرزندتان خود را وقف او بکنید و انتظار داشته باشید که همه توجه و حمایت و ارزش‌های خانوادگی حول محور فرزندتان باشد. اگر زمینه این نوع رفتارهای اغراق‌آمیز را درخودتان می‌بینید و یا به همین روش عمل می‌کنید، نیاز به بازبینی در تعریف خانواده، زن و شوهر، جایگاه فرزند و مفهوم رابطه دارید. عصبانی نشوید اگر همسرتان کنار بکشد، همراهیتان نکند و جایگزین‌های دیگری برای شما پیدا کند.

او هم به دنیا آمده است: گرفتن یک جشن تولد خانوادگی ساده‌ترین کاری است که می‌توانید برای شادکردن همسرتان انجام بدهید. همه ما از اینکه دیگران در روز تولدمان به یادمان باشند لذت می‌بریم. شوهر شما هم یکی از کسانی است که تولد برایش معنای خاصی دارد.

سعی کنید روزها و مناسبت‌های خاص را همیشه به یک روش و با یک عادت برگزار نکنید. گاهی تولد با دوستان خانوادگی را امتحان کنید، گاهی تولد دونفره بگیرید و گاهی هم با اعضای خانواده. این کار را

طبق یک وظیفه انجام ندهید و هربار آن را متفاوت، پرشور و باانگیزه جشن بگیرید. فقط شما به دنیا نیامده‌اید، او هم به همه این نوع توجه‌ها نیاز دارد.

مشکوک نباشید: بنای زندگی تان را بر اعتماد به یکدیگر بگذارید. مدام او را کنترل نکنید. در هر حرکت ساده همسرتان به دنبال بدبینی نباشید. این عادت که همه شماره تلفن‌ها را کنترل کنید. پیامک‌ها را بخوانید و یا از او بپرسید چی خریدی؟

کجا خریدی را کنار بگذارید. خودتان را از تصورات بدبینانه خلاص کنید. برای اینکه او را درکنار خودتان داشته باشید باید کارهای مفیدتری به جز کنترل همسرتان انجام بدهید.

نگرانی از اینکه «او هرگز فراموش نمی‌کنه» باعث می‌شود همسرتان از شما فاصله بگیرد حتی اگر واکنشی که نشان می‌دهد خشونت و آزار بیشتر شما باشد. اگر واقعا قصد دارید همسرتان را ببخشید و زندگی کنید به همسرتان این موضوع را بفهمانید

از خانواده شوهر معضل نسازید: مادر شوهر و خواهر شوهر را اولویت تاثیرگذار در زندگی‌تان ندانید. آنها می‌توانند خوب یا بد باشند، ممکن است شما را ناراحت کنند، ممکن است احساس کنید آنها قصد دخالت در زندگی تان را دارند. صرف نظر از اینکه آنها چه می‌کنند، خوب هستند یا نه نباید همسرتان را بخاطر رفتار خانواده‌اش تحت فشار قرار بدهید.

او را مجبور نکنید پاسخگوی رفتار خانواده‌اش باشد. این کار غیرضروری است و تنها نتیجه‌اش این است که او سعی می‌کند در این تنش از شما فاصله بگیرد یا احساس حقارت کند، مقابله به مثل کند و افسرده شود. به وجود آمدن چنین شرایطی باعث می‌شود او درکنار شما شاد نباشد و احساس آرامش نکند.

او را ببخشید: اگر قرار است شوهرتان را بخاطر خطایی که کرده است و برای شما گران تمام شده است ببخشید او را از صمیم قلب ببخشید. اگر او پشیمان است طوری رفتار نکنید که او با یادآوری آن شرمنده شود. او را واقعا ببخشید و آن را فراموش کنید.

نگرانی از اینکه «او هرگز فراموش نمی‌کنه» باعث می‌شود همسرتان از شما فاصله بگیرد حتی اگر واکنشی که نشان می‌دهد خشونت و آزار بیشتر شما باشد. اگر واقعا قصد دارید همسرتان را ببخشید و زندگی کنید به همسرتان این موضوع را بفهمانید.

هرچه می‌خواهد دل تنگت نگو: از دست شوهرتان به دلایل منطقی عصبانی هستید؟ حق با شما است اما عصبانیت شما مجوزی برای تحقیر و توهین به همسرتان نیست.

شما باید در هرحالتی پایبند به اخلاقیات باشید. اخلاق به شما توصیه می‌کند خشمتان را کنترل کنید، بدزبانی نکنید، توهین نکنید و خاطرات بد گذشته را زنده نکنید. او هم می‌تواند این رفتارهای غیرمنصفانه شما را فراموش نکند و هر لحظه آنها را به یاد بیاورد. اگر می‌خواهید همسرتان تغییر نکند و در کنار شما احساس خوشبختی کند روشتان را در بیان اختلاف نظرها، اشتباهات، تفاوت‌های فرهنگی، عقیدتی و البته سیاسی عوض کنید.

چرا رفتار شوهرم عوض شده به ظواهر اهمیت بدهید: به خودتان، نوع لباسی که می‌پوشید، ظاهر زندگی‌تان و دستپخت‌تان توجه کنید. بی‌انگیزگی شما در رسیدگی به اوضاع خانه، خورد و خوراک و پوشش در همسرتان نیز تاثیر می‌گذارد همانگونه که شما از آشفتگی روحی و ظاهری همسرتان تاثیر می‌پذیرید.

البته شما در ظواهرتان محدود نمی‌شوید. وضعیت روحی شما نیز بسیار مهم است. غرغرو نباشید، اگر افسرده هستید کاری برای درمان و از بین بردن آن بکنید، نگرانی و استرس شما نیز به همسرتان منتقل می‌شود درست همانطور که وضعیت روحی او در شما تاثیر می‌گذارد.

تا آنجا که می‌شود شادابیتان را حفظ کنید و اگر دلایلی وجود دارند که شما را غرغرو، نگران، افسرده، خسته و پریشان می‌کنند آنها را رفع کنید.

اجازه بدهید آنطور که می‌خواهد باشد: اگر همسر شما رفتار نامتعارف، غیراخلاقی و بیمارگونه‌ای ندارد نباید سعی کنید او را تغییر بدهید. این کار کاملا غیرانسانی است و هویت فردی او را آسیب پذیر می‌کند. او نباید شبیه مرد آرزوهای شما باشد همانطور که شما نمی‌توانید یک زن افسانه‌ای باشید. اجازه بدهید زندگی شما با فرازونشیب‌هایش و با وجود تفاوت‌های ساده میان زن ومرد و تجربه‌های متفاوتش درجریان باشد. هیجان را از زندگی تان نگیرید.

از نیازهای جنسی همسرتان نگذرید: نسبت به این موضوع حساس باشید. به نیازهای خودتان و همسرتان توجه کنید. سرد نباشید و مثل هر موضوع مهم دیگری قدم‌هایتان را با همسرتان یکی کنید. پرشور و هیجان باشید و خودتان و همسرتان را از سلامت جنسی دور نکنید.

رعایت بسیاری از این موارد در مورد همسر شما نیز صدق می‌کند. شما هم در مواردی بسیار حساس هستید و با نقص و کمبود در زمینه‌های خاصی در رابطه زناشویی که بسیاری ازآنها عاطفی و روحی هستند دچار افسردگی و ناامیدی می‌شوید. اما درحال حاضر موضوع اصلی شوهر شماست که کمی تغییر کرده است، بی‌تفاوت به نظر می‌رسد و مثل همیشه نیست!

ادامه مطلب / دانلود

این شوهران، مادر می‌خواهند نه همسر

کارشناسی می‌گفت 87 درصد پسرهای جوان، این روزها تمایلی به ازدواج ندارند. این بی‌میلی ها معمولا دلایل مشابهی دارند. آنها مشکل مالی دارند، توان اداره زندگی با حقوق ناچیز جوانان عملی نیست، خانواده دختر مراسم عروسی پرزرق وبرقی می‌خواهد که نیازمند پس انداز چند ده میلیونی است و… اما در پس تمام این علت‌ها که کم موجه نیست، برخی علت‌ها ریشه در شخصیت برخی جوانان دارند، ریشه در شیوه‌های تربیتی آنها، رفتار خانواده با آنان و ایجاد تعهد و مسئولیت‌پذیری در آنها که ضعف در هرکدام، جوانان را وامی دارد تا از ازدواج شانه خالی کنند.

وابستگی در علم روان‌شناسی واژه بدی نیست، زیرا همه به هم وابسته هستند؛ مادر به فرزند، زن و شوهر و گاهی دو دوست به هم وابسته‌اند، اما زمانی که این وابستگی به جایی می‌رسد که افراد نیاز دارند فرد دیگری را بشدت به خود وابسته نگه دارند و به مرور این موضوع دوجانبه می‌شود، وابستگی، یک اختلال شخصیتی خواهد بود. وقتی که این آقا یا خانم وابسته می‌خواهند تشکیل خانواده دهند موضوع وخیم‌تر می‌شود. هر چند وابستگی شکل‌های مختلفی دارد، اما وابستگی مادر و فرزند و بویژه وابستگی مادر وفرزند پسر از جمله وابستگی‌هایی است که این روزها به عنوان یکی از عوامل ترس پسرها از ازدواج وگردن نهادن به تعهد زندگی مشترک، شکل جدیدی به خود گرفته است.حساسیت این مساله پس از ازدواج به حدی است که بهتر است در همان محضر یک تست شخصیت وابستگی از افراد به خصوص آقایان گرفته شود تا اگر مشخص شد این اختلال در فرد وجود دارد از ازدواج جلوگیری شود. با این روش مقدار قابل توجهی از آمار طلاق پایین می‌آید. این موضوع تا حدی ریشه‌ای است.

روانشناسان معتقدند، اختلال وابستگی مادر و پسر ریشه در دنیای کودکی دارد، مادرانی که در بیشتر موارد، میانه خوبی با همسرانشان ندارند یا در سن پایین ازدواج کرده و صاحب فرزند شده‌اند، شوهرشان فوت کرده‌اند و… بیشتر در معرض وابستگی به پسرانشان هستند. در این صورت خلأهای عشقی، عاطفی و تکیه‌گاهی خود را در وجود پسر می‌یابند.

یکی از دلایلی که مادرها دوست دارند فرزند پسر را به خود وابسته نگه دارند، مسائل مالی است. در برخی خانواده‌ها که شغل پدر خانواده آزاد بوده و حقوق کارمندی ثابتی وجود ندارد، مادر خانواده برای تامین معاش خود در آینده و پس از مرگ و از کارافتادگی همسر ناچار است، فرزند پسر را به خود وابسته نگه دارد تا منبع درآمد خود را از دست ندهد، بنابراین تمام سعی خود را می‌کند که هر روز پیش از روز قبل، فرزند را وابسته کند.

من زن نمی‌خوام

بسیاری جوانان از ازدواج طفره می‌روند چون انتظار دارند، همسرشان نیز بعد از ازدواج برایشان مادری کند، یعنی، لباسشان را مرتب کند، غذا بپزد، نوازششان کند، نگرانشان باشد و تمام وقتش را صرف همسر کند، درحالی که بسیاری از دختران چنین رویه‌ای را نمی‌پسندند. به همین دلیل انتخاب همسر برای پسران وابسته دشوار است.

دوران شیرین وابستگی میان پسرها و مادرها زمانی به اوج می‌رسد که قرار باشد، عضو سومی میان این دو فاصله بیندازد یعنی پسر بخواهد ازدواج کند. از آنجا که این اختلال شخصیتی بسادگی قابل تعریف و شناسایی نیست، خیلی‌ها نمی‌دانند فرزندشان به آن دچار است و حمایت‌های بی‌رویه خود را نشانه مهر مادری می‌دانند.

مادری که تمامیت خود را در وجود فرزند پسر می‌بیند، همیشه سعی می‌کند پسر را جوری به خود وابسته نگه دارد که او هم در هیچ زمانی مادر را رها نکند و نیازهای روانی او را به حد کمال برآورده می‌کند و در اصطلاح ما روان‌شناسان، در سیستم غلط هم وابستگی رخ می‌دهد.

این شوهران، مادر می‌خواهند نه همسر

بسیاری از این پسرها قادر نیستند کوچک‌ترین کار شخصی خود را انجام بدهند، زیرا مادر همه کارهای او را انجام می‌داده و او را اشباع کرده است. پسر طی این سیستم غلط رشد می‌کند و زمانی که می‌خواهد ازدواج کند سیستم به هم می‌خورد و آرامش مادر برهم زده می‌شود و شروع به سنگ انداختن در زندگی پسر و عروس می‌کند.

سخن‌چینی عروس را نزد پسر می‌کند یا متاسفانه تا حدی پیش می‌رود که زندگی آنها را به مرز طلاق می‌رساند و به دلیل این‌که پسر هم مهارت لازم را برای حل مشکل و ایجاد تعادل در محبت به همسر و مادر نیاموخته، در نتیجه نمی‌تواند سیستم را بی‌خطر نگه دارد و توان زن‌داری ندارد. افراد وابسته، مهارت‌های لازم را برای حل مشکلات ندارند و یاد نگرفته اند چگونه مدیریت کنند. پس از این‌که صاحب فرزند هم می‌شوند همواره از مادر صلاح و مشورت می‌خواهند و به سیستم قبلی خود چسبیده‌اند.»

پسر باید بداند که پدر و مادر بعد از ازدواج واجب‌الاطاعه نیستند. عزیزند، محترمند، اما این‌گونه نیست که باید مطیع آنها باشد. باید یاد بگیرد که سرنوشت خودش را خودش بنویسد. خودش برای هر قسمت از این ازدواج برنامه داشته باشد، نظر داشته باشد، البته مشورت با بزرگ‌ترها فراموش نشود

این توصیه‌ها را جدی بگیرید

برای حل مشکل وابستگی به والدین، مرحله اول آماده‌سازی خود است. تا خودتان را نشناسید همسرتان شناخته نمی‌شود. نبی اکرم(ص) تأکید فرموده‌اند که حتما با کفو خودتان ازدواج کنید. برای این‌که کفوتان را بشناسید باید بدانید که خودتان سمت و سویتان کجاست.

در مرحله اول باید بدانید که مهم‌ترین ویژگی شما برای ازدواج چه باید باشد. (یا خصوصیت همسر چه باشد) و برای این باید خودتان را برایش آماده کنید. پس برای خودتان یک دوره بگذارید و آن خصوصیت‌ها را اولا در خودتان پیدا کنید و ثانیا آنها را در خودتان بپرورانید. آماده شوید برای جدا شدن از پدر و مادر.

پسر باید بداند که پدر و مادر بعد از ازدواج واجب‌الاطاعه نیستند. عزیزند، محترمند، اما این‌گونه نیست که باید مطیع آنها باشد. باید یاد بگیرد که سرنوشت خودش را خودش بنویسد. خودش برای هر قسمت از این ازدواج برنامه داشته باشد، نظر داشته باشد، البته مشورت با بزرگ‌ترها فراموش نشود.

مرحله دوم آماده ساختن والدین است. شاید بسیاری از شما خودتان را برای ازدواج آماده می‌بینید، اما پدر و مادر شما را آماده نمی‌بینند. هنوز می‌گویند شما بچه‌اید، هنوز اطمینان و قبول ندارند که شما می‌توانید زندگی بچرخانید و اداره کنید. خوب چگونه به آنها اعلام آمادگی کنیم؟ با زیرکی خاصی باید به پدر و مادر فهماند که آن ویژگی در من رخ داده است. وقتی ببینند که این ویژگی هست به شما اعتماد می‌کنند. باید به پدر و مادر نشان داد که ما می‌توانیم روی پای خودمان بایستیم و ازدواج ما، فردا برای شما خفت، گرفتاری، آبروریزی و… نمی‌آورد.

ازدواج بهترین راه برای کاهش وابستگی مرضی بین مادر و فرزند است که برای هردو طرف مفید است، هرچند برخی پسران برای فرار از مسئولیت و پذیرش تعهد، وابستگی به مادر و پدر را بهانه می‌کنند، اما رفتن به مراکز مشاوره، تنظیم مناسبات رفتاری و ساماندهی آن با فرزند پسر در یک طیف زمانی چند ماهه می‌تواند او را برای ازدواج آماده کند.

خصوصیات افراد وابسته

در روابط پیش از ازدواج با همسر آینده و خانواده او به میزان وابستگی آنها دقت کنند، چون رفتار مرد بالغی که حتی بعد از ازدواج به مشورت با مادرش نیازمند است و نمی‌تواند بدون دانستن نظر مادر خود تصمیم بگیرد کمی ناامیدکننده به نظر می‌رسد.

البته که احترام به نظر مادر و پدر ضروری است، ولی وقتی این احترام به صورت یک وابستگی و نیاز در آمده باشد می‌تواند نشانه اعتماد به نفس نداشتن یک مرد باشد.

اگر مردی نتواند به تصمیمات خود اعتماد کند در جلب اعتماد همسر خود نیز موفق نخواهد بود. این افراد به دلیل این‌که از مستقل زندگی‌کردن می‌ترسند، مرتب از جمله «مادرم می‌گوید، مادرم معتقد است و…» استفاده می‌کنند.

1) معمولا این افراد به محض وقوع اتفاق کوچکی که در رابطه با نامزد شان پیش می آید فورا به سراغ والدین خود می روند و آنها را در جریان تمام ماوقع می گذارند.

2) در بسیاری از مسایل مهارت ندارند به خصوص مهارت های اجتماعی. به جای اینکه خودشان مساله را حل کنند نامزد را مقابل والدین به ویژه مادر قرار می دهند و آن خانم از همان ابتدا خود را مقابل مادرشوهر می بیند و از همان ابتدا مشکلات و دشمنی ها آغاز می شود.

3) بسیاری از این افراد نیاموخته اند که چطور همسرداری کنند و به موقع هوای همسر خود را داشته باشند و هیچ منطقی را نمی پذیرند و درصدد حل مشکل همسر با خانواده خود برنمی یابند. آنها اغلب اوقات، خانم را مقصر می دانند و در حاشیه قرار می دهند و اجازه بی احترامی از جانب خانواده خود را به همسر می دهند.

ادامه مطلب / دانلود
صفحه 30 از 38«...1020 قبلی 293031 بعدی ...»